Teddy در ۶ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۴۲ دربارهٔ کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۷۷۳:
بیت 6: ستاره میتواند استعاره از اشک باشد
میر ذبیح الله تاتار در ۶ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶:
سلام بر همه عزیزان
میان عاشق و معشوق حایل نیست
تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز
این بیت پایانی حضرت لسان الغیب را رباعی خیام تا یید میدارد که فرموده:
اسرار اَزَل را نه تو دانی و نه من،
وین حرفِ معمّا نه تو خوانی و نه من؛
هست از پس پرده گفتوگوی من و تو،
چون پرده برافتد، نه تو مانی و نه من.
Teddy در ۶ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۳۴ دربارهٔ کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۸۱۱:
بیت چهار مصراع دوم: خون شود چون ...
Teddy در ۶ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۳۰ دربارهٔ کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۸۱۱:
بیت 4: در ادبیات همیشه دهان معشوق را به میم تشبیه میکردند
و ومه شبه آن تنگی دهان معشوق و دایره میم است
و زلف خمیده و پیچ در پیچ معشوق را به دال به دلیل همان خمیدگی
ایهامی دارد به کلمه عربی ((دم)) که یعنی خون.
Teddy در ۶ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۲۷ دربارهٔ کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۸۰۹:
بیت 3: آه زدن ایهام دارد
معنای کل بیت:برای اینکه آه و ناله سوزناکم دلم و جانم را نسوزاند و نابود نکند آن را از دل بیرون میکنم و آه میکشم ( به اصطلاح امروزی هرچه در دلم هست میریزم بیرون)
Teddy در ۶ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۲۵ دربارهٔ کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۸۰۹:
بیت1: چهره شمعی: در گذشته شمع ها زرد رنگ بودند
و چهره شمعی یعنی چهره زرد رنگ و بیمار و رنگ پریده
Teddy در ۶ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۲۴ دربارهٔ کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۸۰۹:
بیت4: سرزنش برای شمع به معنی زدن قسمت سوخته و اضافی فنیله شمع است که باعث فروزان تر و نوارانی تر شدن شعله شمع میشود
تورج رامان در ۶ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:
بعضی از اشارات تاریخی و مذهبی شعر:
یار مرا غار مرا: اشاره به داستان غار ثور و گریز پیامبر اسلام به همراه یارشان ابوبکر خلیفه اول و پناهگیری در این غار دارد. دوستی پیغمبر و ابوبکر به پیش از اسلام برمیگردد و پس از بعثت ابوبکر از اولین ایمان آورندگان بود. اصطلاح یارِغار هم اشاره به همین داستان دارد. به استناد آیه 40 سوره توبه، یکی از آن دو به صاحب یا همراه خویش میگوید که غم مخور، خدا باماست که بنا بر قول اکثر راویان و مفسران، ابوبکر اندیشناک بود و پیامبراسلام او را قوت قلب میداد. ابوبکر خود روایت میکند که مشرکان مکه چنان به در غار نزدیک شده بودند که اگر جلوی پای خود را مینگریستند ما را میدیدند.
نوح و روح: نوح که اشاره به نوح پیامبر دارد. اشاره بعدی به قطره و بحر هم میتواند ارجاعی به داستان طوفان نوح یا گذر موسی و بنی اسراییل از دریای نیل باشد. روح به تایید اکثر مفسران قران، منظور از جبریل ملقب به روح الامین دارد. ضمن اینکه روح، در بعضی آیات روح مقدس الهی است که رحمت و فراخ (روح و راحت از یک ریشه اند) برای مومنان و اولیا و پیامبر می آورد (مانند روح القدس در مسیحیت، بماند که در مسیحیت روح القدس یکی از سه اقنوم یا تجلیات ظهور خداست، اقانیم ثلاثه: خدای پدر، خدای پسر و خدای روح القدس)
سینه مشروح: اشاره به داستان شرح صدر پیغمبر در کودکی و آیه الم نشرح لک صدرک دارد.
مرغ کوه طور: اشاره به داستانهای کوه طور است. خدا در وادی ایمن این کوه با موسی از طریق آتش سخن گفت، بعدا هم هنگام برگشت بنی اسرائیل از مصر، موسی برای دریافت دستورات خدا و شریعت به این کوه مراجعه میکند و داستان درخواست ملاقات بزرگان یهود با خدا هم در این کوه روایت شده است. کوه طور را مذهب و اسطوره های یهود میتوان از نظر اساطیری با کوه دماوند یا کوه البرز در اسطوره های ایرانی پیش از اسلام مقایسه کرد. شایان ذکر است که کوه البرز شاهنامه ها ممکن است با رشته کوه البرز واقع در ایران متفاوت باشد، چرا که بسیاری از داستانهای پیشدادی و کیانی در سرزمین اسطوره ای ایران ویج اتفاق میفتد.
دولت منصور: به طور عام یعنی سعادت و پیروزی که با یاری خدا به دست آمده و بطور خاص میتواند به داستان فتح مکه و سوره نصر اشاره داشته باشد
حجره خورشید و خانه ناهید: اشاره به عقیده قدما در مورد اجرام آسمانی که هر کدام را صاحب فلکی جداگانه میدانستند که این فلکها (یا آسمانها) مانند پوست پیاز همدیگر را در بر گرفته به مرکزیت زمین میچرخیدند. بجز ماه، خورشید و سیارات (تیر، ناهید، بهرام، برجیس و کیوان)، چون مابقی ستارگان حرکت ظاهریشان با هم است آنها را در آخرین فلک در نظر میگرفتند. اصطلاح هفت آسمان هم اشاره به همین هفت فلک یا لایه فرضی دارد. گذر از فلک هفتم و شکافتن آسمان، پا گذاشتن در حریم ملکوتی و لاهوتی پنداشته میشد. فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم
کیومرث محمدی در ۶ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۱۷ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۵:
برای پیداکردن اثر،کافیه در گوگل تایپ کنید "خصوصی شجریان دل امیدوار"
نعمت الله مختاری در ۶ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۱۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۲۵ - مخاطبه شمع و پروانه:
با انکه حضرت سعدی در بحر متقارب کمتر سروده است ،بخصوص با مضامین ساقی نامه ای ولی دو مثنوی کوتاه این سخنور بزرگ،در بحر متقارب است و هردو مضامین عشق واقعی و عارفانه را دارند.یکی همین گفتگوی شمع و پروانه است،که گویای عشق راستین است که در تعاریف عارفانه بایدمداومت و ایستادگی را حتی به قیمت فنا داشته باشد ودیگری در سروده ایشان در توصیف فراموشی عشق در قحط سالی دمشق،که نهایتا از ظرافت کلام شیخ این بر داشت میشود که عشق واقعی دربلای سخت خودرا نشان میدهد که چگونه عشق انسان بانسان، توانگری را بیاد بینوا میاندازد.به دو شاه بیت از این دو مثنوی زیبا بسنده میکنم:
ترا اتش عشق اگر پر بسوخت. مرا بین که از پای تا سر بسوخت
و دیگری:
من از بینوایی نیم روی زرد. غم بینوایان رخم زرد کرد
جان کلام در این است که علیرغم ان همه مفاهیم عارفانه وقتی به نتیجه گیری کلام میرسد انرا بفهم خواننده وا نمی نهد و صراحتا و همه کس فهم انرا بیان میکند.
محمدرضا شمس اشکذری در ۶ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۲۷ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مطلعالانوار » بخش ۳ - وصف سخن:
به نظر می رسد در بیت دوم، باید «زمی» به معنای زمین به کار رود. هم معنا و هم قافیه چنین می گویند.
وحید محمدپور کاریزکی در ۶ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۰۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۸ - انتظار فرج:
در مورد بیت پایانی:
شعرای بزرگ همچون شهریار واقف به زیبایی واثرگذاری شعر خود بوده اند. خواجه شیراز نیز در منتها درجه دلکشی و شیرینی سخن، در فزون از شصت مورد، از شعر خود چه به جا که تعریف نموده است. از آن جمله:
در آسمان نه عجب گر به گفته حافظ *** سرود زهره به رقص آورد مسیحا را
یا در جای دیگر:
سرود مجلست اکنون فلک به رقص آرد *** که شعر حافظ شیرین سخن ترانه تست.
سالار در ۶ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۸۳:
باتقدیم سلام و درود خدمت دوستان
میخواستم غلط های تایپی که در متن قبلی نوشتم و الان متوجه اش شدم که اشتباها تایپ شده رو اصلاح کنم با عرض عذر خواهی از مخاطبان
یعنی عقل و خرد را خود انسان باید پرورده کند و ارثی نیست، از شیر خودت میپرورانی و از اندیشه خودت بارورش میکنی، مخلص کلام بطور ساده میشه :دست خودت است که چقدر عقل داری یا کمیت و کیفیت خردی که خواهی داشت رو خودت مشخص میکنی.
در مورد مصراع دوم هم مثالی برای اثبات گفته مصراع قبل است،
یعنی همانطور که قطعا کسی رو که تو کمان بهش دادی، تیری به مانند و سبک تیر تو از کمانش پرتاب خواهد شد ،چون کمانش مال تو بوده است، به همان شکل هم عقل و خردت با پرورشی که خودت بهش میدی رشد و نمو پیدا میکنه، یعنی مسیری که تو برای پرورش مشخص میکنی وضعیت آینده اش رو معلوم نمیکنه و مخلص کلام دقیقا مثل مصراع قبله که دست خودت است که چقدر عقل داری و این حرف رو بواقع بازگو میکنه تا بهتر درک بشه.
ممنون و آرزوی توفیق.
مهدی در ۶ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۱۹ دربارهٔ اقبال لاهوری » زبور عجم » بخش ۳۸ - از چشم ساقی مست شرابم:
این شعر را خواننده پاکستانی، حدیقه کیانی خواندهاند:
پیوند به وبگاه بیرونی
کیومرث محمدی در ۶ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۱۱ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۵:
با درود دوباره
همون اجرای رو که عرض کردم ارسال کردم و بانام "دل امیدوار" قراردادند،پیشنهاد میکنم بشنوید و اگه هریک از دوستان اطلاع بیشتری داره،ممنون میشم بیان کنه
علی مهجور در ۶ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۴۲ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۷۲۲:
لطفا بیت سوم را اصلاح فرمایید:
هست این مه فرخنده فر، لیکن ...
بیت چهارم را هم اصلاح فرمایید:
دردی کشی ...
علی مهجور در ۶ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۳۱ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۰۳:
سلام
شعرهای امیر خسرو دهلوی در گنجور غلط زیاد دارد. در همین غزل بیت دوم غلط تایپی دارد:
با قامتی که سرو سهی گر ببیندش.
لطف کنید و اصلاح بفرمایید.
nabavar در ۶ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۴۹ دربارهٔ عبدالواسع جبلی » گزیدهٔ اشعار » قصاید » قصیده در مدح معزالدین و الدنیا ابوالحارث سنجر بن ملکشاه و میرمیران قطبالدین:
گرامی محسن
گردو ، انجم ندارد
چو گردونی ست پر انجم چو بستانی ست پر ریحان
عباس مشرف رضوی در ۶ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۵۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۹:
تفاوت در ضبط:
"ترسم از تنهایی احوالم به رسوایی کشد"
به
"ترسم از تنهایی احوالش به رسوایی کشد"
احوال + ش = احوال دل
شاعر در وصف دلش می گوید... (تعبیر آشنای "احوال دل رسوا") و برای دلش دلسوزی می کند نه برای خودش.
استدلال کافی: شاعر از رسوایی (برای خود) نمی ترسد. شاهد بیت دیگری است دقیقا با همین مصرع اول:
تا کی ای دلبر دل من بار تنهایی کشد -
ترس تنهاییست، ورنه بیم رسواییم نیست (رجوع به غزل 121 با مطلع "با فراقت چند سازم برگ تنهاییم نیست - دستگاه صبر و پایاب شکیباییم نیست"؛بیت دوم) که شاعر به صراحت می گوید و یادآوری می کند که از رسوایی - برای خودش - ترس ندارد و -دراینجا و در این بیت- تنها دلسوز دلش است)
Teddy در ۶ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۴۳ دربارهٔ کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۷۷۳: