رضا تبار در ۲۹ روز قبل، پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۱۰ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » حکایت طاووس » قصه رانده شدن آدم از بهشت:
هر که در هر دو جهان بیرون ما
سر فرو آرد به چیزی دون ما
ما زوال آریم بر وی هر چه هست
زانک نتوان زد به غیر دوست دست
هر کس در دنیا و آخرت به چیزی غیر از خداوند تسلیم گردد ما آنرا از او خواهیم گرفت.
********
کل شی هالک الا وجه له الحکم و الیه ترجعون (قصص/ ٨٨)
جز ذات او همه چیز نابود شونده است. فرمان از آن اوست و بسوی او با گردانیده میشوید.
رضا تبار در ۲۹ روز قبل، پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۲:۴۰ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » حکایت طاووس » حکایت طاووس:
طاووس نماد انسان جاه طلب و مقام طلب است.کسی که برای جاه طلبی و شهرت خودنمایی میکند و منافق است و زبانش با دلش یکی نیست و این زشتی او را نمایان میکند
آمدیم اکنون به طاووس دو رنگ
کو کند جلوه برای نام و ننگ
مولانا
رضا تبار در ۲۹ روز قبل، پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۲:۱۱ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » حکایت طوطی » گفتگوی خضر(ع) با دیوانهای:
خضر نماد کسی است که زندگی جاویدان را در این جهان یافت و مرد دیوانه عالی مقام نماد بزرگان عرفان است.
رضا تبار در ۲۹ روز قبل، پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۵۰ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » حکایت طوطی » حکایت طوطی:
طوطی نماد انسانهای متفکر و فلاسفه خوش گفتاری هستند که حرفهای زیبایی از دهانشان بیرون میآید ولی در واقع اینها در زندان تن و مادیات مانده و بدنبال آب حیات(زندگی جاوید) دنیوی هستند.
امیر گیاهچی در ۲۹ روز قبل، پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۴۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۲:
پرش ضمیر در شعر به اقتضای وزن و از سر ناچاری است مثل پرش ضمیر در این مصراع از حافظ
عشقت رسد به فریاد گر خود بسان حافظ
یعنی عشق به فریاد تو می رسد
اما در جایی که می توان معنی را بدون پرش ضمیر رساند چه نیازی به این کار هست
من ز دست تو خویشتن بکشم
تا تو دستی به خون نیالایی
علی میراحمدی در ۲۹ روز قبل، پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۶:
غزل عالی عرفانی
نمونه تمام عیار سبک حافظ
من چه گویم؟ که تو را نازکیِ طبعِ لطیف
تا به حَدّیست که آهسته دعا نتوان کرد
رضا تبار در ۲۹ روز قبل، پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۳۰ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » حکایت بلبل » حکایت بلبل:
بلبل کنایه از انسان و منظور از گل دنیا می باشد.کسانی که به این دنیای دنیای فانی و زود گذر دلبسته هستند. دنیایی که به هر کس چند صباحی روی خوش نشان خواهد داد.
رضا تبار در ۲۹ روز قبل، پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۲۰ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » حکایت بلبل » حکایت درویشی که عاشق دختر پادشاه شد:
شهریار نماد خداوند دختر ماهرو نماد این دنیا با چیزهای زیبای درون آن و لذات زود گذر آن است که همه انسانها را شیفته خود کرده و در انتها او را رها میکند.حافظ میفرماید:
مجو درستی عهد از جهان سست بنیاد
این عجوز عروس هزار داماد است
نشان عهد و وفا نیست در تبسم گل
بنال بلبل بی دل که جای فریادست
یعنی به ظواهر و آرزو های دنیا دل نبند. این توهمات دنیایی هر روز به یکی رو میکند و پس از برباد دادن عمر او سراغ دیگری میرود.
رضا تبار در ۲۹ روز قبل، پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۹:۱۶ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » حکایت سیمرغ » حکایت سیمرغ:
در شرح گلشن راز میخوانیم:
همه عالم چو یک خمخانه اوست
دل هر ذره ای پیمانه اوست
*******
هر آن چیزی که در عالم عیان است
چو عکسی از آفتاب آن جهان است
*******
همه عالم ظهور نور حق دان
حق اندر وی ز پیدایی است پنهان
چو آیات است روشن گشته از ذات
نگردد ذات او روشن ز آیات
همه عالم ز نور اوست پیدا
کجا گردد از عالم هویدا
نگنجد نور ذات اندر مظاهر
که سبحات جلالش هست قاهر
احد بصیری در ۲۹ روز قبل، پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۲۶:
کسی که نماز میخونه اگه ذوالفقار سرش بیاد متوجه نمیشه، مثل علی وگرنه نماز مفهومی نداره
شهریار در ۲۹ روز قبل، پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷:
من یک شعرخوان عام هستم بنابراین درشعر تخصص ندارم و نظراتم هم تخصصی نیستند و چندان موضوعیت ندارند
شهریار در ۲۹ روز قبل، پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷:
تحلیل اغلب دوستان ، به نظر می رسد با منظور غائی شاعر ، ملازمه و همگونی ندارد و برداشت ها ، بیشتر شخصی هستند.از مقایسه میان دیوان حافظ با دیوان شمس در می یابیم که غزلیات حافظ ، رنگ و بوی عرفانی ندارند و خاطرات شاعر هستند که در قالب نظم و شعر بیان شده اند
شهریار در ۲۹ روز قبل، پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷:
برخی اشعار از جمله این شعر حس غم بزرگی به آدم منتقل می کنند با روح و جسم چنان در آمیخته می شوند گو این که از هم جداناپذیر شده اند
شهریار در ۲۹ روز قبل، پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷:
با سلام و درود
تلاقی این شعر با صدای استاد شهرام ناظری زیبائی ذاتی آن را آشکارتر می کند
علی میراحمدی در ۲۹ روز قبل، پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵:
به تنگچشمیِ آن تُرکِ لشکری نازم
که حمله بر منِ درویشِ یک قبا آورد
چه بیت زیبایی
شاهکاری است این بیت
حالا شاعر با توجه به سنت ترکان لشکری و سابقه اینها در تاریخ و فرهنگ و ادبیات ایران این بیت را ساخته است ؛به زیباترین شکل هم ساخته است و منظور هم مشخص است.
