گنجور

حاشیه‌ها

 

خوب است .حالشو بردم

علی در تاریخ ۲ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۱۸:۴۸ دربارهٔ قصیده


شهریارا این سخن این چنین جایز نبود..
با رفتنت مژگان جانت تر شد و ..
هیچوقت نتونستم بفهمم چطور شهریار تونست ثریا رو پس بزنه..خیلی دلایل براش پیدا کردم که خیلیهاشم برمیگشت به خود ثریا.. یعنی شهریار نمیخواسته ثریا به پاش پیر بشه..!؟یا دلیل دیگه ای داشته!!؟
میتونم با جرات بگم که عشق رو به معنای واقعی میفهمم.با این حال دلیل شهریار رو هیچوقت نتونستم بفهمم.

امید در تاریخ ۲ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۱۷:۰۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا


بیت چهارم زاهدان صحیح است

تحلیل عامه در تاریخ ۲ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۲۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۶


مصرع اول این قصیده در تازیانه های سلوک :
آراست ،دگر باره ، جهاندار جهان را

حسن زاده در تاریخ ۲ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۴۳ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۹ - در توحید


این قصیده را می توان منطق الطیر سنائی خواند قصیده است در وصف بهار و با نگاهی به احوال پرندگان و… . در انتساب این قصیده به سنائی تردید است .(ن.ک . تازیانه های سلوک ، شفیعی کدکنی )

حسن زاده در تاریخ ۲ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۳۹ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۹ - در توحید


`پیشنهاد میکنم کلمه (چرا) در مصرع اول ودوم بیت اول به دو کلمه (چه را) تغییر کند تا ضمن روشن تر شدن معنی با مقصود حضرت مولانا نیز انطباق کامل یابد.

فرهاد اشتری در تاریخ ۲ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۸:۴۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۷۵۸


۲ بیت اولش عالی بود

علی ولیدمغربی(شفق) در تاریخ ۱ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۲۱:۵۸ دربارهٔ غزل ۱۰


با سلام به همه خواننده های فهیم ایرانی بخصوص اونهایی که خانم پروین اعتصامی و شعرهاشون رو دوست دارند. این شعر علاوه بر اینکه خیلی زیباست و دارای نکته های تربیتی فراوان است تا حد خیلی زیادی حرف دل اینجانب است و همیشه باعث میشه بتونم غصه هام رو فراموش کنم. من همیشه از این شاعره بزرگوار متشکرم.

منی‍‍ژه در تاریخ ۱ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۲۱:۴۶ دربارهٔ دو همدرد


که نگوید سخن از سعدی شیرازی به

شوشتری در تاریخ ۱ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۲۱:۳۶ دربارهٔ غزل ۴۸۷


خیام می گوید تا انسان زنده است بایئد در پی نوشیدن شراب عرفانی یا همان شناخت معشوق حقیقی باشد چرا که اگر در این دنیا معشوق را به راستی پیدا کردی می توانی در آن دنیابا خیال راحت به دیدارش نایل گردی .

داریوش از تنگ طه در تاریخ ۱ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۱۹:۴۸ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۳۳


سلام
به نظر میاد که بیت دوم باید به این شکل اصلاح بشه :‏

دل آراما ، نگارا ، چون تو هستی
همه چیزی که باید هست ما را

این طوری که نوشته شده معنی واضحی استنباط نمیشه ازش

هزاردستان در تاریخ ۱ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۱۹:۱۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲


در بیت دوم خاک ایهام دارد و منظور از خاک انسان است که اگر سینه ی این کالبد خاکی شکافته شود دل که ارزشمند ترین بخش وجودی انسان است و در برگیرنده ی اخساسات و عواطف مختلف مانند کینه و بیدادگری و دیگر عواطف انسانی است پدیدار می شود .

sadaf در تاریخ ۱ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۱۸:۲۴ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۲


من فکر میکردم در این سایت حداقل افرادی که کمی دانش ادبی دارند نظر می دهند نه کسانی که فقط در تمام دیوان های شاعران اعصار گذشته به دنبال کلماتی چون می و معشوق هستند تا دین رو زیر سوال ببرند و ثابت کنند که اگر ما مشروب می خوریم کار عقلا را پیش گرفته ایم و ببینید خیام هم ما را تأیید کرد لطفا این بحثهای کودکانه و احمقانه را تمام کنید شما که تا حالا یک آیه از قرآن را به جرئت میگم که نخوندید چطور می تونید در مورد اون نظر بدید؟
البته به قول حضرت مولانا : هر کسی از ظن خود شد یار من…
و شما هم می تونید اون برداشتی که به نفعتون هست رو از هر شعری داشته باشید و بهش عمل کنید اما سعی در تخریب عقاید و مذاهب گوناگون نکنید که کاریست بس سخیف! و مطمئنا حکیم خیام هم چنین قصدی نداشتند.

sadaf در تاریخ ۱ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۱۷:۲۵ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۳


در بیت ۵ «هنر برتر» اشکال دارد و شکل درست آن « هژبر نر » است.

خالد سلطانی در تاریخ ۱ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۹:۵۰ دربارهٔ بخش ۶


مرسی آقای برزویی به واقع این غزل یکی از بهترین غزل های شعر فارسی است

خالد سلطانی در تاریخ ۱ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۹:۳۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۷۹


به نظر من منظور خیام از گرد پیاله شناخت دنیا و تفکر و تدبر در دنیاست که اگر انسان این دنیا را به خوبی بشناسد همیشه و همه جا با خدای خود آشنا خواهد بود . چرا که در بیشتر اشعار مراد از باده نوشی رسیدن به معرفت معشوق معنا می دهد. و خیام می گوید با شناخت نظم در دنیا همیشه انسان به وجود خدا پی می برد ولی با خواندن قرآن انسان همیشه به خداشناسی پی نمی برد .

ابولفضل از تنگ طه در تاریخ ۳۰ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۲۲:۱۷ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۳


مصراع اول بیت اولدر بیشتر جاها به این صورت آمده برخیز بتا بیا زبهر دل ما که با توجه به عبارت « برای» که در زمان خیام بیشتر از واژه ازبهر استفاده می شده به نظر صحیح تر می رسد .

ابولفضل در تاریخ ۳۰ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۲۲:۰۰ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱


بیشتر به نظر می رسد این غزل درباره حضرت آدم باشد چرا که در بیت اول بعد از معرفت یافتن (مستی در شعر) حضرت آدم از خانه که مانند بهشت است و وعده گاه نیکوکاران بیرون می آید . در بیت دوم همانگونه که باد صبا بوی خوش به بندگان می رساند حضرت آدم نیز به موجودات اعلام را آموخت و به فرمان رقیب عشقی خود یعنی شیطان نیز گوش کرد تا از بهشت رانده شد . در بیت سوم نیز خدا انسان(حضرت آدم اولین انسان ) را اشرف مخلوقات می نامد و انسان که به مراتب کمال دست یابد گویند آدم شده پس آدم منظور گدایان است .اما با اخراج آدم از بهشت او قدر مقامش را نمی داند. در ابیات بعد نیز مقداری از اینکار حضرت آدم گله می کند .

ابولفضل در تاریخ ۳۰ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۲۰:۴۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۲۰


بله توسط همایون شجریان اجرا شده

نینا در تاریخ ۳۰ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۲۰:۱۴ دربارهٔ غزل ۴۴۹


این بیت را نیافتم: شاهی که در رکوع گدارادهد نگین بر مومنان ز چشمه کوثر کند سخا

شهریار در تاریخ ۳۰ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱۵:۰۸ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۱


[صفحهٔ اول] … [۲۳۴۹] [۲۳۵۰] [۲۳۵۱] [۲۳۵۲] [۲۳۵۳] … [صفحهٔ آخر]