گنجور

حاشیه‌ها

 

خفی جان…مولانا یا علی مدد نمیگفت پس شماهم مثل او فقط بگو یا الله!

عمر در تاریخ ۱ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۰۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۳۹۳


اقای دکتر ترابی .باعرض ادب و احترام .عجیب میباشد ابشخور فکر و اندیشه شما کجاست .در بیت مذکور مراد از پیر فقط سالخورده بودن جهان میباشد اینکه این جهان هزاران سال پا بر جاست نه انچه مد نظر شماست و ان پیری که مورد قبول و احترام حافظ و همگان میباشد .تمام زیبایی و ظرافت این شعر به همین کلمه میباشد یادمان باشد شعر تصنعی و دستور زبانی نیست بلکه از سر چشمه افتاب دل و عشق بیرون میزند و با متر های شما جور در نمی اید .پس رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنیم …سر حق بر ورق شعبده ملحق نکنیم …قبلا نیز در غزل درخت دوستی بنشان که …نقصان فکر وذوق شما بسیا دیده ازاری و دل ازاری میکرد

چنگیز گهرویی در تاریخ ۱ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۱۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۵۴


ای پدر ای با دل من همنشین
ای صمیمی، ای بر انگشتر نگین
در صداقت برتر از ایینه ایی
در رفاقت با دل بی کینه ایی
بابا ی عزیزم هنوزم تو رفاقتت حساب میکنم بیا تو خوابم که خیلیییییییی دلتنگتم
روح همه پدرای آسمانی شاد

نجمه در تاریخ ۱ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۰۲ دربارهٔ این قطعه را در تعزیت پدر بزرگوار خود سروده‌ام


لل پارسی است که در عربی رفته و لعل شده است چم و معنای سرخ هم میدهد چنانچه آل هم در پارسی سرخ است .واژگان دیگر به چم و معنای سرخ یکی قرمز و دیگری سوهر یا سهر است .

کمترین در تاریخ ۱ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۲:۴۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۷۰


سلام سیمای نازنین از توجه شما وهمدردی با من بسیار ممنونم فقط یکی از دعاهایت این باشد خدایا وحوش را هم داغدار نکن اینو از بزرگانتون بپرس خواهند گفت باز هم ممنونم عزیزم

حسن در تاریخ ۱ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۰:۵۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۲۱۴


خالق وخلق ومخلوق هرسه فی نفسه هستندمطبوق

مهرداد در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۱۶:۲۷ دربارهٔ مفتاح ابواب الاسرار مصباح ارواح الابرار


خیلی ممنون از سایت خوبتان که بی تعصب خدمت میکنید ما همه اهل سنت و شاعران ما محب راستین اهل بیت و خاندان رسالت محمد رسول (ص) هستیم اینو همه برادران اهل تشیع بدانند.

عمر علی در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۱۶:۱۶ دربارهٔ فی نعت سید المرسلین علیه الصلوة و السلام


با تشکر . مجموعا سایت خوب است و اشکالات باید با نظر اهل فن مرتفع شود . یک احتمال در اختلاف تعداد ابیات و فرم شعر هست . و این احتمال اینست که ممکن است اشعار نوشته شده در گنجور از ناصر خسرو بوده و شاعر دیگری بر تعداد ابیات افزوده است. و این ناممکن نیست. شعرای مختلفی شعر متقدمین را گسترده تر نوشته اند. چیزی شبیه تضمین.

محسن در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۱۴:۲۷ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۴۴


بسیار زیباست

فرزانه در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۱۳:۱۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۰


محمد غافری عزیز، با تشکر از دقت جنابعالی ، می توان گفت : کی آرش و آرش دو نام هستند زیرا ” کی ” لزوما” به معنای پادشاه نیست. بر اساس فرهنگ معین به معنای پاک و خالص هم معنی میدهد یا اینکه به اسم ملحق می شود و صفت می سازد ( به معنای دارنده و صاحب )

مهدی رفیعی در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۹:۴۰ دربارهٔ بخش ۵


گویا لؤ لؤ را ”لل“می نوشته اند

merce در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۹:۳۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۷۰


مصرع اول بیت
چو از شاه بنشنید زال این سخن
ندید ایچ پیدا سرش را ز بن

باید به شکل زیر اصلاح شود
چو از شاه بشنید زال این سخن

مهدی رفیعی در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۹:۲۴ دربارهٔ بخش ۲


مصرع دوم بیت
بگوئیم یکسر نشان قباد
که او را چگونست رستم و نهاد

باید به شکل زیر اصلاح شود

که او را چگونست رسم و نهاد

مهدی رفیعی در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۹:۱۹ دربارهٔ بخش ۵


در تایید فرمایش دکتر ترابی، در نوشتار پهلوی کلمه خرابات و خراباد هردو یک صورت توشتاری دارند. زیرا حرف “ت” و حرف “د” که در آخر کلمه میاید هر دو به یک شکل نوشته میشوند و خواننده باید با توجه به معنای واژه تشخیص دهد چگونه حرف آخر را تلفظ کند.

در پاسخ به جناب شمس الحق، به نظر من دو بیت نخست این غزل، با توجه به تاکید بر روی گرداندن از مسجد به میخانه و از مکه به خانه خمار اینگونه معنی میدهند. و البته شعر حافظ ربظی به شعر مولوی ندارد.

فرهاد در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۷:۵۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۰


سلام و درود
به نظر بنده منظور از بیت آخر اینه که.
هدف اصلی که خدا ما رو آفریده.
خب منظور تنها به معنی خر بنده ربط نداره. بلکه منظور همون هدف و لقا یی هستش که خدا در ما آدم ها به دنبال اون میگرده و واقعا میخواد ببینه که کدوم ما خر بنده میشیم. خر بنده از نظر من یعنی کسی که واقعا بنده بزرگیه
این من و یاد داستان آدم و حوا میندازه که تو بهشت بودن ولی خب نمیشد همون بمونن که آدم و حوا خر بنده بودن خدا خرشونو مرگ داد همون بهشتشونو. که بیان ببین میتونن بنده بشن که تازه بعدش خر بنده بشن. خواهشا یه خورده بیشتر فکر کنید. ممنون از همه شما دوستان.

علیرضا در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۵:۵۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳


آری کسروی دانایی فراوانی داشته است. اما به گمانم جان خود را در راه نادانی هایش داد.

شبرو در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۴:۵۳ دربارهٔ شمارهٔ ۲۵۸ - در هجو سید احمد کسروی


با سلام
در پاسخ به سه پرسش آقای دکتر آرش طوفانی :
نکته اساسی و مهم این است که دیوان مصحح استاد شاملو ، صرفا ضبطی ذوقی و قیاسی است و نشات گرفته از میل ادیبی مسلط بر ادب کهن و مستولی بر زبان و ادب حال. همان گونه که خود استاد در مقدمه دیوان مصحح‌شان بیان می‌کنند این دیوان از شیوه علمی تصحیح به دور است و صرفا ابیات بنا به طبع و ذوق و التفات به سایر ضبط ها نگاشته شده است.
پیرامون تفاوت شماره غزل ها نیز باید توجه داشت منبع این سایت دیوان مصحح علامه قزوینی و دکتر قاسم غنی است و این تصحیح از دیرپاترین تصحیحات آثار خواجه حافظ بوده و شماره غزل ها صرفا بر اساس تقدم «حرف رَوی»های هر غزل چیده شده است (می‌توان به بیانی ساده‌تر اولین حرف قافیه‌های غزل را همان حرف روی پنداشت) و میان مصححان مختلف اندک تفاوتی در شماره به چشم می‌خورد که این ناشی از شک و تردید مصحح در انتساب چند غزل به خواجه حافظ است.
اما پیرامون دو بیت مورد توجه‌تان نخست به بیت ۴ می پردازم که بیتی محوری در این غزل است :
متاسفانه یک سنت ناخوشایند از سده‌های ۵ و ۶ به بعد وارد فرهنگ جامعه ایران می‌شود و از قضا دامنه‌ی آن به ادب و شعر نیز کشیده و از بد حادثه اوج آن در عصر خواجه حافظ ما در حال روی دادن. (برای اطلاعات دقیق‌تر به کتاب «شاهدبازی در ادبیات فارسی» به قلم دکتر سیروس شمیسا مراجعه کنید. )
حال خواجه حافظ در این غزل روی سخن‌اش به پیروان و عاملان چنین اعمالی است و اتفاقا بیت چهارم اوج این موضوع است که با لحنی عتاب آلود اینان را برحذر می‌دارد از آن‌چه که می‌کنند.
اکثر نسخ قدیمی همانند ضبط موجود در سایت روایت داشته اند ، منتها تنی چند از بزرگان نظیر استاد شاملو برای آن که به نوعی غزل و بیت را از سخن ناپسند به دور دارند روی به جایگزینی «شیرین دهنان» آورده اند. البته این ضبط دارای پشتوانه های کهن اندکی هم هست ولی به هر روی با توجه به مضمون کلی غزل سخن مستندتر ، ضبط علامه قزوینی است.
در رابطه با بیت پایانی نیز باید گفت که ضبط علمی و دقیق همانی است که روان‌شادان علامه قزوینی و قاسم غنی روایت داشته اند و در این جا نیز استاد شاملو ضبطی قیاسی و ذوقی انجام داده‌اند.

به نقل از برنامه‌ی تماشاگه راز با اجرای حسین آهی (همراه با اضافاتی از این کمترین)

شهریار70 در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۴:۲۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۲۳


بیت چهارم این غزل در دیوان حافظ به تصحیح استاد احمد شاملو به صورت ذیل آمده است:

به هوای لب شیرین دهنان چند کنی
جوهر روح به یاقوت مذاب آلوده؟

دکتر آرش طوفانی در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۲:۵۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۲۳


سلام

به نظر می رسد در بیت آخر این غزل یک اشتباه املایی وجود دارد! بر اساس نسخه ی دیوان حافظ به تصحیح استاد احمد شاملو، بیت اخر این غزل به ترتیب ذیل است:

گفت: حافظ! برو و نکته به یاران مفروش!
آه از این لطف به انواع عتاب آلوده

دکتر آرش طوفانی در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۲:۴۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۲۳


درود بر عزیزان

در مجموعه غزلیّات تصحیح شده توسّط استاد احمد شاملو، این غزل شماره ی ۴۲۲ است!

دکتر آرش طوفانی در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۲:۴۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۲۳


[۱] [۲] [۳] … [صفحهٔ آخر]