یوسف شیردلپور در ۳ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۲۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۹:
سپاس از نظرات همه عزیزان گنجوری حضورتان سبز
امادرمورد خوانش این غزل زیبای سعدی حتمی که استاد شجریان که خود ازهرجهت اهل شعر وادبیات بودند وصاحب نظر وبه احتمال زیاد هم درست کلمات را ادا کردند هرچند هرکس هم ممکن است اشتباهی ولو کوچک ورموقع اجرا انجام بدهند وشعرهای سعدی معنی و مفاهیم اش عرفانیست مگرمیشود اینچنین سخن وپند ودرس اموزه ای که قرنهای قرن آدمی رابفکر واندیشه وامیدارد ازدهان وسین یک فرد عادی برآید مقام عارف بحق که لایق همچو سعدیست روحشان شاد
بیت اولش هم تداعی کنند خاطره بس تلخ شب زلزله31 خرداد 69
چه شب غم انگیزی شب درازی بود
حق یارتان🙏🙏
ابوتراب. عبودی در ۳ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۰۵ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱:
باسلام و ادب و احترام.
تضمین غزل شماره ، ۳۱، (از صومعه رختم به خرابات برآرید)مصلح الدین حضرت شیخ اجل سعدی شیرازی،رحمةالله علیه، درقالب مخمس ،ابوتراب عبودی.
ما را ز مساجد به خرابات برآرید
غم را ز دل ما به کرامات برآرید
بهر عطشم می به مباهات برآرید
(ازصومعه رختم به خرابات برآرید
(گرد از من و سجاده و طامات برآرید)
مردان خدا گوی ِ حقیقت بربایند
درهای کـرامت به شبانگاه گشایند
رنـدان ِ سحرخیز دراین شهرکجایند
(تا خلوتیان ِ سحر از خواب بر آیند
(مستان ِ صبوحی به مناجات برآرید)
جمعی پی ِ آزار و جفا رهزن ِ دینند
جمع دگـر از زهد و ریا زار و حزینند
مـردان خـداونـد نـه آنند و نـه اینند
(آنان که ریاضت کش و سجاده نشینند
(گو همچو مَلک سر به سماوات برآرید)
بشتاب که از قافله ی عشق نمانید
خود را به سر کوی حبیبان برسانید
هشدار که در تیر رس ِ باد ِ خـزانید
(در باغ ِ امل شاخ ِ عبادت بنشانید
(وز بحـر عمل درّ مکافات برآرید)
بی عشق خدا دل نشود شاد(عبودی)
بنمای دلی شاد که دلشاد بگـردی
گـرد از رخ بیمار بشویید به مردی
(تا گرد ریا گم شود از دامن ِ(سعدی)
(رختش همه در آب ِ خرابات برآرید)
با احترام، چاپ دوم دیوان ابوتراب عبودی
نبی گیلانی در ۳ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۵۷ دربارهٔ عطار » مظهرالعجایب » بخش ۶۵ - در پند پدر فرزند را:
سلام. در بیت:
این چنین دولت غنیمت دار تو
روز و شب پیوسته حق را شکر گو
مصرع ها هم قافیه نیستند./
در بیت: گویدت ای وای بر احوال تو
حال تو از حبِّ زر شد نانکو
هم، قافیه ها درست نیستند.
Pariya S در ۳ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۴۳ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۶۵ - این قطعه را در تعزیت پدر بزرگوار خود سرودهام:
از ندانستن من دزد غذا آگه بود
چون تو را برد بخندید به نادانی من
دلم برات تنگ شده پدر ، فقط برام دعا کن....
فکر نکنی هیچوقت فراموش میکنم:))...
K. . در ۳ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۵۱ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:
اگر این شعر جوابیهای برای مولانا باشد باز هم چیزی از ارزش این دو شاعر گرانقدر کم نمیشود. هر انسانی حق دارد انتقاد خود را نسبت به مسئلهای بیان کند.
بیگانه در ۳ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۲۴ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۴۳ - تیرهبخت:
واقعا این شعر درد و سوز زیادی دارد
واقف محسن زاده در ۳ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۰۲ دربارهٔ اسیر شهرستانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱:
گر عاشقی اسیر چرا دل شکسته ای 💞❤️🔥💞 بینهایت زیباست چه مفهوم عمیقی داره 🥰 مگه میشه عاشق از معشوق خودش دلش بشکنه 👌روح اسیر شهرستانی شاد ( واقف_محسن زاده
پارسا اوسطی در ۳ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۲۷ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۵ - چه میکشم:
در شیوهی طنازی تو ای مهتاب من ماهی امُ تو شبیه صیاد
پارسا اوسطی در ۳ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۲۳ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۶۳:
عالم از روی تو حیران است . ای معشوق من رویت از چشم ماپنهان است. ای محبوب من
پارسا اوسطی در ۳ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۱۹ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۸:
ان چشم سیاه تو مرا کشت
ان عشوهی ناز تو مرا کشت
جعفر عسکری در ۳ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۱۵ دربارهٔ کلیم » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۵:
سلام.
دل فسرده، نه دستی ز کار و بار کشید
که در ره تو، تواند ز پای، خار کشید
به هوش خویش نیامد دل و، دمید خطش
دواند ریشه، جنونی که تا بهار کشید
به چار موج حوادث فتادهام، چه کنم؟
نمیتوانم خود را، به یک کنار کشید
برای دیدهی بیچارهای دگر میخواست
اگر ز پای کسی، روزگار، خار کشید
چه صیدها که به دام فریب میآرد
به دست خویش، خدنگی که از شکار کشید
کسی که سرِّ اناالحق، نخواست فاش شود
درید پرده، چو منصور را به دار کشید
لبم ز شوق خموشی، ز هم جدا نشود
نمیتوانم خمیازه در خمار کشید
به دور شهر وجود از غبار خاطر من
اگر مجال بوَد، میتوان حصار کشید
"کلیم" گوشهی چشمی ز یار میخواهد
که انتقام تواند ز روزگار کشید
Alireza Khanzadeh در ۳ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۱۴ در پاسخ به دکتر بدخشانی دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » ترجیعات » ترجیع اول:
من سواد چندانی ندارم و همین خوندن و نوشتن هم چیزی جز جزء نمیدونم و اون رو سیاهی پرتمطراقی برای افزودن فخری زرین هرچند ناخواسته برای دارنده بحساب میارم که بلانسبت شمای نوعی و بالنسبه من،مثل خری که کتاب حمل میکند شایان میدونم.با این اعتراف به جهالتم خواستم یه نکته بگمو اون هم این هست که دیده واحدبین با کثرت نگر دوتاست که در پرداختن به دین و مذهب شعرا مخصوصا شعرای اهل عرفان-و نه شاعران حماسی-میه رد پاش روبطور محسوسی دید.البته نگاه به زوایای زندگی افراد شهیر برای تذکره نویسان یا محققان موضوعی دیگر هست که نگاهی صرفا علمی به مورد دارند ولی نگرش متعصبانه و با غرض که متاسفانه امری شایع و این روزها روزافزون هست در اکثر آرای مطرح مشهوده.برای جلوگیری از اطناب کلام قاصر سراسر تقصیر و با رجا به نستوه بودن شمای عزیز بیتی هدیه میکنم که حضرت مولانا میفرماید:
ملت عاشق ز ملتها جداست عشق اسطرلاب اسرار خداست
محسن جهان در ۳ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۴۸ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۲۵ - جواب:
تفسیر ابیات ۱ و ۲ فوق:
شیخ میفرماید: آنکس معنای وحدت مطلق را درک میکند که، در بند مکان و زمان نباشد. به عبارت دیگر فضای یکتایی خارج از بعد مکان و زمان است و احاطه بر کل نظام هستی دارد.
عارف و سالک طریق الله نسبت به وجود مطلق حق معرفت باطنی داشته، و آن واجب الوجود را در کشف و شهود عالم ظاهر میداند.
مبارکه عابدپور در ۳ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۵۹ در پاسخ به فاطمه دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶:
نظر شما پسندیده تر است 💚🙏
Hadi Golestani در ۳ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۲:
عیان نشد که چرا آمدم، کجا رفتم
دریغ و درد که غافل از کار خویشتنم
اونجای که ابو علی سینا میگه، ما که ابو علی سینا بودیم و از همه اینها بیشتر فهمیدم، آخرش حکمت آمدن و رفتن بر روی این زمین رو متوجه نشدیم
Hadi Golestani در ۳ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۲:
سپاس خداوند بزرگ که هنر زیبای نوشتن و خواندن را آموخت
چگونه شکر کنم، درک این همه زیبای که تو بر قلب حافظ در این ابیات گذاشته ای، چگونه میتوان شکر دیدن این همه زیبای و ظرفت که در گلی سرخ گذاشته ای، چگون میتوان شکر گذار این حواسی که در من گذاشته ای و میتوانم درک کنم این شکوه عظمت در خلقت زیبای، در، روح و اندام زنان
همیرضا در ۳ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۲۷ در پاسخ به قطره بقایی دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۸۴:
«به»ی که ابتدای مصرع اضافه کردهاید یک هجای زاید روی کل وزن اضافه میکند (وزن شعر ترکیب ارکان به قول خود شما «مفاعلاتن» است، بهای که اضافه کردید رکن اول را میکند «متفاعلاتن»). شعر را اگر سعی کنید آهنگین بخوانید متوجهش میشوید.
پوریا بهارلو در ۳ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۲۶ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۸۹:
هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ - پنهان چه کنم که فاش میدانی تو ...
پوریا بهارلو در ۳ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۲۰ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱۲۲:
أَنَا عنْدَقُلُوب الْمُنْکَسِرَةِ - خدا نزد دل های شکسته است .
- گفتی که به دل شکستگان نزدیکم - ما نیز دل شکسته داریم ای دوست
حسن حضرتی پور در ۳ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۵۹ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنویها » عارف نامه » بخش ۵: