علی نصراللهی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۲۳ در پاسخ به بهزاد فرهانیه دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸۳:
سلام . بساید مرگ را یعنی مرگ را خورد کند از بین ببرد . چون عشق باعث زنده شدن می شود و هر کس عاشق نشد یقینا قلب مرده ایی دارد . منظور اینست که عشق قلب مرده را زنده می کند و قلب مرده را می ساید صیقل می دهد و زنده می گرداند.چون مرگی که اینجا عنوان شده مربوط به موت قلب می باشد از لفظ ساییدن برای زنده کردن آن استفاده شده است چون عشق اکسیری است که موت قلب را با ساییدن و صیقل زدن زنده میکند .
قلب تان زنده به عشق حضرت معشوق ان شاءالله
حبیب شاکر در ۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۰۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۳:
سلام بر یاران خوب
تا خاک تنم به روح او گشت عجین
به زعمر و ادب گنج نجستیم قرین
از دست مده تو این دو گنج و هشدار
که بهتر ازین دو گنج ،گنج نیست،همین
سیدمهدی صاحب الزمانی فرد در ۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۵۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۰۲ - ذکرخیال بد اندیشیدن قاصر فهمان:
ذکر آدم گندم و ابلیس و مار ، ذکر هود و باد و ابراهیم و نار،ذکر نوح و کشتی و طوفان تن ،ذکر کنعان و سر از خط تافتن،ذکر بلقیس و سلیمان و صبا،ذکر داوود و زبور و اوریا،ذکر حمل مریم و نهل مخاض ،ذکر یحیی و ذکریا و ریاض،ذکر صالح ناقه و تقسیم آب،ذکر ادریس و ناجات و جواب،ذکر الیاس و عذیر و موت او،ذکر قارون و زمین رفتن فرو،ذکر موسی و عروجش بر سما،ذکر اسرائلیان در تیه لا،ذکر موسی و شجر طور و عصا، خلع نعلین و خطابات و عصا،ذکر فضل احمد خلق عظیم،که قمر از معجزاتش شد دونیم،ساده است و هرکسی پی میبرد ،کو گمان که گم شود در وی خرد،گفت اگر آسان نماید این به تو،اینچنین آسان یکی سوره بگو
امین در ۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۰۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷:
درود بر همگی
و درود بی کران بر استاد سخن شیخ سعدی
در مورد شعر که هرچی بگم باز هم در حد و اندازه ش نیست و زائد الوصفه.
ولی مصرع اول یه چیزی به ذهنم خطور کرد که گفتم به اشتراک شما عزیزان بگذارم. میفرماید که سلسله موی دوست حلقه دام بلاست. به نظرم یه اشاره ریزی به زندان داره. با توجه به اینکه مو معمولا سیاه هست و فضای زندان هم یک فضای تاریک و سیاه. و استفاده از واژگانی چون حلقه و دام و بلا این رو میتونه برسونه که حضرت در عشق معشوق خود زندانی شده. ( نظر بنده به هیچ وجه این نیست که عشق زمینی است یا غیر زمینی و صرفا یک تمثیل هست. )
در پناه حق
سیاوش جلالی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۵۳ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۷:
جناب رضا پاینده و سبز باشید، از نوشتارتان لذت میبرم
سیاوش جلالی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۱۰ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲:
سپاس از استاد رضای گرامی
همیرضا در ۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۴۷ در پاسخ به S J دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۴:
حجت یکی از تخلصهای شعری ناصر خسرو است (او حجت اسماعیلیه در خراسان بوده).
S J در ۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۵۹ در پاسخ به هومن موسویان دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۴:
سلام در صورتی که بیت آخر هم متصل به این شعر باشه مشخصا شاعرش فرد "حجت" نامی باید بوده باشه. یا متخلص به حجت.
حمیدرضا نفر در ۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۱۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳۹ - رنجانیدن امیری خفتهای را کی مار در دهانش رفته بود:
حکمت کارهای خدا دراین حکایت مد نظر است. انسان در برابر او تسلیم محض باید باشد و چون وچرا نکند. به موقع ، به حکمت امور پی خواهد برد
Parviz Jafari در ۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۴۱ دربارهٔ رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین » بخش ۱۴۴ - مجذوب تبریزی:
سلام علیکم و رحمه الله
جناب احسان الف
یک ادعائی برای نی شدن روزانه؛ تلاش برای از بین رفتن منیت
زانکه میگفتی نیام با صد نمود همچنان دربند خود بودی که بودمدعی نی بودن میشوی ولیکن در عمل همچنان در بند منیت هستی
با چنین دعوی چرا ای کم عیار برگ خود میساختی هر نوبهار
حال با این که میدانی در سایه منیّت راه به جائی نخواهی برد از آن جا که عیار حقیقی وجود خودت را بالا نبردهای، روزانه(نوبهار) نو شدن هر روز؛ باز هم روی خودت حساب میکنی! میخواهی خودت اسباب و علل را فراهم آوری! خودت داری سر و سامان میدهی زندگیت را؛ خودت خواهان حل مسائلت هستی
چوب سفیدیان در ۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۵۵ در پاسخ به رسته دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳۲ - در رثای ابوالحسن مرادی:
درود!
