گنجور

حاشیه‌ها

خانم در ‫۵ سال قبل، یکشنبه ۸ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۶:

اصلا نیازی به دعوا کردن و ناهنجاری نیست...
کسانی که اینجا نظر نوشتن دو دسته هستند یکی کسانی که قرابت معنایی و مفهوم های شعر فارسی رو خوندن و یکی کسایی که نخوندن
مثلا کیانی که ادبیات میخونن میدونند که شراب استعاره از دل پاک عارف هست نه خود شراب
پس هرجا جام و می و جام جم و اینا دیدیم احتمالا منظورشون دل پاک عارف هست
من پیشنهاد میکنم کتاب قرابت معنایی و تناسب مفهومی نشر دریافت رو که مناسب همه است ولی بیشتر کنکوری ها استفاده میکنند رو حتما مطالعه بفرمایید

nabavar در ‫۵ سال قبل، یکشنبه ۸ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۰۰ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۴۸ - جولای خدا:

گرامی علی
دکلمه ها بسیار خوب است
ولی اگر شما بهتر می توانی، این گوی و این میدان،
زیر هر شعر نوشته شده:
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
منتظریم.

رهگذر در ‫۵ سال قبل، یکشنبه ۸ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۵۸ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۲ - حکایت در این معنی:

هوشمند گزین یعنی چه؟!!!

کیوان حسابی در ‫۵ سال قبل، یکشنبه ۸ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۴۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۴۴ - نومید شدن انبیا از قبول و پذیرای منکران قوله حتی اذا استیاس الرسل:

در نسخ قدیمی این بیت آمده: عقل اول راند بر عقل دوم و در مصرع دوم که ماهی از سر گنده گردد نی ز دم
اگر چه هر دو معنی گَنده و گُنده با تفاسیری که در دست است و توجیهات هر گروه منطبق می آید اما تلفظ گُنده با معنای عقل اول بیشتر سنخیت دارد. در کتاب هایی از عرفا هم این پرسش آمده بوده است که با ارتباط باطنی که با بزرگوار داشته اند، گُنده را تایید کرده اند.

هوشنگ همدانی در ‫۵ سال قبل، یکشنبه ۸ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۵:

منظور از بیت دامن زپای برگیر ای خوب روی خوش رو /تا دامنت نگیرد دست خدای خوانان این است که ای زیبا روی خوش خرام بنشین (دامن ز پای گرفتن کنایه از درآوردن لباس بیرون رفتن است) و در انظار مخرام(منظور ازخوش رو خوش رونده است نه خوش چهره) تا آه کسانی که با دیدن تو دل از کف میدهند و شکایت تو را نزد خدا میبرند دامنت را نگیرد

حامد در ‫۵ سال قبل، یکشنبه ۸ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۶:۱۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۳۰ - نشستن بهرام روز چهارشنبه در گنبد پیروزه رنگ و افسانه گفتن دختر پادشاه اقلیم پنجم:

سلام
لطفا اشتباهات نوشتاری زیر را در متن درست کنید:
بیت 33: بر دم -> بردم
بیت 77: مردمی کم -> مردمی کن
بیت 82: مگیرد -> مگیر
بیت 95: روند کان نهفت -> روندگان بنهفت
بیت 102: خوب -> خواب
بیت 195: کنج -> گنج
بیت 201: کیه -> کینه
بیت 203: پی داغ -> بی داغ
بیت 253: امشب -> امشبت
بیت 267: پذیرفتم -> پذیرفتیم
بیت 269: بسه -> بوسه

Amir Hashemi در ‫۵ سال قبل، یکشنبه ۸ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۵:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:

عجبا که شاعری در مدح حسین شعری چنین سروده بی آنکه در سرتاسر دیوانش یک بار کلمه حسین دیده شود! شاید هم زبان حافظ برای به کار بردن کلمه حسین الکن بوده است.
حافظ بارها و بارها در ابیات پایانی غزل ها از لقب خود، حافظ، رندانه در معنای مسلمانِ اگاه از ناکارآمدی اسلام در تربیت انسان استفاده کرده است، شاید به جهت در امان ماندن از طعن و کین مسلمانان.
گر مسلمانی ازینست که حافظ دارد
وای اگر از پس امروز بود فردایی
بیت آخر این غزل هم به لحاظ خوانش دارای ایهام است اما در معنا و با توجه به محتوای غزل و سایر غزلیات تنها یک معنای مبرهن به ذهن خطور می کند و آن اینکه این عشق است که به فریاد تو میرسد حتی اگر مثل حافظ قران را با چهارده روایت بتوانی بخوانی. عشقست که به فریادت می‌رسد نه قران. این که چرا چهارده روایت را آشنا بوده باید از سلاطین صفوی و اوضاع جامعه ی آن روز پرسید. اینجانب هم تا بیست و چند سالگی، حافظ بخش هایی از قرآن بودم به جهت تربیت در جامعه ی شیعیان و البتّه هفتصد سال پس از حافظ.
کلمه ی اگر در زبان فارسی گاهی متضمن معنای شرط است، مثلا " اگر فردا باران نیاید، به انجا می رویم." اما گاهی یک" حتی" نیز نهفته در معناست و در واقع "حتی اگر" به ذهن متبادر میشود. " اگر دستت را در یک من عسل کنی، باز هم گاز میگیرد" یا " اگر آسمان به زمین بیاید، من میروم" یا " اگر چهارصد بار هم معذرت بخواهی، بی فایده است " قضاوت در مورد معنای بیت اخر با خواننده ی حافظ.

زهرا در ‫۵ سال قبل، یکشنبه ۸ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۳:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۵:

لطفا معنی شعرهایی که در سایت میذارید هم بنویسید

زهرا در ‫۵ سال قبل، یکشنبه ۸ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۳:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۵:

ممنون میشم معنی شعر رو بنویسید.

قاسم روشن در ‫۵ سال قبل، یکشنبه ۸ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۲۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۳:

درود..
با توجه به معنی گوز در فرهنگ لغت دهخدا، و اشاره تعدادی از دوستان عزیز در نظرات‌،،، به نظر من منظور سعدی در مصراع که بر گنبد نخواهدماند این گوز....
این بوده که،،، گنبد همیشه گرد یا گردویی شکل ،، نخواهد ماند و روزی از این گردی از بین خواهد رفت......

علیرضا در ‫۵ سال قبل، یکشنبه ۸ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۵۳ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

بسیار زیبا.....
الحق که هاتف چه زیبا عشق و احساسات را به نظم درمی آورد

علی در ‫۵ سال قبل، یکشنبه ۸ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۲۴ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۴۸ - جولای خدا:

عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما عزیزان....چرا صوتی که پایین شعر ها قرار داده شده نامناسبه؟
واقعاً صوت دکلمه ای شعر ها افتضاح هست حالا یا به خاطر صدای ناخوش و یا لحن نامناسب
اگر شخصی ندارید که این ها رو دکلمه کنه من می تونم

شهروز انصاری در ‫۵ سال قبل، یکشنبه ۸ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۱۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۴:

گاو نماد قدرت در اکثر فرهنگ های عصر باستان از هند و چین تا ایران و مصر است ولی به صورت خاص از دیرباز مفهوم قدرت نزد قوم یهود را دارد و لذا این شعر اشاره به مکر قوم یهود دارد که جهان را همچون بازیچه ای و به شکل زیر زمینی می‌گردانند.

حسین در ‫۵ سال قبل، یکشنبه ۸ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۱۷ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » آغازکتاب » مجمع مرغان:

پرش مصرع در حال قرائت به بالای صفحه ایده جالبی نیست و مانع از اون میشه که شنونده بتونه همزمان توی صفحه شعر گردش کنه و مطالب رو نگاه کنه. لطفن این خصیصه رو از همه صفحه هاتون حذف کنید.
سپاس

nabavar در ‫۵ سال قبل، شنبه ۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۰۶ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۴۳:

گرامی امید
لیک ‌در ملک خرد جز جنس غفلت یاب نیست
همان غفلت یاب درست است که غفلت باب بی معنا می شود
ضمن اینکه قافیه ی باب تکراری می شود که در غزل معمول نیست

علیرضا شهریاری در ‫۵ سال قبل، شنبه ۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۳۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳:

نکته ی دیگر در خصوص برداشت بعضی از بزرگواران از سیرت کلام سعدی است که به نظرم بهیچ عنوان نمی توان این شعر را زاهدانه تلقی کرد. سعدی در همان آغاز کلام می فرماید رفتیم اگر ملول شدی از نشست ما، اگر طبق گفته ی دوستان مخاطب سعدی خدا باشد، باید نتیجه بگیریم که سعدی دشت از عبادت خدا برمیدارد؟ یا از توکل به خدا دست میکشد؟ یا دیگر دست نیازش را بسوی خدا بلند نمی کند؟ این عرض بنده به معنی این نیست که یکتاپرستی سعدی را زیر سوال ببرم، بلکه از این جهت طرح موضوع کردم که اگر بزرگواری با نیت تشویق انسانها به یکتاپرستی، اقدام به تفسیرهای من درآوردی از سیرت و نیت بزرگان ادب و علم بکنند، نه تنها نتیجه ی اقدامشان منجر به تشویق دیگران نمیشود بلکه جایگاه موضوع تبلیغ شان را هم به سطح تفسیر ناآگاهانه ی خود تنزل می دهند. برای ابراز ارادت به خالق شایسته است از خلاقیت و نبوغ خود بهره ببریم و نه از تفسیر نبوغ دیگران و اگر نبوغ مان کفاف ستایش خالق در جمع را نمی دهد، بهترست امر تبلیغ را به اهلش بسپاریم و در این مهم ورود نکنیم.

علیرضا شهریاری در ‫۵ سال قبل، شنبه ۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۱۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳:

در خصوص بیت پنجم گمان این حقیر اینه که اشاره سعدی به بت، ارتباطی با بت پرستی و یکتا پرستی نداشته و منظور از بت پرستی معشوق، بی توجهی اش به عشق و علاقه عاشق و توجه وی به چیزهای دیگری مثل ثروت و مقام و جایگاه عاشق است. چیزی شبیهدبه آهن پرستی در این روزها.

زهرا در ‫۵ سال قبل، شنبه ۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۴۵ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۱۱:

در صفحه 133 کتاب حکایتهای خواندنی از اسرار التوحید از سری کتابهای تازه هایی از ادبیات کهن ایرانی نشر پیدایش چنین نگاشته شده که : جماعتی از درویشان گمان کردند که همه اشعاری که شیخ ابو سعید بر مبر میگوید سروده خود اوست اما چنان نبود چرا که شیخ آن چنان غرق ذر حالت روحی خویش و مشاهده تجلی خداوند بود که فرصت تفکر در باب سرودن شعر و یا کار دیگری را نداشت .ابو سعید ذر همه عمر جز این شعر از خود شعر دیگری نسروده
1- چون خاک شدی خاک تو را خاک شدم چون خاک تو را خاک شدم پاک شدم
2- جانا به زمین خاوران خاری نیست
کش با من و روزگار من کاری نیست
با لطف و نوازش جمال تو مرا
در دادن صد هزار جان عاری نیست

اتابای اتابای در ‫۵ سال قبل، شنبه ۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۰۰ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۱۸۴:

می گوید پشیمان هستم پشیمان هستم پشیمان ای کاش کاروانی را ببینم تا راهی شوم بشیمان به معنی بشویم و همان برویم است سپس می گوید دنیا به هیچ کس وفا نکرده است و ما هم چون باربری پیاده بیهوده بار کشیدیم

بابک بامداد مهر در ‫۵ سال قبل، شنبه ۷ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۳:

درسخنرانی جناب قمشه ای اشاراتی به این غزل می شودکه حتی مصرع های آن راباید به خط زرین نوشت وروی تک تک کلمات توقف کرد وشکوه معنی آن را مزمزه وزمزمه کرد
کردار اهل صومعه ام کرد می پرست
ساقی چراغ باده به ره آفتاب دار

شیطان غم...به این معنی که غم ازجنس شیطان است.

۱
۱۷۸۷
۱۷۸۸
۱۷۸۹
۱۷۹۰
۱۷۹۱
۵۷۲۶