گنجور

حاشیه‌ها

ابراهیم در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۵:

من هم هر چقدر این نظرات رو خوندم بیشتر گیج شدم ک معنی اون بیت اخر چی بود !

سجاد در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۱۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۴:

طبق متن عکس ضمیمه نسخه 934 هجری قمری، موارد زیر اومده
قضای "عمر" ماضی.
که پیش سرو "ننشینی".
(اگر به "وگرنه" مصرع بعد دقت شود،ننشینی صحیح می باشد چون وجود وگرنه معنی را می رساند که اگر بنشینی باغبان دیگر سرو نمی نشاند)
با توجه به مصرع دوم(گریختن از سختی)
فراقت صبر می باید اگرچه سخت می آید. درستتر است.
به جای؛ فراقم سخت می آید ولیکن صبر می باید.

عبدالله در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۲۹ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۲ - ذکر اویس القرنی رضی الله عنه:

گر در یمنی چو با منی پیش منی
گر پیش منی چو بی منی در یمنی
من با تو چنانم ای نگار یمنی
خود در غلطم که من توام یا تو منی
(ابو سعید ابوالخیر)

نادر در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۸:

ببخشید غایت در مصراع اول

فاطمه صانع در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۵۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۵ - مناجات:

نون ابرو صاد چشم و جیم گوش
بر نوشتی فتنهٔ صد عقل و هوش
خداوند مثل خطاطی است که چهره ما را نقش کرده چشم مثا حرف صاد هست و گوش مثل حرف جیم .........در هرکجا بنگری خط خداوند را میبینی

شهلا در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۸۶:

پارگین: فاضلاب، آشغالدانی
فراب: "قریه ای از قرای اردستان اصفهان"
از غم مات شاه دل خانه به خانه می رود
آه دریغ شاه تو در غم مات ریخته
شاه دل تویی، روح، جوهر، بخش استثنای ما، که اگر حقیقتاً از او و با او باشیم ، خطر می کنیم و پهلوانی، نه فرار، و شک و انکار...
با فراز ها و کیفیت ِاین نوع نزدیکی، خلوص، یگانگی و پایمردی در داستان ایاز و سلطان محمود، اواخر دفتر پنجم مثنوی، بر خواهیم خورد.

شهلا در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۱۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۰۲ - دعا و شفاعت دقوقی در خلاص کشتی:

دامن تو آن نیازست و حضور
هین منه در دامن آن سنگ فجور
فجُور: (فسق و فجور) تباهی، فساد، گناه
تو باید نیاز می آوردی و تهی دستی تا حضور یابی، یادت رفت؟! وقتی بتو توجه شد و ادب، خود را همه کاره دیدی، یعنی دُم خود را جنباندی و خود را همه کاره دیدی؟!
دقوقی نازنین که این باشد وای بحال ما!!!!

زال زاده در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۱۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۵ - آگاهی یافتن خسرو از عشق فرهاد:

بیت یازدهم رو هم من به این صورت بهتر می‌پسندم
دو هم میدان به هم بهتر گرایند
دو بلبل بر گلی خوش تر سرایند

بهداد میرزایی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۵۹ دربارهٔ سعدی » گلستان » دیباچه:

درباره «خوید»، فرهنگ نظام دو بیت از انوری و ازرقی می آورد و سپس چنین میگوید:
انوری:
این عجب نیست بسی کز اثر لاله و خوید گویی آهو بره میناسم و بیجده لب است
ایضاً ازرقی:
ز لاله سرخ نگردد دگر سرون گوزن ز خوید سبز نگردد دگر سرین غزال
این لفظ را با واو معدوله (زاید) آورده اند [xīd] مگر این شعر سعدی:
هرکه مزروع خود بخورد خوید روز خرمنش خوشه باید چید
که در آن با واو ملفوظ است [xavīd]. لیکن در پهلوی با واو ملفوظه است [حرف نویسی آن xvīt میشود]، پس در فارسی هم باید صحیح باشد. ریشة آن در سنسکریت بمعنی مزرعة سبز است.“
بنا بر توضیح فرهنگ نظام، به نظر میرسد که مصحّحان به اشتباه گمان کرده اند که این عبارت به گونة «بخورد به خوید» باید درست باشد، و همان خَوید درست است.

محمد مصطفی نژاد در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۵۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اورمزد نرسی » پادشاهی اورمزد نرسی:

بر مژه چون خنجر کابلی----دو زلفش چو پیچان خط مَعقِلی

تنها خراسانی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۸:

شاید خاصیت می گلگون ان باشد که دل را انچنان خراب می کند که مدام از پی نظر نرود!
«خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود»
دل آگاهِ صاحب معرفت از جام «شراب حقیقت» لبریز است
عالِیَهُمْ ثِیابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَ إِسْتَبْرَقٌ وَ حُلُّوا أَساوِرَ مِنْ فِضَّةٍ وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً [21]
بر اندام آن‌ها (بهشتیان) لباس‌هایی است از حریر نازک سبز رنگ، و از دیبای ضخیم، و با دستبندهایی از نقره آراسته شده‌اند، و پروردگارشان شراب طهور به آنان می‌نوشاند.

تنها خراسانی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۸:

شاید خاصیت می گلگون ان باشد که دل را انچنان خراب می کند که مدام از پی نظر نرود!
«خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود»
دل آگاهِ صاحب معرفت از جام «شراب حقیقت» لبریز است

تنها خراسانی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۸:

خراب شدن دل از" می گلگون"!

میرزا جوادآقا ملکی تبریزی کتابی دارند به این نام" باده گلگون"—
چهار صد و چهل کلمه در سلوک الی الله—
برگزیده‌ای از سه کتاب "رساله‌ی لقاءالله"، "اسرارالصلوة" و "المراقبات" را تحت عنوان "باده‌ی گلگون" ــ معروف است که میرزا در قنوت نماز شب می‌خوانده است:
زان پیشتر که عالم فانی شود خراب
ما را ز جام باده‌ی گلگون خراب کن

شهلا در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۰۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۰۲ - دعا و شفاعت دقوقی در خلاص کشتی:

دل نباشد غیر آن دریای نور
دل نظرگاه خدا وانگاه کور
1- نور و روشنایی اگر قرار بود از منبع نور بر آقای دقوقی بتابد، بر جسمش که نمی تابید بر دلش می تابید! اما دلِ او حایی دیگر بود، مشغول ذهنش بود، ذهنیات مزاحمی که از شرشان خلاصی نداریم! چرا؟ چون صدق هم از دل می آید.
نه دل اندر صد هزاران خاص و عام
در یکی باشد کدامست آن کدام
2- این دل صاف و پاک یکی ست، یکپارچه ست نه صد تیکه! صد جور مثل نقش روی پارچه یا "نقوش گرمابه"، نگاه و بینش از دل پاک و دل آگاه، نظرگاهش نمی تواند این نقوش باشد که چون اشباح و سایه ها محو می شوند، ناپایدارند، امروز هستند و فردا نیستند.
ریزهٔ دل را بهل دل را بجو
تا شود آن ریزه چون کوهی ازو
حالا که فهمیدی اون دل کوچک با هوا و هوسها و اسباب بازی هایش را رها کن، پی این برو و دنبال این باش که دل حقیقی کدامست و دلت را به آن پیوند بزن.
دل محیطست اندرین خطهٔ وجود
زر همی‌افشاند از احسان و جود
3- دل حقیقی

سید محسن در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۵۶ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲:

درود بر شما----با هزاران غذر خواهی دو سه کلمه مطلب قبل تصحیح میشود
سلام بر ادیبان محترم در قدیم....

سعید در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۵۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۵:

در بیت اول جایی دیدم : خبرت فراختر کرد جراحت جدایی،
خرابتر کردن جراحت به نظر درست نباشه، با پوزش از اساتید بزرگوار،

سعید در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۱۷ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱:

آنچه در فهم تو آید آن بود مفهوم تو
هم سویی با شعر با ای برادر تو همه اندیشه ای
مابقی خود استخوان و ریشه ای
فهم و ادراک انسان جوهر نفسانی و شاکله وجودی وی را تشکیل می دهد

محمدرضا در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۴۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۳:

بی شک این غزل یکی از شاهکار های استاد سخن حضرت سعدی است شاه غزلی که هر وقت دلم بگیرد میخوانمش

عبدالله در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۲:

این شعر را وحید صابری هنرمند افغان نیز در آهنگ خود خوانده است.

اشکان حسین زاده در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۲۴ دربارهٔ قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰۳ - د‌ر مطایبه‌ گوید:

لطفا اشتباهات تایپی را اصلاح بفرمایید

۱
۲۱۳۲
۲۱۳۳
۲۱۳۴
۲۱۳۵
۲۱۳۶
۵۷۲۵