ابیات شماره 4 تا 12 این شعر با ابیات شماره 2 تا 10 از غزل شماره 996 مولانا در گنجور مطابقت دارد.
گرشا در ۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۱۹ در پاسخ به فضل الله شهیدی دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۲:
فرمایش شما کاملاً متین و قابل تحسین است
در سکوت در ۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۱:
این غزل را "در سکوت" بشنوید
مهدی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۸۸:
حضرت مولانا این غزل را برای پسر خود علا الدین سروده
می دانیم علا الدین بعد از ازدواج حضرت شمس با کیمیا دشمنی آشکار با شمس داشته و در نهایت
با دشمنان مولانا ( مانند اخی اورن که در کار مارگیری شهرت داشته و با زهر مار به مداوا می پرداخته هم دست شده و در نهایت شمس تبریزی را به قتل می رسانند رجوع شود به افلاکی و
کتاب Ahi Avran Mevlana Mucadelesi دکتر میکاییل بایرام)
با مار چرا رفتی منظور همین اخی اورن است
پس از قتل شمس دوستان حضرت مولانا علاالدین و اخی اورن را کشتند که حضرت مولانا بر جنازه
پسرش نماز نخواند
ناظر بر این ماجرا داستان اول مثنوی پادشاه و کنیزک(فتنه و آشوب و خونریزی مجوی بیش از این از شمس تبریزی مگوی) و داستان مارگیر می باشد که هم خود و دیگران را می کشد
در جا های دیگر مثنوی و غزلیات هم به این موضوع اشاره دارد
مانند داستان آن دباغ که از اخی ها بوده و با حضرت مولانا دشمنی می کرده و برادر صدرالدین قونوی بوده است....
سالها پس از مرگ علا الدین مولانا بر قبر او حاضر شد و خوشحال برگشت فرمود خداوندگار ما شمس این پسر را بخشید(افلاکی مناقب)
اما بعد
باید توجه داشت عرفان حضرت مولانا هم در صورت هم در معنا با عرفان ابن عربی در تضاد می باشد که گاهی به جنگ و خونریزی کشیده شده (دیباچه دفتر ششم)
عرفان حضرت مولانا سماع و عشق است
عرفان ابن عربی ضد سماع و دارای سلسله مراتب (ولایت) می باشد
فتوحات زکی(رباب زن ) به از فتوحات مکی
جهن یزداد در ۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۱۲ دربارهٔ سعدی » مواعظ » مثلثات:
ببات ای دهر دهنه تیر اری پشت
نه هم شی تیر انه کمان بو کش اُی کشت
ببارد این دهر دون را تیر از سوی پشت
این دهر دون را تیر بر پشتش ببارد
-
جهن یزداد در ۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۴۵ در پاسخ به محمد دربارهٔ سعدی » مواعظ » مثلثات:
زین رو بدان پهلوی شیرازی میگویند که همزمان با این گویشهای دیگری نیز از پهلوی بود مانند پهلوی پنج شهر اذربایجان ری همدان سپاهان دینور نیز پهلوی نامیده میشد - این زبان تا دویست سال پیش در شیراز رواج داشت -
حبیب شاکر در ۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۳۴ در پاسخ به امین کیخا دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۲:
سلام سرور گرامی
آفرین.به نکته دقیقی اشاره فرمودید
این رباعی با اکثر رباعیات خیام که تا اینجا مرور کردیم همسو نیست
حبیب شاکر در ۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۳۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۲:
سلام دوستان
تا طی نکنی مسیر مردی نشود
یا درد کسی دوا نکردی نشود
دنبال خدا به مسجد و دیر مرو
تا محفل بی کسان نگردی نشود
سپاس و درود
جهن یزداد در ۴ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۱۲ در پاسخ به حسین حسینی مهر دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۶:
نخست آنکه فریدون بسیار کهن است و پیشدادی است و هندیان هزار سال پیش از کورش از او یاد کرده اند نقش مرد ماربدوش از چهار هزار سال پیشتر از کورش بروزگار ما در ایران پیدا شده - از یاد نبریم که همه ایرانیان فرزند ایرجند و انگونه که نوشته ها امده خوزیان که تا پیش از مغول پیدا بودند و از ایلامی بودن و تاریخ خود اگاه بودند میدانستند که پارسی نیستند و خود را فرزند ایرج میدانستند و اینان تنها ایرانیانی بودند که خود را پارسی نمیدانستند (کشور چند نژاده بودن را به روزگار ما برساختند )- کبوجیه بردیا را کشت و بردیا کاری و جنگی نداشت و کبوجیه درست است نه کم بوجیه و اینما و شما و سنگ نبشته بیستون -شما سه پسر را چگونه کردی دو پسر- فریدون جهان میان پسران بخش کرد و ماند تا منوچهر کین ایرج ستاند - کورش چهان میان پسران بخش نکرد وپیش از دو پسرش رفت چگونه سی خود این سخنان میبافید خدارا
Abbasrapper در ۴ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۰۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۲: