maria Dastgheib در ۶ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:
اخیرا کتابخانه دیجیتال کنگره در واشنگتن دی سی مجموعه گران بهائی از نسخ خطی کتابهای حافظ و مولوی و سعدی و شاهنامه را در دسترس عموم گزاشته
سه نسخه خطی هم از دیوان حافظ
Hafiz Persian Manuscript (library of Congress) date 1600
متن غزل و بیت اخر که حذف شده
طبق نسخه های قدیم موجود در کتابخانه دیجیتالی در واشنگتن دی سی
روزه یک سو شد و عید آمد و دل ها برخاست
می ز خمخانه به جوش آمد و می باید خواست
توبه زهدفروشان گران جان بگذشت
وقت شادی و طرب کردن رندان برخاست
چه ملامت کشد آنکه چو ماباده خورد
این نه عیب است و نه این بی خبری و نه خطاست
باده نوشی که در او هیچ ریایی نبود
بهتر از زهدفروشی که در او روی و ریاست
ما نه مردان ریاییم و حریفان نفاق
آن که او عالم سر است بدین حال گواست
فرض ایزد بگزاریم و به کس بد نکنیم
وان چه گویند روا نیست نگوییم رواست
چه شود گر من و تو چند قدح باده خوریم
باده از آب روان است نه از خون شماست
این نه عیب است کز آن عیب خلل خواهد بود
ور بود نیز چه شد مردم بی عیب کجاست
حافظ از چون و چرا بگذر و می نوش دمی
نزد حکمش چه مجال سخن چون و چراست
حافظ - غزلیات - غزل شماره 20 - روزه یک سو شد و عید آمد و دل ها برخاست...
Saha در ۶ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۵۸ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲۷ - ترتیب کردن کوشک برای شیرین:
بده فرسنگ از کرمانشهان دور
به صورت
به ده فرسنگ از کرمانشهان دور باید نوشته شود
ایرانی در ۶ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۴۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۴:
یکی از زیباترین غزلهای ادبیات فارسی میباشد. واقعا شاهکاره.
ایرانی در ۶ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۳۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۴:
این غزل رندانه از سعدی فرزانه و بسیاری از غزل های دیگر استاد سخن بعد ها سرمشق حافظ در غزلسرایی شد.
سیدمحمدتقی المدرسی در ۶ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۳۳ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۳ - در وداع ماه رمضان:
فاروق نه فاروق
احمد در ۶ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۵۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۱:
به ترکان بفرمود کاندر دهید
درین دشت کشتی به خون برنهید
در مصرع اول به نظر «کاندر نهید» درست تر است. بر اساس دهخدا، اندر نهادن یعنی حمله ور شدن. شکل کامل آن چنین است: شمشیر اندر نهادن
رسول آزادوار در ۶ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۳۸ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۱۰:
این شعر چهارپاره و وزن آن متفاعلن است نه متفاعلتن
رسول آزادوار در ۶ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۳۵ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۲۹:
درود این شعر چهارپاره و بر وزن متفاعلن است نه بر وزن متفاعلتن.
احمد در ۶ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۱۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۱:
به دل گفت گرسیوز این راست گفت
سخن زین نشانی که بود در نهفت
مصرع دوم به این صورت مشکل وزنی دارد. بنده به این گونه هم دیده ام.
به دل گفت: "گرسیوز این راست گفت؛. چنین راستی را نباید نهفت."
سیدمحمدتقی المدرسی در ۶ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۰۹ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۳ - در وداع ماه رمضان:
غادر الحب صحبةالاحباب. فاروق الخل عشرةالخلان:
محبوب از همنشینی با دوستان خود روی گرداند و دوست از عشرت دوستان جدا شد.
شهرام آرین در ۶ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۵۶ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۲ - حکایت در این معنی:
بیت آخر در بوستان سعدی به تصحیح دکتر یوسفی وجود ندارد.
آرمین در ۶ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۴۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۳۵ - تعظیم نعت مصطفی صلی الله علیه و سلم کی مذکور بود در انجیل:
تمام نظراتو خوندم... واقعا چقدر تفسیر از خودتون در آوردید... کجای انجیل به محمد آخه اشاره کرده؟ خدا که گمراه نمیکنه اگر از عیسی پیشگویی شده.. 300 بار بهش اشاره شده!! و خدا فقط یک نجات دهنده نام میبره برای نجات دنیا و فقط مسیح بوده!! نه یک انسان گناهکار!! مسیح به تمام پیشگوییها تحقق بخشید... و قبل رفتنش به ابعاد آسمان میگه نگران نباشید بعد من تسلی دهنده میاد.. که ده روز بعد تحقق یافت در روز پنطیکاست... و نبوتها شد .. و فصل جدید نجات شکل میگیره.. آخرین فرستاده یشوعا ناصری بود عزیزان.. لطفا انقد داستان نبافید.. انجیل هر کی میخواد بنده هستم..
آیدی تلگرام:
@bihec
نوید در ۶ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۰۸:
معنی قدر در بیت دوم و اصطلاح "قدر از بام درافتد" چیه؟
ایرانی در ۶ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۲۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۷:
روفیا جان این شعر مهدی حمیدی شیرازی چه ربطی به غزل زیبای سعدی دارد؟!
ایرانی در ۶ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۲۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۷:
مدیر محترم گنجور باید حاشیه هایی را که زاید و اضافه و بی ربط هستند حذف کند. به هر حال از موضوع اصلی دور نشویم.
حافظ شیرازی در استقبال از این غزل زیبای سعدی فرموده :
هاتفی از گوشه ی میخانه دوش * گفت ببخشند گنه می بنوش.
با سپاس از دوستان گرامی.
ایرانی در ۶ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۱۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۷:
از این 18 تا حاشیه به غیر از یکی دو حاشیه مابقی ربطی به این غزل زیبای سعدی نداشت خود غزل را رها کردند از نیوتن و گالیله و غیره صحبت میکنند. آخه نیوتن و گالیله چه ربطی به شعر فارسی دارد؟ اینم شد نقد و انتقاد؟
صنوبر در ۶ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۴:
به هم "سازیم" و بنیادش براندازیم
عرفان ایمانی در ۶ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۲۰ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۳:
گفتا من آن تُرَنجَم، کاندر جهان نگنجم
گفتم به از ترنجی، لیکن به دست نایی
خواجوی کرمانی
مختصری در باب معنی ترنج در این بیت خواجو
این غزل خواجو، از زیباترین غزلیات اوست و با استعارات و ایهامات فراوان، گویا گفتگوی خدا با رهرو طریقت است.
از دو بیت اول:
گفتا تو از کجایی؟ کآشفته مینمایی
گفتم منم غریبی، از شهر آشنایی
گفتا سرِ چه داری؟ کز سر خبر نداری
گفتم بر آستانت، دارم سرِ گدایی
میتوان تصدیق کرد که شخصیت گفتگو کننده با حضرت عشق، همان رهرو طریقت است.
اما تُرَنج را بسیاری از فرهنگها و لغتنامهها، با مصدر ترنجیدن و یا مصدر رنجیدن، هم خانواده گرفتهاند.
شاید بتوان این احتمال ضعیف را در نظر گرفت که خواجو، ترنج را به این سبب که از سایر مرکبات، بزرگتر است، یکی از صفات خداوند در نظر گرفته، اما ترنج به این معنی(یک نوع از مرکبات) در ادامهی بیت(کاندر جهان نگنجم) نمیتواند دارای آن بار معنایی لازم باشد.
اما ترنج را اگر به این معنی که (از تو میرنجم) در نظر بگیریم و نظر لغتشناسانی چون معین و عمید را در هم خانواده دانستنِ ترنج و ترنجیدن و رنجیدن، درست بدانیم میشود معنای بیت رااینگونه تعبیر کرد:
من آن وجودی هستم، که از تو رنجیدم و در جهان نگنجیدم(و تو را به سبب رنجش از خود و بهشتم راندم) و تو به جهان آمدی ولی من و عظمتم(به همان معنای بزرگ بودن ترنج نسبت به سایر مرکبات) در این جهان نمیگنجد.
و جالب اینجاست که خواجو با زیرکی در مصراع دوم، همان معنی حقیقی ترنج را با یک ایهام شگفتانگیز بیان میکند و میگوید تو از ترنج هم بهتری و شاید مقصود او این است که مقام تو و عظمت و رحمتت، بالاتر از اینهاست که از ما بِرَنجی، امّا حق با توست و به دست نمیآیی( تو آن وجود زندهی فراتر از عالَمی که نسبتت قابل فهم و درک نیست).
عرفان ایمانی
هفده اردیبهشت نود و هشت
ایلیا محمدی در ۶ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۱۶ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۴۳:
درود
اولا بیت اول مصرع دوم درستش هست خیال خوانان نه جوانان
در ثانی اگر اشتباه نکنم وزن شعر اشتباه هست و باید در رکن آخر به فاعلاتن یک هجا اضافه شود
maria Dastgheib در ۶ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰: