مریم در ۶ سال قبل، شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۰:
من تبحری تو معنی کردن اشعار حافظ ندارم. اما به نظرم این لحن بازخواست کننده نمیتونه خداوند رو مخاطب قرار بده و بیشتر به حرفایی میمونه که حافظ به خودش یا من و شما و انسان میزنه. انسانی که اومده برای اینکه به مقام خلیفه الله برسه و رفته دنبال چیزایی که شانش رو پایین میارن.
به نظر من اینا چیزاییه که حافظ به خودش گفته ولی جهان شموله.
هرچند من واقعا در مقابل کسان دیگه ای که حاشیه مینویسند دانشی ندارم.
آرتا در ۶ سال قبل، شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶:
جناب آرش بابادی نیکو فرمودند که آفریده یک شاعر یا هنرمند الزاما ربطی به او و زندگی اش ندارد و ناروا است که برای تفسیر آثار ادبی و هنری بسیار به زندگی آفریننده اشاره کرد . این شاهکارهم استثنا نیست و بهتر است با اصول و قواعد زیبایی شناسی تفسیر شود. خواجه لسان الغیب مانند دیگر ستارگان ادب فارسی دانشمند دانش های ادبی و فلسفی هستند و به ویژه از خواجه شیرازی که به اصلاح و در اصطلاح سانسور اشعار خود هم شناخته شده است توقع نمیرود شعری بدون توجه به فلسفه و ادب سروده باشد .
برای درک عشق والایی که این بزرگان در نوشته هایشان چنین زیبا از آن یاد کرده اند نباید به دنبال اثبات این بود که معشوق پسر است یا دختر یا خدا . واقعا فرقی هم دارد؟
عشقی که در زمین بنده ها به هم دارند بازتابی از عشق به خداست و خدا را به ذهن می آورد ذهنی مریض است که یک شیدایی را تمام زمینی بداند چرا که عشق هم آفریده خداست و نهادینه در انسان و نه آفریده ای معمولی بلکه آفریده ای که همه چیز برای آن آفریده شد به تعبیر جناب نجم الدین رازی که از زبان خدا به فرشتگان است توجه کنید : شما چه دانید که ما را با این مشتی خاک چه کار ها از ازل تا ابد در پیش است؟ معذورید که شما را سر و کار با عشق نبوده است
به نظر بنده خوب است در کنار التذاذ ادبی از آثار فاخر فارسی کمی هم فلسفه بخوانید پیشنهاد حقیر در این مبحث کتاب ضیافت یا سمپوزیوم افلاطون است که داستان جذابی است حتما آن را بخوانید و سپس دوباره سری به دیوان حافظ بزنید مطمئنم دریچه ای نوین به اندیشه تان گشوده میشود
آکورد گیتار در ۶ سال قبل، شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۱۰ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۱۳ - مطلع دوم:
ای آتش سودای تو خون کرده جگرها
بر باد شده در سر سودای تو سرها
در گلشن امید به شاخ شجر من
گلها نشکفند و برآمد نه ثمرها
آیینه در ۶ سال قبل، شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۵۳ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » بلالی باش:
ایتن شعر با صدای استاد شهریار موجوداست .
ایکاش درمورد شاعران معاصر که شعرشان با صدای خودشان در دسترس است چنین امکانی نیز اضافه شود
توفیق در ۶ سال قبل، شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱۰:
وقتی در سایت گنجور و به دنبال اشعار مولانا می ایم.امید دارم که خانم روفیا مطلبی نوشته باشند .بانویی که بر پله عشق، دل و جان میبرند.
محمدرضا مروارید در ۶ سال قبل، شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۳۷ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » مثنویات » شمارهٔ ۲۱ - طبیبان وطن:
مصراع اول از آخرین بیت را اصلاح کنید
طبیبان وطن زین ساز و این برگ
مسعودهوشمندی حاجی آبادغوری در ۶ سال قبل، شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
ادامه را در لینک مطالعه بفرمایبد
پیوند به وبگاه بیرونی
ریحانه در ۶ سال قبل، شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۱۸ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱:
از هجر تو در چشمم خورشید شود سفته
از بس که مرا الماس اندر بصر افشاند
میشه معنی کنید
مجتبی در ۶ سال قبل، شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۲۰ دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰۸:
ببخشید به نظرم می رسد وزن شعر(مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعلتن) باشد. اگر اشتباه نمی کنم لطفاً تصخیخ بفرمایید.
مسعودهوشمندی حاجی آبادغوری در ۶ سال قبل، شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
بنام نامی مردم
ضمن عرض ادب و ارادت خدمت ادیبان این سایت وزین
چنانکه دقت کردم ودرنظرات دیدم خوان یغما و تعابیر وتفاسیر و معانی اولیه دوستان درخور مقام عرفانی حافظ نبود ناچار از تتبع در این خصوص شدم واز آنجا که هرکس حاشیه ای بر شعر حافظ شیرازی زده است و به زبانی تحسین برانگیز اورا ستوده است درود بر آن قوم ستایشگر ادب وعرفان ولی از آن بابت که هرکس بلند شود باتقلید از شعر حافظ حافظ را بکوبد که از ملک خود نداده و سمرقند وبخارا را داده است اینکار اورا مذموم جلوه داده است در حقیقت حافظ شناسی اش جای تامل دارد.
مگر شعر حافظ را میشود با مصادیق ظاهری سنجید عمق معنای شعر حافظ و لفظی که برای سرودن یک شعر بکاردمیبرد به قدمت طول عمر بشر است و هر واژه ای از آن بیانگر یک درس کامل تاریخ است
حافظداز میان سرگذشت ادبی بشر گلچین واژهایی بوده است که خوان یغما مشت نمونه خروار اوست
چه کسی میتواند آفریدگاری مثل حافظ را با دوسه لفظ مختصر که ازاو تقلیدکرده است محکوم کند
بخشش سمرقند و بخارا و خال هندو و ترک شیرازی هریک حکایت دیگری دارد که اگر من کمترین خواسته باشم راز از کلام حافظ بگشایم باید به قیمت عمرم تحقیق کنم و آنچه را حافظ میگوید نه این برداشتهای سطحی نگرانه ماست
ایرادی نیست بیشتر تحقیق کنیم بیشتر به شناخت دست می یابیم و کمتر تهمت بر ادیب و غزلسرایی چون حافظ که عارفی ممتاز بوده و معشوقی طناز میزنیم
به مصداق این بیت رفتار کنیم که شاعر همشهری او میسراید
نام نیک رفتگان ضایع مکن
تابماند نام نیکت یادگار یا جاودان
عزیزان خوان یغما را با آنچه میفرمایید نمیشود معنی کرد
بنده ناچارماز درج این مطلب که خیلی عمیق و ژرف و غوراندیشی و دوراندیشانه تر از آن چیزی بوده که درنظرات اولیه خواندم و البته وقتی برای مطالعه همه حواشی درج شده نداشتم چه بسا حق مطلب ادا شده باشد و من نمیدانم اما
خوان یغما در مطلب ذیل باذکر منبع آن در این لینک معنا شده است
Hosein در ۶ سال قبل، شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۸۶:
البته مولانا در غزل 2233 میفرماید: تو ماه ترکی و من اگر ترک نیستم. دانم بدین قدر که به ترکی است آب، سو.
این اشعار دلیل نمیشه که مولانا ترک باشه.
ladan MOKHTARI در ۶ سال قبل، شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹:
متأسفم از این همه افت سلیقه و انتخاب خوانشی فرومایه در حد آواز آقای چاوشی برای این شعر!!!
لطفاً مقایسه کنید با آهنگسازی آقای عندلیبی و آواز آقای علیرضا افتخاری تا اوج کلام و موسیقایی شعر و آوازی شیوا و دل انگیز را برای چنین شعری درک کنید.
ادامۀ این توضیح را بهتر است در نشانی زیر بجویید:
پیوند به وبگاه بیرونی
ladan MOKHTARI در ۶ سال قبل، شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹:
متأسفم از این همه افت سلیقه و انتخاب خوانشی فرومایه د حد چاووشی برای این شعر!!!
لطفاً مقایسه کنید با آهنگسازی آقاق عندلیبی و آواز آقای علیرضا افتخاری تا اوج کلام و موسیقایی شعر و آواز سشیوا و دل انگیز را درک کنید.
ادامۀ این توضیح را بهتر است در نشانی زیر بجویید:
پیوند به وبگاه بیرونی
یزدان در ۶ سال قبل، شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۴:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۵۳:
دوستانی که فکر میکنند مولانا گفته است من ترکم به بیت توجه کنند مصراح اول موقوف المعانیه ینی در مصراح اول میگه مثل این میمونه که یکی بگه و در ادامش در مصراح دوم میگه من ترکم و تو هندویی و زبون تورو نمیفهمم ینی در کل از زبون سوم شخص داره صحبت میکنه و ربطی با خودش نداره
کیمیا در ۶ سال قبل، شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۲۵ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۵:
لطفا اصلاح کنید :
فکر کنم
{صد چشمه آن زمان زد و چشمم روانه بود}
غلط هست و درستش
{صد چشمه آن زمان ز دو چشمم روانه بود}
باشه.
رند نظر باز در ۶ سال قبل، شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶:
از کتاب نوشته :
"باین روشن است که حافظ با صوفیان سر دشمنی داشته و در تمام دیوان خود آنان را حیله گر، اهل مجاز، زشت، پلید، گداحوی و طبیبان مدعی خوانده است، .... مانند شاه نعمت الله ولی که داستان شناخته ای دارد"
رند نظر باز در ۶ سال قبل، شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۷:
از کتاب نوشته :
"به دلیلهای بسیاری این غزل از حافظ نیست، 1. اندیشههای این غزل 2. زبان غزل 3.وزن سکته دار 4. به کار بردن تخلص حافظا"
مسعود در ۶ سال قبل، شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۱۳ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳۰:
اینگونه تناسبش را با مصراع اول از دست میدهد
کاظم در ۶ سال قبل، شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۵۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۵:
در پاسخ به آقای سجاد عزیز
به نظر بنده سراپا تقصیر بیت "دامن ز پای برگیر ..." اشاره دارد به این مطلب که در راه رسیدن به معشوق که همان خداوند است دامن از تعلقات دنیا برگیر، چرا که اگر مشغول دنیا و متعلقات آن شدی خواه ناخواه حق کسی را تضییع خواهی کرد و آنگاه مظوم از ظلم تو به خدا پناه خواهد برد و آه او دامنت را خواهد گرفت و مطرود درگاه الهی خواهی شد. درود
مریم در ۶ سال قبل، شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۲: