aziz در ۶ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۲۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۴:
من برداشتم از این شعر اینه که زیاد به خودمون نبالیم اخرش هیچه یعنی دنیا خیچه یعنی چیز زیادی نمیدونستیم و فکر میردیم خیلی حالیمونه برا اینم یک چندی شاد بودیم
بابک چندم در ۶ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲۵:
@ ملانیا
سه جمله نیست، بلکه سه بخش از یک جمله است...
@ علیرضا
نقش جهان -> تصویر جهان
منظور از میدان نقش جهان اینست که تصویر کل جهان است...
مولوی هم آنرا ندیده که منظور نظرش باشد...
در این بیان او نقش جهان یعنی شکل و شمایل، ظاهر جهان...
بابک چندم در ۶ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۴۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۴:
@ کامبیز
منبع و مرجع این باور ایران باستان را که افرادی از پروین برای نجات زمین آمدند و...
کجاست؟
بابک چندم در ۶ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۳۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۴:
@ بهرام
رفتنش ببینم-> راه رفتنش، گام برداشتنش، خرامیدنش را ببینم
صحبتِ از جایی به جای دیگر رفتن نیست، بلکه برابر آنچه که امروزه مثلاً می گویند: "قربون راه رفتنش بروم" است...
@ آرا و امیر
همان دستم نداد است و نه "پایم نداد"
دستم نداد-> مرا دست نداد، مرا ممکن نشد.
@ کامیار
همان مجموع است و نه مجمع
مجموع بودن یا نشستن در مقابل پریشان بودن یا نشستن .
مجموع= ناپریشان
@ 8، و سایر دوستان
در نظم قواعد نثر را می توان برهم زد، چنانکه در ابیات سعدی هم دیده شده که گاه بین دو کلمه مرتبط یک یا دو کلمه فاصله انداخته، گاه حرف رابط یا کلمه مربوط را در مصراع پسین آورده, گاه میم مالکیت را به کلمه دیگری ملحق کرده و...
این مصرع:
"گوشم به راه تا که خبر می دهد ز دوست"
را شما در نثر اینگونه برابر می کنید:
گوش به راهم تا که خبر می دهد ز دوست
در صورتی که:
گوش به خبرم تا که از راه (خبر) می دهد ز دوست
خبر دوم در نظم اضافی بوده و جایز نیست، پس یا باید اولی را حذف کرد یا دومین را...
با حذف خبر دوم و الحاق م مالکیت به گوش، مصراع را بدینصورت در آورده...
ایرادی در بیان شیخ نیست!
سعید در ۶ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۱۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۲۳ - حکایت نوشیروان با وزیر خود:
سایه خورشید سوران طلب
از نظر معنی متن دوستان عالی توضیح دادن
اما بنظر من خورشید سوران
میتونه اشاره به حشاشین یا عیاران یا انجمن برادری باشه که هر کدام در جغرافیا و زمان خواصی بوده اند
گروها و مجموعه های که سعی در بالا بردن بعد روحی و معنوی إنسان داشته اند البته گروهای مخوفی نیز بوده اند
سید حجت موسوی در ۶ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۰۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۵ - قصهٔ هاروت و ماروت و دلیری ایشان بر امتحانات حق تعالی:
این بیت جعلی است زیرا اولا در نسخه های قدیمی نیست و دوما خود کلمه کورکورانه برای زمان مولوی نیست و کلمه ای تازه تاسیس است.
همچنین کافی است که به این شعر رجوع شود تا نظر مولوی در باره شمر و یزید و امام حسین را متوجه بشوید:
خرده گیرد در سخن بر بایزید
ننگ دارد از درون او یزید
یا
چون بره کردش بگفت ای تیزبین
تو فقیهی ظاهرست این و یقین
او شریفی میکند دعوی سرد
مادر او را که داند تا کی کرد
بر زن و بر فعل زن دل مینهید
عقل ناقص وانگهانی اعتماد
خویشتن را بر علی و بر نبی
بسته است اندر زمانه بس غبی
هر که باشد از زنا و زانیان
این برد ظن در حق ربانیان
هر که بر گردد سرش از چرخها
همچو خود گردنده بیند خانه را
آنچ گفت آن باغبان بوالفضول
حال او بد دور از اولاد رسول
گر نبودی او نتیجهٔ مرتدان
کی چنین گفتی برای خاندان
خواند افسونها شنید آن را فقیه
در پیش رفت آن ستمکار سفیه
گفت ای خر اندرین باغت کی خواند
دزدی از پیغامبرت میراث ماند
شیر را بچه همیماند بدو
تو به پیغامبر بچه مانی بگو
با شریف آن کرد مرد ملتجی
که کند با آل یاسین خارجی
تا چه کین دارند دایم دیو و غول
چون یزید و شمر با آل رسول
پیوند به وبگاه بیرونی
کامبیز خاچاتورین در ۶ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۴۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۴:
این بیت عجیب من یاد گاو قدیم خودمون می ندازه که مظهر پاکی بود و ایرانیان باستان ان را مقدس شمرده چون اعتقاد داشتن به افرادی که از پروین جهت نجات زمین وارد شدن در افسانه های باستانی اینگونه نوشته شده استِ که بعداز جنگ با اهریمن، اهورا به زمین فرو رفته تا ابادانی و برکت ببخشد به زمین بی شک خیام منظورش این اتفاق بوده است نه ان گاوی که اعتقاد عامه بر ان بوده است که اعتقادات یونانیان بودا نه اریایی ها در عجبم از این شعر واقعا او عاشق ریاضیات بوده است.
ساکت در ۶ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۰۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۱:
به دو دلیل احتمال دارد این رباعی از آن خیام نباشد. یکی به دلیل قرار گرفتن اسرار و معما در کنار یکدیگر که هر دو به یک معنی بوده و قرار گرفتن آنها در کنار یکدیگر از بلاغت به دور است، مگر این که نسخه دیگر این رباعی را بپذیریم که چنین است: ای دل تو به ادراک معما نرسی. دلیل مهمتری که انتساب این رباعی را به خیام مورد تردید قرار میدهد مضمون به کار رفته در مصرع دوم است، چرا که در آن از زیرکان دانایی سخن به میان آمده که گویی به اسرار جهان واقفند، در حالی که در دیگر رباعیات خیام چنین مشاهده نمیشود و همواره بر غیر قابل شناخت بودن جهان تأکید شده است. به عنوان نمونه میتوان به این رباعی اشاره کرد:
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
وین خط مقرمط نه تو خوانی و نه من
هست از پس پرده گفتگوی من و تو
چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من
ملانیا در ۶ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲۵:
مصرع
اگر چراغ دلی- دان - که راه خانه کجاست
سه جمله است
ناآمده در ۶ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۱۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۵:
شاید مصرع اول بیت دوم اینطور باشد:
تا چند به تنگنای زندان وجود
سید ایمان در ۶ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۸۸:
سلام میشه راهنمایی کنید دو بیت آخر چه معنا و مفهومی دارد؟
Pirooz Eghbal در ۶ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۸:
در روایتی آمده :
مولانا میگوید شمس دیشب به خوابم آمد و از بهشت این شعر را زمزمه کرد .
.. در ۶ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۰۰:
ای آفتاب جان! در و دیوار تن بسوز
قانع نمیشویم بدین نور روزنی..
مهدی در ۶ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۷:
در مصرع اول بیت دوم واژه کویت صحیح است نه کویش
.. در ۶ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۹۷:
جمله بهانههاست
که عشق است هرچه هست..
شیخ حسن در ۶ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۱۸ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب چهارم در فواید خاموشی » حکایت شمارهٔ ۱۰:
شاعر چرب زبان، برای چاپلوسی و به امید گرفتن هدیه رفته و در مدح رئیس دزدان شعر سروده. چه ارتباطی به انتقاد داره.
ساسان در ۶ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۷:
سلام این غزل هم از حافظ نیست
سامان در ۶ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۴۲ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۵۹:
وزن صحیح این شعر هشت رُکنِ فَعِلُن است که آن را «رَکضُ الخَیل» و «صَوتُ الناقوس» هم مینامیدهاند و در خانوادهی بحر متدارک قرار میگیرد. (کتاب این کیمیای هستی، استاد کدکنی، صفحهی 292)
مهسا در ۶ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۹۸:
ای آنکه طبیب دردهای مائی
این درد ز حد رفت چه میفرمائی
والله اگر هزار معجون داری
من جان نبرم تا تو رخی ننمائی
ماکان در ۶ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۳۹ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۹۰: