گنجور

حاشیه‌ها

 

با پوزش: در پایان حاشیه قبلی متن آیه را درست تایپ نکرده ام. تصحیح می کنم: فمن یعمل مثقال ذزة شرا یره !

جمشید پیمان در تاریخ ۳۱ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۲۳:۳۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۹۶


درنگی بر این بیت !

جنونی با دل گمگشته از کوی تو می آید
دماغ من پریشان است یا بوی تو می آید

خوشا به حال کسانی که دل را بدنبال یار می فرستند و در فرجام از سفر دور و دراز پر مشقت ، بدرجات عالی عرفانی میرسند و مورد عنایات حق قرار می گیرند .
دل گمگشته را با سرمایه جنون مشاهده می کنند و بوی معشوق را از گریبان خود سراغ می کنند .

صمیم نگهت حسینی در تاریخ ۳۱ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۲۲:۳۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۵۹۶


سلام
البته نکته ایی هست که اگر به آن توجه کنیم همه ی ابهامات این شعر برایمان حل می شود و آن اینکه نویسنده ی این گزارش سالکی در طریق خداست و مخاطب اش هم خداوند متعال است و این شعر در واقع گزارشی است برای آیندگان از وضعیت سیر و سلوک سالکان الی الله

محمدرضا در تاریخ ۳۱ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۲۲:۳۰ دربارهٔ غزل ۵۹۳


بچه ایرون میشه لطفا این غزل رو برام معنی کنین. مرسی

هاله در تاریخ ۳۱ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۲۲:۰۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۶


همان بیت هم از هشیاری درحضور شاه و مستی و مفتونی شاعر حکایت دارد.

بچه ایرون در تاریخ ۳۱ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۲۱:۳۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۸۱


بنده این رباعی را با دوستان به اشتراک گذاشتم وجمع این رباعی از ۶۴۹۰

کمال داودوند در تاریخ ۳۱ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۲۱:۲۵ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۶۲۹


پرسش پیرامون بیت بود و نه تمامى غزل…

بابک چندم در تاریخ ۳۱ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۲۰:۵۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۸۱


این بیست بهترین بیت این شاعره و خیلی قشنگه
بسیار زیبا و دلنشین

چارتر در تاریخ ۳۱ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۲۰:۴۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۹۴


این اشعار جز بهترین اشعار این شاعره و بسیار زیبا و بینظیره
تشکر از سایت خوبتون

میترا در تاریخ ۳۱ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۲۰:۴۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۹۴


آزادید هرگونه که می پسندید تفسیر کنید ، غزل به سادگی و روشنی در خواست “یارانه ” است ( در روزگار خواجه به آن ” وظیفه ” می گفتند وظہفه گر برسد …..)
البته دریوزگی از حکام گناه است ، حافظ خود جایی دیگر گفته است
صحبت حکام ظلمت شب یلداست و…..
و : مانا در نهان سراینده نیست ، چنانکه می گویند،
مانا
اظهر من الشمس است

بچه ایرون در تاریخ ۳۱ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۲۰:۱۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۸۱


درود بر همه دوستان یک فهم و تفسیر از این جهان و آن جهان میتواند در مورد تناهی بشر باشد که بقول هایدگر دازاین هرچه تور افکنی میکند تا حقیقت را دریابد آنقدر تورش بلند نیست که میسر باشد و تنها حقیقتی خود را نمایان میکند که به اندیشه متناهی دازاین در آمده و سپس به سخن در آمده پس در انتها باز جهانی نامتناهی بر آستان آن نمایان میشود حال به طوری که گویی ناطق اخرس آنرا بیان کرده است.
یادمان نرود که فرق مولانا با ما این است که می دانست که نمی داند و هر آنچه بفهم و زبان درآید متناهیست.

شهاب در تاریخ ۳۱ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۹:۲۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۷۸۹


با درود فراوان
بنده سوالی درباره درستی یا نادرستی بیت پرسیدم. که نیز پاسخ خود را هم گرفتم ولی اشتباه خواندن بیتی نه از شان حافظ و نه همایون شجریان بزرگ کم میکند. بیهوده به بیراهه نکشیم.
و اما جناب شمس الحق گرامی که تا آنجا که من حاشیه هایتان را خوانده ام در ادب فارسی تبحر به خصوصی دارید؛ در عجبم که چطور آلبوم و اهنگ قوی و زیبایی همچون ارایش غلیظ را نشنیده اید ‌و نمیشناسید! شعر از مولاناست و آهنگساز هم اقای سهراب پور ناظری است. و تندیس حافظ گرفته اند اما به گمانم نام حافظ صرفا ارتباط به خصوصی با این تندیس ها ندارد.

بهار فرزی در تاریخ ۳۱ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۹:۰۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۷۹


دو بانوى گرامى،
“حضور” نهایت مقامات یعنى “مقام وحدت” است، هوشیار نیز در اینجا آگاهى در بیدارى یا بیدارى در بیدارى است…مست غرور اشاره به نَفس است و غرقه گناه اشاره به بازتاب آن…
حافظ نیز در اینجا از دوگانگى و یگانگى یا وحدت مى گوید:
“بیدار به وحدتیم ولى از نَفس رها نشده ایم، خود دریاى وحدتیم ولى از بابت نفس چون غرقه اى اندر گنهیم…”
پیشتر در اشعار امثال سنایى و عطار با نَفس به تندى، خشکى، و خشن برخورد کرده اند، ولى سعدى و حافظ آنرا به لطافت کشانده اند…

بابک چندم در تاریخ ۳۱ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۸:۳۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۸۱


من نیز مطمین ام، سخن از می است ، صافی و درد آلود و درد نوشی

بچه ایرون در تاریخ ۳۱ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۸:۳۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۶


http://www.aparat.com/v/3drpf

شیخ در تاریخ ۳۱ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۴۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۵۵


در “لیست دموع عینی هذا لنا العلامه”، هذا به دموع بر نمیگرده بلکه به جمله “لیست دموع عینی” برمیگرده. بنابراین نباید هذه باشه. همون هذا درست‌تره

ن.ک در تاریخ ۳۱ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۲۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۲۶


به نظر بنده اول دوزخ رو از دید سنایی باید تفسیر کرد.برای عارف فراق و دوری از یار که همان خداوند است از آتش دوزخ که مد نظر ماهاست بدتره مقصود از دوزخ همیشه اتش نبوده

هادی در تاریخ ۳۱ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۴:۲۶ دربارهٔ شمارهٔ ۲۰۳


سلام. این قطعه از ناصر خسرو است و سندش بیت فاریابی است که سروده:
ناصرخسرو نکو گفته که سرسبزی سرو/از کدو ناید مگر در شدت گرما پدید

ر غلامی در تاریخ ۳۱ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۴:۰۹ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۴۷


لیبی

کورد (گورذ) رستم در تاریخ ۳۱ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۳:۳۱ دربارهٔ بخش ۶


مرغ ، کان موی است در منقار او / هیچ عاریت نباشد ، کار او

شاهرخ در تاریخ ۳۱ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۹:۲۴ دربارهٔ بخش ۳۴ - مثل


[۱] [۲] [۳] … [صفحهٔ آخر]