nabavar در ۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۳۷ دربارهٔ غبار همدانی » غزلیات » شمارهٔ ۹:
بیت اول
خون او مکیدنم را هوس است
خون او را مکیدنم هوس است
بهار در ۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۴۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷:
سلام من این متن رو برای خوشنویسی می خوام کسی چلیپا خوب سراق داره
نجاتی در ۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۳۴ دربارهٔ غبار همدانی » غزلیات » شمارهٔ ۹:
بیت اول مصراع دوم را بعد از قافیه غلط است
مهدی در ۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۳۳ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۱۱:
با سلام اگه کسی میدونه لطفا توضیح بده که در تصویرخطی که برای این شعر گذاشته شده سه نقطه زیر احسان بابت چیه
بیگانه در ۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۹۰:
این شعر فوق العاده زیباست...
محمد در ۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۱۰ دربارهٔ اقبال لاهوری » جاویدنامه » بخش ۴۱ - نوای طاهره:
این شعر از طاهرای قزوینی شاعر دوره صفوی ست . مرحوم سید محمد محیط طباطبایی یک مقاله مفصل دارد که در نت موجود است و براحتی میتوانید پیدایش کنید
امید در ۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۲۳ دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۸۷:
این اثر بینظیرترین است ک تا بحال خواندم؛بیت اول ودوم را میتوان گفت مصداق؛"یدالله فوق ایدیهم" است؛
روحش قرین رحمت حق باد؛
محمدرضا خادم در ۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۵۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۱:
تو خود عشقی جناب سعدی
اییار در ۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:
با درود به شادان کیوان
شیعه به « امر بین الامرین قائل است»
اگر اشتباه گفتم عذر میخوام
چون من هم شنیدم و صحت و سقمش رو نمیدونم
شرمنده.
افشین در ۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۱۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۱:
رازی که در مصرع آخر این رباعی موجود است بدین صورت می باشد که هفت هزار سال قبل از خیام در هنگام نوروز خورشید در صورت فلکی گاو طلوع میکرده . آن اقوام گاو آسمانی را پرستش میکردند و برایش قربانی میدادند . خیام درینجا کنایه ای به اساطیر و آیین های باستانی میزند و میگوید که دانش بشر ناقص بوده و همچنان هم ناقص میباشد..یعنی انسان امروزی هم به نحوی دچار کژ اندیشی و نادانی است همچنان که انسان هفت هزار سال پیش بود.
اییار در ۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:
درود بر سروران ارجمند گنجور
تا اینجا که حاشیه های این چند غزل را خوندم به حاشیه های این غزل که رسیدم و خواندم تعجب کردم که کسی حضرت لسان الغیب را به انواع جرم ها محکوم نکرده بجز آقای مهدی شیرازی که خودش رو همشهری حافظ میدونه خوشبختانه کسی هم توجهی به این موضوع نکرده و پاسخی نداده و خودش هم به نام های دیگه وارد عمل نشده .
باید یه چیزی نذر کرد.
محمود در ۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۵۵ دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیفها » شمارهٔ ۱۴ - از کفم رها:
یک اجرای خصوصی از استاد شجریان با همنوازی آقایان درخشانی و افشارنیا از این تصنیف وجود دارد
fox در ۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۰۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۷:
عزیزان همه بخونید:قرار بر این شد که در حاشیه غزلی خود آن غزل را نزارید دیروز این تذکر را دادیم شما آمده اید چیزی را که همه میبینند و خودشان میدانند چیست مجدد در حاشیه قرار میدهید..آقا یا خانم بوراق و شما آقای مجتبی نیاکان وآقا و خانم های.و.. اگر غزلی را دوست دارید انقدر بخوانید تا حفظ شوید مجدد گذاشتن غزل در حاشیه هیچ معنی ندارد.توان تفصیر دارید تفصیرکنید درغیر این صورت از همه شما عزیزان خواهشمند است اینکار را انجام ندهید و مجدد خود شعر را در حاشیه قرار ندهید و باعث گرفتن وقت دیگران نشوید.پیروز باشید
سیدمجتبی ولی نیاکان در ۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۴۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۷:
-
سید مجتبی -نیاکان, [01.04.21 08:08]
من چرا دل به تو دادم که دلم میشکنی
یا چه کردم که نگه باز به من مینکنی
دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست
تا ندانند حریفان که تو منظور منی
دیگران چون بروند از نظر "از دل بروند
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی
تو همایی و من خسته ی بیچاره گدای
پادشاهی کنم ار سایه به من برفکنی
بنده وارت به سلام آیم و خدمت بکنم
ور جوابم ندهی میرسدت کبر و منی
مرد راضیست که در پای تو افتد چو گوی
تا بدان ساعد سیمین به چوگان بزنی
مست بی خویشتن از خمر ظلوم است و جهول
مستی از عشق نکو باشد و بی خویشتنی
تو بدین نعت و صفت گر بخرامی در باغ
باسلام ودرود برآستان سعدی بزرگ-تصحیح غزل607
باغبان بیند و گوید که تو سرو چمنی
من بَر از شاخ امیدت نتوانم خوردن
غالب الظن و یقینم که تو بیخم بکنی
خوان درویش به شیرینی و چربی بخورند
سعدیا چرب زبانی کن و شیرین سخنی
سعدی » دیوان اشعار »غزل 607 غزلیات
ی
س.م در ۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۰۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۳:
سلام
لطفا با تامل وبدون جبهه گیری مطالعه بفرمایید
چرا برخی اصرار دارند که اعتقاد به معاد و عرفان این شعرا را منکر شوند ؟!
