مهرداد در ۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۴ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۹۲:
با سلام،
شاید منظور از شش، شش جهت جهان سه بعدی باشه.
بالا و پایین، چپ و راست، جلو و عقب
چشم به راه در ۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۴ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۶:
کاش، و ای کاش بشه این چند بیت رو یک روزی بالاخره بنویسم.
استاد بینام در ۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۴ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳:
سلام
ممنون از جناب فرح اندوز بخاطر خوانش خوبشون. متاسفانه ایشون بیت
شیر در بادیه عشق تو روباه شود
آه از این راه که در وی خطری نیست که نیست
رو در خوانش جا انداختند.
nabavar در ۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۰۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۶:
گرامی مجید 28
ناقابل بود
ماناباشید
العبد در ۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶:
در قدیمی ترین نسخه 920 ق عارفی را که چنین باده شبگیر دهند آمده است که اشاره به مقامات عالیه نماز شب داره جرا که در ادامه میفرماید کافر عشق بود گر نشود باده پرست یعنی ترک مناجات شب برای اونی که لذتش رو چشیده مثل کفره
مجتبی آموزگار در ۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۲۰ دربارهٔ اوحدی مراغهای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶:
به نظر در بیت ششم "نالههای" صحیح باشد
علی باقریه در ۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۸:
با سلام
واقعا چقدر زیبا برگ بی برگی بر غزل حافظ عزیز که رحمت خدا بر او باد شرح و حاشیه می زنه
من از ایشون عاجزانه درخواست دارم که ایشون ادرس ایمیلشون رو به ما بدهند تا سوالاتمون رو ازش بپرسیم
یا که در همین گنجور شرح بیشتری بر غزلیات حافظ بنویسند
محمد در ۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۰۳ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:
سلام ، خیلی سواد ادبیات و شعر ندارم ولی به نظرم:
بحر دل را تیره گرداند چو خویشی بگذرد
می زند بر دل لگد چون آشنا کردا شنا.
دل نشین تر می نماید.
امید خلیلی در ۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷۹:
این غزل توسط بانو پریسا واعظی بصورت آواز اجرا شده است.
فرزانه در ۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۷:
⬇️⬇️
شرح غزل 387_ دیوان حافظ
1_ شاه خوش قد و بالا و سرور خوش لب و دهان ها، ان که با مژه های خود دل پهلوانان صف شکن را می شکند. وصف معشوق در مصرع اول و آن کسی که دارای این صفات است قلب پهلوانان جنگاور در برابر نفوذ چشمان زیبایی او تحمل ندارد و اسیرش می شوند.
صف شکنان : دلاوران جنگ که صف دشمن را از بین می برند.
2_ این معشوق که وصفش شد با دلبری(مستی) از کنار من نیازمند گذشت و نگاهی به من کرد و گفت ای کسی که موجب بینایی و امید دل همه خوش صحبتان هستی.
(خود حافظ )
3_ تا کی کیسه تو از طلا و نقره خالی خواهد بود، تو بندگی مرا بکن تا از همه دلبران سیمین تن برخوردار شوی.
4_ تو از ذره کمتر نیستی که نهایت به خورشید می رسد، عشق بورز و سرمست از عشق دادن و عشق گرفتن به رقص درآ و در حال سماع تو به جایگاه خلوت خورشید برسی. ذره و خورشید دو واژه نماد عرفان هستند چون عرفا نسبت روح جزئی آدمی را به روح کل کائنات (نسبت انسان به خداوند) نسبت ذرّه به خورشید می دانند و بر این باورند که روح انسان بر اثر تکامل به لقا روح کل (خداوند) می رسد.
5_ بر کار دنیا اعتباری نیست و به آن اعتماد نکن اگر ذره ای از شراب عشق در وجودت هست این عشق را نثار کسانی کن که چهره تابناک دارند و بخاطر شادی انان نثار کن .
(قدح شراب را بسلامتی آنها بخور .)
6_ پیر باده نوش من که روحش شاد، گفت از معاشرت با آنها که عهد و پیمان خود را می شکنند دوری کن. از مردم بدقول و نادرست پرهیز کن.
7_ هنگام سحر در لاله زار با باد صبا میگفتم که این خونین کفنان در راه چه کسی شهید
شدند.ظاهرا اشاره کشته شدگان دریکی از جنگ های داخلی فارس (وارثان تاج و تخت
خاندان مظفر) دارد.
خونین کنان : گل های لاله
8_ حافظ میگوید که من و تو (ما)مَحرَم درک این راز نیستیم و ناگزیر به عشق پناه میبریم و باده نوشی تا فارغ از نابسامانی جامعه باشیم.
می لعل و دهان شیرین: اشاره به شراب سرخ و معشوقه های شیرین سخن
9_ دامن دوست را بدست بیار و از دشمنان دوری کن، مرد خدا باش تا به یاری او از وسوسه شیطان دور باشی.
مصطفی میری در ۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۰۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۸ - فریفتن روستایی شهری را و به دعوت خواندن، به لابه و الحاح بسیار:
حزم آن باشد که ظن بد بری
صحیح این است:
"خرم" آن باشد که ظن بد بری
مجید۲۸ در ۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۰۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۶:
ممنون از ناباور عزیز که وقت گذاشتید با توضیح شما معنی بر من آشکار شد
مظفر محمدی الموتی خشکچالی در ۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۰۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴۷:
مصراع دوم، احتمالاً به صورت ذیل، اصلاح شود:
ز تار و پود رگ ابر و رشتهی باران
Omid در ۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۱۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹:
درود عزیزان بهتر ازجان
مطالب کهن را دیدم و بسیار مشتاق شدم و شگرف
اتفاقا برعکس ادبای فاخر عصر نو که لباسی تنگ بر تن کرده و گشاده رویی نقادی میکنن بر حضرات شایق و شیق و شق
مشتاقانه ادبیات متلک را دنبال کرده و مسرور از مدت مدیدی که افتخار دیدن گوهر بارانه ای از این نوع ندیده بودم و زنده شد روح ما در مضامین اساتید شیوق و بسیار شادمان از درشکه چی ناصرالدین شاه که فقط خودش بر وافور همایونی گرمابه میربود
یا حق
Simorgh Parandeh در ۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۰۹ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » سبحةالابرار » بخش ۸۰ - حکایت آن پیر خارکش که از خار خواریش گل عزت می گشاد و جوان رعناوش که گل عزتش بوی خواری می داد:
با سلام، این شعر را زمانی در دبستان آموخته بودم و اکثر اوقات آنرا زمزمه میکردم ولی قسمتهایی از اواسط شعر را فراموش کرده بودم . امروز ضمن جستجو آنرا یافتم. سپاس از خداوند و خالق مهربان که این تواناییها را به به ما عطا فرموده و سپاس از همه عزیزانی که در این راه زحمت کشیده و این امکانات را فراهم آورده اند و دسترسی به دانش و فرهنگ غنی ایرانی را برای علاقمندان آسان کرده اند. درود بر همه انسانها که به نور خدمت کرده ، میکنند .
و خواهند کرد
arvin در ۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۰۶ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۵:
با عرض سلام و خسته نباشید
ببخشید سوالی ذهن منو درگیر کرده مگر این قطعه از حضرت بزرگ حافظ نیست؟
که در بیت اخر هم اینگونه بیان میکند:
گفتم که ز حافظ به چه حجت شده ای دور ؟
گفتا همه وقت مرا ادعیه این بود
چون من در کتابی قدیمی این شعر را از زبان حافظ خوانده ام و اخرش با بیتی که در بالا نوشتم تمام میشد لیکن چیزی که در اینجا میبینم با مشاهداتم تفاوت دارد
ممنون میشم اگر توضیح دهید.
سید محمد حسینی در ۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۴۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۵:
پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت
آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باد
سالها پیش بزرگی این بیت را چنین توصیف کرد:
از آنجا که انسان ها نگاهشان کامل نیست وقتی به عالم صنع نگاه میکنند در آن احتمال خطا می بینند
ولی پیر ما که انسان کامل هست مانند کسی که از بالا می بیند ، واشراف کامل دارد ، عالم خلقت را کامل وبدون نقص می بیند. آن چیزی که دیگران به نظرشان خطاست در عالم صنع (چون دیدشان کامل نیست) اما به نظر پیر ما خطا نیست. آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باد
رها در ۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۰۳ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » گلهٔ یار دلآزار:
شما عزیزی که می فرمایی معشوقه شما دیر به فریاد شما رسید و نوشدارو بعد از مرگ سهراب بود.به واقع نوشدارو بعد از مرگ سهراب نبوده که همین سخن گفتن شما بحمدالله نشان دهنده زنده بودن سهراب است.و البته علما اعتقاد دارند که در عشق عرفانی هم سهراب بلاخره نوشدارو را پیش از مرگ ظاهری می نوشد(با پادشه بگوی که روزی مقدرست)
پس باید خون گریست برای معشوقان مظلوم که به ظالمی شهرت یافته اند !(نیست مظلوم تر از ظالم کسی در عهد تو)
فرهاد قاسمی ، متخلص به شاهد در ۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۴۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۶۷:
سلام و درود خدمت دوستان فرهیخته و عزیز.
با تشکر از عوامل محترم و زحمت کش سایت گنجور.
گفتنی است که میرزا صائب تبریزی گاهی یا بهتر بگویم در بسیاری از مواقع در دیوان عظیمش یک مضمون را به چند لباس لفظی ملبس نموده است و یکی از نمونه های آن در همین غزل است که شمارهٔ ٱن بیت سیزده هست که در غزلی دیگر اینچنین آن را ساخته و پرداخته است که رحمت بر روان پاکش باد :
ترک جود اضطراری کن کز اهل جود نیست
هرکه در کام نهنگ از بیم جان اسباب ریخت ..
مقایسه کنید با بیت سیزدهم همین غزل یعنی این بیت :
"ترک جود اضطراری کن کز اهل جود نیست
گر ز بیم غرق ریزد مال ، سوداگر در آب"
توجه کنید که مصرع اول هر دو بیت صائب که در دو غزل مختلف گفته شده است یکسان است و مصرع دوم هم بسیار نزدیک ولی به روشی دیگر بیان کرده است.
متذکر شوم که این مسئله عیب برای صائب نیست بلکه حسن است چون چنان ذهن مبتکری داشته است که از پس بیان یک مضمون واحد در لفظ های متعدد استاد بوده است. روانش شاد باد.
بندهٔ خدا : فرهاد قاسمی ، متخلص به شاهد .
حبیب در ۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۴ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۲: