هادی رنجبران در ۴ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۴۴ در پاسخ به هادی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۳:
توهم شدید
Mahmood Shams در ۴ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:
با درود و سپاس بی کران از دست اندرکاران سایت فوق العاده و بی نظیر گنجور که همواره با سعی و تلاش در بروز رسانی و بهتر شدن سایت بر لذت ما افزودن ، بهترین ها رو برای طراحان سایت و دوستداران ادبیات و شعر پارسی و خوانش های زیبا و حاشیه گذاران گرامی از جلمه روفیا و رضا و دیگر عزیزان آرزو می کنم ، این غزل حضرت حافظ بسیار زیباست و دلنشین و کلی حظ می برم همیشه از خواندنش و از درون احساس شادی می کنم و علاقه ام بیشتر می شود به حضرت و معتقدم افرادی به این مقام می رسند و ماندگار می شوند که فرمانبر خدای بررگ بوده و خداوند نظر ویژه ای داشته ، و همواره با تلاش و ممارست در راستای آموزش وپرورش انسان مفید با ترویج شادی و امید ، علم و ادب ، نیکی و عشق ورزی به تمام هستی و در یک کلام انسانیت که ایران عزیز در هر برهه ای از تاریخ شاهد این اسطوره ها و قهرمانان جاوید نام بوده است از جناب رودکی ، حکیم فردوسی ، خیام ، سنایی و عطار ، حضرت مولانا ، سعدی و حافظ تا معاصرانی چون سهراب سپهری ، قیصر امین پور و فریدون مشیری در ادبیات و شعر و در حوزه های نظامی و سیاسی اسطوره و قهرمانانی چون کوروش ، امیر کبیر ، امام خمینی ، رئیس علی دلواری ، سردار جنگل میرزا کوچک خان جنگلی ، سردار دلها سردار قاسم سلیمانی ، شهید حسین فهمیده از قرن ها پیش تا امروز و سال 1400 شهدای سلامت و علی لندی و لندی ها .... در آینده ، که می بالم و افتخار می کنم که ایرانی هستم و این همه اسطوره و قهرمان واقعی داریم که الگوهایی هستند برای ما که در راه نیکی و انسانیت درخشیدن و جاودان شدند
کوروش در ۴ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۱۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۲ - تمامی حکایت آن عاشق که از عسس گریخت در باغی مجهول خود معشوق را در باغ یافت و عسس را از شادی دعای خیر میکرد و میگفت کی عَسی أَنْ تَکْرَهوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ:
چشم او من باشم و دست و دلش
تا رهد از مدبریها مقبلش
این بیت رو میتونید تفسیر کنید ؟
منظور از من کیه ؟
daruish kh در ۴ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:
با سلام به همه حافظ دوستان و ادیبان بزرگوار
بیت تخلص " عشقت رسد به فریاد "ار"خود به سان حافظ قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت" در بسیاری از نسخه ها به صورت "عشقت رسد به فریاد "ور" خود به سان حافظ قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت" ضبط شده است.
حال بنده نظر خود را در خصوص هر دو روایت عرض میکنم.
1-عشقت رسد به فریاد " ار" خود به سان حافظ قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت
معنی: آن زمانی عشق به فریادت میرسد که بسان حافظ قرآن را در چهارده روایت بخوانی. به عبارت دیگر تو نمیتوانی ادعای عاشق بودن را داشته باشی در حالیکه قرآن نخوانی و به آن اهمیتی ندهی و سر لوحه قرار دادن قرآن شرط لازم برای عاشق بودن است.
2- عشقت رسد به فریاد " ور"خود به سان حافظ قرآن ز بر بخوانی درچارده روایت
معنی: ---با تاکید برروی عشق--- حتی اگر بسان حافظ قرآن را در چهارده روایت بخوانی فایده ای نداشته و آنچه که به فریادت میرسد عشق است. تا عاشق نباشی ، حتی اگر قرآن را از حفظ هم باشی فایده ای ندارد. ( اشاره به مثلا خوارج)
از عزیزان و بزرگواران تقاظا دارم محبت فرموده و در صورت امکان نقطه نظرات خود را در خصوص توضیحات بنده بفرمایند.
سلامت و تندرست باشید.
رضا از کرمان در ۴ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۰۶ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۲۷:
خانم امیری
سلام باعنایت به معنی بیت قبلی میشه اینجوری برداشت کرد که اگه با گوش دل بشنوی همه چیز در حال تسبیح پروردگارند ونه تنها بلبل در حال تسبیحه حتی خار هم در حال تسبیح گویی وشکر گزاری است
شاد وخرم باشید
AJS Saddiqi در ۴ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷:
سلام وقت همه دوستان گرامی بخیر، امیدوارم حالتون خوب باشه.
یکی از اشعار مولانا که در ادامه مینویسم رو ، دربارش کمی معلومات مبخواستم که در کدام اثرش این رو نوشته و همچنان تفسیر دقیقش رو میخاستم ، اگر کمک کنید ممنون میشم.
سال ها پرسیدم از خود کیستم
آتشم، شوقم، شرارم، چیستم
دیدمش امروز و دانستم کنون
او به جز من، من به جز او نیستم
مریم امیری در ۴ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۳۵ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۲۷:
درود بر عزیزان. معنای بیت آخر را اگر به بنده بگویید ممنون میشم🙏
محمد حسن ارجمندی در ۴ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۵۳ دربارهٔ سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الاوّل: در توحید باری تعالی » بخش ۳ - فصل وحدت و شرح عظمت:
سنایی در بیت آخر این فصل اشارهای به امام حسین(ع) و امام علی(ع) میکند و میگوید:
دشمنی حسین از آن جستست / که علی لفظ لامکان گفتست
او در این بیت ریشه دشمنی آل امیه با امام حسین(ع) و شهادت آن حضرت را در اعتقاد عرفانی حضرت علی(ع) جستجو میکند و معتقد است چون حضرت علی(ع) در باور متعالی خود خداوند را فراتر از مکان و تشبیه میدانست و این باور را به پسرانش(حسن و حسین) آموخت و چون دیگران را درک چنین مفهومی میسر نیست، به دشمنی علی و اولاد او برخاستهاند.
محمد حسن ارجمندی در ۴ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۴۹ دربارهٔ سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الاوّل: در توحید باری تعالی » بخش ۳ - فصل وحدت و شرح عظمت:
«استوی» عبارتی است که در چند آیة قرآن آمده است و بیانگر این مفهوم است که خداوند بر عرش جای گرفت. آیاتی که این عبارت با این مفهوم در آن آمده به قرار زیر است:
الرَّحْمَنُ عَلَی الْعَرْشِ اسْتَوَی(آیه 5 سوره طه):خدای رحمان که بر عرش استیلا یافته است
هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکُمْ مَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا ثُمَّ اسْتَوَی إِلَی السَّمَاءِ(آیه 29 سوره بقره):اوست آن کسی که آنچه در زمین است همه را برای شما آفرید سپس به [آفرینش] آسمان پرداخت
اللَّهُ الَّذِی رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَی عَلَی الْعَرْشِ(آیه2سوره رعد):خدا [همان] کسی است که آسمانها را بدون ستونهایی که آنها را ببینید برافراشت آنگاه بر عرش استیلا یافت
إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَی عَلَی الْعَرْشِ(آیه 3 سوره یونس):پروردگار شما آن خدایی است که آسمانها و زمین را در شش هنگام آفرید سپس بر عرش استیلا یافت
الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَی عَلَی الْعَرْشِ الرَّحْمَنُ(آیه59 سوره فرقان: همان کسی که آسمانها و زمین و آنچه را که میان آن دو است در شش روز آفرید آنگاه بر عرش استیلا یافت
إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَی عَلَی الْعَرْشِ(آیه 54 سوره اعراف):در حقیقت پروردگار شما آن خدایی است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید سپس بر عرش [جهانداری] استیلا یافت
هُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَی عَلَی الْعَرْشِ(آیه4سوره حدید):اوست آن کس که آسمانها و زمین را در شش هنگام آفرید آنگاه بر عرش استیلا یافت
ثُمَّ اسْتَوَی إِلَی السَّمَاءِ وَهِیَ دُخَانٌ (آیه11سوره فصلت):سپس آهنگ [آفرینش] آسمان کرد و آن بخاری بود
اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَی عَلَی الْعَرْشِ(آیه32 سوره سجده):خدا کسی است که آسمانها و زمین و آنچه را که میان آن دو است در شش هنگام آفرید آنگاه بر عرش [قدرت] استیلا یافت
همانطور که می بینید در بیشتر این آیات پس از آنکه سخن از آفرینش آسمان و زمین به میان آمده است، عبارت اسْتَوَی عَلَی الْعَرْشِ آمده است. مفهومی که سنایی در این فصل به شرح آن مشغول است و از بیت 24 شروع کرده این است که مفهوم اسْتَوَی عَلَی الْعَرْشِ را صوری نگیرید. خداوند فراتر از مکان است لذا در مکان(عرش) نمیگنجد. به عبارت دیگر او در این ابیات اعتقاد به لامکان بودن خداوند را فریاد میزند و خواننده را از صورتگرایی و ظاهربینی به دور میدارد و مقام خداوند را فراتر از مکان میداند.
محمد رضویان شاد در ۴ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۰۴ در پاسخ به reza دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۴:
منبع فوق را چک بفرمایید، و کاش هیچ چیز رو بدون دلیل و منبع رد نکنیم. ممنون از شما...
بهمن کلانتری در ۴ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۱۱ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲ - اخگر نهفته:
با سلام خدمت اساتید
خواهشمند است بیت:
پیرانه سر مشاهدهی خط شاهدان
نیش ندامتی است که خود نوش میکنی
را توضیح دهید
بسیار سپاسگزارم
تابش در ۴ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۵:
جناب حافظ فرموده
با مدعی "مگویید" اسرار عشق و مستی
تا بی خبر "بمیرد" از درد خود پرستی
برداشت اول :
باید ثابت کنیم که ما خود از اسرار عشق و مستی آگاهیم و بعد سراغ مدعی را بگیریم
آنکس که خود نداند اسرار عشق و مستی
راهی چگونه گردد در کوی حق پرستی
با مدعی چه کارت رو درد خود دوا کن
بشکن بت هوس را گر خود هوا پرستی
سیراب چون نمایی کامی ز تشنه کامان
در این کویر وحشت خود تشنه کام هستی
برداشت دوم :
پس آنکه ثابت شد ما سینه ما مخزن اسرار عشق و مستی است به سراغ مدعی می رویم
گر مدعی نداند از رمز و راز هستی
با مدعی بگویید اسرار عشق و مستی
شاید دلش زمانی مایل به توبه گردد
حیف است اگر بمیرد از درد خود پرستی !
گر مدعی پس از آن اسلام و توبه آرد
بخشد گناه او را یکتا خدای هستی
بعد از یقین اگر او کفر و عناد ورزد
خود را هلاک سازد در انتهای پستی!
تابش مساز پنهان اسرار علم و حکمت
یاد آر آنچه پیمان روز الست بستی
پنهان اگر بسازی اسرار معرفت را
در کیش عشق بازان خود مدعی تو هستی
(تابش)
برداشت سوم
زمانی که مدعی خود ما هستیم
تا نگردی آشنا زین پرده رازی نشنوی
گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش
(حافظ)
کوروش در ۴ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۴:۰۰ در پاسخ به فرهاد حیدری دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۵۸ - چالیش عقل با نفس هم چون تنازع مجنون با ناقه میل مجنون سوی حره میل ناقه واپس سوی کره چنانک گفت مجنون هوا ناقتی خلفی و قدامی الهوی و انی و ایاها لمختلفان:
عالی بود سپاسگزارم ❤
مجید در ۴ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹:
استنباطم اینه که کل شعر بجز بیت آخر درباره مرگ و گذر انسان از این دنیا به دنیای دیگه باشه
بی پا و سر برقص آ .... بی بال و پر برقص آ.... شاخ تر ....
مثل حضرت یوسف که به چاه میره تا بعد از اون به اوج برسه
و البته بهتره که بی هنر و بی خبر نباشه
ابو سعید در ۴ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۵۰ در پاسخ به رضا از کرمان دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۲:
سلامت باشی عزیز جان، خدا ببخشه
دانش آموز در ۴ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۳۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۵۶ - حکایت آن مهمان کی زن خداوند خانه گفت کی باران فرو گرفت و مهمان در گردن ما ماند:
لعبت مرده بود جان طفل را
تا نگشت او در بزرگی طفلزا
این تصور وین تخیل لعبتست
تا تو طفلی پس بدانت حاجتست
چون ز طفلی رست جان شد در وصال
فارغ از حس است و تصویر و خیال
نیست محرم تا بگویم بینفاق
تن زدم والله اعلم بالوفاق
مال و تن برفاند ریزان فنا
حق خریدارش که الله اشتری
در اینجا جواب بسیاری را خود مولانا داده
اگر این چند بیت رو به جان فهمیدین سر نهان این تمثیل رو هم متوجه میشین
طه در ۴ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۰۹ در پاسخ به روفیا دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۷۰۲:
عرض سلام و احترام دارم خانم روفیا، مدتهاست حاشیههای شما که به جد عرض میکنم یک بار ارزشی برای گنجور هست دنبال میکنم و خیلی تلاش کردم تا بتونم بیشتر از وجودتون بهره ببرم، خواهش میکنم نشانیتون در صفحات مجازی رو برای این حقیر نیز بفرستید، صمیمانه از گنجور سپاسگزارم بابت فراهم آوردن این بسترِ وزین برای اهالی ادب و فرهنگ
دانش آموز در ۴ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۵۵ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۵۶ - حکایت آن مهمان کی زن خداوند خانه گفت کی باران فرو گرفت و مهمان در گردن ما ماند:
این تمثیل است
مرد و مهمان و زن
رخت خواب و خانه و باران و گِل
مرد به مثابه انسان گرفتار بازی ذهن
زن به معنای یکی از آن دو مَلکی که انسان را به بدی سوق میدهد
مهمان ، آن جرقه ای از عدم میاد در خموشی ذهن ، یعنی خدایت الهی
مهمان به عنوان یک هادی بر اندیشه انسان فائق می آید
چون انسان در فضای مادی گیر افتاده است و خود را از اصل خویش دور کرده است ، بنابراین زن که مشاور قدرتمند اوست "دست ملک تضاد"
به او میگوید که ایشان را که متجاوزی است به بیرون بران
پس شیطان را خشنود و الله را از خود دلگیر مینماید
به همین ترتیب ایشان در چاه کثرت بیشتر فرو میروند
حال کسی که تمثیل نمیشناسد
نمیداند که کل قرآن و مثنوی تمثیل است
از مولانا به کم ادبی و انحراف یاد میکند
افرادی با این تمثیل ها هدایت میشوند و افرادی گمراه
سوره "بقره ۲۶"
آرام نوبری نیا در ۴ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۳۴ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۶۷:
با سلام و وقت بخیر،
در انتهای بیت پنجم بجای "شو" عبارت "شد" صحیح است.
پیروز باشید
Alireza Yazdanpanah در ۴ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۰۶ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » اشعار محلی » شمارهٔ ۵ - غزل: