گنجور

حاشیه‌ها

 

چه حاشیه اى مى توان براین ابیات نغزنوشت، جزآنکه گل شویم، انار شویم و درپوست نگنجیم، ازعشق جامه بدرانیم و نعره برآوریم وبترنگیم؟

شهلا در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۷:۴۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۸۳۵


منظور استاد حافظ از این شعر زیبا مرگ امی مبارز الدین شاه مستبد و توتالیته زمان حافظ هست که بدست پسرش شاه شجاع کور شد و سپس به درک واصل شد و در ادامه شعف و خوشحالی حضرت حافظ از به سریر نشستن پادشاه شعر و ادب دوست شاه شجاع هست. حافظ در دورانی می زیسته که در ابتدا م قارن با سلطنت شیخ ابو اسحاق بوده سپس مبارز الدین مستبد و بعد هم شاه شجاع. استاد عزیز توفیق که چه عرض کنم اما توفیق اجباری دیدار تیمور لنگ هم داشته است. و آنقدر کلام استاد شیوا و شیرین بوده که تمور پس از نابود کردن آخرین پادشاه سلسله مظفر و قتل عام تمام درباریان شیفته کلام نغز حافظ شده و از کشتار او منصرف می گردد…

Donald در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۷:۳۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۸۳


این عقل که دیوانه کند عاشق را
عقلی نبود که مکر مکاران است
عقل آنکه تو را به سوی رحمان آرد
وین مکر تو رجس و فضله ی شیطانست

امیر در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۶:۵۶ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۴۰


خیر همان زحمت صحیح است یعنی باید ترک جان نمون و جامه ی جان را ترک کرد. زحمتش را کم کرد.

امیر در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۶:۴۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۹۶۵


خیر همهن زحمت صحیح است یعنی باید ترک جان نمون و جامه ی جان را ترک کرد.

امیر در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۶:۴۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۹۶۵


ای بار خدایی که کریمی و رحیم
بد کرده ام و ندیده ام بد ز کریم
عفو و کرمت بدی ز من محو کند
رحم تو بشارتیست والله علیم

امیر در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۶:۳۵ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۷۹۶


ای دل که تویی آینه هر اثری
هشدار نگیری اثری از دگری
جز نقش رخ دلبر جانانه خویش
حک کن ز وجود خویش هر خیر و شری

امیر در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۶:۲۴ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۸۰۵


ن و القلم
دوست عزیز از اینکه معلمتون زده تو دهنتون بفهمید که چقدر ادبیاتتون به درد نخوره،متاسفم براى شما که به خودتون اجازه میدید به شخصیت بزرگ ایرانى مثل مولانا توهین کنید،بهتره قبل از نظر دادن نحوه حرف زدن و بیان کردن رو یاد بگیرید تا باز تو دهنى از معلم یا هر کسى نخورید،ممنون

فرداى روشن در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۴:۰۳ دربارهٔ غزل ۱۴


دلم به درد آمد وقتی فهمیدم مادر بابک گاییده شد

روفیا در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۴:۰۰ دربارهٔ غزل ۴۱۲


تیروکمان عشق را خواهی اگرکنی نظر .قد خمیده ی منو دست بریده ی تورا .این بیت را از بعضی روضه خوانها ی قدیمی در رثای حضرت عباس شنیده ام

محمد در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۳:۰۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۲


چه موسیقی و اجرای صوتی خوبی.سپاس از شما برای انتخاب این شعر.

هانیه در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۲۳:۲۶ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۷۰ - در مدح خواجه ابوالقاسم احمد بن حسن میمندی


پرورش خیال پختن!!!

محدث در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۲۲:۱۸ دربارهٔ بخش ۷۰ - جواب آمدن کی آنک نظر او بر اسباب و مرض و زخم تیغ نیاید بر کار تو عزرائیل هم نیاید کی تو هم سببی اگر چه مخفی‌تری از آن سببها و بود کی بر آن رنجور مخفی نباشد کی و هو اقرب الیه منکم و لکن لا تبصرون


عرض سلام و ادب به استاد روفیای ارجمند
فرقی ندارد گرامی.
در باب او هیچ آدابی و ترتیبی مجو!
هم هوس و هوای آن نازنین را کردن خوش است…
هم هوس را در سر پروراندن…
گر چه پختن آن هوس مقدم بر هوای او را داشتن است…
خیال حوصله بحر می پزد هیهات
چه هاست در سر این قطرۀ محال اندیش :)
یا حق

محدث در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۲۲:۱۷ دربارهٔ بخش ۷۰ - جواب آمدن کی آنک نظر او بر اسباب و مرض و زخم تیغ نیاید بر کار تو عزرائیل هم نیاید کی تو هم سببی اگر چه مخفی‌تری از آن سببها و بود کی بر آن رنجور مخفی نباشد کی و هو اقرب الیه منکم و لکن لا تبصرون


جناب محیا!دوست عزیزومحترم،سلام.متشکرم که برای خواندن مقالات بنده اظهارعلاقه فرموده اید.من مجموعه ای مرکب از چهارده مقاله ویک پیشگفتار،نوشته ام که همه ی آنها را با کسب اجازه از مدیریت محترم گنجور،درحواشی آن سایت ارزشمند،واردکرده ام.

پیشگفتار و مقاله ی یکم با عنوان(علوم جدید:بزرگراههای معرفت)،مقاله ی دوم(ازنادانی تا بیش دانی)،مقاله ی ششم(رویا و روح)ومقاله ی نهم(خانمها وقصیده ی سعدی)را در حاشیه ی غزل شماره ی ۱۸۴ حضرت حافظ نوشته ام که جنابعالی در همان حاشیه برای بنده پیغام گذارده اید وطبعا آنهارا با یادداشتهای دیگر بنده ملاحظه فرموده اید.

مقاله ی چهارم(یک قدم تا پایان)،مقاله ی هشتم(نقد و انتقاد)،مقاله ی سیزدهم(پول لرزان و فرهنگ جنگ)،و مقاله ی یازدهم(از داروگری دیروز تا پزشکی و مراقبتهای داروئی امروز)رادر حاشیه ی غزل شماره ی ۴۷۰ جناب حافظ”سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی”میتوانید ببینید وبخوانید.

متاسفانه خودم هم نتوانستم مقالات دیگر را درحواشی گنجور پیدا کنم.شما اگر پیدا کردید به بنده هم بفرمائید:ممنون خواهم شد. منصوری پور

Hosseik Mansouripour در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۲۲:۱۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۸۴


«طویله» هم همان »طویله ای» است که به سبک نگارش قدیم می باشد.
البته در برخی دیوان های چاپ جدید، این گونه الفاظ را به سبک امروزی می نویسند.
عذر می خواهم مزاحم شدم.
یاعلی

محدث در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۲۲:۰۹ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۳


با سلام بر تمامی اهالی کشور یونان تبار گنجور
اسب تازی و گر ضعیف بود
همچنان از طویله خر به

آقای گمنام گرامی، نظر شما محترم است. اما مقصود سعدی بزرگ را دریابید بعد قبول یا رد بفرمایید.
سعدی می گوید وقتی جوهر و ذات یک چیز از جوهر و ذات چیز دیگر برتر باشد، عوارض در مقام قیاس، نمی توانند معادلۀ برتری چیز اول بر دومی را به هم بریزند.
اسب، برتر از حمار است،
و لو اینکه اسب، ضعیف باشد و حمار، سر حال و متعدد و فراوان.
مراد سعدی این است،
تا رای حضرتعالی چه بود.
با احترام

محدث در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۲۲:۰۷ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۳


مصرع دوم بیت اول به چه معناست و ارتباطش با مصراع اول چیست

ارش در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۲۱:۱۵ دربارهٔ غزل ۲۷۹


سلام…لطفا یکی از دوستان بزرگوار معنای بیت اول رو بنویسید…سپاس

ارش در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۲۰:۳۹ دربارهٔ غزل ۲۷۶


دوستان فاضل ، ببخشید که به عنوان یک دوست دار ادبیات جسارت می کنم. به نطر اینجانی در مصرف خرقه ماست که درخانه خمار بماند حافظ غیر مستیقیم می گوید که خرقه یا دلق بی ارزش است وهمان به که نزد خمار به گرو گذاشته شود.

حسین در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۹:۱۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۷۸


نه آمدنم فایده ای برای دنیا داشت و نه رفتنم باعث شد که به جاه و جلال دنیا چیزی اضافه شود.
هیچکسی هم به من نگفت که اصلن برای چی به دنیا آمدم و برای چه می میرم!

سهیل قاسمی در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۷:۴۲ دربارهٔ رباعی ۳


[۱] [۲] [۳] … [صفحهٔ آخر]