نوید در ۶ سال قبل، چهارشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۴۰ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۷۱:
آن روز که بنده آفریدی به وجود
میدانستی که بنده چون خواهدبود
یا رب تو گناه بنده بر بنده مگیر
کین بنده همان کند که تقدیر تو بود.
ابراهیمی در ۶ سال قبل، چهارشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۰۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۸۸:
لطفا معنی شعر همبزارید
کیا در ۶ سال قبل، سهشنبه ۵ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۵۷ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۴:
درود
بیت اول تا نهم شاهکار بی نظیر عطار است. لاکن ابیات بعدی کار کیست؟ چگونه می توان این دو را یک کار واحد دید؟
reza در ۶ سال قبل، سهشنبه ۵ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹:
با سلام آنچه عیان است اینه که جناب حافظ نه فقط یک شاعر بلکه یه عارف یه حافظ و مفسر قران یه عاشق یه عالم بی نظیر بودن کنایه گویی های ایشان این همه بحث براه انداخته علتشم اینه که معرفت و برداشتی که ایشان از خدا و دین و قران و فلسفه آفرینش بشریت و کاینات دارن یکی با افراد عصر خود و این عصر نیست یعنی فراتر از درک و فهم بشر امروزیست حافظ همه امورات جاری و گذشته دنیا و آخرت رو به چالش کشونده کسی پیدا میشود بسان حافظ اینچنین قلمی قدرتمند داشته باشد؟؟؟ما فقط میتوانیم به گوشه ای از اشارات حضرت در اشعارشان نظری محتمل بدیم
ایمان عباسی در ۶ سال قبل، سهشنبه ۵ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۳۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۳۶ - حکایت پادشاه جهود دیگر کی در هلاک دین عیسی سعی نمود:
با سلام و عرض ادب. بنده فکر میکنم که در بیت یکی مانده به آخر باید به جای آنچ آنچه نوشته شود
مهدی افضلی در ۶ سال قبل، سهشنبه ۵ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۲۰ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۲۶:
خراب آباد دل هم از اون پارادوکسهای شاعرانه است. اگه خرابه پس چرا آباد ، اگه آباده پس چرا خراب .
لامصب عشق چه کارها که نمیکند با دل بی سروسامان عاشق.
روحت شاد بابا طاهر،
دولیتی نیستند که زر نابند حیف کمتر خوانده و شنیده می شوند.
باز همت استاد شجریان.
۸ در ۶ سال قبل، سهشنبه ۵ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۰۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » کیومرث » بخش ۱ - پادشاهی کیومرث سی سال بود:
بابک گرامی
ممکن است منظورتان از منابع تاریخی را روشن فرمایید؟
شاهنامه منبعی تاریخی نیست؟
حمید سامانی در ۶ سال قبل، سهشنبه ۵ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۰۰:
ناشناس، نامم بها بدادند به معنای ارزش قائل شدن و ارج نهادن است
الهام در ۶ سال قبل، سهشنبه ۵ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۱۸ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۹ - در تغییر احوال مردم و دگرگونی روزگار:
با درود
لطفاً بیت دوم را تصحیح فرمایید به:
در سماعِ پند، و اندر دیدن آیات حق
چنانچه دقت بفرمایید، در بیت لف و نشر نامرتب مقصود شاعر بوده است: در سماعِ پند (شنیدن پند) گوش زیرکی کر کرده اند.
و در دیدن آیات حق، چشمِ عبرت را کور کردهاند.
مازاد بر این مورد، لطفاً در بیت پنجم، عُمَر را تصحیح فرمایید به عَمرو.
مُلک عمرو و زید را جمله به ترکان دادهاند
سپاسگزارم
مهرداد در ۶ سال قبل، سهشنبه ۵ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۳۵ دربارهٔ رضیالدین آرتیمانی » گوهر عشق:
درود
در بیت ( اگر یزدان پاک از لات عشق است ) لات نمیتواند باشد و ذات صحیح است
اگر یزدان پاک از ذات عشق است
لطفا تصحیح شود
علی آریانا در ۶ سال قبل، سهشنبه ۵ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۲۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۷۵ - فرق میان دانستن چیزی به مثال و تقلید و میان دانستن ماهیت آن چیز:
بیت زیر پس از بیتِ «طفل ماهیت نداند طمث را/جز که گویی هست چون حلوا ترا» در محل بیت چهارم قرار دارد که در اینجا از قلم افتاده.
طفل را نبود ز وطی زن خبر
جز کھ گوئی ھست آن خوش چون شکر
سعید در ۶ سال قبل، سهشنبه ۵ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۲۷ دربارهٔ کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۸۰۴:
بیت آخر به این صورت اصلاح شود:
گفتهای حال کمال از غم من در چه نصاب است
چهتوان گفت همان عاجز و مسکین و فقیرم
تصحیح شیدفر چاپ مسکو
همیرضا در ۶ سال قبل، سهشنبه ۵ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۲۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت » حکایت شمارهٔ ۲۷:
من ذا یُحَدِّثُنی وَ زُمَّ العیسُ
ما لِلغریبِ سِویَ الغریبِ اَنیسُ
* ترجمه از شرح گلستان استاد خزائلی: کیست دیگر که با من به گفتگو بپردازد و حال آن که شتران مهار شدند و کاروانیان رفتند. برای غریب دمسازی جز غریب نیست.
کاف دال در ۶ سال قبل، سهشنبه ۵ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۱۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۰۱ - رجوع کردن به قصهٔ آن پایمرد و آن غریب وامدار و بازگشتن ایشان از سر گور خواجه و خواب دیدن پایمرد خواجه را الی آخره:
ما چو واقف گشتهایم از چون و چند
مهر با لبهای ما بنهادهاند
تا نگردد رازهای غیب فاش
تا نگردد منهدم عیش و معاش
.
فارابی در این رابطه میگوید: کسی که به مرتبهٔ اعلای روحانی و معنوی میرسد میتواند میان روح خویش و عقل فعال جمع کند. یعنی بی واسطه به عقل فعال اتصال یابد و چون عقل فعال از علت اولی فیض میگیرد. پس چنین کسی به واسطهٔ عقل فعال از مبدأ اولی (خداوند) فیض خواهد گرفت0
.
بایزید بسطامی: سبحانی ما اعظم شانی
.
جمله معروف «انا الحق» (من حقیقت هستم) که در ادبیات فارسی بارها تکرار شدهاست، از حلاج است. برخی این مسئله را نشانهای از ادعای خدایی کردن حلاج میدانند؛ حال آنکه عدهای دیگر بر این باورند خدا از طریق حلاج سخن گفتهاست.
از دیگر کلمات حلاج، بهخوبی این معنا آشکار است که وی به نوعی در این شطح، الهیات صوفیه را از منظر خود خلاصه کرده و آن عبارتاست از تألیه انسان (انسانِ خدا شده)؛ به این معنا که انسان به مدد ریاضت، در خویش واقعیت صورت الهی را مییابد. همان صورت که خداوند آن را هنگام آفرینش بر آدمی افکنده بود.
امیر اصغری در ۶ سال قبل، سهشنبه ۵ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۵۰ دربارهٔ کمالالدین اسماعیل » غزلیات » شمارهٔ ۲۹:
بیت هشتم
عاشق از سرزنش...
کاف دال در ۶ سال قبل، سهشنبه ۵ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲۵:
فارابی میگوید: «کسی که به مرتبهٔ اعلای روحانی و معنوی میرسد میتواند میان روح خویش و عقل فعال جمع کند. یعنی بی واسطه به عقل فعال اتصال یابد و چون عقل فعال از علت اولی فیض میگیرد. پس چنین کسی به واسطهٔ عقل فعال از مبدأ اولی فیض خواهد گرفت»
حضرت مولانا، همانند این غزل بکرات از جانب خداوند (علت اولی) سخن میگوید0
علی شفیعی در ۶ سال قبل، سهشنبه ۵ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۲۸ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۱۸ - گل بهاری! بت تتاری!:
نبید صحیح است
به معنی شراب خرما.
مانی جوادی در ۶ سال قبل، سهشنبه ۵ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۴۴ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » شوقیات » شمارهٔ ۵۹:
سلام،
در بیت چهارم "دردم" صحیح است و نباید بین در و دم فاصله باشد
در بیت هفتم بجای "افتاده" باید "فتاده" باشد.
تشکر
بابک چندم در ۶ سال قبل، سهشنبه ۵ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۵۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » کیومرث » بخش ۱ - پادشاهی کیومرث سی سال بود:
@ زاغ سران
نوشته شما ناپدید شد ولی این پاسخی است بر پرسشی که داشتی:
نه، کیومرث کورش نیست...
پادشاهان پیشدادی ( و همچنین کیانی) در شاهنامه از متون زرتشتی آمده اند و نه منابع تاریخی...
برخی از پیشدادیان در وداهای آرییان هند نیز آمده اند مانند "یاما" که در اوستا "یی ما" است -> "ییما شیتا" در اوستا (در طول زمان "ییما تبدیل شده به جَم" و پسوند "شیتا به شید" به معنای تابان، درخشنده آنچنانکه در خورشید ) ییما شیتای کهن و جمشید بعدی یعنی ییما و جمِ تابان،درخشان،درخشنده ...
آرییایان هند و ایرانیان حدود 2000 سال قبل از مسیح از یکدیگر جدا شدند و وجود این اشخاص در متون دینی دو گروه می رساند که بسیاری پیشتراز این جدایی ( صدها سال و بلکه هزار یا دو هزاره ای پیشتر) این شخصیتها اگر هم که در زمانی حقیقتاً وجود داشته و افسانه نبوده اند، تا زمانی پیش از این جدایی تبدیل به افسانه و اسطوره شده بودند، در وداها و اوستای کهن نیز اینان شخصیتی افسانه/اسطوره ای دارند...
میثم در ۶ سال قبل، چهارشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۵: