گنجور

حاشیه‌ها

 

عالیجنابان
این همه نوشتید و نوشتید کاش یک بیت را هم معنا می فرمودید ، مثلا:
گرچه دردانه به هاون کوفتند
نور چشم و دل شد و بیند بلند
که در فهمش پا در گلم

حسین در تاریخ ۳ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۸:۴۳ دربارهٔ بخش ۱۴۸ - آمدن مهمان پیش یوسف علیه‌السلام و تقاضا کردن یوسف علیه‌السلام ازو تحفه و ارمغان


مازیار جان با شما موافقم
مغز انسان عاشق مسائل پیچیدست برای همین اصرار داره ساده ترین مسائل رو به شکل پیچیده ای تفسیر کنه و به هر قیمتی مسائل رو به شکلی استدلال کنه که به نظر خودش نزدیک باشه. شما یک خط عمودی صاف بکش و به مردم بگو این اثر از داوینچیه و ازشون بخواه تفسیر کنند، چه تفسیرها که نمیکنند یهو میبینی که اون خط صاف رو با چه استدلالهایی به نظریه نسبیت انیشتین ربط میدن, یه جمله گفتید که خیلی جمله خوبی بود و اون اینکه چرا ما آدمها نمیتونیم با چیزی اونجور که هست کنار بیایم؟

شهرزاد در تاریخ ۳ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۴:۵۷ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۴۳


مصدع میشوم .بنا بر این میشود اینطور مطرح کرد:
تمایلات شیعی و سنی و مسیحی و یهودی او را خودش ابراز میکند و کتمان هم نمیکند ولی او (مطلقا) تمایلاتی به اندیشه های کفر آمیز ندارد و ابرازی هم در این خصوص نمی نماید , بلکه این ما هستیم که کفر و شرع را خودمان جداگانه تعریف میکنیم و بعد در خوصوص مولانا قضاوت می کنیم.
از وقتی که اختصاص دادید سپاسگزارم.

babak در تاریخ ۳ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۴۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۵۰۷


سلام تو بیت ای دل پاره پاره ام دیدن اوست چاره ام اوست پناه و پشت من تکیه بر این‌جهان مکن. منظورشو از اوست پناه و پشت من تکیه بر این‌جهان مکن چیست؟؟به خداوند اشاره داره؟؟کمی توضیح

رضا در تاریخ ۳ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۲۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۸۲۷


لطفا اگرکسی معنی ومقصودشعررا میداند بیان کند

نوید در تاریخ ۳ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۲۷ دربارهٔ شمارهٔ ۷


به به واقعا زیبا بود
داستان زیبای بانو روفیا مرا یاد خاطره ای که دوستمان تعریف میکرد انداخت
یکی از دوستان بنده اهل گناه و معصیت بود
چند روزی به مشکل خیلی جدی بر می خورد مشکلی که تنها راه حلش دست خدا بود
دوست بنده تصمیم میگیرد فقط تا وقتی که مشکلش حل میشود نماز و روزه و زهد و ورع را پیشه کند(فقط یک هفته)
لیکن هر روز و هر شب در قیام و سجود بود
ایشان میگفت در تک تک نماز هایم تصویر عمه ام را نیز مشاهده میکردم
آخرین روز هفته بود و من چون مشکل گشایی نیافتم بیخیال نماز و روزه و… شدم
تو همین لحظه تصویر عمه ام full HD ظاهر شد
آنجا بود که فهمیدم خدا همان اول کار میگفت این “نماز و روزه ات بدرد عمه ات می خورد”

حافظ در تاریخ ۳ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۷:۱۵ دربارهٔ بخش ۸۸ - حکایت در بیان توبهٔ نصوح کی چنانک شیر از پستان بیرون آید باز در پستان نرود آنک توبه نصوحی کرد هرگز از آن گناه یاد نکند به طریق رغبت بلک هر دم نفرتش افزون باشد و آن نفرت دلیل آن بود کی لذت قبول یافت آن شهوت اول بی‌لذت شد این به جای آن نشست نبرد عشق را جز عشق دیگر چرا یاری نجویی زو نکوتر وانک دلش باز بدان گناه رغبت می‌کند علامت آنست کی لذت قبول نیافته است و لذت قبول به جای آن لذت گناه ننشسته است سنیسره للیسری نشده است لذت و نیسره للعسری باقیست بر وی


آقای مهدی کاظمی مرحبا
خیلی زیبا تفسیر کردید شعر را. کاشکی در همه جای گنجور به این سبک همچون شما انسان فهمیده ای بود و اینگونه اشعار را تفسیر می کرد/ کمال تشکر از شما ممنون

محمد در تاریخ ۳ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۷:۱۴ دربارهٔ بخش ۷۶ - تفسیر رجعنا من الجهاد الاصغر الی‌الجهاد الاکبر


وقتی بنده (که البته هیچ سر رشته ای از ادبیات ندارم) برای بار اول بیت آخر رو خوندم، به نظرم اومد که مولانا در قسمتی که میگه “خموشی دم مرگست” بیشتر داره به خودش اشاره میکنه.
یعنی میگه خاموش باشید و ببینید که یک انسان خموش (که اشاره به خود مولانا داره) در حال مردن هست
خوشحال میشم نظرتون رو بدونم
سپاس

محسن در تاریخ ۳ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۲:۳۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۶۳۶


در مورد مصرع “فرض ایزد بگزاریم به کس بد نکنیم” به نظر بنده اینست که در خطاب ناباوران بخدا میگوید و فرض در اینجا،فرضیه و قبولداشت است.یعنی مبادا که باشد.پس بهتر است فرض بر وجود او گزارده و به مراعات حضور او به کس بد نکنیم.

مقامی در تاریخ ۲ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۸:۵۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۰


سلام تفسیر زیبایی در سایت مرد زبان بدن ایران خواندم که حیفم امد که به آن اشاره نکنم ایشان به ظاهر و به اشعار اکتفا ننموده و مهم بطن کلمات را مقبول می دانند.

محسن محمدی در تاریخ ۲ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۷:۵۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۴۱


مصراع نخست یکی از ابیات کاملا به‌هم‌ریخته و نادرست نوشته شده است؛ درستش چنین است:
فزون زاندازه دکتر کرد غرغر
که در متن اینگونه ضبط شده است:
دکتر فزون از اندازه غرغر کرد!

شگفتا!

حمیدفر در تاریخ ۲ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۷:۲۲ دربارهٔ شمارهٔ ۲۸ - از تهران تا قمصر


با عرض سلام
در مورد بیت آخر سوال داشتم
آیا «خوهم» تلفظ خاصی از «خواهم» است؟!

احمد در تاریخ ۲ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۴۹ دربارهٔ شمارهٔ ۲۳


این شعر رو وقتی اول بار انسان کامل رو میبینه میگه. که از دیدن اون و معراج سعدی برای اولین بار.از هوش میره

حمید در تاریخ ۲ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۰۵ دربارهٔ غزل ۴۰۵


سلام گنجور عزیز
لطفا این بیت رو :
ورای عقل چندان طول بیش است
که بعد و هم را در غور بیش است
به این اصلاح کنید :
ورای عقل چندان طور بیش است
که بعد و هم را در غور بیش است

طول در اینجا معنی نداره و هم وزن نیست
طور صحیح است
طور و غور

باسپاس فراوان از گنجور

هادی رسولی فر در تاریخ ۲ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۴:۱۶ دربارهٔ الحکایه و التمثیل


سلام.
در پاسخ به ایرادی که از جانب اقای وحید مطرح شد باید بگویم ساخت صفاتی که به همراه ان ایجاد می شوند،از ترکیب بن مضارع با این پسوند صفت ساز هست درحالی که برای مثال واژه ی مست،اصلا بن فعل نیست و دیگر این که این واژه خود صفت است و جمع ان با پسوند ان،حشو.
بنظر می رسد شما در این قسمت دچار اشتباه شده اید وگرنه واژه ی مستان در این شعر دقیقا بر جمع دلالت دارد.

negin در تاریخ ۲ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۴:۱۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۵۳۳


کسی میداند منقار وشی پوش آمده، در بیت دوم به معنی است؟

ابراهیم جوادی در تاریخ ۲ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۴:۰۱ دربارهٔ داستان کبک


با سلام و درود و مهر، در بیت چهارم مصرع دوم » بگشایند« ،لطفاً تصحیح بفرمایید،سپاس فراوان

سراج در تاریخ ۲ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۳:۵۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۲۵


سلام
در نسخ قدیمی برای بیت اخر اینطور امده که
حافظ قلم شاه نجف مقسم رزق است
از بهر معیشت مکن اندیشه باطل

با احترام به حافظ شناسان عزیر

حافظ دوست در تاریخ ۲ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۳:۳۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۰۴


ای کاش از این ترانه ها بیشتر خونده بشه
خسته شدیم از ترانه های بی معنی

این ترانه بارها گوش کردم و خسته نشدم
حیفه از اشعار و غزلیات زیبای مولانا استفاده نکنیم

امید در تاریخ ۲ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۳:۰۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۶۳۶


در بوستان شادی هر کس گلی بچیند
آن گل که نشکنندش در بوستان من کو

افتخاری در تاریخ ۲ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۳۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۵۶


[۱] [۲] [۳] … [صفحهٔ آخر]