گنجور

حاشیه‌ها

 

لطفا فایل صوتیشو بزارین یا یکی از دوستان محبت کنه تو تلگرام فایل صوتیشو برام بفرسته.
Rahinraha@
ممنون

احسان در تاریخ ۱۸ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۱۵:۱۶ دربارهٔ بخش ۸ - تمثیل در بیان ظهور خورشید حقیقت در آیینه کائنات


آیا نباید به جای “می گویم” ، از “می گفتم” استفاده شده باشه؟ (با توجه به واژه ی دوش به معنای دیشب)

کیارش در تاریخ ۱۸ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۱۴:۰۳ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۰۲۱


درودبرهمه حافظ دوستان مثل همیشه ازتفسیر ومعانی استاد گرانقدررضافوق العاده لذت بردم

افسانه در تاریخ ۱۸ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۱۳:۳۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۶۹


فکر میکنم ما هم با خودمون بشینیم و صادق باشیم و تمام خداهایی که توی ذهنمون ساختیم رو بکشیم تا با خود خوده خودمون رو به رو بشیم! “تا او شود بنده خدا” نه بنده ی خدا! بلکه خوده خدا! بنده(من) خدا! همون اناالحق!
اینم برداشت منه از سفر معنوی و عرفان. هرکسی خودش خدای خودشه.

بنیامین آنا در تاریخ ۱۸ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۱۳:۲۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳


شعر خیلی خوبیه

سید در تاریخ ۱۸ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۱۲:۵۰ دربارهٔ شمارهٔ ۳ - غزل


سلام
لطفا راهنماییم کنید.
کسی تفسیری از این شعر می دونه؟

شیما در تاریخ ۱۸ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۱۱:۳۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۰۵۷


با درود و مهر فراوان برای همه هم میهنان به ویژه دست اندرکاران گنجینه ی ارزشمند گنجور و دوستداران راستین حافظ. حافظ را به اندازه یک آدم بی سواد و خرافاتی پایین نیاورید او یک فیلسوف بزرگ است که فیلسوف های جهان عاشق او شده اند. برای هر کاری ابزار آن کار را باید داشت برای خواندن، فهمیدن و تفسیر شعرحافظ باید اول دانش آن را فراهم آورد. عشق را با ریسمان به آسمان نمی شود برد. پژوهندگان و لغت نامه نویسان عشق را در ادبیات پارسی معنا کرده اند، خوب است که دست کم به لغت نامه ها مراجعه کنید، یک نوع از عشق نزد برخی از نویسندگان پارسی زبان هست که “عشق مجازی” نام دارد و بیشتر به عالم هپروت و خیالات واهی مربوط می شود. اما خانم دکتر زهرا شمس یدالهی رساله دکتری خود را درباره “صور خیال در شعر حافظ”
L´Imagination poétique dans l´oeuvre lyrique de Hafez, étude thématique, thèse de doctorat soutenue à Strasbourg. 1980
در دانشگاه استراسبورگ در فرانسه نوشته است و با مستندات پژوهشی نشان داده است که واژه عشق ۲۳۴بار در دیوان حافظ آمده است و عشق نزد حافظ عمدتا زمینی است و زلیخا را از پرده ی عصمت بیرون آورده است: « که عشق از پرده ی عصمت برون آرد زلیخا را»
درباره ۱۴ روایت دکتر حسینعلی هروی در کتاب “شرح غزل های حافظ” مجلد اول ص. ۴۲۴ به نقل از دکتر قاسم غنی؛ حافظ، یاد داشت ها و حواشی ص. ۱۴۴ می نویسد: « برای قران هفت قاری بوده اند که قُراء سَبعه نام دارند. قرائت هر یک از آن ها به واسطه دو روایت به ما رسیده است… » این معنای ۱۴ روایت است.
چهارده معصوم که برخی ار نویسندگان در این صفحه آورده اند، بیشتر به خیالات و خرافات می ماند تا یک نوشته ی جدی و نمی شود بی سند و مدرک آن ها را پذیرفت.

منوچهر تقوی بیات در تاریخ ۱۸ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۱۰:۰۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۹۴


شعله جواله های هر شاخ گل را در قباست

به نظر می رسد در بیت ششم به صورت :
شعله ی جواله ها هر شاخ گل را در قباست،
مناسب تر است.

ناباور در تاریخ ۱۸ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۹:۲۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۰۲۱


گرامی شایان
کشور تدبیر را زیر و زبر سازد قضا
ورنه در ملک رضا نوشیروان عادل است
می گوید: خرد و چاره اندیشیِ انسان حریف دست قضا قدر و گردشِ این چرخ گردون نیست. ولی اگر تو راضی باشی به رضای خداوند { مصداق : الهی رضاً به رضائکـ ، خداوندا به رضای تو راضی ام} این قضا و قدر عادل و منصف عمل می کند. مهم رضای توست.

ناباور در تاریخ ۱۸ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۹:۱۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۰۲۱


با درود و مهر فراوان برای هم میهنان گرامی، آقای غفور محمد زاده درباره کفر حافظ مستندی از خواند میر آورده است. علی رضا تصرف در کار حافظ کرده و بدون سند می نویسد:« خرقه … باده و دف در جایی” عیسی ذوق علیرضا را می ستاید. من از ویرایشگران گنجور خواهش دارم در حاشیه ها تصرف های بی سند در کار حافظ را نگنجانند. دفتر به معنای قران در دیوان حافظ ۱۶ بار آمده است، ۷ بار از این ۱۶ مورد معنای قران، در بیت، رندانه گنجانده شده است. یک مورد هم همان است که ح ا م د گواه آورده است. حرف عشق یا “علم عشق در دفتر نباشد” مراد قران است. در قران اگر جستجو کنید واژه عشق و مشتقات آن نیست و این را حافظ از روی آگاهی کامل گفته است. حافظ به قیامت باور ندارد. می توانید با کنجکاوی در دیوان او این معنا را جستجو کنید.

