گنجور

حاشیه‌ها

 

خود پرستی خیزد از دنیا و جاه

سعدی در تاریخ ۱۰ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۶:۰۱ دربارهٔ غزل ۸


ننگ بر تازی

کوروش در تاریخ ۱۰ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۵:۴۸ دربارهٔ بخش ۲


در مصرع آخر الوقت ضیف صحیح است و الوقت سیف معنای مناسبی ندارد.

احمد در تاریخ ۱۰ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۵:۲۰ دربارهٔ حکایت در معنی ادراک پیش از فوت


با مراجعه به داستان مشهور او در مثنوی که رسیدن مسافری را در کنار شهری و دیدن دسته عزا و پرسش از نام و نشان مردە و سپس به سخرە گرفتن کسانی که برای مردگان چندین قرن قبل می گریند،متوجه خواهید شد که اگر این شعر دستکاری هم نشدە باشد،اشارە مولانا یک اشارە کلی بودە است و او و سایربزرگان ادبیات فارسی قبل از برامد صفویه با این خرافه پرستی ها بیگانه بودە اند

مهدی امامی در تاریخ ۱۰ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۳:۲۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۷۰۷


سلام شعر علی ای همای رحمت … جدا ملکوتیه به عنوان برادر کوچکتر سخن امام علی ع فرمودنگو کی می گه بگو چی می گه خطاب به همه ی مخاطبان گرامی شعر استاد شهریار جز انچه گفتم ارزش دو بار خواندن رو نداره مثلا در مورد همین شعر عشق در هر زمان غوغا به پا می کنه نه اینکه معشوق را از خود برانی که حالا چرا اومدی عشق ودیعه ی ملکوتی ست من اگر بودم خاک پایش را سرمه ی چشمانم می کردم چون مثلا استاد شهریار گفته پس وحی منزله نه عزیزان اون با همه ی بزرگی که شعری مثل علی ای همای رحمت رو می گه جای دیگه در یک حال و هوای دیگه حرف غیر معقول به زبان می اورد بقول شاعر عاشقان کشتگان معشوقند بر نیاید ز کشتگان اواز استاد جز مات و مبهوت شدن و گریستن حق نداره جمله ای به زبان جاری کنه و چون عاشق نیست این شعر زیبا و بقول عربها مزخرف یعنی ظاهری زیبا ولی دور از معرفت را به زبان می اورد البته معنی مزخرف در عربی سخن زیتا و بی محتوی را می گویند. طرفداران استاد بهتر است سخن زیبای امام علی را ملاک قرار بدهند انوقت می فهمند ممکن است گاهی اوقات از حضرت سعدی و مولانا هم سر تر باشند.خودتونو دست کم نگیرید و از دونسته های خودتو ن نمونید.اگر اینجور فکر کنید دیگه نه حافظ و سعدی جدیدی خواهیم داشت.والسلام

حسن در تاریخ ۱۰ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۲:۴۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا


در اینجا خیّام قاطعانه دستور می دهد :
میاندیش که مهتاب بسی اندر سر خاک یک به یک خواهد تافت !

بهرام مشهور در تاریخ ۱۰ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۱:۱۲ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۴۴


بگذارید که اصل آن را برایتان بنویسم :
گویند که دوزخی بودعاشق و مست
قولی است خلاف ، دل در آن نتوان بست
گر عاشق و مست دوزخی خواهد بود
فردا باشد بهشت همچون کف دست
باز هم ملاحظه می فرمائید که این اصل چقدر از نظر مفهوم و محتوا و قافیه و وزن محکم تر است

بهرام مشهور در تاریخ ۱۰ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۱:۰۸ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۴۲


آنچه را که ندا نوشته درست می دانم فقط تأسفم از اینست که بچه های امروزی مثل قدیمی ها امکان شنیدن بانگ موزون دهل واقعی را ندارند تا دقیقاً حس و لمس کنند که صدای دهل از دور چقدر گوشنوازتر است ! کنایه سختی که نابغه ای همچون خیّام را بر صدر تمام فیلسوفان جهان می نشاند

بهرام مشهور در تاریخ ۱۰ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۱:۰۱ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۴۱


در بیشتر اشعار نابغه ای همچون خیّام ملاحظه می کنیم همواره مسجد و کنشت را کنار هم آورده گویا می خواهد از راز مشابهات این دو نکته ها باز گوید ؟

بهرام مشهور در تاریخ ۱۰ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۰:۵۳ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۳۹


اصل این رباعی را برایتان می نویسم و به آگاهی تان می رسانم این رباعی اصل را از کتابی که اکنون دیگر نایاب شده برگفته ام که اشعار خیّام را به چهار زبان از جمله انگلیسی ترجمه کرده و البته ترجمه انگلیسی آن از ادوارد فیتز جرالد می باشد :
در فصل بهار اگر بتی حور سرشت
یک جرعۀ می بردهدم بر لب کشت
هرچند که این سخن بسی باشد زشت
سگ به ز من است اگرکنم یاد بهشت
ملاحظه می فرمائید که این رباعی اصل بسیار از آنچه شما نگاشته اید استحکام معنایی و وزن و قافیه بیشتری دارد

بهرام مشهور در تاریخ ۱۰ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۰:۴۸ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۳۵


این یکی از سنگین ترین مباحث فلسفی جهان است که برای درک آن به ده ها نیچه نیاز داریم ! و پس از آنهم چیزی عایدمان نمی شود !

بهرام مشهور در تاریخ ۱۰ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۰:۳۶ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۲۹


کامران درست نوشته و همینطور سایر دوستانی که نظرشان با او مشابه است

بهرام مشهور در تاریخ ۱۰ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۰:۳۴ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۲۸


لطفاً تصحیح شود :
چون باید رفت و آرزوها همه هشت
یعنی باید بگذاریم و بگذریم ! = گذاشت و رفت نه گذاشت و مرد !

بهرام مشهور در تاریخ ۱۰ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۰:۲۹ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۲۶


خیّام و اعتقاد به روان ؟

بهرام مشهور در تاریخ ۱۰ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۰:۰۶ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۳


از امید . م سپاسگزارم برای درک درست و دقیقشان از این رباعی

بهرام مشهور در تاریخ ۱۰ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۰:۰۱ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۱


سرکار خانم مرسده ی گرامی، سلام.ازدقت فراوان که درقرائت متون وآثار دارید،سپاسگزارم.کاش بنده وهمه ی آنانکه آثاردیگران راقرائت میکنیم این توفیق را رفیق خودمیداشتیم که مانند جنابعالی دقیق بنگریم وعمیق بخوانیم.

درآغاز همان مقاله از روانشاد شاعر گرامی عذرخواسته ام که:(ازقطعه ی۴ بیتی، دوبیت میانی را به آنصورت که هست مناسب آن مقال ندانستم).

یعنی بیت چهارم را بنده تعمدا تغییر داده ام وبصورت دیگر درآورده ام.

درآنجا نوشته ام واینجا برای سرکار مینویسم که روانیست در این عصر دانش وبیداری،تماشاکنیم تا :آنکس که نداند ونداند که نداند + درجهل مرکب ابدالدهربماند.

نوشته ی حسین منصوری پور در تاریخ ۹ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۲۳:۵۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱


سرکار خانم مرسده ی گرامی، سلام.ازدقت فراوان که درقرائت متون وآثار دارید،سپاسگزارم.کاش بنده وهمه ی آنانکه آثاردیگران راقرائت میکنیم این توفیق را رفیق خودمیداشتیم که مانند جنابعالی دقیق بنگریم وعمیق بخوانیم.

درآغاز همان مقاله از روانشاد شاعر گرامی عذرخواسته ام که:(ازقطعه ی۴ بیتی، دوبیت میانی را به آنصورت که هست مناسب آن مقال ندانستم).

یعنی بیت چهارم را بنده تعمدا تغییر داده ام وبصورت دیگر درآورده ام.

درآنجا نوشته ام واینجا برای سرکار مینویسم که روانیست در این عصر دانش وبیداری،تماشاکنیم تا :آنکس که نداند ونداند که نداند + درجهل مرکب ابدالدهربماند.

Hossein Mansouri pour در تاریخ ۹ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۲۳:۴۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱


بعید می دانم این رباعی از خیّام بوده باشد! زیرا آن را تا کنون در دستکم پنج نوع از کتاب هایی که منسوب به خیّام است ندیده ام و نیز وزن و قافیه و محتوای محکمی ندارد

بهرام مشهور در تاریخ ۹ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۲۳:۴۸ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۹


درود بر شمس الحق
تعجب می کنم متن شعر عطار هیچ گونه دلالتی بر نامسلمانی فردوسی ندارد و “اشرف” اگرچه بسیار زیبا به یکتاپرستی فردوسی اشاره دارد اما این نمیتواند دلیل بر نامسلمانی شود

ایرانی در تاریخ ۹ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۲۳:۲۳ دربارهٔ الحکایه و التمثیل


سلام من حال حاشیه نویسی ندارم فقط بگم ۱۱۱۱ عدد ابجد ظهور هست و جدا از اون مقاله هایی در ارتباط با عدد ۱۱:۱۱ در اینترنت نوشته شده است گوگل سرچ کنید متوجه میشید
من فکر میکنم این قطعه شعر بی ارتباط با روز ظهور نباشه البته یک گمان قوی هست.

منتظر در تاریخ ۹ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۲۳:۰۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۱۱۱


[۱] [۲] [۳] … [صفحهٔ آخر]