گنجور

حاشیه‌ها

نادر در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۶:

فقط جالبه برام چون متوجه شدم اگر دامن به جای ساعد بزاریم تعداد سین های این بیت 7 عدد میشه و هفت سین داره

محمد شصت وشیش در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰:

سلام اقا رضا
من هر بار که حافظ رو میخونم دنبال یه کاراکتر جدید هستم به غیر از شاه شجاع که واقعا دیگه خسته کننده شده و تکراری این همه شعر
فک نمیکنم که این همه در موردش شعر سروده باشه
گرچه به نظر من از بزرگی حافظ میتوان این رو ثابت کرد که قطعا در شعرهایش میتوان هم زمان چند شخصیت چند موضوع چند معنی چند مکان و چند زمان رو پیدا کرد

سید محسن در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۵۶ دربارهٔ قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۵۶۵:

هر ذره هوا خواه بود مهر تو را----درست است

علی در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۲۸ دربارهٔ رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از مثنوی بحر هزج » پاره ۶:

دیس
لغت‌نامه دهخدا
دیس . (پسوند) صورتی دیگر از دیز، دس ، دیسه به معنی گون . وش . فش . (یادداشت مؤلف ). همتا و مانند و شبیه ونظیر. (برهان ). شبیه و مانند. (جهانگیری ). این لفظ برای تشبیه می آید بمعنی همتا و مثل و مانند. (غیاث ).این کلمه گاه به صورت مستقل می آید چون :
خوش آید ترا از گدایان مکیس
که در بذل هستی تو بی شبه و دیس .
؟

ندارد درگه شاه جهان دیس
بگیتی دربجز تمثال سدکیس .
عمادی .

و گاه به صورت پسوند و مزید مؤخر چون کلنگ دیس . خوردیس . فرخاردیس . تندیس . طاقدیس . ماه دیس .مهردیس . خایه دیس . (نوعی قارچ که به تخم مرغ ماند). ترنج دیس . (المعجم ) مردم دیس . (المعجم ). و در کلمه ٔ دزندیس نیز هرچند معنی جزء اول (دزن ) امروز معلوم نیست ولی مرکب با همین مزید مؤخر می نماید. (یادداشت مؤلف ) : تخت طاقدیس بودش و او تمام بساخت . (مجمل التواریخ ). و دارالملک او [ضحاک ] بابل بوده اول آنجایگاه سرای بزرگ کرده بود و کلنگ دیس نام نهاد. (مجمل التواریخ ). و کان بیوارسف ینزل بابل فاتخذها داراً علی هیاءة کرکی و سماها، کلنگ دیس . (تاریخ سنی ملوک الارض حمزه ٔ اصفهانی ).
چو تیغ گیرد بهرام دیس شورانگیز
چو جام گیرد خورشیدوار زرافشان .
فرخی .

یکی خانه کرده ست فرخاردیس
که بفروزد از دیدن اوروان .
فرخی .

در آن آرزوگاه فرخاردیس
نکرد آرزو بامقابل مکیس .
نظامی .

دو تندیس از زر برانگیخته
ز هر صورتی قالبی ریخته .
نظامی .

چه قدر آورد بنده ٔ حوردیس
چو زیر قبا دارد اندام پیس .
سعدی .

|| (اِ) بشقاب کشیده . کشکولی . (یادداشت مؤلف ). || رنگ و لون . دیز. رجوع به دیز شود. || بهندی به معنی روز است که بعربی یوم خوانند. (برهان ). در فارسی هندی روز. (ناظم الاطباء). || بهندی ملک و ولایت را گویند. (از برهان ). در فارسی هندی ملک و ولایت . (ناظم الاطباء). || مخفف دیسک . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به دیسک شود.
-------------------------------------------------------------------
ازن. [ اِ زُ ] (اِخ ) پدر ژازُن که بسحر مِدِه ٔ جادوگر، جوانی از سر گرفت.
ازن. [ اَ ] (اِخ ) قلعه ای در جبال همدان. (معجم البلدان ). و مؤلف مرآت البلدان گوید: گویا ((ازنا)) و ((ازناوه )) هم بنویسند.

حسین ش در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۱۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۹:

به نظر من خیام در این شعر منظورش از شورستان اوضاع سیاسی و مذهبی جامعه زمان خودش بوده است. چون قوانین مذهبی بر همه چیز حکم فرما بوده است. و او از این امر بسیار رنج می برده است و این شعر را برای مردم رنج دیده گفته است.
و اما آقای سجاد من نمیدانم شما کی هستید و چه تحصیلاتی دارید که به خود اجازه میدهید که به نابغه ای مثل خیام که بعد از 950 سال هنوز هم محاسبات فضائی او برای تقویمش در دنیا دقیق ترین است و فلسفه و شعرهای او در دنیا بی نظیر است توهین میکنید. بعد از 950 سال بیش از 90 در صد مردم دنیا معادله درجه 3 و بیشتر کارهای علمی او را نمیفهمند. لطفاً با خیام بزر گ که تمامی دنیا به او احترام میگذارند جز با احترام سخن نگویید حتی اگر شما مذهبی و یا غیر ایرانی هستید.

علی در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۰۴ دربارهٔ رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از مثنوی بحر هزج » پاره ۹:

باژگونه . [ ن َ / ن ِ ](ص مرکب ) واژگونه . عکس . قلب . (برهان قاطع). سرنگون .منکوس . ناراست . (ناظم الاطباء). اندروا. وارونه . (فرهنگ جهانگیری ). مقلوب . باشگونه . واژونه

علی در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۳۳ دربارهٔ رودکی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۱۴۵:

دیگر لغت نامه ها
چلغوزه
لغت‌نامه دهخدا
چلغوزه . [ چ ِ زَ ] (اِ) چیزی است مانند فستق . (فرهنگ اسدی ). بار درخت صنوبر باشد، به اعتبار کنگره های
چلغوزه
فرهنگ فارسی عمید
1. میوۀ درخت صنوبر.2. صنوبر: ♦ یک‌سو کَشَمش چادر یک‌سو نهمش موزه / این مرده اگر خیزد ورنه من و چلغوزه (رودکی: 529).

صمیم در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۰۱ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۲:

در این مسرع کرد شاید گرد باشد.
ای فطرت آب‌کرد وزما رفع‌کن حجاب

شهرام زندی در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۵۵:

هنوز از کات کفرت درست نیست و
کاف کفر صحیح است
البته دوستان و بزرگواران در این بیت نظر دهند لطفا

مامیترا در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۲۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۸۵ - حکایت هندو کی با یار خود جنگ می‌کرد بر کاری و خبر نداشت کی او هم بدان مبتلاست:

مصرع آخر باید «زهر او نوشید تو هم خور قند او» باشه

بهرام مشهور در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۱۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت » حکایت شمارهٔ ۲۱:

با درود . مرجع این رباعی و پیش درآمدش از کتاب "کلیات شیخ سعدی" از روی نسخه محمدعلی فروغی است که با اهتمام کتابفروشی و چاپخانه محمدعلی علمی و محمدحسن علمی در سال 1336 در تهران منتشر شده و یک نسخه سالم از آن را که مرحوم پدرم از کتابفروشی علمی کرمانشاه خریده و در کتابخانه شخصی خودش نگهداری می کرد به ارث به بنده رسیده که هم اینک در کتابخانه شخصی خود دارم . همانطور که اشاره شد این رباعی و پیش درآمد آن در صفحات 141 و 142 کتاب مذکور آمده که سایت محترم گنجور عیناً و با شرط امانت منظور نموده است .

پایا در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۲۷ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۱ - دیباچه:

با سلام خدمت دوستان
من برخلاف برخی دوستان ازنوشتن این متن یا بهتر بگویم این حاشیه نه قصد فخر فروشی دارم ونه به رخ کشیدن سواد ادبی و عرفانی و قصد هم ندارم لاف فروتنی و تواضع بزنم . نکته اینجاست که من هم مانند دوستان مذکور عمری را در عرفان و شع و شاعری سپری کردم یا بهتر بگویم تباه کردم بیش از 30 سال از عمر عزیز را تلف چیزی کردم که تنها عایدی اش تخدیر و آرامش کاذب و غوطه خوردن در دنیایی بود که به مدد عرفان ساخته بودم .
قصد اطاله کلام ندارم اما این دیدگاه پوچ باعث شده بود تا با چشمی به دنیا نگاه کنم که قادر به دیدن واقعیات نبود گرچه در دنیای خود شاد و راضی بودم اما اکنون این نا آرامی را به آن عوالم خیالی ترجیح بسیار می دهم.
حقیقت این است که واقعیت دنیایی که در آن زندگی می کنیم با دنیای عرفان زمین تا آسمان تفاوت دارد به طور خلاصه در یک جمله : این عدم تطابق باعث بیداری من از خواب غفلت عرفانی شد :
حاصل آنهمه تلاش و کوشش در مکاتب مختلف و خواندن و عمل کردن و تلمذ ، فقط و فقط افسوس و حسرت عمر تلف شده بود ، کاش عمر عزیز را در جای دیگری صرف کرده بودم
از خم ابروی توام هیچ گشایشی نشد
وه که در این خیال کج عمر عزیز شد تلف

حمداله اسکندری در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۲۵ دربارهٔ کسایی » دیوان اشعار » عزت نفس:

کلمه آخز از بیت دوم نباید «خاری» باشد؟؟

حمید در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۳۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۹:

چو شور عشق درامد قرار عقل نماند //بسیار زیباست

کورش فردین در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۳۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۴۹ - اختلاف کردن در چگونگی و شکل پیل:

با سلام و درود خدمت کلیه لطیف طبعان همواره آشنا
امروزه پس از گذشت قرنها از زمان سرایش این شعر جهان در حال آزمون و خطا در اثر ندانستن این مفاهیم ساده است. این شعر برداشت زیبایی از اولین آیه سوره حمد بعد از بسم الله الرحمن الرحیم و روح حاکم بر رکوع در نماز و مفهوم موجود در حرف «ب» در بسم الله الرحمن الرحیم است، مفاهیم موجود در شعر چرایی نیاز به معصوم و فلسفه معراج رفتن پیامبر را به تصویر می کشد، واین واقعیت که در چه جهانی به سر می بریم، در میدان نقش جهان اصفهان که همین مفهوم را در خود و در چهل ستون و ابنیه دیگر به نمایش نهاده است نیز همین مفهوم را مشهود می توان دید. آری جهان و عالم ع موجود در آن در تعاملی سیستمی آفریده شده و هیچ جزء از اجزاء آن بی ربط با دیگر جزء آن نیست و بشر نیازمند وجود فردی است که با مقام عصمت خود به قدری از این صحنه عظیم دور شده باشد که کل سبستم را در سدرة المنتهی مشاهده نموده و چشم او نیز خیانت نکرده باشد، جز دو ربط سیستمی که خداوند متعال از وجود خود بر دو عالم برقرار نموده است تا فیض او مستقیم بر هر جزء وارد گردد.«فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ»

محمد بهمن أهلی لارستانی در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۴۰ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۱۸۵ - فتح دهلی:

با عرض سلام، بیت بیست و نهم اشتباه است و صحیح آن اینچنین میباشد،،
چو لشکر بخسبد نخسبد ملک//نهاده تبرزین به زیر ذقن.

محمد بهمن أهلی لارستانی در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۱۳ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۱۸۵ - فتح دهلی:

بیت ششم مانده به آخر اشتباه است، صحیح آن اینچنین است،، ستودمت نادیده بعد از دو قرن//چو مر مصطفی را اویس بن قرن،، منظور شاعر اویس قرنی بوده.

علی در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۵:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۰:

نزاع بر سر دنیای دون نکن درویش
الف دنیا نوشته نشده

علی در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۴:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲:

زاهد از کوچه رندان به سلامت بگذر
تا خرابت نکند صحبت بدنامی چند
با پیشکش درود خدمت دوستان جان،
برداشت بنده از بیت بالا طعنه زدن حضرت حافظ به زاهد است اما دلالیل من چیست: در طی قرون اساسا دو مسیر کلی جهت رسیدن به حق و یکی شدن با خداوند ارایه شده است
1/ مسیر مناسک دینی و فقه و شریعت که نماد ان زاهد است . در این مسیر رسیدن به حق ( متافیزیک یا هرانچه در ان متریال نیست) از کوچه اعمال و مناسک و مفاهیم ذهنی ( که عملا از جنس متریال و ماده هستند ) میگذرد. فکر ( هر فکری) از جنس اختلاف پتانسیل الکتریکی در نورون های مغزی است که عملا ماده است.
2/ مسیر وصل بلافصل ذات خداگونه انسان با خداوند، یا همان مسیر عرفان که حضرت مولانا بعد از عبث یافتن مسیر اول به ان روی اورد. در این مسیر انسان با دانستن قوانین حاکم بر وجود خویش و تلاش در اصلاح فکر و اعمال خود در جهت به حداقل رساندن عوامل مزاحم درونی ( من ذهنی) قدم قدم طعم شادی اصیل و مانا ( همان وصل به حضرت حق، که در این غزل رسیدن به ان را مستلزم مورد عنایت قرار گرفتن و استمرار در نوشیدن ، بیت دوم و سوم میداند) را میچشد.
وقتی شراب شادی اصیل و مانا از خم ( منبع بی انتهای شادی) به سبو ( جان انسان که گنجایش همه ان شادی را در یک لحظه برای بار اول ندارد) جاری شود و اثار روحی و جسمی ان در وی ( گل افکند نقاب )ایجاد شود ، ضروری است که قدر این لحظه وصل ( این لحظه میتواند هر گونه عمل شبه خدا باشد مانند عیب پوشی، صبر، کنترل خشم، رعایت قانون جبران، سخاوت، ابتکار و خلاقیت ، شادی بی دلیل، بخشش و...) دانسته شده و به نوشیدن بیشتر از خم شراب ( یعنی ادامه این سبک زندگی) ادامه داده شود. نکته جالب ان است که این سبک زندگی الزاما حاوی مناسک قابل لمس مذهبی نیست لذا در طول تاریخ پیروان این مسیر رسیدن به شادی و برکت بی پایان به ملحد و دهری بودن متهم میشدند چون اعمال قابل رویت و قابل لمس مذهبی را شرط رسیدن به حق نمیدانستند . لذا: حضرت حافظ به طعنه می گوید ای زاهد انشالله از این کوی رندان ( افرادی که مانند حافظ و مولانا فکر میکنند) به سلامت رد شوی و الوده تفکرات ان ها نشوی.
خداوند شما رو حفظ کند،
علی

حسین ش در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۱۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۰:

حمید رضا دوستت چقدر زیبا گفته. بسیار عالیه

۱
۲۳۵۵
۲۳۵۶
۲۳۵۷
۲۳۵۸
۲۳۵۹
۵۷۲۵