گنجور

حاشیه‌ها

ملیکا رضایی در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:

راستش نمیدانم شعر حتما به امام حسین سروده شده یا نه چون شک دارم ؛

اگر به امام حسین هست به نظرم این بیت این را تکذیب میکند :

بر زلف چون کمند ش ای دل مپیچ کانجا سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت ...

شاید مصراع دوم کمی به امام حسین بتوان ربط داد ولی در مصراع اول نه ؛

شاید هم حافظ عزیز موضوع امام حسین رابا یک عشق دیگر در آمیخته و از صحنه کربلا برای توصیف عشق دیگری استفاده کرده ؛

ملیکا رضایی در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۵۴ در پاسخ به امین کیخا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:

از حاشیه ها شما تازگی میبارد و از این شکار کر ن واژگان لذت میبرم ...خوشا به شما

ملیکا رضایی در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۳۷ دربارهٔ قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۳۴۰:

مورد دوم از حاشیه ها شما دوست عزیز ، مرد نیک ،یعنی بار دل عارف جلوه دهر نمیشود درست است 

ملیکا رضایی در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۳۲ در پاسخ به بابک چندم دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۶:

ناشناسی که شما را بابک خطاب میکنند ...

خیلی حاشیه های دلچسبی میگذارید ... درود 

ملیکا رضایی در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۶:

در دیوان حافظ قدیمی من اینطور هست :

بیت دوم مصراع اول : ...که با زلف توام 

مصراع دوم:سر تشدید دارد 

بیت بعدی ای که اینجا قرار داده شده بیت چهارم هست و بیت سوم که اینجا قرار نداده اید :

حسن مهرویان مجلس گرچه دل میبرد و دین بحث ما در لطف طبع و خوبی اخلاق بود 

و بیت هفت دیوان من یا همان بیت شش شما ، :رزاق تشدید دارد 

بیت هشتم :ساعد سیمین ساق که شما جای آن دامن گذاشته اید 

لطفا درست کنید نمیدانم از چه نسخه ای تصحیح میکنید ولی شاید صبح نباشد ؛

باتشکر  

جهن یزداد در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۱۲ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۴:

ازماست که برماست

ملیکا رضایی در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۳۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۷۲ - جواب آن مغفل کی گفته است کی خوش بودی این جهان اگر مرگ نبودی وخوش بودی ملک دنیا اگر زوالش نبودی و علی هذه الوتیرة من الفشارات:

به نظر من مولانا در این شعرگفته که زندگی را بیهوده ندانیم و مرگ را نخواهیم و آن دنیا را بهتر ندانیم ؛

شعر میگوید که این دنیا خوب است و بهتر نباید مرگ خواست باید به دیگران کار نیک کرد و به دیگران پرداخت همین بیت آخر هم این را نشان میدهد 

در واقع آن ها که به خدا عشق واقعی دارند آرزو آن جهان را دارند چون میدانند که آنجا ظلم نیست و ...ولی از خدا نمیخواهند ،چون به دنبال اعمال نیک در این دنیا هستند ؛

مولانا هم همین را میگوید 

و همین شعر او نشان میدهد که خودش هم اینگونه بوده و همین شعرش همین کمک را به ما میکند ... 

آتش نو در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵۹:

در مصرع دوم از بیت سوم که میگه ز اسرا چه می پرسی چون شهره واظهارم میگه من نه مثل حلاج به سر و راز حرف میزنم بلکه کاملا واضح دارم خودم را که صفات خداوندی دارم نمایش میدم که در بیت چهارم که توضیحش در حاشیه قبل ذکر شد داره میگه من زاده آن شیرم یعنی زاده خداوند هستم وصفاتم درست مثل خداوند هست آشکار کرده برای همین هم میگه از این صراحت وآشکاری که من حرف زدم اگر حلاج الان زنده بود الان حلاج من را دار میزد

آتش نو در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵۹:

در دو بیت آخر میگه نمیخواد اقرار کنید به اسراری که گفتم چون در مصرعی از بیت بالا قبلا گفته بود من زاده آن شیرم یعنی زاده خداوند هستم وصفات من هم که زاده آن شیر هستم دقیقا مثل خداوند هست دلجویم و خونخوارم البته خون عاشقان

شایان در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۰۶ دربارهٔ قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۳۴۰:

"بار دل عارف نشود جلوه دهر"
با عرض پوزش جلوه دهر بار عدل عارف نمی شود یا بار دل عارف جلوه دهر نمی شود؟

غبار ره در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۴۹:

محرم گنج تو گردیم چو ویرانه شویم

Polestar در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۲۳ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵ - چراغ هدایت:

در پاسخ به علی:

به کام دشمن دون، یعنی به نفع دشمن فرومایه

به دوستی، یعنی سوگند به پیمان دوستی

مروّت: انسانیت

مفهوم بیت:

اینکه بیایی دست دوستانت رو ببندی به نفع دشمنانت،

سوگند به پیمان مقدس دوستی که این کار بر خلاف شرایط انسانیت است.

ملیکا رضایی در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۰۷ در پاسخ به همایون دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۵:

همایون !

عالی بود ! ....

ملیکا رضایی در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۵:

شهرام ناظری هم فکرکنم خوانده باشد این شعر را ... 

Polestar در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۳۲ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۵:

تشکر فراوان از جناب علیمردانی که اقتباس عراقی از عطار را تبیین نمودند.

Polestar در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » چهل و یکم:

در بیت سوم خودشناسی باید مجزّا باشه: خود شناسی

مصراع بعدش هم ویرگول باید بعد از عقلی باشه، نه بعد از مهی

ملیکا رضایی در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۱۶ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۳۶ - صفت کشتن خلیل علیه‌السلام زاغ را کی آن اشارت به قمع کدام صفت بود از صفات مذمومهٔ مهلکه در مرید:

کوروش عزیز 

هر انسان دو روح دارد ،یعنی میتواند داشته باشد اگر بخواهد 

یک روح که همه دارند همه موجودات و ...که خداوند از ازل به همه داده و این روح پاک است و در آخر خود انسان اگر بد و خوب بود فرقی ندارد این روح به خدا میرود 

اما روح دیگر روحی ست که خود انسان باطن خود را تقویت میکند و آن را پاک میکند ؛این ذو روح دوم انسان هست و اگر کسی اینگونه بود یعنی دو روح در بدن دارد حالا با آن قضایا دیگر دو روح در بدن کاری ندارم 

کوروش در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۵:۱۲ در پاسخ به تاوتک دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۶۶ - قصهٔ قوم یونس علیه‌السلام بیان و برهان آنست کی تضرع و زاری دافع بلای آسمانیست و حق تعالی فاعل مختارست پس تضرع و تعظیم پیش او مفید باشد و فلاسفه گویند فاعل به طبع است و بعلت نه مختار پس تضرع طبع را نگرداند:

 باید حتما بابتش روایت و حدیث وجود داشته باشه تا باور کنید ؟ از لحاظ عقلانی توجیه پذیر باشه نمیپذیرید ؟

۱
۱۷۴۹
۱۷۵۰
۱۷۵۱
۱۷۵۲
۱۷۵۳
۵۸۱۱