مومنین و عرفا ، اینها بهشت شان از همینجا شروع می شود.
امام علیه السلام دعا می کند: حتی تصل الی معدن العظمه و تصیر ارواحنا معلقه بعز قدسک؛
خدایا من به معدن عظمت برسم، معدن جمال، معدن جلال؛ و فقط به عزت قدس تو چشم بدوزم.
این از بهشت برایم خوشایندتر است
آن عارف به همین اشاره می کند ولی بعضی نمی فهمند فکر می کنند نعوذ بالله انکار معاد کرده:
من که امروزم بهشت نقد حاصل می شود
وعده فردای زاهد را چرا باور کنم
چرا باور کنم یعنی چرا انتظار بکشم.
معرف به خدا
عشق به مناجات با خدا
مستغرق شدن در یاد خدا
شب زنده داری با خدا
دوری از پلیدی ها و چیزهایی ک عقل را زایل میکند
و در یک کلام بندگی خدا که خالق هستی است وتمام انبیاء الهی آمده اند که بگویند لا اله الا هو
عرفایی مثل حافظ و سعدی و مولانا که مکنونات قلبی خود ازخدا و معارف الهی را در قالب شعر گفته اند
اینها همه خلاف گفته اند و شما درست میگویید...!
دوش وقت سحر از غضه نجاتم دادند ...
خدا می داند اولیای خدا در دار دنیا چه لذائذی دارند در ذکر خدا و در نماز!
خدا به اینها خطاب می کند: عبادی تلذذوا بعبادتی فی الدنیا فانکم تتلذذون بها فی الجنه؛
بندگان من از عبادتم در دنیا لذت ببرید، شما از عبادت من در بهشت لذت می برید.
وقتی به راه وارد بشوی، آن وقت دیگر نماز را برای اسقاط تکلیف نمی خوانی؛ خود نماز آرامت می کند، خود نماز لذت می دهد.
کلید سعادت و رمز سعادت اصلی این است!
دنیا کجایش لذت است؟
هر نوشش یک نیشی دارد
عزیز من چرا خودت را فریب میدهی و یک تنه منکر تمام انبیاء الهی میشوی
منکر تمام انسانهایی که پاک زندگی کردند و خود را از همینجا بهشتی کردند و بندگی خدا را کردند تا بنده تفس و شیطان نشوند ،بنده شکم و شهوت نشوند
می شوی...
اصطلاحاتی است مر ابدال را
که از آن نبوثد خبر غَفال را
جهان چون خط و خال و چشم و ابروست
که هر چیزی بجای خویش نیکوست
تجلی گه جلال و گه جمال است
رُخ وزلف آن معانی را مثال است
الخ
مستانه در ۵ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۱۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۴:
زرور باید به زور تغییر کنه.
به زور خداوند و...
امیر مستلزم در ۵ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۷:
جناب مازیار
مقصود از سیاه لاله است و سیاه مجاز از لاله و صفت لاله است.
پس نمی توان گفت سیاه در منطور نژادپرستی امده با توجه به اینکه زلف های معشوقه خویش به رنگ سیاه جلوه گری میکند .حدس میزنم واژه کم بها شمارا به این تفکر واداشته که هدف از ان خوار و بی اعتبار شمردن زیبایی رنگ سیاه برگ لاله با زلف یار حافظ یا به قول دوستان معشوق اسمانی!؟.
موفق باشی!
حماسه ایرانی در ۵ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۰:
یکی از معانی حوصله گنجایش است که در این بیت به همین معنی بکار رفته است. در ضمن در جمله فارسی بین فاعل و دیگر عناصر جمله نیازی به ویرگول نیست. حافظ می گوید در خیال خودش هوس بدست آوردن دل آن کمان ابروی کافر کیش است و در رویا و خیال گنجایش آنرا در خود می بیند و آنرا امکان پذیر می داند ولی این هوس مثل هوس قطره ایست که هوای دریا شدن دارد.
حماسه ایرانی در ۵ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۰:
خانم رجایی، کیش واژه ای فارسی است به معنی مذهب و گاهی هم به معنی عقیده بکار می رود و هیچگاه به معنی شغل نیست. در زبان حافظ بیشتر کیش به شکل استعاره بکار می رود یعنی کسی که اهمیتی به ناله های عاشق نمی دهد. کافر گاهی به معنی زرتشتی و گاهی مسیحی در کلام حافظ بکار رفته است.
کاربر ۸۴ در ۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۴۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۰۵: