گنجور

حاشیه‌ها

 

دیر کهن درسته
صادق هدایت هم در ترانه های خیام دیر کهن رو درست میدونه
احمد شاملو هم در با صدای خودش چندی از اشعار خیام رو دکلمه کرده که دیر کهن رو استفاده کرده
دیر مغان که اصلن نمیشه حالا اگه گفته میشد مغاک شاید کمی قابل فکر بود
دیر فنا هم غلطه
فردا که از این دیر فنا درگذریم؟ :-D
به معنی توجه کنید
از دیر فنا درگذریم!

محمد از اهواز در تاریخ ۴ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۷:۴۱ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۲۱


تن آدمی منظور خود بدن و جسم هست
آدمیت خود ما هستیم… نه بدن … اونی فانی نیست و از ذات خود خداست
حضرت سعدی می فرمایند:
اگر آدمی به چشم است ….
می خوان مطلبو برسونند که مقام ما خیلی بلند مرتبه تر از تنی هست که مثل حیوان می خوابه و می خوره و غریزه داره …

اگر این درنده خویی ز طبیعتت بمیرد
همه عمر زنده باشی به روان آدمیت

محمد متدین در تاریخ ۴ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۲:۳۸ دربارهٔ غزل ۱۸


نشیب = نی + شیب / شیب رو به پایین
نهادن = نی + هادن / گذاشتن روی زمین

امین کیخا در تاریخ ۴ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱:۵۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۹


نیکو و نیک / good
نغز/subtle
دارمه / delicate
نازک / fine

دارمه از دارمک پهلوی است . همه گزیده ی دکتر ملایری هستند .کاربردشان در زبان دانشیک است .در زبان عامیانه خوب برای همه بکار می رود !!

امین کیخا در تاریخ ۴ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱:۵۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۸


اتفاقا آقای بهتر شهدی گفته امروزه روز هم آنرا بعینه می بینیم

محمد در تاریخ ۴ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱:۴۳ دربارهٔ شمارهٔ ۹۴ - در محرم


فگار بهترین برابر برای لغت تروما است .

فگاردن / تروماتیزه کردن
فگارده /ترماتیزه
فگارنده /ترماتیزر
فگارشناسی /تروما شناسی

امین کیخا در تاریخ ۴ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱:۴۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۷


گساردن / مصرف کردن

امین کیخا در تاریخ ۴ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱:۴۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۶


ستواردن / to confirm

امین کیخا در تاریخ ۴ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱:۳۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۵


بیت آخر مربوط به این گفتار نیست ….
بیت ما قبل آخر هم تکراریست ….

این دو بیت را حذف کنید

نوشا در تاریخ ۳ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۲۱:۳۳ دربارهٔ گفتار اندر دلربایی شیرین از فرهاد مسکین و گفت و شنید آن دو به طریق راز و نیاز در پردهٔ راز


این آخرین ابیات وحشی است
وحشی سخن بدینجا که رسانید ، اجل امانش نداد ….
حکایت ماند بر لب نیم گفته
شکسته مثقب و در نیم سفته

۲۵۰ سال بعد ، وصال شیرازی ادامه ” شیرین و فرهاد ” را سرود

نوشا در تاریخ ۳ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۲۱:۲۴ دربارهٔ گفتار اندر دلربایی شیرین از فرهاد مسکین و گفت و شنید آن دو به طریق راز و نیاز در پردهٔ راز


“نتوان شبه تو جستن” صحیح میباشد.

علی در تاریخ ۳ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۵:۴۳ دربارهٔ شمارهٔ ۲۰۳


این رباعی به مولوی وهمچنین دختر فضل الله حروفی استرابادی منسوب است. در چاپ دیوان خاقانی تصحیح دکتر کزازی وجود ندارد

حمید در تاریخ ۳ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۵:۳۴ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۰۹


بهانه جو را کنار بهانه انگیز باید به خاطر بسپاریم . نظامی در هفت پیکر چندبار عذرانگیز را به کار برده است یکی از صفت های بزرگان پنداشته است یعنی هنگامیکه کهتری لغزشی بکند مهتر گونه ای اورا بازخواست بکند که کهتر به بهانه ای دست بیابد و از واخواست برهد ! این همه ریز و درشت معنا در شعر نظامی واقعا یکتا و بینظیر است. برای نمونه شاگردی دیر به دبستان بیاید و آموزگار برای بازخواست بگوید چرا دیر کردی نکند گرفتار کارهای خانواده ات بودی ؟ خود بخود شاگرد از بازخواست رهیده است . عذرانگیزی از صفات خداوند به شمار می اید .

امین کیخا در تاریخ ۳ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۴:۵۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۴


واژه ی مصاف در عربی چنانکه آشکار است از صف درست شده است یعنی همان صف کشیدن دو سپاه رو بروی هم برای نبرد . به پارسی رزم به معنای جنگ است ولی این رزم با رزگ ( لکی و لری به معنای صف و ترتیب ) و پارسی رده و رج همریشه است .یعنی اینجا هم رزم به معنی در ترتیب و صف ایستادن برای نبرد است .
از میان حکیمان بزرگوارمان نظامی گنجوی آزرم را برای انصاف و نه برای شرم بکار برده است یعنی اینکه این بزرگوار نیک به ریشه ی رزم و پیوندش با رج و رزگ و رده آگاه بوده است . ( رحمت بر آن تربت پاک باد )
اما واژه ی نبرد با کمی تیز بینی ورد به معنای جنگ را هنوز حفظ کرده است که با همان war انگلیسی همریشه است .

امین کیخا در تاریخ ۳ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۴:۵۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۳


بجز پدید لغت پدیش را هم داریم که در پارسی سغدی است و به کاربردن آن در پارسی امروزی ایران برای manifest خردمندانه می نماید .

پدیشیدن / to manifest
پدیشگران/ manifesters
پدیشش بالینی / clinical manifestations

امین کیخا در تاریخ ۳ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۴:۴۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۳


مهدی عزیز شما کمی دقت فرمائید حظ با خط اشتباه نشده بلکه حظ به معنی نصیب است وتایپ درست است

مجاهد مستعین در تاریخ ۳ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۴:۱۰ دربارهٔ غزل ۸۵


به نام خداوند لوح و قلم
با سلام و آرزوی دوام توفیقات الهی
من این رباعی را در زمانی که دانش آموز دبیرستان بودم ( حدود سی سال قبل ) خوانده بودم و تصویر و مفهوم بسیار خوبی از آن داشتم به همین دلیل امروز آن را جستجو کردم و حتی نمی دانستم که تنها یک رباعی است در حالی که این چهار بیت را حفظ بودم و می خواستم تمام آن را (به تصور خود) ببینم و بخوانم که معلوم شد یک رباعی و از شاعر بزرگ و بلند آوازه خاقانی شروانی است، منتها من مصرع دوم این رباعی را به صورت « ده چیز برون کن از درون سینه » حفظ هستم که می تواند شکل صحیح آن باشد.

علی اکبر پیراسته در تاریخ ۳ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۳:۱۱ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۲۹۹


۱ . در بیت آخر به جای کلمه زاری کلمه افسون است .
۲ . خطاب شاعر به افراد لاابالی است نه عزاداری

رضا رضایی در تاریخ ۳ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۲:۲۰ دربارهٔ شمارهٔ ۹۴ - در محرم


“منضور” اسم یک خواننده عربی است و من معنی برایش پیدا نکردم به احتمال زیاد منظور آقا مزدا “منظور” به معنی غرض و قصد است.

باب اله در تاریخ ۳ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۴۱ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۶


خیلی از سبک کهن و مخصوصا ابوسعید دور است

فرزاد در تاریخ ۳ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۳۰ دربارهٔ تکه ۵۷


[۱] [۲] [۳] … [صفحهٔ آخر]