گنجور

حاشیه‌ها

آرش ثروتیان در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۷ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۲۹ در پاسخ به عباس جنت دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲۹:

جناب آقای جنت

فرموده‌اید :خیلی‌‌ها معتقدند که "پذیر صدق"  درست است نه "پنیر صدق"

بنده در چاپهای دیوان کبیر و نسخ اینترنت همه جا پنیر صدق دیدم  و به گمانم نخستین کسی هستم که پذیر صدق را پیشنهاد کردم. علاقه‌مندم بدانم اگر خیلی‌ها چنین اعتقادی داشته‌اند کجا مطرح کرده‌اند؟

Mahmood Shams در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۷ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۵۱ در پاسخ به Polestar دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴:

با سلام و درود 

بنظر بنده ( قلب) با توجه به مصرع دوم ( خالصی باید )

سکه و سیم ناسره و تقلبی صحیح تر باید باشه 

محمدامین احمدی در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۷ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۲۱ در پاسخ به قاسم پور دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۵ - ملاقات پادشاه با آن ولی که در خوابش نمودند:

سلام برادر حکیم مولانا اهل تسنن بوده و به امیر مومنان اعتقادی نداشته و تنها برای توصیف برزگی آن شخص از صفت مجتبی و مرتضی استفاده کرده 

یزدانپناه عسکری در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۷ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۰۳ دربارهٔ خواجه عبدالله انصاری » طبقات الصوفیه - امالی پیر هرات » بخش ۳۹ - فی مناجاته:

6- چونست حال او که او را نیافت. این وجودست و آن شهود. ادراک درین نرسد و دران رسد.

***

[ادموند هوسرل]

هوسرل، در پدیدارشناسی خود، از ابزار شهود استفاده کرد و آن را به مثابه یک نظریه مطرح نمود. وی برای اینکه بتواند از صور و مفاهیم کلی ، تحت عنوان صور مقولی، شناخت پدیدار شناسانه داشته باشد، نیاز داشت که تأثیر شهودی را از شهود حسی فراتر ببرد و مفهوم شهود را به گونه ای گسترش بدهد؛ چنان که در پژوهش ششم کتاب پژوهش های منطقی تمام کوشش خود را صرف تحلیل و بررسی ساختاری مفهوم شهود کرد تا اثبات نماید که شهود فراحسی، که او آن را شهود مقولی نامید، می تواند صورمقولی را به نحو پدیدارشناسانه مورد شناخت قرار دهد. (1)

[یزدانپناه عسکری]

در ادراک معمول همه واقعیت نمایان نمی‌شود. لازمه‌ی گسترش ادراک، فاصله گرفتن از ذهن و تفکر خطی، سکوت درون، تعقل قلب و معطوف شدن آگاهی و رشته‌های نور وجود به اراده در عمل می‌باشد.

________

1- پدیدارشناسی هوسرل، حمیدرضا آیت اللهی/فهیمه دهباشی - نشریه معرفت فلسفی ،شماره 24

رؤیا مرادی در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۷ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۷:

معنی و تفسیر این رباعی چیست ؟ 

Persian Poem Lover در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۷ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۷:۰۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۶۰ - وصف ضعیف دلی و سستی صوفی سایه پرورد مجاهده ناکرده درد و داغ عشق ناچشیده به سجده و دست‌بوس عام و به حرمت نظر کردن و بانگشت نمودن ایشان کی امروز در زمانه صوفی اوست غره شده و بوهم بیمار شده هم‌چون آن معلم کی کودکان گفتند کی رنجوری و با این وهم کی من مجاهدم مرا درین ره پهلوان می‌دانند با غازیان به غزا رفته کی به ظاهر نیز هنر بنمایم در جهاد اکبر مستثناام جهاد اصغر خود پیش من چه محل دارد خیال شیر دیده و دلیریها کرده و مست این دلیری شده و روی به بیشه نهاده به قصد شیر و شیر به زبان حال گفته کی کلا سوف تعلمون ثم کلا سوف تعلمون:

من علاقه مند به مولاناهم و مولانا خوانم ولی این داستان خشونت بار و زننده است. کشتن یک اسیر دست بسته فقط به دلیل اعتقاداتش که کافره! –لابد اس.لا.م هم دین رافت‌هه – من رو بسیار شوکه کرد. متاسفانه برخلاف حرف بعضیها –که مولانا از زمانه خودش جلو بوده– مولانا هم یک متعصب دینی بود. در اینجا مشهوده؛ تمجید و ستایش از یک کنش خشونت بار

یزدانپناه عسکری در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۷ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۴:۱۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۵ - حکایت در معنی اهل محبت:

شنیدم که بر لحن خنیاگری - به رقص اندر آمد پری پیکری 

ز دلهای شوریده پیرامنش - گرفت آتش شمع در دامنش 

پراکنده خاطر شد و خشمناک - یکی گفتش از دوستداران، چه باک؟

تو را آتش ای دوست دامن بسوخت - مرا خود به یک بار خرمن بسوخت 

اگر یاری از خویشتن دم مزن - که شرک است با یار و با خویشتن 

[ملک‌الشعرا بهار]

چون دم از تقدیر و از توحید یزدانی زند - روح را هر نغمه‌اش سازد یکی خنیاگری 

[یزدانپناه عسکری]

خنیاگری، تنها متعلق به انسان است. هیچ موجود دیگری قادر به خنیاگری نیست. فُن (خُن) و فنومنولوژی، پدیداری و تابش نور آگاهی چنگ نواز است به تیغ قصد.

حریفان خلوت سرای الست - به یک جرعه تا نفخهٔ صور مست

به تیغ از غرض بر نگیرند چنگ - که پرهیز و عشق آبگینه‌ست و سنگ

_________

2+5:65

Hashem Torabi در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۷ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۳۰ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۹۵:

امشب و هیچوقت فراموش نمیکنم با این اهنگ 

محمدباقر زینالی در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۷ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۴۰ دربارهٔ آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۱۰:

به نظر می‌رسد بیت اول به این گونه صحیح باشد :     

گفتمش وقف تو کردیم دل ویران را

شیرو در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰۳:

در بیت هفتم و هشتم، مولانا با نام و شهرت شمس تبریزی، "شمس"(خورشید) و تبریزی( تب-ریز-ی) بازی لفظی می کند. یعنی به "آفتاب(آف-تاب)" میگوید اگر تو نتابی، شمس(خورشید) کار تابیدن تورا با "تب-ریختن"(تبریزی: گرمادهی) انجام می دهد. در بیت هشتم نیز به همچنین؛ چون "نور-ریختن" شمس(تب-ریز-ی) مانند آب جویبار می ریزد به "جوی حسن" خوانده شده که از جمال شمس تب-ریز-ی، نور ساطع می شود و میریزد.. همچنین این شعر میگوید در قرن هفتم از نیشکر، شکر میگرفته اند یعنی این گیاه در منطقه بوده است.

سیامک رضایی در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۱۴:

استاد ناظری در کنسرتی با استاد علیزاده این شعر رو اجرا کردن بسیار زیبا و روح افزا

Muhammad در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۰۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۷:

با صدای خسرو آواز ایران شنیدن دارد.

یزدانپناه عسکری در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۰۶ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۷۸:

هر چند که جان عارف آگاه بود - کی در حرم قدس تواش راه بود 

دست همه اهل کشف و ارباب شهود - از دامن ادراک تو کوتاه بود

***

[سهراب سپهری]

چشم ها را باید شست ، جور دیگر باید دید . / واژه ها را باید شست .

واژه باید خود باد ، واژه باید خود باران باش.

[یزدانپناه عسکری]

هرمنوتیک ادراک

وقتی اسطوره انسان شد فراموش کرد که اسطوره بوده است و دیدنش (seeing)، نگاه شد و معترف به چیزی نبودن (Silent knowledge )

_____

هشت کتاب ، سهراب سپهری – تهران : انتشارات طهوری 1385

سیگاری کنج لب اسطوره ،شهر بند انگشتی ها،عزیز آقایانی

45:321 - 45:291 - 40+1/20+24 - 10+9/50+17

کوثر اربابی در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۴۴ در پاسخ به رضا دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۸ - حکایت کردن شاپور از شیرین و شبدیز:

شاید هم اطلاع داشتند از آبله‌های روی ماه.

و در واقع اینطور گفتند که در مصراع اول روی شیرین رو به ماه تشبیه کرده و سپس گفتند که نه، مثل ماه لک روی صورتش نداره، از ماه هم زیباتره.

و تشبیه تفضیل ساخته به این صورت.

دوستدار حافظ در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۳۳ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

تفسیر شما از غزل های حافظ عزیزمان بسیار زیبا و دلنشین است، درود بر شما، زنده باشید 

فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۴۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶:

این کوزه که آبخواره یِ مزدوری ست / از دیده یِ شاهی و دلِ دستوری ست

هر کاسه یِ مِی که بر کفِ مَخموری ست / از عارضِ مستی و لبِ مستوری ست

 

- دیده (چشم), دل (قلب), عارض(صورت) و لب, اعضایِ موردِ نیاز برایِ عشقبازی است

- آبخواره: ظرفِ نوشیدن آب

- کوزه, کاسه و هر ظرف سفالین دیگر ساخته شده از خاک,  نمادِ درگذشتگان و مُردگانی است که با گذر زمان به خاک تبدیل شده و از آنها ظروفِ سفالین ساخته شده که اکنون با حسرت نظاره گر زندگی کردنِ ما هستند.

- مزدور: مُزد (حقوق) بگیر, در اینجا لشگری یا کشوریِ دون پایه, سرباز

- دستور: در اینجا وزیر که با شاه و سربازِ مزدور تناسب دارد.

- مَخمور: مست و خمارآلود, در اینجا فرد بی ارزش و بی فایده

- عارضِ مستی: مست در اینجا چشمِ مست است که زیبایی صورت را چندین برابر می کند!

- مستور: پرده نشین, پوشیده روی, در گذشته زیبارویان از چشم مردم دور نگاه داشته می شدند, بعضا مجازات نگاه به زنانِ پادشاه, مرگ بود. همچنین زیبارویان برای رفت و آمد در جامعه و شرکت در مراسم ها از نقاب یا پوشیه استفاده می کردند.

این رباعی نیز همچون دیگر رباعیات خیام , بی وفایی دنیا را گوشزد می کند و تاکید بر آن دارد که هرکس در هر مقامی که باشد سرانجامش نیستی و با خاک یکسان شدن است. بنابراین نیاز به غرور و فخرفروشی در این زندگی چند روزه دنیا نیست و باید از لحظات این زندگی کوتاه نهایت لذت و شادمانی را برد.

شاید این رباعی با این چند بیت غزل ۲۵ حافظ بی ارتباط نباشد:

 

به هست و نیست مَرَنجان ضمیر و خوش می باش / که نیستی است سرانجامِ هر کمال که هست

به بال و پَر مَرو از رَه که تیرِِ پرتابی / هوا گرفت زمانی ولی به خاک نشست

 

ویندزور> اونتاریو> کانادا  {۲۷ ژوئن ۲۰۲۳}

محمدرضا در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۳۸ دربارهٔ آذر بیگدلی » دیوان اشعار » حکایات » شمارهٔ ۲۸ - حکایت:

بیت دوم :

بناگه غزال فریبنده یی     بفتراک شهزاده از پی سمند

ظاهراً قافیه صحیح نیست.

یزدانپناه عسکری در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۱۱ دربارهٔ ابوعلی عثمانی » برگردان رسالهٔ قشیریه » باب ۴ تا ۵۲ » باب دهم - در خاموشی:

28- ابوبکر فارسی را پرسیدند از صمت سِرّ، گفت مشغول نابودن بماضی و مستقبل.

***

[محیی الدین بن عربی - فصوص الحکم]

و الحکمة قد تکون‏ متلفظاً بها و مسکوتاً عنها

[یزدانپناه عسکری]

حکمتی  که به خواست خود روی داده، به لفظ آورده نمی ‏شود، با اشاره به بشر فهمانده شده است. آستانه دسترسی معرفتش به قرینه حال با ذره‌ذره برگزاری سکوت درون فراهم آید.

_______

 [فصوص الحکم، دار إحیاء الکتب العربیة - قاهره، چاپ: اول1946 م. ج‏1ص 188 فص حکمة إحسانیة فی کلمة لقمانیة] ؛ [(یا بُنَیَّ إِنَّها إِنْ تَکُ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَکُنْ فی‏ صَخْرَةٍ أَوْ فِی السَّماواتِ أَوْ فِی الْأَرْضِ یَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطیفٌ خَبیر– لقمان16)] ؛ [ألقمه(لقم): أَلْقَمَ- إلْقَاماً [لقم‏] «أَلْقَمَهُ الحَجَرَ»: به هنگام ستیز او را خاموش کرد.(بستانی، فواد افرام، فرهنگ ابجدی - تهران، چاپ: دوم، 1375. ص124)]  [لقمان حکیم] [4.6/150.5+150.25]

مهدی حافظی در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۴۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۲ - ارمایل و گرمایل و رهانیدن قربانیان مارهای مغزخوار روییده بر دوش ضحاک:

سلام به همگی

معنی مصرع دوم بیت:[کنون کرد زان تخمه دارد نژاد   ...] را کسی میتونه به طور واضح بگه

ممنون

 

۱
۱۱۳۰
۱۱۳۱
۱۱۳۲
۱۱۳۳
۱۱۳۴
۵۸۰۲