گنجور

حاشیه‌ها

علی در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۳۱ دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » ترجیعات » شمارهٔ ۱ - در مدح امیر ابویعقوب یوسف بن ناصرالدین:

دوست عزیز جناب سیامک...نظرت رو کامل خوندم...حرف من اصلا عربی بودن یا نبودن شعر نیست و مطلب رو به حاشیه کشوندید...من اصلا با مسائل ملی گرایی و... کار ندارم ولی همین شعر و شاعری رو ما مدیون اعراب هستیم...و حرف من این نیست که نباید مدح کرد. شاعر که نمیتونسته آجر جای نون بخوره...اتفاقا 99 درصد شعرای ما مداح بودن...حرف من اینه که نمیشه یه ترجیع بند مدحی رو به اشعار افرادی مانند حافظ،سعدی و مولانا ترجیح داد...حالا شما هرجور میخوای برداشت کن...

دلارام در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱۱:

میشه تفسیر بیت آخر رو به من بگید؟

همایون در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۳۳ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰:

اجرای خصوصی محمودی خوانساری شریف و بدیعی

جباری در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۴۷ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۶:

ضمناً دربیت چهارم، نص ص از گچ چواع اول «خرده» درست است نن «خورده». شاید وجه عامیانه تافظ خرد و خرده که خورد و خورده است، سبب این خطای سخیف شده است.

جباری در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۴۲ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۶:

با درود، بعضی از نویسندگان و حافظ پژوهان، با استناد به ابیاتی از او، از وی سالک عارف واصل فانی فی الله ی ساخته‌اند. خوب است به او نگاهی آزاد داشته باشیم. خودش به کنایه و گاه به صراحت به این نکته اشاره کرده است.

علی Mdt در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۱۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۶:

با سلام، دو بیت از این شعر زیبای سعدی توسط بانو قمر الملوک وزیری در تنها فیلم باقی مانده از ایشان یعنی مادر، ساخته 1331 در آواز افشاری خوانده شده که به درخواست بانو دلکش در این فیلم حضور داشته. و جالبه بدونید ایشان تمام دستمزد این فیلم و همچنین همه کنسرتهایشان را در جهت کمک به ایتام و مستضعفان و ساخت مدرسه و بیمارستان می‌کردند. ایشان نمونه یک انسان والا و به گفته سعدی «آدمی خوی» به تمام معنی بودند که همواره در دل اهل هنر این سرزمین زنده خواهند بود.

سامان در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۱۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۴۸ - حکایت مات کردن دلقک سید شاه ترمد را:

اجتهادی می‌کند با حزر و ظن
کار در بوکست تا نیکو شدن
به نظرم مصرع دوم اشتباه است و این اشتباه در تصحیح های معتبر هم هست و فقط اینجا نیست مصرع اول درست است و میگوید زاهد خشک مغز اجتهادی به اندازه ظنش میکند ولی مصراع دوم بی معناست ...باید این باشد: کار در وی کاست تا نیکو شدن...یعنی اجتهاد و کارش منجر به کاستی شد بجای نیکو شدن

احمد نیکو در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۱۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹:

اکنون که زند هزار دستان ، دستان
جز باده ی سرخ ز دست مستان ،مستان
برخیز و بیا که گل به شادی بشکفت
شادی کن و داد خود ز بُستان ، بِستان

مصیب در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۹:

کاشکی یک نسخه ی دیوان. حافظ از حافظ داشتیم

محمد در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۱۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۰:

در آلبوم بی قرار شهرام ناظری که البته بارها و بارها گوش داده بودم بعد از 20 سال متوجه نکته ای شدم که به نظرم این اثر رو تبدیل به شاهکار موسیقی میکنه؛ اول از شراب فرقت و آب حسرت و قطع امیدواران میخونه بعد با ریتم موسیقی ملایمتر فقط ناله میشنویم، در آخر هم بیت پایانی این غزل که دیگر شرح این قدر کفایت باقی نمیتوان گفت.
به نظرم خیلی خوب تونسته معنای شعر رو در موسیقی هم وارد کنه، البته که باید شعر هم شاهکار ادبی در حد غزلیات سعدی باشه تا اینجور قابل فهم برای مخاطب عام باشه

عسل در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶:

کسی میدونه هجابندی و بخش کردن کلمه غیرِ چگونه است؟

میرزا اکسیر در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۰۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۰ - مثال دنیا چون گولخن و تقوی چون حمام:

شهوت وحرص دنیا گلخنیست که از زر اندوزی افروخته می‌شود.
شیفتگان صروت و زر آتشخانه را می‌گذارند. شهوت و حرص خود را تقویت می‌کنند. ولی پارسایان و متقیان از شهوت و حرص دوری نموده رجوع به پاکی و پرهیز می‌نمایند. ای متقی که تو دعوا از عقلانیت میکنی بدان که حرص و آز مانند آتش زبانه های متعدد دارند. هوش‌ دار که از دامی به دامی نییفتی.
در میان زر اندوزان افزودن صروت سبب افتخار است. زیادت ‌‌شهوت زیادت
افزودن صروت و معکوس آن مانند یک دایره شطانی که بچرخ افتاده یکی تقویت دیگر نموده و هر دو حرکت دوران این چرخ را صریح و صریح ‌تر می سازد. چرک بیشتر سوختن بیشتر.
مشک عدالت وبوی خوش حق بر زاده که در چنین شهوات بزرگ شود رنج می آفریند اگر چی فطرت آن چیزی دیگری است.
به آمید آنکه در مهار هوای نفسانی خود کوشا باشیم. آمین

سپهر در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۴۱ دربارهٔ مولانا » فیه ما فیه » فصل سی و هشتم - حسام‌الدّین ارزنجانی پیش از آنک به خدمت فقرا رسد:

نقد دوم در متن زیر ک بخشی از متن اصلی هست باید به نقل ویرایش شود لطفا تصحیح کنید ! با علامت ستاره مشخص کردم
نقد همچون پای آدمیست و نقد* همچنانست که قالب چوبین بشکل قدم آدمی اکنون آن قدم چوبین را ازین قدم اصلی دزدیدهاند و اندازهٔ آن ازین گرفته‌اند.

ش. در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵:

سید خلیل هم این قطعه را خوانده است... با آن تنبور سحرانگیزش...

فیونا در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹:

من امروز برای کسی که دوستش داشتم و بهم یه جورایی جواب منفی داد فال حافظ زدم و این غزل اومد امیدوارم امیدی ک حافظ بهم داد خدا یه روز برام رقم بزنه و من این حاشیه رو به طرفم نشون بدم مخصوصا بیت آخر

صدرمجلس در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۰۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۱۴ - منجذب شدن جان نیز به عالم ارواح و تقاضای او و میل او به مقر خود و منقطع شدن از اجزای اجسام کی هم کندهٔ پای باز روح‌اند:

یاوه دانستن این دریای عظیم معرفت و بقول خودت حضرت، جزیره ی معنویات
کار هیچ کس جز افراد پست و فرومایه و کم معرفت نیست و خود حضرت چنین اشخاصی را به نیکی تمثیل کرده اند :
خربطی ناگاه از خرخانه‌ای
سر برون آورد چون طعانه‌ای
کین سخن پستست یعنی مثنوی
قصه پیغامبرست و پی‌روی

nabavar در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۰۶ دربارهٔ اوحدی مراغه‌ای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱۳:

گرامی دلارام
در حساب بوسه امید مرا
بر دهانت مبلغی وام آمده
میگوید:هر طور حساب می کنم
لبِ تو به من بوسه بدهکاراست
به امید آن انتظار می کشم

آذر ،خ معلم جغرافیا اراک در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱:

با سپاس از همه. راستی مولانا جان چرا اینقدر سخت حرف می زنی؟ اینجوری مردم فکر می کنن انسان کامل شدن ،خلیفه الاه شدن و اولیاالاه شدن کار سختیه در حالی که شدنیه

بی نشان در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۲۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲۷:

سلام و عرض احترام
در راستای پاسخ به پرسش بانو الهام مطرح شده در 26 آذر ماه سال 1396 بنده چند کلمه ای جسارت کنم درس پس دادن در محضر اساتید خاموش :
ای همه خلق نای تو پر شده از نوای تو
گر نه سماع باره ای دست به نای جان مکن
تنها به نظر میرسه به عنوان برداشتی شخصی مهمترین نکته ی این بیت ورای معنا و مفهوم حقیقی مسطور در آن تسری بخشی قابلیت و امکان نی بودن برای همگان از دیدگاه مصداق و تمثال به حقیقت خویشکاری نی یعنی مولاناست
این نکته دریافتنی و اندیشیدنی است که با آوردن عبارت همه در مصراع اول و در جهت تبیین فرمایش نفخ نفخت کردم حضرت یار چونان پدری مهربان به فرزند انسان تڋکار جایگاه بی بدیل و منفرد خویش را می دهد که تو نیز و هر مثل توبی در تمامی گستره ی اعصار و امصار نی ای هستید باز نمایاننده ی نوای نایی ازل و ابد و .....
مصراع دوم ترجمه ی تحت اللفظی در حد وسع :
تنها آنان که توان استماع نوای نای جان تمامی آدمیان را دارند به تبع اعراف و اشعار به اینکه نای در انگشتان و دستان نی زن پنهان عالمند دست به نای جان آنان و خوبشتن کنند چون این دست کردن شاید به معنای ادراک حقیقت فوق عشق و معرفتی ورای معمول و متعارف می طلبد نه مستمع که سماع باره و آنکه تمامی شراشر جانش تشنه و قابل شنیدن و دست افشانی و پای کوبیدن و حق نوای نی را ادا کردن است بدان بپردازند

محمود عبادی در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:

دوستانی که حاشیه میگذارند توجه فرمایند که هر چه خلاصه بنویسند مورد توجه قرار میگیرند. اطاله کلام در امور بدیهی جایز نیست. من نمیخواهم از حاشیه نویس خاصی نام ببرم لکن عرض میکنم که الکلام ما قل و دل.

۱
۱۹۲۳
۱۹۲۴
۱۹۲۵
۱۹۲۶
۱۹۲۷
۵۷۲۵