علیرضا پی تی آر در ۳ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۰ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۴۹ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۴۶ - نا آزموده:
سلام دوستان بیت 39 مصراع اول به نگاه این حقیر چونکه زر میخواستی و او زر نداشت درست تر باشد تا چونکه زر میخواستی و زر نداشت . جسلرت ما را ببخشید .
فرلیلی در ۳ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۰ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳:
اینطور که من متوجه شدم، شاعر نیست دوم رو به منظور تاکید نیاورده. این «نیست» دوم، از قسمت اول مصرع گرفته شده و برای ایجاز و ابهام و وزن دادن به شعر، بعد از نیست اول گذاشته شده.
من این شعر رو اینطور قابل فهم میکنم برای خودم:
فرمول: «واژه قبل از نیست که، اول میاد + قسمت اول مصرع + نباشد(نیستِ واژه آخر)»
نظری نیست که روشن از پرتوِ رویت نباشد
بر بصری نیست که مِنَّت خاکِ درت نباشد
ناظرِ روی تو صاحب نظرانند آری
در هیچ سَری نیست که سِرِّ گیسوی تو نباشد
اشکِ غَمّازِ من ار سرخ برآمد چه عجب
پرده دری نیست که خجل از کردهٔ خود نباشد
تا به دامن ننشیند ز نسیمش گَردی
رهگذری نیست که سیل خیز از نظرم نباشد
تا دم از شامِ سرِ زلفِ تو هر جا نزنند
سحری نیست که با صبا گفت و شنیدم نباشد
من از این طالع شوریده بِرَنجَم ور نی
دگری نیست که بهره مند از سَرِ کویت نباشد
از حیایِ لبِ شیرینِ تو ای چشمهٔ نوش
اکنون شکری نیست که غرق آب و عرق نباشد
مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز
ور نه خبری نیست که در مجلسِ رندان نباشد
شیر در بادیهٔ عشق تو روباه شود
آه در وی خطری نیست که از این راه نباشد
آب چشمم که بر او مِنَّت خاکِ درِ توست
خاکِ دری نیست که زیرِ صد مِنَّتِ او نباشد
از وجودم قَدَری نام و نشان هست که هست
ور نه اثری نیست که از ضعف در آن جا نباشد
غیر از این نکته که حافظ ز تو ناخشنود است
هنری نیست که در سراپای وجودت نباشد
محسن جهان در ۳ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۰ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۴۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۸:
تفسیر ابیات ۱۵ و ۱۶ فوق:
حکیم طوس میفرماید: چنانچه هوای نفس و آرزوهای واهی بر خرد و افکار تو غالب آید، رهایی یافتن از چنگال دیو نفس غیر ممکن خواهد بود.
فرد عاقل و نیک اندیشی که بر نفسانیت و امیال زودگذر دنیایی خود مسلط گردد، حکایت او به مانند شیر دلیر و بی باکی است که بر جهان نفس تسلط دارد.
جهن یزداد در ۳ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۰ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۵۵ دربارهٔ کلیم » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲:
دنبال اشک افتاده ام جویم دل ازرده را
از خون توان برداشت پی نخجیر پیکان خورده را
با این رخ افروخته هرجا خرامان بگذری
از باد دامن میکنی روشن چراغ مرده را
تاری ز گیسوی بتان در گردن باور فکن
ای شیخ تا پیدا کنی سررشته گم کرده را
هندی دوستان کجایند این شاهکار کلیم را بنگرند
Sahra Mir در ۳ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۰ دی ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۴۸ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱:
ارادت عجیبی به امیر خسرو دهلوی دارم،متاسفانه در سایتها و کتابهای ایرانی اشعار ملمع ایشان(فارسی و اردو)قابل دسترسی نیست ،به این بیت توجه کنید و عمق درد رو تجربه کنید :
شبان ہجراں دراز چوں زلف و روز وصلت چوں عمر کوتاہ
سکھی پیا کو جو میں نہ دیکھوں تو کیسے کاٹوں اندھیری رتیاں
قوالان پاکستان این اشعار رو بسیار زیبا و سوزناک اجرا میکنند🥺
صدرا بهاری در ۳ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۰ دی ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۲:
استاد شجریان به همراه جناب موسوی و استاد یاحقی در اجرای خصوصی (ساغر مِی) با این شعر چه کردند واقعا..حقا فقط کلمه اعجاز میتونه کمک کنه آواز شجریان بزرگ رو توصیف کنم. مخصوصا بیت ( به بوی ذلف و رخت،میروند و می آیند...)
شجریان و ...
حسین غنجی فشکی در ۳ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۰ دی ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۵۵:
این شعر به نظر من جزو پرمغزترین و انگیزشی ترین اشعار مولوی بلخی هستش، مخصوصأ اونجایی که میگه تا نشوی خاک درش، در نگشاید به رضا(باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی) باید با جان و دل در راه اهداف الهی و متعالی و انسانی خودمان تلاش و مجاهدت کنیم و از مشکلات و سختی ها و ناملایمات های مسیر خسته و افسرده و ناامید نشویم چراکه قطعأ خداوند متعال أجر و پاداش ما را بصورت شایسته پرداخت خواهد کرد و کسیکه با این دیدگاه و جهان بینی به زندگی و هدف نگاه میکند قطعأ موفق خواهد شد. مصرع بعدی تا سوی دریا نروی، گوهر و مرجان نبری، اینجا دریا را از دو زاویه من مدنظر قرار دادم اول اینکه دریای بیکران و باعظمت خداوند متعال هستش و دوم اینکه برای حرکت و رسیدن به این دریای بیکران ما باید خودمان را مجهز و مسلح به وسایل و ملزومات سفر کنیم، ما باید در خودمان یک دریاچه ای از معرفت و خلاقیت و عشق و ایثار و ادب و هنر و آفرینش و ایمان ایجاد کنیم، همچنین از دریاچه های موفق علمی،ادبی، اقتصادی اطراف خودمان نیز بهره های لازم را ببریم، تا در طریق وصل به دریای بیکران الهی موفقتر باشیم وگرنه با مشکلات و گمراهی های مختلف روبرو خواهیم شد و به گنج های بی پایان و ارزشمند الهی و به مستی الهی و شکرگذاری لازم نخواهیم رسید...
آرش در ۳ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۰ دی ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۱۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۱:
یک لحظه مدارایی
آرش در ۳ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۰ دی ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
چه خون افتاد در دلها...
آرش در ۳ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۵۹ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنویها » شمارهٔ ۲۷ - قبلۀ آمال:
احساس میکنم به این شعر زیبا و پر مغز خیلی کم لطفی شده و به اندازهء لازم بهش پرداخته نشده و بها داده نشده
چقدر خوب و قشنگه این شعر
محسن کربلائی امینی در ۳ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۵۸ در پاسخ به امید صادقی دربارهٔ سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت » حکایت شمارهٔ ۲۴:
سلام و درود بر شما
فکر میکنم که مساله رضایت بر قدر الهی تا حدی مربوط به موضوع فصل باشد.
آرین اشرفی در ۳ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۰۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸:
ابر هنگامی که میبارد، پس از بارش از بین رفته و یا بقایای اندک و غیر باروری از آن باقی میماند. همچنین سبزه در این رباعی نماد انسان های مرده است.
به نظرم خیام به این اشاره دارد که آدمی در دنیا برای فوت شدنش ناراحت و اندوه میکشد اما در این دنیای پوچ نباید به غم زیست و باید به شادی گذراند. زیرا همه ما همانند افرادی که امروزه فوت شده شمرده میشوند، روزی از این دنیا خواهیم رفت.
امانوئل سعید در ۳ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۳۴ دربارهٔ میرزاده عشقی » دیوان اشعار » غزلیات و قصاید » شمارهٔ ۲۸ - عشق وطن:
عالی
طاهر در ۳ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:
طاهر:
واقعا لذت بردم از شرح ها و حاشیه هاتون، متشکرم.
جهن یزداد در ۳ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۲۲ در پاسخ به مجید دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۴:
خسک و هسک هر دو پارسی هستند
جهن یزداد در ۳ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۱۹ دربارهٔ کسایی » ابیات پراکنده از فرهنگهای لغت » شمارهٔ ۱:
بگشای راز عشق و نهفته مدار عشق
از می چه فایده ست بزیر نهنبنا
جهن یزداد در ۳ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۱۹ در پاسخ به A.p دربارهٔ کسایی » ابیات پراکنده از فرهنگهای لغت » شمارهٔ ۱:
انبان و هنبان از انبه و انباشتن می اید - انبه را هم چون پر هست انبه گویند - و انبان چیزیست برای انباشتن
- نهنبن - نهانبان است درپوش و غطاء را گویند
ابوتراب. عبودی در ۳ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۰۶ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۱۱:
باسلام و عرض ادب و احترام.
مژده ای دل که ز دلدار نشان می آید
هدهد خوش خبر از باغ جنان می آید
غنچه ازشوقِ لبش،جامه دریداست به تن
بلبل از عشق ِ رُخش نغمه کنان می آید
سرو و شمشاد و صنوبر به خوش آمدگویی
سبزه سر بر قدمش بوسه زنان، می آید
گیسوی تار نوازیـد به سر پنجه عشق
که امیدِ دل و جان،جان ِجهان می آید
کوریِ چشم حسودان ،بده ساقی می ناب
مطربا چنگ بـزن ، یـار عیان مـی آید
افتخاری که برخاسته از دولتِ عشق
ارمغانیست بـه سـودا زدگان می آید
یوسفی هست که از چاه برون آمده است
نوبهاریست که از پشت خـزان می آید
عطر انفاسش(عبودی)به جهان پیچیده
کز شمیمش به تن مُـرده روان می آید
بااحترام،چاپ دوم دیوان ابوتراب عبودی
A Zakariyanezhad در ۳ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۹ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۳۰ در پاسخ به ناشناس دربارهٔ عطار » منطقالطیر » سیمرغ در پیشگاه سیمرغ » سیمرغ در پیشگاه سیمرغ:
👍
برگ بی برگی در ۳ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۰ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱: