گنجور

حاشیه‌ها

 

در مصراع زیر “بنات” النعش صحیح می باشد که نام ۷ ستاره است که قسمتی از دب اکبر را تشکیل میدهد.

بذات‌النعش را کرده ز هم دور

پوریا در تاریخ ۲۰ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱:۴۶ دربارهٔ بخش ۶۶ - تنها ماندن شیرین و زاری کردن وی


فوق العاده‌ست این شعرِ جناب عطّار

مازیار در تاریخ ۲۰ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱:۰۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۱۳


سلام بر اساتید محترم ‘اینکه مصرع اول از یزید باشه جای تعجب نداره هرکسی دیوان اون رو بخونه میفهمه که شاعر قابلی بوده

احمد خان در تاریخ ۲۰ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۰:۳۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱


بَختی از بختیا و بختریا - هر چیز که به بلخ بخت روشن یا بلخ بخت بامیک منسوب باشد انرا بختی می نامند غما و دردا که استادان زمان نیز همگی انرا ندانسته به بخت النصر نسبت داده اند و گفته اند چون بخت النصر بلخ را گرفته بود انرا بختی می گویند با انکه نه بخت النصر بلخ را گرفته و نه نسبت به او درست است - بویزه در این شعر سعدی انرا با سختی اورده

گارن در تاریخ ۲۰ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۰:۱۰ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۱۲


گرامی یک نفر
آمدمت که بنگرم باز نظر به خود کنم

سیر نمی‌شود نظر بس که لطیف منظری
گویا می گوید: آمدم که روی زیبای ترا ببینم، ولی در خود که می نگرم { وقتی به خود می آیم } می بینم از دیدنت سیر نمی شوم { از دیدنت نمی توانم دست بردارم } از بسیاری لطف و زیبایی چهره ات

ناباور ɹɐʌɐqɐu در تاریخ ۱۹ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۲۳:۳۹ دربارهٔ غزل ۵۴۹


دوستان میشه یکی بگه بیت سه مصرع اول یعنی چی دقیقا
ممنون

یک نفر در تاریخ ۱۹ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۲۱:۲۵ دربارهٔ غزل ۵۴۹


سلام اگر معنی این شعر هم نوشته شود بهتر است چرا که این شعر در بر گیرنده ارزش اسلامی زن نیست و اسلام برای زن خیلی ارزش قایل است اگر مفاهیم این شعر نیز درج گردد خیلی خوب هست یا من درک نکرده ام ویا هم آقای معیری ارزش زن را نادیده گرفته است
والسلام

wana در تاریخ ۱۹ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱۹:۲۹ دربارهٔ خلقت زن


در مصرٰ اول حرف (و) اضافی ست… به این شکل باید باشد:

در صورت آب و گل عیان غیر تو کیست

سعید سیرازی در تاریخ ۱۹ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱۸:۵۳ دربارهٔ شمارهٔ ۱۲


خط آخر یه مه کم داره
مه فرود آمد

صاد در تاریخ ۱۹ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱۶:۲۲ دربارهٔ شمارهٔ ۵۶۱


در منبع دیگری این رباعی بدین صورت ذکر شده: ما لعبتکانیم و فلک لعبت باز
از روی حقیقی نه از روی مجاز
“بازیچه همی کنیم بر نطع وجود”
افتیم به صندوق عدم یک یک باز

که در اینجا اشاره ای هم به وجود تئاتر عروسکی در اون زمان شده و واژه ی نطع هم درواقع بساطی بوده که نمایش عروسکی بر روی اون اجرا میشده.

بهاره لباف در تاریخ ۱۹ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱۶:۱۹ دربارهٔ رباعی ۵۰


این به اصطلاح علمای بزرگ ما اگر واقعا چیزی در چنته دارند بهتر است با معنی کردن ابیات به صورت ساده برای افراد مبتدی آن را نشان دهند نه آن که با ادعا های خود به جان هم بیافتند.

حامد در تاریخ ۱۹ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱۰:۵۵ دربارهٔ بخش ۱۴۱ - کبودی زدن قزوینی بر شانه‌گاه صورت شیر و پشیمان شدن او به سبب زخم سوزن


با درود بر همه بزرگوارانی که سخاوتمندانه شرح های ارزشمندشون رو برای فهم بهتر و استفاده کم دانشی مانند من به اشتراک می گذارند از آقای رضا ساقی بزرگوار تشکر ویژه دارم و خواهشمندم بر غزل شماره ۲۶۵ با مطلع : “بر نیامد از تمنای لبت کامم هنوز” نیز شرحی درج بفرمایند.

سعید در تاریخ ۱۹ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۹:۴۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۶۶


زه زه خه خه به به از این سخنوری خدایش بیامرزاد این سخن ور یگانه را چه میتوان گفت در این سخن کو عنصری که تا ببیند این شعر ابدار کو متنبی تا ببیند این شعر ابدار بیشک لقب حسان العجم در خور مقام بلندش نیست بلکه گر حسان را خاقانی العرب بخوانند به خود خواهد نازید خاقانی در چند جا جان و زبانش را با هم امیخته و با دلش شعر گفته یکی مرثیه خاندانش دیگر در راه حج و مدح مصطفی و سدیگر انجا که نام ایران و پارس میاید دیگر عنان بر نمیگیرد او براستی دیوانه وار عاشق ایران پارس است میدانیم که شروانشاهان شاهنامه خوانی داشتند و خاقانی انچه از اشعارش بر میاید بسیار خوب ایران را میشناسد او مسلمان است و شعر عرب را هم خوب میشناسد و با همه عشقی که ایران دارد از عرب چشم پوشانده اندیک دشمنی او با ترکان است
او در روزگاری بود که سلجوقیان غز بر اذربایجان و شروان و خراسان امدند و هزاران فساد بر انگیختند و اذربایجانیان را کشتند
ملک عجم چو طعمه ترکان اعجمیست
عاقل کجا بساط تمنا برافگند
از همین رو انگاه که شاهزاده پارسی مازندران کیالیاشیر را میستاید با جان میستاید او عرب را بلند میدارد چون اهل بخششنند تا انجا که نام ایران نباشد انگاه شهریار ایران نام بلند عرب را بر افگند
این شعر را با دقت بخوانید این ارزوهای خاقانی در ان دوران پر اشوب است این شعر تاریخ ایران است خاقانی در این شعر سیف فرغانی دیگریست فردوسی دیگریست
ملک عجم به کوشش دولت بپرورد
نام عرب به بخشش نعما بر افگند

مرزبان در تاریخ ۱۹ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۹:۱۶ دربارهٔ شمارهٔ ۷۹ - در ستایش نصرة الدین ابوالمظفر اصفهبد لیالواشیر پادشاه مازندران


ماساژ زعفرانی تنها یکی از آئین کامجویی زنان عرب قرون وسطی است که سحر عامر* در مقاله‌اش «عرب‌های لزبین قرون وسطی و زن‌های لزبین‌مانند» به آن اشاره دارد.

اهل بغداد را زنان بینی
طبقات طبق زنان بینی

هاون سیم زعفران سایان
فارغ از دستهٔ گران بینی

زعفران سای گشته هاون‌ها
تنگ چون تنگ زعفران بینی

«رسم عشق‌ورزی بین زنان این است که عاشق رو بخوابد و معشوق زیرش.

آنکه زیر است به پشت می‌خوابد

یک پایش را دراز می‌کند و دیگری را خم، و سعی می‌کند به طرفی تکیه کند که دهانه مهبلش کاملاً از هم باز شده باشد.
در این فاصله، دیگری پایش را در شکمش جمع می‌کند و لب‌های مهبلش را لای لب‌های مهبل معشوقش می‌گذارد و طوری از طریق حرکات از بالا به پایین و از پایین به بالا به هم می‌مالدشان که تمام بدن تکان بخورد.»

غار سیمین و سبزه پیرامن
در برش چشمهٔ روان بینی

#ماده بر #ماده اوفتان دو به دو
همچو جوزا و فرقدان بینی

وادامه ماجرا…

حمیدرضا در تاریخ ۱۹ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۸:۳۲ دربارهٔ شمارهٔ ۳۵۱ - در هجو


خوبان جهان صید توان کرد بهزر
خوش‌خوش بر ایشان بتوان خورد به ‌زر
نرگس که کله‌دار جهان است ببین
کاو نیز چگونه سر برآورد به زر

نگین کشاورز در تاریخ ۱۹ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۷:۰۸ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۹


مصراع اول ره درست است نه راه

کاظم ایاصوفی در تاریخ ۱۹ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۴:۴۰ دربارهٔ شمارهٔ ۱۸۶


چرا در انتهای این شعر، بیت شامل نام حافظ وجود ندارد؟

هومن در تاریخ ۱۹ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۰:۱۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۲۹


میشه خواهشا معنای این شعر بسیار زیبا که به وضوح بیانگرشیرینی سختی های عشق است را بیان کنید

شاخ نبات همایونی در تاریخ ۱۸ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۲۲:۱۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۸۹۴


با سلام

دوستان وقتش نرسیده که مصرع دوم رو اصلاح کنید به شکلی که حقا گفتم؟!

دکتر مظلومی نژاد در تاریخ ۱۸ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۲۱:۵۷ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۹۹


امام باقر (ع) و امام صادق (ع) استاد بسیاری از عرفا بوده اند. یکی از کارهای عاقلانه پیامبر این بود که به کسی بیش از ظرفیتش چیزی رو نیاموخت. پیامبر اعتقاد داشت که با مردم باید به اندازه عقلشان سخن گفت. پیامبر می گفت عسل برای بچه خردسال مضره و به کسی که نمی فهمید عسل دانش بیشتر را نمی داد. این بود که امتش نه مثل امت نوح کاملا گمراه شدند و نه مثل امت عیسی چیزهایی که نتوانستند هضم کنند رو تحریف کردند. این طوری حتی افراد ضعیف باز هم با انجام واجبات و ترک محرمات لنگان خرک خویش رو به مقصد می رسانند. این روش رو امامان هم به کار بستند. به کسی که ظرفیت عشق و عرفان نداشت ولی در زهد موفق بود چیزی از عشق نگفتند و دعا و نماز آموختند. این متن عطار منسجم است و جملاتش با کل متن همخوانی دارد و گمان نمی کنم چیزی به آن اضافه شده باشد. عطار هم مثل عرفای دیگه ولی شناس بوده. مگه می شه کسی بدون ولایت از تاریکی به نور بره؟ الله ولی الذین آمنو یخرجونهم من الظمات الی النور. شما می گید علی و حسن و حسین و … اما مگه شرک ۱۴۰۰ سال تو دنیا باقی می مونه و حاجت می ده؟ تمهیدات عین القضات بخونید که بفهمید که شهید اونیه که شاهد خداست، اونی می تونه خدا رو در قلبش ببینه که هیچ منیتی در وجودش نداشته باشه. مگه کسی جلوی خدا که همه وجوده می تونه اظهار وجود کنه؟ “یک قدم بر سر وجود نهی” “تو خود حجاب خودی” این ذکر اول عطار رو اگه نفهمید بقیه اذکار رو هم نمی تونید بفهمید. کسی به مقام انالحق می رسه که خودش رو کنار گذاشته باشه. اون موقع است که خدا رو می بینه و تجلی ای از نام خدا برای عالمیان می شه، این مقام دوستان خداست. این مقام ولایته. علی خودش رو کنار گذاشت که پیامبر دستش رو به نشانه ولایت بالا برد. مسیحیان نام عیسی را هم مرتبه نام خدا می آورند. اما ما گیج از شخصیت علی می گوییم که نه می توانیم بگوییم بشر هستی، نه خدایی! فقط می دانیم که غیر خدا نیستی. که درستش اینه که علی ای نیست بلکه دلی پاک است که واسطه ای برای رسیدن پرتویی از نور خدا به عالمیان است. باب الله.
همین که عطار می گه رو بخونید. هر کسی جایگاه امامان رو درک نکنه جایگاه پیامبر رو هم درک نمی کنه. نمی دونه واسطه رحمت الهی بودن یعنی چه. عین القضات کسی که مقام پیامبر رو رد کنه کافر می دونه. تعجبی نیست که اعدامش کردند چون حتی نمی تونستند نور عین القضات رو ببینند چه برسه به فهمیدن کتابهاش. هر کسی هم که نخواد این مقام رو بپذیره از شیطان هم بدتره. چون فرشته ها به کسی که در مقام روح باشه سجده می کنند ولی شیطان به کسی در مقام روح سجده نمی کنه ولی به کسی که در مقام انالحق باشه سجده می کنه. همینطور که به پیامبر سجده کرد و بسیاری از عرفا هم نقل کرده اند که شیطان به اونها سجده کرده. چون این مقام دیگه آفریده ای خاص وجود نداره و همش خداست. اگه کسی هم الان به خدا علاقه داشته باشه می بینه که هر چی می گه ایاک نعبد و ایاک نستعین خدا بیشتر معرفت امام زمان رو بهش می ده که الان امام زمان واسطه رحمت الهی و وارث همه نیکان پیشین و تجلی نام اعظم پروردگار برای اهل عالم هستند. به قول حافظ سزد کز خاتم لعلش زنم لاف سلیمانی. و در شعر دیگری می فرماید او سلیمان زمان است که خاتم با اوست…و در بیت بعدی: لاجرم همت پاکان دو عالم با اوست…

شاپرک در تاریخ ۱۸ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱۹:۵۸ دربارهٔ ذکر ابن محمد امام صادق(ع)


[۱] [۲] [۳] … [صفحهٔ آخر]