مسعود. خ در ۶ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۲۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:
دوستانی که پرسیدند معنی بیت «یک پشت زمین دشمن...»
باید بگم که نهایت عاشقی رو میرسونه. به این معنی که دشمن به معنای مخالف هست. یعنی اگه همه ی مردم زمین با من مخالفت کنند که تو(معشوقه) آدم خوبی نیستی(روی به من آرند)... از آخر به اول»»» گر روی بگردانم. یعنی اگه از تو روی بگردانم و از عشقت دست بکشم، من عاشق تو نبودم و نیستم اگه حرف اونها رو قبول کنم. همین و بس
محمد طهماسبی دهنو(هانا دایی) در ۶ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۰۹ دربارهٔ قاآنی » قطعات » شمارهٔ ۹۶:
بوتیمار مرغیه که بهش میگن غم خورَک
همیشه کنار آب میشینه و از غم اینکه مبادا آب کم بشه با وجود اینکه تشنه هستش،آب نمیخوره
قاآنی جای دیگه میگه
مرغکی عاشق آب است که بوتیمارش
نام از آن است که همواره بود باتیمار
بر لب نهر نشیند نخورد آبی از آن
که اگر آب خورم کم شود آب از انهار
محمد طهماسبی دهنو(هانا دایی) در ۶ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۰۱ دربارهٔ قاآنی » قطعات » شمارهٔ ۹۶:
بخیل بدکنش را در زمانه
کاظم رمضانیان در ۶ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۳۸ دربارهٔ حافظ » ساقینامه:
با سلام و احترام
درست این مصرع شاید این باشد:
یکی رآ قلمزن کند روزگار
یکی را دهد تیغ در روز کار
در اصل این، دو تا شعر بوده است :
ساقینامه
مغنی نامه
از جایی که مغنی شروع شده ، آهنگ و ابیات فرق میکند.و آغاز مغنی نامه است.
این بیت هم خاطرم هست ولی در اینجا نیامده:
از آن می که جان دارویی هوش باد
مرا شربت و شاه را نوش باد
عادل درخشنده در ۶ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۲۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۱ - حلوا خریدن شیخ احمد خضرویه جهت غریمان به الهام حق تعالی:
دوستانی که نوشتند از آن کودک چرا حلوا خریدند پولش ندادند و کودک به گریه افتاده است توجه شریفتان به این نکته ظریف جلب می کنم که معامله با کودک اصلا مکروه است. نظر شریف مولانا از کودک کنایه از دل دارد دلی که باید مسیر تعالی را پیش بگیرد اما به خودی خود نمی گیرد چون بازیگوش است و ما باید تربیت اش بکنیم بزرگ اش بکنیم این طفل درون را . که فرموده اند آب کم جو تشنگی آور بدست . بگذارید این دل بشکند که هرچه شکسته شد از ارزش افتد بجز دل . بگذارید از تعلقاتش که برای خود ساخته و گاهی به شما تحمیل می کند فاصله باشد تا آنها را فراموش کند پتو روی سر بکشید و آرام منتظر باشید که برایتان الطاف خداوندی می رسد اما به شرطی که احساس کند آن شیرینی از دستش رفته تا گوهر خداگونه اش که در هماهنگی با همه جهان بیکران است از خود را نشان دهد.
امیدوارم این نظر مفید مقبول دوستان باشد.
کاظم رمضانیان در ۶ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۰۰ دربارهٔ حافظ » ساقینامه:
با سلام و احترام
این شعر بخوبی به دل می نشیند.
در مورد بیا و بده ، بیا قوت بیشتری دارد .
. در مورد دوتایی و یک نایی روایت دیگری هم هست :
به یکتایی او سه تایی بزن
در این حالت دوتایی مصرع اول و یکتایی مصرع دوم با هم جمع شده و سه تایی درخواست شده
با تشکر
خراباتی آتش در ۶ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۵۶ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۹:
به زعم بنده بیت سیزدهم مصرع اول این گونه باید باشد
مهر هر روز دمی در بندت
چه که در بنده ات ترکیبی بی معناست، اما در بند بودن معنای صحیحی به بیت می بخشد.
سیاوش در ۶ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۴۵:
خانم پریسا این شعر رو با تار آقای ایمان ورزیری خوندن گویا نام آلبوم (گردایه ) سادگی هست
یگلن در ۶ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۰:
دوستانی که قصد تصحیح شعر جناب حافظ رو دارند هم تقاضا دارم در نوشتار زبان فارسی تلاش کنند کمتر غلط املایی داشته باشند. ممنون
یگلن در ۶ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۰:
هرکسی آز ظن خود شد یار من
وز درون من، نجست اسرار من
بله درست میفرمایند فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر
revival در ۶ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۳۳ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵:
نظر بنده این است که معنی چنین میشود؛
عقابان می درد،چنگالِ بازِ اهنین پنجه
یعنی مانند عقاب می درد،حتی چنگال های اهنین باز(پرنده شکاری)
یعنی نهایت خشنی و قدرت!
a.p در ۶ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۴۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود » بخش ۲۷:
باغ بی خَوْ کردن در بیت آغازین به معنای دوری کردن شاعر از آوردن ابیات اضافی که کمکی به بار معنایی نوشته نمی کرده است ، می باشد ؛
یکی از ویژگی های شعر فردوسی بزرگ این است که یک معنی را دو بار و یا چند بار در بیت و ابیاتی تکرار نمی کند و در واقع با این بیت بر سخن و شعر دقیقی خرده گرفته است که اشعار تو به مانند باغی است که در آن علف های هرز روئیده است و به تنه درخت معنی پیچیده و مانع خوب دیدن آن میشود. .
علی محمدی در ۶ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۷:
با سلام خدمت همه دوستان . تفاسیر همه دوستان زیبا بود بخصوص آقای رضا ساقی که خواستم بدونم کانال تلگرام و یا اینستاگرام دارید که نقد های شعرها رو اونجا بنویسید
حجت در ۶ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۰۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۰:
بنظر من کلمه مصرع اول قِضا هست که در مصرع بعد هم وزن چِرا میاد.
قِضا به معنی قضاوت هست نه قَضا و قدر.
ایشون هم میفرمایند اگر قضاوت میکنید بدون حضور من
پس چرا دنبال خوب و بدش میگردید.
( من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش)
این بیت به نظر من اصلا به قَضا و قدر ربطی نداره
مجید بیرانوند در ۶ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹۸:
گویی مرا برجه بگو گویم چه گویم پیش تو
کسی میدونه معنی برجه چیه ؟
غلامرضا انصاری در ۶ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۳:
نمیدانم چرا همه میخوانند چراغی بَر کند خلوت نشینی
من اهل فارس هستم و از قدیم چیزی که از چراغ و چشم میگفتند اینه که چراغ را بِر کن یعنی روشن کن و یا چشمش از دیدن او بلر شد، چشمش کور بود و بِر شد و این بِر کردن به معنای برپا کردن چراغ نیست بلکه به معنی روشن کردن است. جناب گرمارودی هم بَر گردن میخونه. یه چرخی تو روستاهای فارس بزنه تا ببینه که این واژه قدیمی به چه معناست. حداقل به دو روش میخوندش.
یا اون شعر باباطاهر که " مژه گردم به گرد دیده پَرچین" ولی غالب مردم آن را پُر چین میخوانند به این معنی که دور دیده را چین دار میکنم. پَر چین با خار درست میکنن و روی دیوار باغ میذارن تا کسی وارد نشه همانطور که شاعر میگه با مژه هایم دور چشمم پَرچین درست میکنم تا غیر از تو را نبینه.
عبد علی در ۶ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۴:
با سلام و عرض ادب خدمت دوستان گرامی
من در چندین محفل شنیدم که جناب خواجه عظیم الشان این غزل را در وصف حال شب عاشورا و یاران سیدالشهدا ع سروده اند که با تفاسیری که شنیدم بسیار لذت بردم از سرودهی خواجهی شیرازی
sepehr در ۶ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۹۳:
به نطر بنده دلیل اینکه بودم مناسب تر است یکی این است که اصلا بی قراری ایشان به خاطر معشوف است و معشوق میگوید که این کار هایی که در راه ما میکنی منت نگذار که اصلا خود ما این حالات را به تو دادیم.
Roya در ۶ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۳۷ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:
استادان گرامی! سامی عزیز معنی این شعر را خواسته بودند. اگر ادیب ارجمندی قبول زحمت بفرمایند، ما هم بهره خواهیم برد. سپاسگزارم.
احمد حسینی در ۶ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۵۸ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » غزلیات » شمارهٔ ۹۲: