حسن در ۴ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۴۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۰:
سلام،
اگه کثرت و قلت خوبه که جواب شما درست نیست!
و اگر بده چرا باید شرابی بخوریم که کثرت، قلت و چنین ویژگی های بدی داره؟
اصلا چرا باید با چیز بدی مقایسه، توصیف و یا هر چیز دیگه که اسمش رو میذارید؛ بشه؟!
دیوانه در ۴ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۴:
سلام این فال در عید نوروز برای من باز شد من که بیماری اعصاب و روان داشتم فکر کردم که پستی سمتی بمن داده خواهند داد طی یک سری فعالیت در کمال نا باوری کار یه بازنشستگی پزشکی من با سی روز حقوق رسید روحت شاد حافظ که کلامت چنین صادق است
پری در ۴ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۴۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:
ای نفسِ خرمِ بادِ صبا از برِ یار آمده ای مرحبا
صَدا : پژواک صِدا در کوه
حمید در ۴ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۱۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۳۶ - حکایت پادشاه جهود دیگر کی در هلاک دین عیسی سعی نمود:
شرح کبیر انقروی بر مثنوی معنوی 15 جلدی پی دی اف شده
در کانال @ketabdivan
غلامحسین مرادی قره قانی در ۴ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱:
ادبیات موزون فارسی وشعر خواجه شیراز من بی سر وپا را به بارگاه حافظ بزرگ میکشاند
عرض بنده اینست مبادا در همین اول کار ودر این خاکدان فانی که از عوالم ابتدایی خلقت است دل را ببازیم وبرای خود بتی نتراشیده بسازیم حتی کسی مثل حافظ
ته کلام اینکه نگذاریم هیچکس برایمان بت شود حتی حافظ که او خود نیز دنبال دیگری بوده است تنها خداست که میماند
یا صاحبی السجن اارباب متفرقون خیر ام الله الواحد القهار
ای دوستان زندانی من! آیا خدایان پراکنده بهترند، یا خداوند یکتای پیروز؟!
حسین در ۴ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۳۳ دربارهٔ کسایی » دیوان اشعار » ای گلفروش ...:
منظور از مردم چیست؟ اگر مردم به معنی انسانهاست که جمع است، پس چرا کریمتر شود، زیرا شود به مفرد تعلق میگیرد
شاید که مردم منظور مردمک چشم است که بادیدن گل مشعوف میشود و سخاوتمندانه مینگرد
محمدرضا در ۴ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۹۱:
الحق بهترین جایگاه برای این ربایی روی قبر شهید مصطفی صدر زاده هست و تمام.
سعید انجوی در ۴ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۶:۳۴ دربارهٔ جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۴۴۷:
این غزل را گلپا در بیات ترک خوانده است .در برنامه گلهای شماره 493.
(بیات ترک)
نوازندگان: حبیبالله بدیعی (ویولن)
خواننده آواز: گلپایگانی، سیّدعلیاکبر
سراینده شعر آواز: جامی (غزل)
مطلع شعر آواز: عید است و دارد هر کس عزمِ تماشای دگر
الف کاف در ۴ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۵:۱۹ دربارهٔ حافظ » مثنوی (الا ای آهوی وحشی):
به نظر من این شعر دارای سه قسمت است که میتوان انها را به صورت دو شعر مستقل دید.
1- هفت بیت اول ( الا آی آهوی وحشی کجایی... تا مگر وقت وفا کردن امد) در باره ارتباط آدم با جامعه سنگدل حرف میزند و انها را دعوت به دوستی میکند.
بیت 8: (جنینم یاد هست ازپیر دانا...) قمت اول و دوم به همدیگر متصل میشوند
است و به نظر میرسد با بیت 12 تمام میشود
این قسمت (آبیات 9.تا 12) در باره رندو سالک
صحبت شده که با بیت 12 ((بگفتا چون بدست آری نشانش) تمام میشود چونکه به قسمت سوم متصل نیست و محتویات آن هم به محتویات قسمت سوم که در باره وظایف انسان هست بیربط
است. پس میشود که قسمت اول و دوم را بصورت یک شعر و قسمت سوم را به صورست یک شعر مستقل در نظر گرفت
علی در ۴ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۵:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۸۹:
نگارگر بگه نقش شهرها میکرد
گشاد هندسه را پس مهندسانه دری
و تمام غزل را اگر شرحی کنید سپاس دارم
امید وکیل در ۴ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۴:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۳۹:
سقراط در آخرین لحظات مرگ خود گفت: «آه کریتون، من یک خروس به اسکولاپ بدهکارم»(در یونان بعد از رهایی از بیماری یک خروس برای اسکولاپ(خدای طب) قربانی میکردند.
نیچه در کتاب حکمت شادان تفسیر میکند که سقراط مرگ را رهایی از رنج و... میدانست.
مولانا هم در آن بیت منظورش همین میباشد: دردیست، غیر مردن آن را دوا نباشد.
مردن دوای آن درد است.
شهرام شمس در ۴ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۵۰ دربارهٔ عنصرالمعالی » قابوسنامه » بسم الله الرحمن الرحیم:
با سلام از اساتید محترم خواهشمندم این پند و سایر باب ها را قبول زحمت فرموده و به زبان ساده معنی و نشریح نمایید که مزید بر تشکر است
شهرام شمس در ۴ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۳۹ دربارهٔ عنصرالمعالی » قابوسنامه » باب یازدهم: اندر ترتیب شراب خوردن و شرایط آن:
با سلام، از اساتید محترم خواهشمندم این پند شیرین را به زبان ساده و نثر روان معنی فرمایند که مزید بر تشکر است
فاطمه حق پرست در ۴ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۱۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۸۸ - بازگشتن به قصهٔ دقوقی:
با سلام و عرض ادب
واژه دنگ در زبان تالشی به همین مفهوم استفاده می شود. نهایت گیج بودن و گویی شخص دنگ در حالتی است که صدای اطراف را خوب نمی شنود با اینکه بیدار است و چشمانش باز و گوشش شنوا.
Ali در ۴ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۷:
در رابطه با بیت چهارم برداشت من اینه که حافظ خواسته اشاره ای به مفهوم شعری ، منسوب به حضرت امیر ع داشته باشد که فرمود أتزعم أنک جرم صغیر وفیک أنطوی العالم الاکبر یعنی ای انسان تو تصورمیکنی یک جسم کوچکی هستی؟ و حال آنکه دنیای بزرگتری در تو نهاده شده است به سخن حافظ خودتو کم نگیر و پست و دنئ ندان بلکه با استعدادی که در تو تنیده شده توان آن را داری با حرکت و تکامل جوهری خودت به قله کمال معنویت و خورشید جهان مادیت برسی ، در واقع حافظ درین بیت اشاره به سیر صعودی انسان به کمالات بالا رادارد
nabavar در ۴ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۱۲ دربارهٔ عبدالقادر گیلانی » غزلیات » شمارهٔ ۲۸ - عشق حق:
گرامی احسان
هرکه شد عاشق دیدارتو او بشناسد
دوزخ از جنّت و شادی زغم و مِی ز خمار
همان بشناسد درست است
منظورش درد و رنج توأمان عاشق است
یعنی: هرکه عشق دیدار تو را دارد ، گاهی در آتش دوزخ میسوزد و گاهی از خوشی در بهشت است، گاهی شاد است و گاه غمگین، گاه مست است و گاه خمار از دلتنگی
محمدرضا خادم در ۴ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۰۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۷:
کیف کردم
دکتر اسدالله شعور در ۴ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۵۶ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۲۱۳:
این شعر در سال های پایانی قرن نهم توسط یوسف اندگانی ( اندیجانی) در شهر هرات در اصول مخمس نقش بسته شده بود.
درویش علی چنگی در تحفهُ السرور ضمن نوشتن این مطلب؛ شعر را سرودهُ مولانا آذری نوشته و در جملهُ سه بیتی که نمونه آورده، یک بیت آن درین جا نیست.
باد صبح اگر چه...
غنچه را دهن بر دهن مکن
nabavar در ۴ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱:
گرامی میرمهدی
همان:
گو نام ما ز یاد به عمدا چه میبری
درست است.
آنچه شما نوشته ای را کاش منبعی ذکر می کردی، ولی اگر من درآوردی ست که دست در شعر شعرا بردن کار ادیبان نیست
نمونه ی دیگر { عمدا } در قصیده ی معروف خاقانی ست:
گردون نقاب صبح به عمدا برافکند
راز دل زمانه به صحرا برافکند
امیر در ۴ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۵۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲: