گنجور

حاشیه‌ها

کیا در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » سی‌ام:

آنقدر زیباست که آدم به وجد میاد:
برآور بر دلم شادی ، الا استاد حلوایی..

کیا در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » سی‌ام:

غریب * قریب اشتباه نوشتم

کیا در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » سی‌ام:

سلام
مخاطب مولانا در اکثر غریب به اتفاق اشعارش یا خداست یا شمس و مولانا همه دیوان و مثنوی و بقیه اثارش در جهت شناخت خدا و شناخت انسان هستش.
تعبیر امیر بی گزند و استاد حلوایی از زیباترین تعابیری بود که در این شعر دیدم.
بسیار عمیق و لطیف...

احمد در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۲:

سلام
شاید در بیت اول «کار» به معنای فحشا باشد. انوری هم دارد:
جز بنده رفیق و عاشق و یار مگیر/ غمخوار توام عمر مرا خوار مگیر/ در کار تو کارم ار به جان یابد دست/ تو پای به کار برمنه کار مگیر

نجوا فرهادزاده در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۴۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۳۷:

صائب یکی از کم نظیرترین شعرای این کشوره واقعا زیبا سروده چقدر خوشحالم که فارسی زبانم و میتونم به اندازه‌ی خودم درکی از سروده هاش داشته باشم.

احمد در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۳۴ دربارهٔ منوچهری » دیوان اشعار » مسمطات » شمارهٔ ۷ - در وصف صبوحی:

سلام
فکر می کنم بیت ما سیکی خوار... به این گونه باشد: ما سیکی‌خوار نیک تازه‌رخ و صلح‌جویی/ تو سیکی‌خوار بد جنگ‌کن و ترشروی
فواصل باید رعایت شود تا خواندن آن درست باشد.

سعید بهمن در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۱۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۵:

در بیت نه مجنونم‌که‌دل بردارم از دوست
کلمه مجنون در معنای لغوی به معنای دیوانه به کار رفته و یعنی اینکه دیوانه نیستم که دل از دوست بردارم و به نظر میرسد که اشاره ای به مجنون عاشق لیلی ندارد

سپهر در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۴۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲:

چون عهده نمیشود کسی فردا را، حالی خوش کن تو این دل سودا را، مینوش به ماهتاب، ای ماه که ماه
بسیار بگردد و نیابد ما را
ترانه های خیام هدایت معتبر تر میباشد

اردوان در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

انسان از دیدگاه عرفا دو جنبه دارد :
کاسب و شیدا
حافظ اولین عارفی بود که اصطلاح "رند پارسا" را به زیبایی هر چه تمامتر بکار برد. در این دنیا اگر انسان فقط عارف شود ودر صدد معرفت برآید و دیگر هیچ ،شیدا میگردد و همه چیز و همه کس را جلوه ای از "او" میداند و با عشق تام به "او" و مجاز دانستن این دنیا در اجتماع کم کم به عزلت میگراید و معتکف غیب میگردد و سر به بیابان مینهد.کاسب اما عقلانی می زید و همه چیز را سبک و سنگین میکند و همه را در معامله میبیند. نکته اینجاست که حافظ با بیان "رند" میگوید که عارف باید نوعی رندی کند و دو پهلو باشد که نه ره شیدایی پیشه کند و نه کاسب تام شود. باید رند بود که هم اجتماعی بود و هم شیدا.
"کشتی شکسته" و "دریا" استعاره ای ملموس برای درک انسان و خالق است که مولانا نیز در استفاده از آن کوتاهی نکرده است در آنجا که میفرماید "زند موجی بر آن کشتی که تخته تخته بشکافد گرآن تخته فرو ریزد ز گردشهای گوناگون..." در دنیای عارف آشفتگی آغاز آگاهی است و دریای مواج و سهمگین خوشایند است زیرا که انسان را از دایره ی امن این دنیا میرباید و در انتها در دریای عظمت حق غرق میشود. حافظ به زیبایی هرچه تمامتر اشاره دارد که ای خدا ما را کشتی شکسته است در دریای وجودت ،یعنی، بارها به دریا زده ایم و هنوز در دریای عشق وجودت غرق نشده ایم و به این سبب کشتیمان شکسته ولی هنوز غرق نشده است، بادی بیاور طوفان زا که کار را تمام کند و مارا در دریایت غرق کند.

اردوان در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

انسان از دیدگاه عرفا دو جنبه دارد :
کاسب و شیدا
حافظ اولین عارفی بود که اصطلاح "رند پارسا" را به زیبایی هر چه تمامتر بکار برد. در این دنیا اگر انسان فقط عارف شود ودر صدد معرفت برآید و دیگر هیچ ،شیدا میگردد و همه چیز و همه کس را جلوه ای از "او" میداند و با عشق تام به "او" و مجاز دانستن این دنیا در اجتماع کم کم به عزلت میگراید و معتکف غیب میگردد.کاسب اما عقلانی می زید و همه چیز را سبک و سنگین میکند و همه را در معامله میبیند. نکته اینجاست که حافظ با بیان "رند" میگوید که عارف باید نوعی رندی کند و دو پهلو باشد که نه ره شیدایی پیشه کند و نه کاسب تام شود. باید رند بود که هم اجتماعی بود و هم شیدا.
"کشتی شکسته" و "دریا" استعاره ای ملموس برای درک انسان و خالق است که مولانا نیز در استف

صدراله زحمتکش در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۱۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶:

تصور میکنم از عبارت دو روی یار موافق در این بیت:
هرگز حسد نبرده و حسرت نخورده ام جز یر دوروی یار موافق که در هم است
دو معنا قابل برداشت است .اول کنایه از عشق و دلدادگی دو دلداده که در آغوش هم رفته اند و دوم یکرنگی و صداقت دوست.یعنی دوست و یاری که دورنگی و دورویی ندارد و هردو رویش یکی است!

سپیدار در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۰۷ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵ - در وصف بهار:

به نظرم چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد
یعنی آمدن شقایق که گل مخصوص فصل بهار است باعث نگرانی نرگس میشود چونکه گل مخصوص زمستان است وهشداری برای رفتن اوست

برافروخته در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۹:

درود
در بیت اول و مصراع : (خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم) بیشتر این درست می نماید که اینگونه باشد «خود غلط بود آنچه می پنداشتیم» زیرا هم قافیه درست تر خواهد بود ، هم در فعل این مصراع آمده که می پنداشتیم و چون در آخر فعل پسوند ـیم آمده دیگر نیازی به عبارت جمع (ما)نیست.
در پناه ایزد ارجمند باشید!

علی علیزاده در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۰۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۵:

با سلام و عرض ادب
در سایت زیر کوشش نموده ام معنایی ساده از این غزل سعدی بیان کنم.
پیوند به وبگاه بیرونی/

رضا آذری در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۲:

مایه تأسف است که سایت محترم گنجور که من شخصاً بسیار به آن علاقه دارم تا این اندازه سهل‌انگار عمل میکند! در متن این سایت ذکر شده که بحثهای مذهبی و اعتقادی از مصادیق حاشیه نامناسب است و حذف خواهد شد در حالیکه آقایان دکتر منوچهر ولائی و محمدرضا جهرمی‌زاده و خانم آنیتا آریان یک بحث کاملاً مذهبی و غیرقابل اثبات را پیش کشیده‌اند تا حافظ را به یک مبلغ شیعی تبدیل کنند! جهت اطلاع این دوستان، ایمان به ظهور مُنجی از باورهای زرتشتی است و هیچ ریشه‌ای در اسلام ندارد چرا که اسلام پیغمبر خود را خاتم الانبیا معرفی میکند. حافظ در اشعار خودش حتی به آیین مهرورزی هم اشاراتی دارد و خوب بود این عزیزان مذهبی کمی هم تاریخ فرهنگ خودشان را خوانده بودند و یا شاید میدانند و کتمان میکنند؟! به هر جهت، اگر بتوان به صد دلیل این غزل را به ارادت حافظ به امام زمان نسبت داد، میتوان به هزار دلیل آن را به ارادت حافظ به آیین زرتشت و باورهای ایرانی نسبت داد! به امید آنکه دوستان عزیز متعصب روزی چشمانشان را به روی حقایق تاریخ باز کنند،،، «قدر مجموعه گل مرغ سحر داند و بس / که نه هر کو ورقی خواند معانی دریافت»! عزت زیاد.

محسن دیرباز در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۰۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۷:

ما غلط بکنیم

سروش در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۳۴ دربارهٔ اقبال لاهوری » پیام مشرق » بخش ۱۷۸ - پند باز با بچهٔ خویش:

در بیت پنجم باید کلمه نخجیر دو بار پشت سر هم تکرار شود
شد ان باشه نخجیر نخجیر خویش

سجاد اکرمی در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۳۶ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱:

درود
وقتی خداوند می فرمایید از روح خود در انسان دمیدم
پس
خود رو که پیدا کنیم
می توانیم بهتر حضور خدا رو حس کنیم

مهدی جانه در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۲۷ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۱۴:

حضرت استاد محمدرضا شجریان فرستاده ای از سوی خداوند بودن تا رسالت حضرات حافظ،مولانا،سعدی و...را در غالب آوازی آسمانی از حنجره ای خدایی به گوش فلک برسانند تا میوه عشق و عرفان به کمال برسد..
همانطور که بزرگانی چون حافظ_مولانا_سعدی_ادیسون_کوروش_چارلی چاپلین_بوعلی سینا بزرگانی دگر دوباره تکرار نمیشوند حضرت استاد شجریان هم دیگر تکرار نمیشود چون رسالت بر زمینیان تمام کرد و عصر ما وارد مرحله جدیدی شده است
هنرمندان دیگر هم گرامی هستند و نظر شما دوستان محترم هست ولی فراموش نکنید شعرا و عارفان نتیجه هزاران سخن را در یک یا دو بیت شعر گنجانده اند و استادی چون حضرت شجریان با درک رمز و راز آن شعر پی به حال و هوای آن شاعر برده و گذشته رمزآلود را به گوش ما رسانده است

دانش آموز دبیرستان حافظ ایوان در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۲۴ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۶۶:

شعر بسیار خوبی است،بیتی از ان در دبیرستان ما به عنوان شعر حافظ نوشته شده.

۱
۱۸۶۸
۱۸۶۹
۱۸۷۰
۱۸۷۱
۱۸۷۲
۵۸۱۲