گنجور

حاشیه‌ها

عین. ح در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۴۰ دربارهٔ کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات » شمارهٔ ۸۹:

بیت دوم: بر آن صفت

عین. ح در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۳۸ دربارهٔ کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات » شمارهٔ ۸۸:

بیت دوم: به هرزه

عین. ح در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۳۶ دربارهٔ کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات » شمارهٔ ۸۷:

بیت هفتم:
اشک لعلم ز عکس چهرۀ اوست
نی ز خون جگر تواند بود
بیت دهم: گذر

عین. ح در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۳۱ دربارهٔ کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات » شمارهٔ ۸۵:

بیت اول: قد و قامت
بیت دوم: روی وُرا دید
بیت چهارم: چون دل به عشق او ندهم من؟ که روی او
بیت پنجم: توبَتش بهست
بیت پنجم: زین عاشقی که

Mohamad.Mehdi... در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۳۱ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۷:

عرض سلام و ادب .
تصنیف و آواز روی اشعار خواجوی کرمانی در آلبومی به نام " افق مهر " با آواز زنده نام ایرج بسطامی و آهنگسازی استاد پرویز مشکاتیان سال 1371 منتشر شد.
بیت ؛
تشنه در بادیه مردیم به امید فرات وه چه بگذشت فراتم ز سر امروز بسی
در گوشهء بیداد( دستگاه همایون)اجرا شده.
بیت اول در نغمهء دشتی خوانده شده .
تصانیف در دستگاه همایون هستند،ترکیب کلی آلبوم دستگاه همایون است ولی رگه هایی از مرکب نیزشنیده میشود.
شاد و سلامت ، پیروز و موفق باشید.

خیال در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۳۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹:

بیت اول : بهار جانها : زمان تجلی انوار الهی بر جان و قلب مؤمن، شاید اشاره به ماه مبارک رمضان باشد. شاخِ تر : انسان آگاه و زنده دل در مقابل انسان غافل که همچون شاخ خشک از بهار هیچ تاثیری نمی پذیرد. همچنین تر می تواند به معنای نو و تازه به کار رفته باشد که در این صورت شاخه ی تر کنایه از نو سفر در مسیر سلوک الی الله است. مصر و شکر: اشاره به شهرت کشور مصر در صادرات و تولید شکر (خاصه در زمان حضرت یوسف علیه السلام)، که در این صورت ترکیب اضافی مصرِ شکر مناسب تر به نظر می رسد، هر چند مصر و شکر نیز اشتباه نیست.
معنی بیت: زمان تجلی انوار الهی فرا رسیده، ای انسان آگاه به هوش باش و از تجلیات به جنب و جوش درآ. یوسف (کنایه از جمال یار) به مصر آمده ای مصر زادگاه شیرینی های عالم شاد باش.
بیت دوم: مصرع اول را به دو گونه می توان خواند: 1) شاهِ عشق پرور که در این صورت شاه کنایه از حضرت حق است که همچون شیر مادر که عشق را در دل فرزند می پروراند او نیز عشق را در ذره ذره عالم القاء می نماید 2) ای شاه! عشق پرور یعنی به سکون هاء در شاه؛ در این صورت پرور فعل امر خواهد بود و مراد از شاه انسان است که به دلیل استعداد خلیفة الله بودن از نظر شاعر شاه عالم هستی دانسته شده
مصرع دوم: ای شیر راه حق جنبشی از خود نشان بده و از خود به در آی و از خویش فرار کن. در اینچا مراد از برقصا مطلق حرکت کردن است.
بیت سوم: چوگان زلف: زلف یار همچون چوگان سرکج است؛ اشاره به کجی و پر خم و پیچ بودن قضاء و قدر و امتحانات معشوق دارد. گوی: از آنجا که گوی دست و پا ندارد در حرکت خویش کاملا بی اختیار است و حرکت او صرفا تابع حرکت چوگان است؛ شاعر عاشق را به گویی بی دست و پا تشبیه می کند که در برابر ضربات چوگان معشوق که همان تقدیر اوست هیج اختیاری از خود ندارد و از پا و سر یعنی اراده و اختیار گذشته است.
بیت چهارم: خونی صفت است برای تیغ؛ یعنی معشوق با تیغی خون آلود در دست به سوی من آمد و از من پرسید چگونه ای؟ به او گفتم که هر چه باشم نزد من آی که خیر است. گفت: خیری در کار نیست بلکه شر است چرا که به انگیزه‌ی قتل تو آمدم برخی خونی را مستقلا به معنای قاتل و معشوق جفا کار دانسته اند که به لحاظ شعری مناسب نمی نماید.
بیت پنجم: این بیت را به سه صورت می توان خواند که به ترتیب اقربیت به صواب عبارتند از: 1. از عشق، تاجداران در چرخ، او چو باران در این بیت مولوی سعی در ترسیم صحنه ی بی بدیلی از بارش باران در ذهن شنونده داشته است؛ یعنی به نیروی عشق تاجدران (کنایه از انسان های کامل) در حال چرخیدن و رقصیدن هستند و او همچون باران با لطافت بر سر آنها می بارد آنجا به دنبال قبا و لباسی که تو را از باران بپوشاند نباید بود و زیر این باران تنها باید رقصید 2. از عشقِ تاجداران، در چرخ او چو باران ؛ در این صورت مراد از او انسانِ در جست و جوی معنا است یعنی همچون باران که از لحظه‌ی جدا شد از ابر تا رسیدن به زمین در حال چرخش است او نیز از عشق اولیاء الهی در چرخیدن و رقصیدن است. 3. از عشق، تاجداران در چرخِ او چو باران در این خوانش چرخ به معنای طاق و بلندای بارگاه معشوق است. فردوسی گفته: بیاراست جائی بلند و فراخ / سرش برتر از چرخ درگاه و کاخ
بیت ششم: مستِ هست می تواند به عنوان صفت مدح و یا ذمّ به کار رفته باشد. مولوی علت اصلی رنج انسان را مستی ناشی از توهم وجود برای خود دانسته است و در این بیت به او مژده می دهد که گذرنامه ی عالم فنا صادر شده است. معنای ممدوح آن می تواند اشاره به لذت هستی چشیدنِ ما هستی نمایان باشد، لذت هستی نمودی نیست را ...
بیت هفتم: شاعر در مصراع دوم از یک ایهام تناسب فوق العاده زیبا استفاده کرده است به جای عبارت «اگر مردی» متضاد آن یعنی «گر نیستی تو ماده» را به کار برده و بدین وسیله بین ماده و نر تناسب برقرار کرده است. مراد آن است که اگر ترسو نیستی و مردی از هیبت و جلال آن شاه برقص آ. شاه نر می تواند اشاره به شاه ولایت امیر مؤمنان علیه السلام باشد.
بیت هشتم: معنی بیت: زمانِ جنگ به پایان آمد و گاهِ صلح فرارسید یوسف رخ نمود پس هر چند هنری نداری تکانی به خود دِه و به جنب و جوش درآ. یوسف می تواند اشاره به چناب علی اکبر ع هنگام بازگشت از میدان به سمت خیمه ها برای استراحت باشد.
بیت نهم: تا کی با وعده ی دیدار در انتظار به سر برم و مشغول سجده باشم تا کی هجران رنگ و اثرم را برده باشد پایان انتظار رقصیدن است
بیت دوازدهم: مسیحِ مریم
بیت سیزدهم: چین در اینجا سرزمین زیبا رویان است

م در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۲۱ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:

مصرع آخر رو من یه جایی این جوری دیدم
راه عشق است این یکی بی مونس و تنها چرا
میشه بگید کدوم درسته؟

محمد کریمی دهکردی در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۲۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » سی‌ام:

هر چند که بر اساس برخی سند های تاریخی مولوی اهل سنت بوده ولی مانند خیلی از ایرانی ها ارادت ویژه ای به امیر مومنان داشته چه این که در شعری دیگر نیز می فرماید : "شیر خدا و رستم دستانم آرزوست" ، البته نمی دانم که آیا این شعر در وصف امام علی علیه السلام هست یا خیر ولی بنده با خواندن آن به یاد ایشان افتادم ...

عمار خدابخشی در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۱۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷۴:

ای کِه هستی ما ره را مبند : ای تویی که راه ما هستی، راه ما را نبد
ما به کوه قاف و عنقا میرویم : ما همونجایی میریم ک نشان از تو هست و اونجا هستی

nabavar در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۱:

گرامی سینا
عزیزی را از دست داده ای و غم بزرگی به جان داری
در تسلیت این اندوه شعری از ” نیا “ را که در سوگ عزیزش سروده برایت می نویسم شاید مرهمی ناچیز بر زخم دلت باشذ:
یی
یک چند چو دل در دل این خانه تپیدی
صد نقش محبت ز سر مهر کشیدی
تاآتش عشق تودرین سینه گل انداخت
ناگاه چو پروانه ازین بام پریدی
من چشم به راه تو چنین زار، کجایی؟
....
رفتی که بمانم من و اندوه نهانی
ای یار که درسینه ی من جان جهانی
خاموش شد آن نغمهء بلبل به سر دار
آنگه که گرفتم ز تو ای دوست نشانی
ای سایه ی سرو تو به گلزار، کجایی؟
....
ای یارسفر کرده ، خالی شده ساغر
چشمم به در و منتظر جرعه ی دیگر
مهری که به یک عمر به پیمانه ی ما بود
کوساقی آن باده که چون شعله مجمر
آتش کشد این سینه ی دلدار، کجایی
....
هرچندکه این گردش پرگارغمین ست
صد تیربلا درپس این چرخ کمین ست
ما بر در میخانه ی مهرت بنشستیم
رخسار تو باعشق درین سینه عجین ست
ای یادتو در خاطره بیدار ، کجایی؟
....
ما در پی دیدار رخت هر سر بازار
چون مشتری مشک به هردکه ی عطار
از پیروجوان عارف و عامی زغم هجر
جستیم نشان تو ز یاران و ز اغیار
ماییم به جان طالب دیدار ، کجایی؟
با احترام

عمار خدابخشی در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷۴:

با سلام. برداشت من از بیت آخر مصرع دوم: ای کِه هستی ما ره، را مبند. در بیان این مصرع بعد از ره باید ی مکس کوچیک کرد و ادامه رو خوند . ینی ای تویی ک رَه(راه) ما هستی، راه را نبد.

محمد نبی‌زاده در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۳۹ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۸۵:

ز استقبال نازت‌گر چمن را رخصتی باشد
به صد طاووس بندد نخل ویک آیینه‌وار آید
در مصرع اول به استقبال درسته و در مصرع بعدی آیینه‌دار درسته.

سینا در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۱:

من پسر نوجوانم رومدتی است از دست دادم . خیلی ناراحت و دلتنگش بودم . گفتم ای حافظ از پسر من بگو و فال به این صورت آمد . واقعا در شگفت شدم . امانتی رو که خدا داده بود بهش برگرداندم . شعر حافظ همه بیت الغزل معرفت است آفرین بر نفس دلکش و لطف سخنش
زلف سیاه او را با لای انگشتان شانه میکردم و حال به باد صبا و خدای بزرگ سپردم .

عین. ح در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۴۲ دربارهٔ کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات » شمارهٔ ۸۲:

بیت هشتم: من گریبان می‌درم

عین. ح در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۳۹ دربارهٔ کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات » شمارهٔ ۸۱:

مصراع دوم:
مژدهٔ جان سوی تن می‌آرند

عین. ح در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۳۷ دربارهٔ کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات » شمارهٔ ۸۰:

بیت پنجم: رخ خوب تو

عین. ح در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۳۵ دربارهٔ کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات » شمارهٔ ۷۹:

بیت سوم: جان بسی کندم

عین. ح در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۳۴ دربارهٔ کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات » شمارهٔ ۷۸:

گمان می‌کنم در بیت سوم به جای «آری» باید «یار» باشد

عین. ح در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۳۰ دربارهٔ کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات » شمارهٔ ۷۶:

بیت سوم: طاووس زرّین
بیت ششم: نور آفتاب

عین. ح در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۲۸ دربارهٔ کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات » شمارهٔ ۷۵:

بیت دوم:
غمزۀ او که نیم‌مست برفت،

۱
۱۷۴۲
۱۷۴۳
۱۷۴۴
۱۷۴۵
۱۷۴۶
۵۷۲۷