گنجور

حاشیه‌ها

nabavar در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۳ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۵:

گرامی سلمان
تو بسی سمن بران را به کنار درگرفتی
سمنبر یا سمن بر اشاره به بدنی لطیف و با طراوت دارد
چون سمن.
صنم بر مناسب نیست

رضا در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۳ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۴۵ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴:

هر دلی کو طالب .(که) باید حذف گردد

سلمان متین روحانی در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۳ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۵:

بیت چهارم باید صنم بران باشه نه سمن بران.معمولا سمن بویان مصطلح است.

کاظم ایاصوفی در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۳ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۶:۴۲ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷۲۷:

مصراع دوم بیت پنجم باد درست است نه یاد

فرزاد رضائی در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۳ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۳:۲۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۰:

خیلی شبیه بیت
نسترن را گردی این جهان ندیدم............مگر در بوی گلاب کاشان
(عزیزان من در سایت گنجور لطفا اجازه منتشر شدن دیدگاهمو بدین)

آزادبخت در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۳ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۳:۱۹ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۸:

اگر از نام عیسی که اسم خاص است بگذریم اینشعر سراپا یک یا دو وازه عربی دارد و بدین روانی - این شعر میتواند که از رودکی باشد
زندیک خداوند بدی نیست فرامشت به به به این شیوایی و رسایی این تیغ نه از بهر ستمگاران کردند
انگور نه از بهر نبیذ است به چرخشت - بند بند این شعر رساست

Amir در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۳ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۸۰:

غیر از تو مرا یار دگر هیچ نباشد
این دل به سودای دگر گیج نباشد
گر راست نگویم که دلم تشنه دیدار تو باشد
سوگند به فرهاد که سیراب چشمه شیرین تو باشد

آزادبخت در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۳ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۵۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۳:

پیسه به معنی هرچیز دورنگ و نهال و نهالی و نهالین به معنی بستر است تشک نهالی یعنی دشکی که بهر بستر است دشک و تشک نیز پارسی است و پیش از انکه ترکان به ایران ایند این واژه به عربی رفته اما نهالین که ریشه اش از هلیدن و نهادن است همچون بستر که از گستردن است به بستر گویند
تن مرده را خاک باشد نهال
تو از کشتن من بدین سان منال.
فردوسی.
به روز جوانی بدین مایه سال
چرا خاک را برگزیدی نهال.
فردوسی.
کسی کو ز فرمان ما سر بتافت
نهالی جز از خاک تیره نیافت.
فردوسی.
اگر شاه باشیم و گر زردهشت
نهالین ز خاک است و بالین ز خشت.
فردوسی.
نصربن احمد از اسب فرود آمد و نهالین بیفکند و بنشست و امیر اسماعیل برسید و خویشتن از اسب بینداخت و پیش آمد و نهالین را بوسه داد. (تاریخ بخارا ص 100).
پوستین پاره ای بدش بر دوش
شب نهالین و روز بالاپوش.
شیخ بهایی
و اما هر بیشه گمان مبر که خخالی است صد درصد اشتباه است چرا که خالی از چیست از پلنگ ؟ یا از حیوان دیگر ؟ اگر از پلنگ بگویید شاید شیر باشد و این سخن لغو است که از سعدی سر زند و باشد که پلنگ در بیشه بیدار باشد و راه رود و خفته اینجا حشو میشود که سعدی ان هم در گلستانش حشو نمیگوید -
اما نهالی که به معنی بستر است کاملا با خوابیدن همگون است میگوید هر پیسه دورنگ دیدی گمان نبر رختخواب است شاید پلنگی است خوابیده

امیرشریعتی در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۳ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۳۸ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲:

لطفا مصراع اول از بیت ششم تصحیح شود
مرا " کارامگه " زلف تو باشد

nabavar در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۳ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۲۱ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۱۱:

گرامی مهدی
برای پرکردن فضای خالی میتوان زیر س سه نقطه گذاشت و شاید علت آن این باشد که در نگارش قدیم زیر س سه نقطه میگذاشتند علاوه بر اینکه گذاشتن سه نقطه زیر س ش کشیده آنرا از سایر کشیده ها متمایز میکند
برداشت از { هنرآباد }

آزادبخت در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۳ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۱۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۳:

نکته دیگر همانگونه که خوارزمی و دیگران گفته اند پارسیان جز دلیر جنگاور مردانه را سوار نمی نامیدند و همین سواریه است که در زبانهای اروپایی شوالیه شده است

آزادبخت در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۳ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۱۰ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۳:

بارخدایا این چه شیوایی و رسایی باندک سخن است
براستی که خدای سخنوری و شهنشاه گفتار دریست
گفت ای مردان بکوشید یا جامه زنان پوشید سواران را بگفتن او تهور زیادت گشت و به یکبار حمله آوردند شنیدم که هم در آن روز بر دشمن ظفر یافتند ملک سر و چشمش ببوسید و در کنار گرفت و هر روز نظر بیش کرد تا ولیعهد خویش کرد.
برادران حسد بردند و زهر در طعامش کردند خواهر از غرفه بدید دریچه بر هم زد پسر دریافت و دست از طعام کشید و گفت محالست که هنرمندان بمیرند و بی هنران جای ایشان بگیرند
از سخنوری و سخندانی سعدی که درگذریم این رادمرد از نابسامانی ایران سلجوقیست پیش از انان چه ساسانی و چه اسلامی برای انکه درک درستی از کشور داشتند هر شاهی کشور را به یکی از فرزندان میداد و یکی و تنها یکی اما سلجوقیان از انجا که قبیله ای امدند و ایرانی نبودند کشور را میان و فرزندان و عمو زادگان بش کردند گویی که ملک پدریشان بود و به فرزندان می بخشیدند شاه اسماعیل صفوی بسیار زحمت کشید تا دوباره ان رسم بیگانه بر انداخت تا انجا که شاهان صفوی فرزندان خود را میکشتند تا تنها یکی بماند میبینیم که پس از انها افشاریان و زندیه با رفتن نادر و کریمخان به جان هم افتادند حتی قاجاریه بسیار زحمت کشیدند و اقامحمد خان قاجار برادرش را کشت و فتحلی شاه نیز همچنین -و سعدی زیبا به طنز میگوید که هریک را از اطراف بلاد حصه ای معین کرد تا فتنه نشست و نزاع برخاست

محمد در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۳ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۰۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵:

از اتفاق در همان بیت اول تکلیف را مشخص کرده و می گوید طرف من یک معشوق زمینی است چرا که ما در معشوق آسمانی همه را دعوت به تماشا می کنیم اما در معشوق زمینی برعکس است. در غزلیات سعدی این مضمون تکراری پر بسامد است. اینکه منِ عاشق یارم و حق دیدن دارم و دیگران اغیارند و نامحرم. خلاصه مطلب اینکه "مرد تماشای باغِ حسنِ تو، سعدی است/ دست، فرومایگان برند به یغما.

علی در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۳ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۵۵ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰۹:

نام تو نویسم ار قلم بردارم...
یا صاحب الزمان

غزالی در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۳ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۲۰ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۵۰ - در رثاء امام محمد بن یحیی و حادثهٔ حبس سنجر در فتنهٔ غز:

این قصیده در کشته شدن امام محمد بن یحیی نیشابوری که شاگر امام محمد غزالی و از مدرسان نظامیه نیشابور که به دست غزان که هجوم این طایفه از وقایع شوم در تاریخ ایران است سروده شده.در این حادثه سلطان سنجر سلجوقی پنج سال اسیر می شود. تاریخ نویسان از وحشتناک ترین حادثه که مردم زیادی در آن کشته شده اند یاد کرده اند.
بیت
گردون سر محمد یحیی به باد داد
محنت نصیب سنجر مالک رقاب شد
اشاره به همین حادثه دارد.
وانوری هم قصید در این واقعه دارد.
رجوع شود به غزالی نامه تالیف همایی فصل شاگردان امام محمد غزالی

وحید در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۳۵ دربارهٔ سعدی » مواعظ » مثنویات » شمارهٔ ۴۱ - حکایت:

عالی بوو لذت بردم

محمدامین احمدپور در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۲۲ دربارهٔ شاهدی » دیوان فارسی » غزلیات » غزل آغازین - شمارهٔ ۱:

باتشکر از سایت گنجور که این تصحیح را قراردادند.البته محصول 23سالگی عمرمن و به دلیل فقدان نسخه تنها براساس نسخه دانشگاه پرینستون است ولی شاید درجهت احیای تراث فارسی بی حاصل نبوده باشد.

A.p در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۰۸ دربارهٔ ظهیر فاریابی » قصاید » شمارهٔ ۳۴:

و این شاید بی انصافی نساخ و کاتبان در حق این شاعر توانای ایران زمین بوده که از بردن نام ممدوحان او خوداری کرده اند
شاید دلیل آن این بوده که شماری از آن مدح شوندگان نام خلفای اهل سنت را داشته اند

A.p در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۰۵ دربارهٔ ظهیر فاریابی » قصاید » شمارهٔ ۳۴:

در حقیقت زیبایی قصیده به نام بردن از شخص مدح شده در پیشانی شعر میباشد که بدون آن گویی شعر چیزی کم دارد چیزی شبیه.‌..‌‌..

A.p در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۰۱ دربارهٔ ظهیر فاریابی » قصاید » شمارهٔ ۳۴:

قصیده ای زیبا وطولانی در مدح اتابک نصرت الدین ابوبکر بن محمد از اتابکان آذربایجان

۱
۱۸۶۶
۱۸۶۷
۱۸۶۸
۱۸۶۹
۱۸۷۰
۵۸۱۲