منوچهر تقوی بیات در تاریخ ۱۸ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۸:۳۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۹۰


بیت آخر چنین است:

اگر عطّار با او هم برفتی

نیرزیدیش عالَم برگِ کاهی

ص ۶۸۴ چاپ تقی تفضلی

مهدی kwdvd در تاریخ ۱۸ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۸:۱۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۸۳۶


خاطرت کی رقم فیض پذیرد هیهات

تنها خراسانی در تاریخ ۱۸ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۶:۰۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۸۱


خدا حفظ کند آقای کیخا و شمس الحق گرانمایه مان را…

تنها خراسانی در تاریخ ۱۸ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۵:۴۸ دربارهٔ بخش ۲۳ - تشبیه فرعون و دعوی الوهیت او بدان شغال کی دعوی طاوسی می‌کرد


خاطرت کی رقم فیض پذیرد هیات!
مگر از نقش پراگنده ورق ساده کنی

نجم الدین علامه حسن زاده آملی: معرفت نفس همان روان شناسی و خودشناسی است که اقرب طرق به ماورای طبیعت و صراط مستقیم خداشناسی است.
انسان بزرگترین جدول بحر وجود و جامع ترین دفتر غیب و شهود و کامل ترین مظهر واجب الوجود است.
این جدول، اگر درست تصفیه و لایروبی شود، مجرای اب حیات و مَجلای ذات و صفات می گردد.
دفتر حقست دل، به حق بنگارش/نیست روا پرنقش باطله باشد
انسان کاری مهمتر از خود سازی ندارد، و ان مبتنی بر خود شناسی است.

تنها خراسانی در تاریخ ۱۸ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۵:۲۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۸۱


در پاسخ زهرا قلیلیان
ره به خرابات برد، عابد پرهیزگار
سفرهٔ یکروزه کرد، نقد همه روزگار

برای معنی به کل بیت توجه کیند:
عابد پرهیزگار همهٔ عمر خود عبادت و پرهیزگاری کرد ولی در نهایت بخت یارش شد و ره به خرابات برد و همهٔ اندوختهٔ یک عمر را در یک ساغر می صرف کرد.
برای بهتر روشن شدن منظور سعدی همچنین به بیت بعدی توجه کنید:
ترسمت ای نیکنام، پای برآید به سنگ // شیشهٔ پنهان بیار، تا بخوریم آشکار
می‌بینیم که کار عابد پرهیزگار نیکنام ریا کاری است، خرابات جایی است که ریاکاری وجود ندارد.

رسته در تاریخ ۱۸ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۴:۲۷ دربارهٔ غزل ۳۳


در پاسخ شایان عربی
کشور تدبیر را زیر و زبر سازد قضا / ور نه در ملک رضا نوشیروان عادل است
قضا کشور تدبیر را زیر و زبر می‌سازد،
ولی همین قضا در ملک رضا همچون انوشیروان عادل است

رسته در تاریخ ۱۸ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۳:۳۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۰۲۱


خدا بیامرزد سعدی شیرین سخن را

احمد رضا 25 در تاریخ ۱۸ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۳:۱۱ دربارهٔ شمارهٔ ۳۴


اشعار سعدی همیشه زنده هست و برای همه زمان‌ها.

شاهین در تاریخ ۱۸ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۳:۰۹ دربارهٔ شمارهٔ ۳۴


با سلام خدمتت دوستان و سلامی خاص خدمت مرزبان عزیز و ادیب که خدایی در ادبیات سرامدید لذت بردم از این حسن تحلیل و تعدیل و خیلی وقت بود چنین مجذوب متنی نشده بودم دست مریزاد
دوستان دقت داشته باشند که سعدی در بین ما نیست اصلن شخصی به اسم سعدی نداریم گذشت خاک شد رفت پی کارش
انچه مورد بحث است چند جلد کتاب شعر و متن پارسی است
نه از نظر اسلام و دین و فتوا بلکه از نظر ادبیات نگارش و زیبایی شناسی و……
آنچه این کتاب ها را ارزشمند کرده است بحث حلال و حرام و دین و درس و فتوای کتاب نیست
بحث همان لذتیست که از خواندن این کلمات ارباب سخن و طبع میبرند
سعدی مفتی نبوده کتابش هم رساله نیست
ادیب بود و کتابش هنر سخن پروری

محمد در تاریخ ۱۸ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۲:۵۰ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۱۷


دوستان عالیقدر نیازی به تاویلات و تفسیرات هزارتو نیست، سخنان مولانا روشن و واضح است ، صورتگر نقاشم ، دقیقا منظورشان خداوند است طبق سورە التغابن ایه/ ٣ و بتهایی که مولانا میسازند همان شمس تبریزی ، حسام الدین ، سطان ولد ، زکی قوال و چند نوع از گل ، …… ، یعنی ای خالق و آفرینندەی من ، من هر لحظه بتی برای خود میسازم اما همه انها را پیش تو کنار میزنم و اگر صد نقش به حرکت درآورم و در آنها روح جاری کنم و انها را بشکل جانداری زنده در بیاورم چون نقش تو را بینم آتش در آنها می افکنم، همیشه در هر جا دچار مشکلی با مولانا شدیم باید اول بر گردیم به قرآن بعد احادیث و بعد زندگی عادی انسانی و بخصوص زمانی که خود مولانا در آن میزیسته،

یحیی در تاریخ ۱۸ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۱:۲۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۴۶۲


[۱] [۲] [۳] … [صفحهٔ آخر]