گنجور

حاشیه‌ها

 

امید جان ، مثل اینکه مانای بیت را متوجه نشدی که ایراد میگیری ، همان می گردیم ، درست است
زنده باشی

سیدمحمد در تاریخ ۵ خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۳:۱۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۹۰


ما ز خون گرم می گردیم رهبر تیغ را صحیح نیست ، صحیح ایم مصرع به شکل زیر است: ما ز خون گرمِ «می» کردیم رهبر تیغ را

امید سلماسی در تاریخ ۵ خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۲:۳۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۹۰


این غزل با صدای ناب محسن چاوشی شنیدنیست

asy در تاریخ ۵ خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۰:۰۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۸۱۷


من معمولاً حاشیه نمی نویسم اما وقتی این شعر خصوصاً ابیات پایانی رو خوندم نتونستم خودمو کنترل کنم… خدایا چقدر زیباست… کاش می بودی مولانایم… ای جان جانان

بهار در تاریخ ۴ خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۲۳:۵۲ دربارهٔ بخش ۹۰ - شنیدن آن طوطی حرکت آن طوطیان و مردن آن طوطی در قفص و نوحهٔ خواجه بر وی


جناب مبتدی، از اینکه اینجانب را “پسر بابا” خطاب کردید لبخندی بر لبان من نشست … سپاس از این بنده نوازی. اما در باره پرسشهایتان، اگر بگویم آری، آنگاه “فتوای” مرا می‌پذیرید؟ بدیهیست که نه. بنابرین پرسش شما اثباتی نیست، بلکه انکاریست. من به عشق شما به مصحف احترام میگذارم. برای کسی‌ که عاشق است نمی‌توان از نقصان معشوق گفت.

جناب شمس الحق، شما که تفسیر سه بیت از مثنوی برایتان سه ماه طول می‌کشد، چگونه انتظار دارید من در باب مقایسهٔ مثنوی و قران اینجا بنویسم؟ گفتار شمس را بیاد بیاورید که به مولوی‌ میگفت “ما نوشته‌های تو را با قران نیامیزیم”. به گفته خود مولوی‌: … پس سخن کوتاه باید والسلام.

فرهاد در تاریخ ۴ خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۲۳:۴۵ دربارهٔ بخش ۱ - سر آغاز


از مصرع بعدیش چنین برداشتی نمیشه کرد. مشابه این ابیات در غزلیات سعدی وجود دارن و برمبنای همون ها هم اگه بخوایم نتیجه بگیریم “عاشق” صحیح تر مینماید. مضافا لطفا منبع رو ذکر کنید.

عیسی در تاریخ ۴ خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۲۳:۳۷ دربارهٔ غزل ۲۱۹


البته مجعزه و پذیرش معجزه بمعنی نقض علم نیست؛ آنچنانکه برخی دوستان مرقوم کردن. :) بلکه معجزه همواره نشاندهنده محدودیت تفکر انسان هست. فلسفه اش هم همینه. ممکنه چیزی صحیح باشه، ولی محدود. گرچه علوم و مخصوصا غلوم تجربی همواره درحال تکوین هستن و بروز میشن. گاهی هم معلوم میشه تکه هایی از اونها اشتباه بوده. اما بهرحال معجزه بمعنی نقض علم نیست. بهرحال، در مثل هم معمولا مناقشه نمی‌کنن.

عیسی در تاریخ ۴ خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۲۳:۳۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۹۸۹


کاش سیاست مذاکره دولت هم اینگونه میبود و طرف غربی گام اول رو برمیداشت به جای ما تا مثل آزادسازی اسیران آمریکایی در دولت رفسنجانی بعدش زیر قول و قرار نزن و دبه در نیارن

@WhiteAvenger در تاریخ ۴ خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۲۳:۲۵ دربارهٔ باید خریدارم شوی


نمیدونم ای خر چگونه به این نتیجه رسیدی که طرف سخنش خدا بوده :/
حرف شما درست است ولی قابل تعمیم به این شعر نیست

هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد

@WhiteAvenger در تاریخ ۴ خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۲۳:۲۳ دربارهٔ باید خریدارم شوی


۱۱۷۲۱

کمال در تاریخ ۴ خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۲۳:۰۱ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۷۳


در بیت هفتم، به نظر می آید که باید زور غم باشد تا زور قم که بی معنی است، لااقل من معنایی برایش نمی فهمم.

مهدی اچ در تاریخ ۴ خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۲۰:۲۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۷۲۵


یکی آهم… کز این آهم بسوزد دشت و خرگاهم…

امین افشار در تاریخ ۴ خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۲۰:۰۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۶۰


بیت آخر
و لی دینی
نه، ولی دینی

. در تاریخ ۴ خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۲۰:۰۲ دربارهٔ غزل ۶۲۵


سلام. بیت اول، مٍى، نوشم، نیست؟

. در تاریخ ۴ خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۹:۲۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۵۶


با خواندن این شعر از مردی پرآوازه همچون ملک الشعرای بهار، دی من به ایشان به سختی دگرگون شد. چراکه من نوشته های شادروان کسروی در بارۀ ملک الشعرا را خوانده ام. ایشان بی آنکه از او نامی ببرد، با دلسوزی و فداکاری بی همتایی ( که امروزه بسیار کمیاب است)، نسبت به ایران و ایرانی زبان به نکوهش و خرده گیری از کارهای فرهنگی عوام فریبانه باز کرده بود و اگر نبود پاورقی گردآورندۀ نوشتارهای شادروان کسروی، به سختی می شد شخص مورد نظر آن پاکمرد را حدس زد. من اگر شعر این شاعر را امروز نمی خواندم ، ممکن بود در دلم تردیدی برای گفته های کسروی در بارۀ این شاعر می داشتم ولی با خواندن این شعر سراپا فحاشی و تحقیر دیگر از این دودلی درآمدم و فهمیدم که حق با شادروان کسروی بود. کسی نیست به این اقای شاعر که به خودش لقب ملک الشعرای بهار داده بگوید آخر شما که خود را شاه شاعران نامیده اید، آیا سزاوار است نام شادروان کسروی را آورده و بی دلیل به آرمانهای نیکخواهانۀ او تاخته و آناگاه چون وی مردی تبریزی بوده، و چون با زبان دلیل و منطق نمی توانستید به او پاسخ دهید، همۀ هم میهنان آذری را نشانه رفته و دل آنها را هم به درد آورید؟ خرمگس شما بودی آقای ملک الشعرای بهار که نتوانستید فرقی میان درگیریهای شخصی خود با شادروان کسروی و به میان کشیدن آذری زبان بودن او و تاختن و تحقیر کردن هم میهنان آذریمان قائل شود. شما برای کوبیدن شادروان کسروی، به لهجۀ زیبای آذری زبانانمان تاخته اید و از این رهگذر دل آنها را به درد آورده اید. شما با اینکار بهانه به دست بهانه جویان بیگانه پرست و تجزیه طلب داده اید تا آنها شعر شما را سندی برای تجزیه طلب بودن خود قرار دهند. کار شما قابل بخشش نیست آقای ملک الشعرای بهار.

کسرا در تاریخ ۴ خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۴:۵۴ دربارهٔ شمارهٔ ۲۵۸ - در هجو سید احمد کسروی


مصرع اول بیت آخر بدین گونه صحیح است:
آینه ای؟ رنگ تو عکس کسیست…
سپاس

فرهاد در تاریخ ۴ خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۳:۱۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۱۶۵


بیت شش بسیار زیباست

کسرا در تاریخ ۴ خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۳:۰۶ دربارهٔ غزل ۴۶۶


رسم الخط فارسی به خصوص فاصله گزاری بین واژه ها رعایت نشده است. لطفا در صورت امکان تصحیح شود. به عنوان مثال “مگردرچشم” باید بشود “مگر در چشم”

بهزاد در تاریخ ۴ خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۴۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۲


سلام.این غزل بسیار زیبا رو اقای محسن چاوشی در اهنگشون یعنی اهنگ من خود آن سیزدهم خونده.حتما گوش بدید.به خدا اشکتون رو در میاره

محمدرضا علیپور در تاریخ ۴ خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۳۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۸۳ - گوهرفروش


به نظرم این درسته
نردبان زندگی ما و منیست عاقبت این نردبان افتادنیست
هر که بر این نردبان بالا نشست لاجرم استخوانش سخت تر خواهد شکست

ثمین در تاریخ ۴ خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۲۰ دربارهٔ بخش ۱۰۶ - تزییف سخن هامان علیه‌اللعنه


[۱] [۲] [۳] … [صفحهٔ آخر]