گنجور

حاشیه‌ها

سیمین در ‫۶ سال قبل، شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳:

استاد لیله کوهی ممکن است موسیقی ای را که در پس زمینه خوانش این غزل استفاده کرده اید معرفی کنید. تشکر

کامیار فرقان پرست در ‫۶ سال قبل، جمعه ۱۶ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۱۸ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۳۱:

بیت را اینطور شنیده ام
که از چنگال گرگم درربودی
ولکین عاقبت گرگم تو بودی

AA در ‫۶ سال قبل، جمعه ۱۶ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۵۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایتِ شمارهٔ ۴۲:

برادر با توجه به نسخه غلامحسین یوسفی که من دیدم ، مصراع دوم بیت اولاینگونه خونده میشه : عاجزِ نفسِ فرومایه موفق باشید

کیوان در ‫۶ سال قبل، جمعه ۱۶ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۲۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

بیت آخر ملامت صحیح نیست چرا که فرد ملزم به شنیدنش نمی باشد
نصیحت صحیح است

احمد نیکو در ‫۶ سال قبل، جمعه ۱۶ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۳۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۷:

در مجموعه ۲۰۱ رباعی از خیام منتخب صادق هدایت که ۱۴۳ رباعی آنرا اصیل دانسته

در ۱۸ رباعی واژه کوزه بکار رفته که عبارت مصرع اول ۹ رباعی آن در ذیل نوشته شده است.


1_بر کوزه گری پریر کردم گذری
2_ خیام که خیمه های حکمت میدوخت
3_ دیدم به سر عمارتی مردی فرد
4_ از کوزه گری کوزه خریدم باری
5_ در کارگه کوزه گری کردم رای
6_ هان کوزه گرا بپای اگر هشیاری
7_ دی کوزه گری بدیدم اندر بازار
8_زان کوزهٔ می که نیست در وی ضرری
9_ اندیشه ی عمر بیش از شصت منه

آرمین عبدالحسینی در ‫۶ سال قبل، جمعه ۱۶ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۳۰ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۴۷۹:

مابین دو چشم یار و مابین نون (ابرو) و میم (دهان) بینی نازکش مانند حرف الف بر چهره زیبای او قرار گرفته اما نه غلط کردم، بینی او مانند انگشتر حضرت مصطفی (ص) است که کره ماه را به دو نیم تقسیم کرده است.

احمد نیکو در ‫۶ سال قبل، جمعه ۱۶ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۳۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۹:

در رباعیات خیام از کلمه شراب یا می یا باده فقط یک مرتبه در هر رباعی استفاده شده . در تعدادی از رباعیات منتسب به خیام که جذابیت خاص خود را دارند در هر رباعی 2 یا 3 مرتبه از کلمات شراب ،می و باده استفاده شده است. برای نمونه مصرع اول ۳ رباعی از آنها نوشته شده
1_چندان بخورم شراب کاین بوی شراب
2-با اینکه شراب پردهٔ ما بدرید
3_یک جام شراب صد دل و دین ارزد

امین شهشهانی در ‫۶ سال قبل، جمعه ۱۶ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۵۹ دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیف‌ها » شمارهٔ ۲۷:

با سلام.
به نظر می‌رسد «پرستی» در «فغان ز روزگار پرستی» باید «پستی» باشد.

محمد در ‫۶ سال قبل، جمعه ۱۶ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۵۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۲۰:

مراد از سماع، آوازه‌خوانی به معنای امروزی نیست و همان رقص صوفیان است که از شرابخواری خالی است و سعدی خود از عالمان نسبت به شریعت بوده و از شرابخواری و چنین افعالی بری است.

م.۱.ذاکری در ‫۶ سال قبل، جمعه ۱۶ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۳۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۳۷ - حکایت ماجرای نحوی و کشتیبان:

علاوه بر معانی عمیق مستتر در این شعر، حضرت مولانا سخن سرایان و افکار انها را به چالش کشیده اند. انانی که در عمل درمانده اند.

م.۱.ذاکری در ‫۶ سال قبل، جمعه ۱۶ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۲۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۳۷ - حکایت ماجرای نحوی و کشتیبان:

با سپاس فراوان از همه اساتیدی که در فهم این شعر ناب از مولانا ما را یاری نموده اند.

منصور در ‫۶ سال قبل، جمعه ۱۶ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۵۰ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۳:

به نظر میاد در بیت دوم (ز آب است "و" پر آب است) صحیح‌تر باشه
در بیت سوم (ما را ز گلستان) درسته

محسن حیدرزاده جزی در ‫۶ سال قبل، جمعه ۱۶ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۱۷ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳۵:

قافیه بیت چهارم ماه است نه چاه.

امین سیفی در ‫۶ سال قبل، جمعه ۱۶ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۴:

درود بر عزیزان،معنی و منظور گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت و خصوصا مصرع دوم یعنی که به باغ آمد از این راه و از آن خواهد شی چیه؟

مسعودهوشمندی حاجی آبادغوری در ‫۶ سال قبل، جمعه ۱۶ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:

با سلام
فعلا که حافظ نیست ولی حافظ شعر بالهجه ی شیرازی نسرود واین جا کمی کم لطفی دوستان را میبینم
عزیزان شعر با این شیوه ببین تفاوت ره کز کجاست تابه کجا بیانگر این است که شما کجای اول رابا کجای دوم یکی میدانید در حالیکه با تفاوت باید به قضیه نگاه کنید این تفاوت ره از کجا تا بکجا بیانگر فاصله نیست حافظ میفرماید صلاح کار کجا و من خراب کجا مقابل خراب و در واقع تاب یا توان است نه تابه کجا یا تابکجا
این تاب به معنای حوصله و طاقت وتوان است که یک آدم خراب آنرا با توجه به تفاوت ره ندارد
نمیدانم متوجه منظور شده اید یاخیر؟
شاعر وقتی میگوید
صلاح کار کجا و من خراب کجا
ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا
در واقع میگوید من از عمل و کار درست دور افتاده ام
بنابراین‌یکی بیاید به تماشای من ببیند تفاوت را که ره کجاست و تاب (توان)کجاست
این نوع خوانش بیت مارا به معنا نزدیکتر میکند
درک منطقی معنایی شعر سخت است ولی با عقل همخوان است چرا که حافظ کسی نیست که بین صلاح کار و خرابی خودش بیاید دوجاده را ترسیم کند و بعد از ترسیم دوراه بخواهد تفاوت آنرا بیان کند
حافظ دور افتادگی خود را از صلاح کار یا بهتر بگوییم لم کار یا روشی که برای کارهایش درست بوده وبکار نگرفته است از خرابی خودش میداند و به همین دلیل دارد اشاره میکند به این قضیه که ببین! تفاوت، ره کجاست تاب کجاست
این ارتباط معنایی خراب وتاب در واقع بیان دو ضد است که حافظ میگوید آدم خراب تاب رسیدن به صلاح کار را ندارد
بنابراین با توجه به این شرح است که صحیح آن را به صورت ذیل تقدیم میداریم
صلاح کار کجا و من خراب کجا
ببین تفاوت ره کجا؟ تاب کجا
اینجاست که بلحاظ نوشتاری هم شعر موزون و منظم تر از آنچه در بحث دوستان آمده است خودش را نشان میدهد و همین نظم نوشتاری دلیل بر ادعای حقیر است که بیان حافظ بیان زیبایی است که این بیت اگر به این صورت نوشته شود منظور حافظ را بهتر بیان میکند تا سایر روشهایی که در نوشته دوستان این حقیر خواند و بر دل ننشست
ارادتمند مسعود هوشمندی حقوقدان

ساسان قزل پیچاق در ‫۶ سال قبل، جمعه ۱۶ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۲۶ دربارهٔ حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵:

در شعر این دوره اغراق و ستایش زیادی در مورد باریک بودن کمر یار خیلی زیاد است ، دوستانی که ترجمه کردند چند نکته رو فراموش کردند ، در این ابیات کلمه میان در مصرع اول به معنی شال دور کمر هست و مربوط به خود شاعر هست و در مصراع آخر کلمه طرف به معنی کمربند طلایی یا شالی طلایی هست که دور کمر یار می بستند ، در ضمن شال در زمان قدیم به عنوان یک جیب بکار می رفته و کلمه میان در مصرع دوم به معنی درون و داخل شال هست. با توجه به نکاتی که گفتم معنی شعر می شود : با وجود کمر بسیار باریکی که داشتی، من دست در داخل شال دور کمرم کردم / فکر می کردم که داخل شالم چیزی دارم به عنوان هدیه بهت بدم تا ببندی دور کمرت / از آن کمر بسیار باریکی که داری معلوم است که وقتی شال دور کمرت رو می بندی / من بخاطر این باریکی کمر تو هیچ شال طلایی یا کمربندی پیدا نمی کنم تا واسه تو ببندم ؛ چون همه ی کمربندها بزرگ هستند برای کمر تو. ( ساسان قزل پیچاق)

گویان در ‫۶ سال قبل، پنجشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۳۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۴ - زاده شدن فریدون، کشته شدن پدرش و پرورش او با شیر گاو برمایه:

جناب عمرانی
” آبتین بر” بخوانید به معنا میرسید

وحید حسینی در ‫۶ سال قبل، پنجشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۲۸ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۶ - ذکر حبیب عجمی رحمة الله علیه:

السلام علینا و علی عبادلله الصالحین
ذکر حبیب جالب است اما چندین چیز است که باعث ابهام است
اول انکه از حسن بصری بر سر منبر چه شنید که چنان شد و حسن چه کرد که نوشته شده دست در فتراک وی زد؟
دوم انکه ایا به تحقیق چنین چیزی واقع میشود که بر حبیب واقع شده؟ یعنی خدای بگوید که فلانی را بگویید که در کار افزاید که ما نیز در اجرتش بیفزاییم؟!! البته نه از خدای بعید است نه از اولیاء وی ، اما بسی غریب است. چقدر خوب اگر چنین باشد که خدای صدای بنده را بشنود و راز دلش را بداند و چونان یک پدر دلسوز یا مادری دلسوز برای شروع زندگی حلالوارش به وی هدیه ای گرانسنگ عطا کند.
خداوندا مهربانترین و عالمترین و ثروتمندترین تویی

سید عباس حسینی در ‫۶ سال قبل، پنجشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵:

عبارت رندانه و زیرکانه ای را(فریزی) دیدم که حضرات از مرداد و منظور نگارنده در زد و خوردهای ادیبانه سرو دست معرفت شکستند و کاتب به ریشه همه خندید . فریز همچنانکه تداول امروزه آن بسیار است.. بیشتر در اینجا به نیت انجماد و طعنه ای زیرکانه به جهاد است که که نگارنده نقد خود را سوار این عبارت کرده است و نه چیز دیگر

محمود پگاه در ‫۶ سال قبل، پنجشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۸:

سلام ، رضای عزیز ، بارها از شرح و بیان خوب و متین شما سود جسته ام . سپاس .
نوشته دانشورانه ی آقای دکتر محجوبیان عزیز ، بجا و به هنگام بود . سپاس .

۱
۲۳۲۹
۲۳۳۰
۲۳۳۱
۲۳۳۲
۲۳۳۳
۵۷۲۵