حالا ترک هم به معنای زیبا رو و لشکری هم بی رحمی را میرساند !
حال ممکن است یک عده بیایند بگویند که ترک لشکری چه میدانم فلان شخص معین تاریخی است که باز هم اشتباه برداشت و برداشت اشتباه ایشان است
اینها بیانهای متفاوت شعری است
این جهان شعری شاعر است
هر کس هم بخواهد درین جهان وارد بشود نامی دیگر و نشانی دیگر به خود میگیرد!
همین ترک لشکری اینجا تصویری دارد و کُنشی و جای دیگری جور دیگری رخ مینمایاند ؛مثلا زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست به بالین حافظ می آید
احمد خرمآبادیزاد در ۲۹ روز قبل، پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵:
به استناد کهنترین نسخه خطی دیوان حافظ (کتابت سال 801 هجری، با دیباچۀ محمد گل اندام، میراث مکتوب 1394)، بیت زیر پس از نخستین بیت باید باشد:
«چه راه میزند این مطربِ مقام شناس/که در میان غزل قول آشنا آورد»
1-وجود ترجمه چنین بیتی در ترجمۀ انگلیسی دیوان حافظ توسط کلارک (چاپ 1891 میلادی، یعنی بیش از 140 سال پیش)، تایید دیگری است بر درستی این بیت.
2-در نسخه آلمانی دیوان حافظ (جلد اول، سال 1858 میلادی، صفحه 368 و 369، چاپ وین) نیز چنین بیتی وجود دارد (هم به فارسی و هم به آلمانی).
3-وجود «تو نیز باده به چنگ آر و راه صحرا گیر» در همین غزل، نشان از آن دارد که پیش از آن، بیت دیگری هم هست.
4-حافظ، بارها واژۀ «راه» را به مفهوم گوشه موسیقی به کار گرفته است. بنابراین، بیت یاد شده رنگ و بوی سخن حافظ را دارد.
علی میراحمدی در ۲۹ روز قبل، پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۶:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۰:
میگویند مخاطب این غزل فلان پادشاه است و حالا ما هم با توجه به چند بیت میپذیریم که شاید چنین باشد
اما بیت دوم،بیت ششم و بیت هفتم تفسیر عرفانی بسیار میپذیرد
تفسیر عاشقانه کمتر هم میپذیرد
بیت اول میتواند باز هم هر دو تفسیر عاشقانه و عارفانه را داشته باشد به طرزی دیگر
زمانی شاعر میگوید به من نظر کن
بوسه ای حوالت کن
آغوشی بگشا
زمانی هم چنین میگوید که :
کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کند.....
زمانی هم میگوید:
آن غالیه خط گر سوی ما نامه نوشتی..
یعنی خلاصه ای خدا ،ای پادشاه ،ای معشوق ،ای دختر خاله ،ای پسر عمو ،ای فلانی، نظری هم به ما بینداز
اینها بیان متفاوت شعری است !
بیان اطوار عشق است
ببینید ما اگر شرح حافظ میدهیم باید همه اینها را بدانیم
باید ارجاعات عرفانی با عاشقانه را بدانیمباید وجوه مختلف بیت را درک کنیم
باید سبک شاعر را بدانیم...
شاعر طرح شعرش را طوری ریخته که اگر مخاطبش پادشاه هم باشد دیگران هم در آن شعر سهم داشته باشندبدون شک قدرت شاعری حافظ آنقدر بوده است که براحتی بیتی بسراید و شماره حسابش را بدهد و بگوید که ای پادشاه مبلغی حوالت کن یا حواله ای رد کن یا اسب و قبایی بفرست یا چه و چه...
اما شاعر از طرفی به مخاطب ،به مردم ،به جامعه ،به خواننده عام وخاص دیگر هم متعهد است و اگر نیازی دارد نیازش را هم هنرمندانه و شاعرانه و چند وجهی بیان میکند..
اینکه بیاییم بگوییم مخاطب شاه شجاع است یا آن یکی حاکم است و بیت را معنا کنیم که شرح حافظ نیست...
پندار پاکزاد در ۲۹ روز قبل، پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۲۸ در پاسخ به محسن عبدی دربارهٔ عطار » منطقالطیر » حکایت باز » حکایت پادشاهی که سیب بر سر غلام خود میگذاشت و آن را نشانه میگرفت:
زریر گیاهی بوده که از ان در رنگرزی برای رنگ زرد استفاده میکردند.
اشاره به ترس غلام و رنگ پریدگیاش.
محمد امین سنجری در ۲۹ روز قبل، پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۲۵ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » رسوای دل:
دعوت میکنم برنامه گل های رنگارنگ شماره 160 را بشنوید
علی احمدی در ۲۸ روز قبل، جمعه ۱۵ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۸:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۸: