گنجور

حاشیه‌ها

میرمهدی در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱:

مصرعی که نوشته اید «گو نام ما ز یاد به عمدا چه می‌بری»، صحیح آن به این صورت است: «گو نام ما ز یاد به عمد از چه می‌بری»
درواقع طعنه است به کسی که ادعا میکند نام گوینده را به یاد نمی آورد، اما در حقیقت او را می شناسد. حافظ می گوید آنروز می رسد که (از فرط پیری) واقعا این نام را از یاد ببری، اما الان نیاز به تظاهر به این مطلب نیست!

Maryam در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۴۶ دربارهٔ عنصری » قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید » شمارهٔ ۱۴۸:

اولا که کلا ابیات اشتباه نوشته شده. درستش اینه: شکرک از آن دو لبک تو بچنم اگر تو گله کنی به سرک تو که بزنمت به پدر اگر تو گله کنی
بر وزن مُتَفعَلُن مُتَفعَلُن مُتَفعَلُن مُتَفعَلُن

حسین در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۳۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳۵ - انکار کردن موسی علیه السلام بر مناجات شبان:

برام جالبه که اغلب میگن منظور مولوی این است و آن!
حالا منظور مولوی رو که خانواده درجه یک خودش نفهمیده، اینها چطوری میدونن بسی جای تعجب است.
بعدشم ایرادهای نوشتاری یا دستوری گرفتن و درخواست تصحیح کردن، بنظر من کاری عبث و بیهوده است، چون برداشتها به اندازه تعداد آدمهاست و به هیچ وجه نمیشه متن یا شعری رو نوشت که ازنظر همه درست باشه.
توجه به معنای اون فکر میکنم عاقلانه تره،
اون کسی که زحمت به خودش نمیده که کامنت خودش رو از غلطهای املایی و دستوری تهی کنه چطوری چنین ایرادهایی میگیره اونم جای تعجب داره

احسان پاپن در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۰۲ دربارهٔ عبدالقادر گیلانی » غزلیات » شمارهٔ ۲۸ - عشق حق:

بیت چهارم، باید "نشناسد" باشد

احمد فراهی در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۱۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۰۴:

خوب کردی که رخ ز آینه پنهان کردی
هر پریشان نظری لایق دیدار تو نیست
این تک بیت توسط خواننده فقید هماهنگ خوانش شده است

امیر حسین در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۴۹ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۸۳:

با سلام
مصرع اول
کف پایی

امین کیخا در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۵۱ دربارهٔ میبدی » کشف الاسرار و عدة الابرار » ۱۴- سورة ابراهیم- مکیة » ۱ - النوبة الثالثة:

روزی گمار یعنی تعیین کننده ی روزی، اینجا گماردن به معنای تعیین کردن است .

محمد موسوی در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۱۰ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۰:

سلام دوستان این کپی برداری نیست. یکی از اشکالات متون ادبی ما این است که بسیاری از قطعات شعری در نسخ مختلف به گویندگان متعددی نسبت داده شده است از جمله این رباعی که شبیه آن به مولانا هم منسوب است

محمود شید نصر الله در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰:

بنده مطلب بالا را با عجله نوشتم و درج شد و بعد متوجه شدم بیان واضح نیست.
بنده شگرد دیگری در خواندن بکار گرفتم و آن مصرع را از آخر به اول خواندم.
نخست آخر بیت دوم (، گو‌سر و خشت) را به معنی صریح سر= کله و خشت=خشت خواندم، و بر همین مبنا قسمت اول بیت دوم (مدعی کر نکند فهم سخن) اشاره خواهد بود به اشنباه و‌فهم خواننده در خواندن بیت اول اگر کلمه «سر» و «خشت» را به مانند تکرارش در آخر بیت دوم بخواند، یعنی کلمه اول بیت اول «سر»به معنی کله نیست، در نتیجه آنرا باید ِسر‌ّ ( به معنی راز) خواند.
حال اگر بیت اول آغاز شود با ِکمه سرّ (راز)، مفهوم بیت میشود راز سستی حافظ و راز نشانه سر در میکده، ؛ و مدعی این راز را نداند.
بقول انگلیسی clear as well mud

گیتی در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۱۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۴:

خیام ریاضی‌دان واخترشناسی بزرگ بوده است ولی فیلسوف نبوده است. فلسفه‌ی او بسیار ساده‌اندیشانه بوده که شاید در دوسه خط بتوان آنرا خلاصه نمود: در سیستم معادلات کیهانی و هستی شمار متغیرها بس افزون‌تر از شمار معادلات می‌باشند و در ریاضیات چنین سیستمی را کم شناسه Under-identified می‌خوانند و بنابراین راه حلی برای پیدا کردن متغیرهای های آن نیست . و از اینروست که نمی‌توان از این شب تاریک به روز یا به بیرون راه یافت. اما این فلسفه نیست . برای نمون در Ontology و epistemology یا هستی‌شناسی و دانش شناسی نخست نیاز به آن است که برای نمون مانند دکارت ثابت کنیم که هستی هست . و البته امروز می‌دانیم که چاره‌ی دکارت چندان ذرست نیست. زیرا کوانتم فیزیک به ما می‌گوید بودن یا نبودن گربه شرودینگر که می واند خود خیام باشد بستگی به پیش‌انگاره‌ی مشاهده‌گردارد. بردار زمان می‌تواند دوسویه باشد. که در اینجا جای آن نیست که در این باره بیشتر بگوئیم . چاره ی خیام که"برنامده و گذشته بنیاد مکن /‌ حالی خوش باش و عمر بر باد مکن" و البته برای خوش بودن در حال نیوتون و پاسکال و اینشتن و پلانک و بوهم و بوهر و دیگران به پژوهش و بررسی رفتارهای اختران و کوارک‌ها و لپتون‌ها می‌پرداختند اما پیشنهاد خیام این ست که " می نوش که عمر جاودانی اینست / خود حاصلت از دور جوانی اینست / هنگام گل و باده و یاران سرمست / خوش باش دمی که زندگانی اینست" -- خوشبختانه ما خردورزانی قرهیخته و فرزانه مانند فردوس سعدی و ناصرخسرو داریم که می گویند :"✦ به دانش گرای و بدو شو بلند چو خواهی که از بد نیابی گزند ز دانش در بی نیازی بجوی و گر چند سختیت آید به روی" و "هر علم را که کار نبندی چه فایده
چشم از برای آن بود آخر که بنگری" و "درخت تو گر بار دانش بگیرد / به زیر آوری چرخ نیلوفری را"

محمد خانشیر در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۴:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

سلام
در این خصوص نظر شخصی بنده اینه که مولانا را به عارف بودن هم میشناسیم
در سیر سلوک عارف به مرحله ایی میرسه که نه عقل نه منطق نه فلسفه هیچ قانونی نمیتونه مقررات تعیین کنه اصولا بنده شنیده ام شعرایی بسیار بزرگ که نام نمیبرم در حال و شرایط عادی نبودن بیشتر اشعار فی ابدائه و در حال و حالت بخصوصی اشعار سروده شده ، اینه که میخوام نتیجه گیری کنم مولانا در اون شرایط قطعا چیزی بوده که ارزش بالاتر از وزن و ریتم و قافیه و اصول بوده که همه اینهارو فدای اون اون کرده باشه و یه سبکی نو خلق کرده باشه یا خلق شده باشه !

داریوش بیدل در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۴:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۰:

با سلام ..
غزلی است که میشود در سه مضمون عاشقی .زندگی.ومعنوی تفسیر و معنی کرد
صنایع بدیعی بسیار زیرکانه و باریک تر از مو هست
به عنوان مثال
بیت مطلع ..باباد میگفتم =واقعا همرازی نبوده =باد صبا لودگی نمیکنه ..تنها رازدار بزرگان از فرط بیکسی اخر کسی در وزنشان و همسنگشان نبوده که ادراکی ورای این درک خاکی داشته باشه تا ارزوهای خودشون رو بگن چه بسا بابت گفتن یک ارزو سرشان بباد میرفته
حدیث ارزو
..بزرگان قبل تر هم چنین ارزو هایی داشتند انقدر کسان با این ارزوی براورده نشده در خاک شدند که حرف من حدیث وار هست
بدین راه و روش...در ظاهر با این شیوه ..(دعا در صبح ..و اه و ناله در شب ..در گنج مقصود رو باز میکنه
اما حالت بصری کلمه( بدین )به کلمات ( با دین) خیلی متشابه هست و در پس پشت ماجرا میگه خواجه بوسیله دین و با توجه به کلمه های قبلی =سحر .حدیث=.خطابه= واثق شدن =الطاف خدا=دعا=اه.کلید..گنج...مقصود..شیوه..دلدار..پیوند..
که همگی همسنگ هم هستند و در علوم دینی از این کلمات زیاد بهره برده میشه میتوان گفت که کلمه بدین در مصرع چهارم رو با برداشتی متفاوت به به کلمات با دین هم تفسیر و تشریح کرد که من گمانم نوعی تسخر نیز در این دو بیت اما تسخری پنهانی و کنایه انگیز نیز احساس میشه
خداوند زبان ما رو از خطا باز داره
امین
با تشکر از سایت خوب و محبوب گنجور.

حمید رضا۴ در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۶۳:

جناب مهداد،
رعنا فرحان شاید تنها هنرمندیست با این توانایی که همه ابیات سروده ها را در آهنگهایش می گنجاید و آنچه سراینده در ذهن داشته را به شنونده منتقل می کند. نه اینکه تنها چند بیت را به عاریه بگیرد و روی آنها آواز و یا آهنگی بسازد. از آن گذشته، بسیاری از آثار هنرمندان و نیز صفحات گنجور اشباهات واژه ای دارند که بیشتر جزئی هستند و بخشودنی.
کسره و فتحه و ضمه تنها گویش را تغییر میدهد. اینکه ما ایرانیان با گویش بلخی و یا تاجیکی سروده های مولوی را نمی خوانیم، دلیل به عدم درک درست از شعر نیست. و اگر هم اشتباهی باشد، باز جزئی و بخشودنیست. جنابعالی خود، دو واژه “عامدن” و “میکه” بکار بردید که وجود ندارند. اگر کسی سواد و ذهنیت و ارتباط با شنونده تان را به خاطر اشتباهی ناچیز مورد پرسش و انتقاد قرار دهد، نابجاست و بی مورد.
بکارگیری از جمله ای عربی نیز نشانگر درک درست از شعر نیست و فقط برداشتیست درخور احترام. فراموش نکنیم، این دیوان شمس است و نه دیوان آیات. برای درک درست از این شعر و از این دیوان و از مثنوی، بد نیست همیشه این جمله مولوی در غزل زیبای 441 را در ذهن بسپاریم که مردی شصت ساله به مردی حدود چهل ساله، احتمالا در خلوت میگفت “برو و با ناز کردنت اینقدر منو مرنجون” و مولوی هم آرزوی دوباره شنیدن “بیشتر مرنجونم” را می کرد.
با تشکر

علی در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:

اظهار نظر کردن در مورد معنای دقیق اشعار حافظ کاری بسیار سخت است. باید هنگام اظهار نظر بسیار فروتن باشیم و از ادعا و طرح موارد سلیقه ای بپرهیزیم.
از طرفی دیوان حافظ هم مانند قرآن کریم دارای تفسیرهای قدیمی و عمدتاً نادرستی است که متأسفانه در میان ادیبان فارسی هم جا افتاده. من فکر می کنم وجود چنان تفسیرهایی نباید مانع طرح دیدگاه های تازه شود.
مثلاً بیت آخر همین غزل را اگر "... ار خود به سان حافظ ..." در نظر بگیریم، آن گونه که بر خلاف تصحیح حتی معتبر "سایه" که "... ور خود به سان حافظ ..." آورده، عموم تصحیح ها به همین شکل آورده اند، می توانیم معنای تازه تری هم از آن برداشت کنیم. به این ترتیب:
اگر هم چون حافظ قرآن را از بر باشی، عشق سرانجام به فریادت خواهد رسید.
و اگر این گونه معنی کنیم، عشق نه تنها منافاتی با قرآن ندارد (بر خلاف یکی از نظراتی که در همین صفحه آمده)، بلکه هم ردیف آن است!

سامان در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۲۵ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۴۰:

عالی !

محمد در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۲۰ دربارهٔ کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۴۶۰:

این شعر در برنامه گلهای رنگارنگ 446 توسط استاد حسین قوامی در ماهور خوانده شده است.

مهشید در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۰۴:

چقدر زیباست این شعر و درود به شاعران بزرگ این مرز و بوم.

خیال در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹:

نکته‌ای که راجع به بیت هفتم در حاشیه قبل فراموش کردم عرض کنم این است که به احتمال زیاد صورت صحیح مصراع دوم به این صورت بوده : « گر نیستی تو ماده چون شاه نر به رقص آ» و احتمالاً به دلیل اشتباه در استنساخ و کتابت «چون» تبدیل به «زان» شده است. البته معنای بیت با همین «ز آن» هم عرض شد اما «چون» بسیار دقیق تر و به ذوق شعری مولوی نزدیک تر به نظر می رسد. و الله العالم.

یوسف جمالی در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۲۷ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۰:

درود.
در بیت اول و دوم: پسرا ==> اصلح‌تر است.
هم‌چنین در بیت دهم: زاهد ریایی اصلح‌تر به‌نظر می‌آید.
(به‌خوانش استاد محمدرضا لطفی)

جواد در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۲۵ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » تحفة‌الاحرار » بخش ۴ - مناجات اول متضمن اشارت به شواهد جود و دلایل وجود حق سبحانه ما اعلی شأنه و اجلی برهانه:

آن به خور و این به خواب
اصلاح فرمایید

۱
۱۷۴۰
۱۷۴۱
۱۷۴۲
۱۷۴۳
۱۷۴۴
۵۷۲۷