گنجور

حاشیه‌ها

 

جناب بابک،
فرهنگ معین جلد پنجم صفحه‌ی ۳۴۳ :
پروین شش ستاره‌ی کوچک که در کوهان ثور(گاو)
جمع شده اند و آنرا به عقد ( گردنبند) یا خوشه‌ی انگور تشبیه کنند، ثریا
نرگسه ، نرگسه‌ی چرخ ۲- منزلی است از جمله‌ی بیست و هشت منزل قمر

همان منبع فرهنگ معین جلد ششم صفحه‌ی۲۲۸۱
هفت اختر نام هر یک از دو صورت شمالی ستارگانی است که نامهای دیگرشان بنات النعش صغری و کبری است و آنهارا هفت سالاران و هفت برادران نیز گویند.
هفت اورنگ :
دو صورت فلکی به هفت اورنگ موسوم است
۱- هفت اورنگ کهین یا دب اصغر… و آنرا خرس کوچک نیز می نامند
۲-هفت اورنگ مهین یا دب اکبر که هفت خواهران و هفت برادران نیز نامیده اند و آنرا خرس بزرگ نیز گویند.
هفت خواهران صفحه‌ی ۲۲۸۵ همان فرهنگ
هفت اورنگ

و جای سخن از هفت اورنگ جامی ، البته اینجا نیست . با عرض معذرت ویکی پدیا منبعی معتبر برای این گونه جستجوها نیست.
شاد باشید
در باب تعبیر خر در رباعی اگر از خیام باشد
خود رباعی از خریت می گوید و هم گاوی که زمین را بر شاخ خود دارد و نه بر پشت که جایی برای تفسیرهای کیهانی نمی نهد.

ادب دوست در تاریخ ۱۳ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۴:۳۵ دربارهٔ رباعی ۱۵


فرهاد گرامى،
البته این مختص مولانا نیست که همه عرفا از پختگى گویند، و شاید این به آن علت باشد که هیچکدام از عرفا نبوده که خود زمانى پیشتر از پختگى خام نمى بوده.
(در ضمن شراب تازه و یا خام، و شراب جا افتاده یا کهنه نیز نمونه دیگرى از این اشارات است.)
بهترین نمونه خود مولاناست که پیش از ملاقات شمس با آنکه استاد بود و تدریس مى کرد، خبرى از آن عالَم دیگر نداشت مگر تخیلات و تفکرات که از عالَمى عقلانیست.
در ضمن چرا پختگى و نه عالِم بودن؟ عالِم کسیست که عقل و دانشش به مدارج عالى رسیده، ولى عرفا از ناتوانى عقل در فهم و ادراک آن “آنى” گفته اند. پختگى مى رساند که اینان از محدودیت عقل گذشته و به “آن” رسیده اند.
امید که بیان قاصر جوابگوى پرسش شما بوده باشد.

بابک در تاریخ ۱۳ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۲:۴۶ دربارهٔ بخش ۱ - سر آغاز


هم نام گرامى،
“غزل هلو و خوشمزه” را نمى دانم چه صیغه ایست، ولى نخونده یک الف کم دارد.

بابک در تاریخ ۱۳ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۱:۲۷ دربارهٔ غزل ۲۷


ادب دوست گرامى،
خیر، هفت خواهران اشاره به پروین است و نه دب اکبر و نه دب اصغر. در اینجا از ویکى پیدیا که آنرا هفت خواهر نامیده:
In astronomy, the Pleiades (/ˈplaɪ.ədiːz/ or /ˈpliː.ədiːz/), or Seven Sisters (Messier 45 or M45),
در اینجا از لغتنامه:
چشمه ٔ هفت اختر. [ چ َ م َ ی ِ هََ اَ ت َ ] (اِخ ) منزلی است از منازل قمر. (شرفنامه ٔ منیری ). کنایه از پروین است که ثریا باشد و آن یکی از منازل قمر است . (رشیدی ). ثریا. (ناظم الاطباء).
و در اینجا باز هم از لغتنامه و ناصر خسرو:
پروین چو هفت خواهر خود دایم
بنشسته اند پهلوى یکدیگر
ناصر خسرو

پروین را داراى بین شش و هشت ستاره خوانده اند، در صورتى که تا چهارده تا از صدها ستاره آن با چشم غیر مسلح رویت مى شوند.
اورنگ را مدار اختران منظومه شمسى نیز مى دانستند، که ماه، یا بهرام یا ناهید و غیره هر کدام اورنگ یا مدار فلکى خود را دارا بود. و همچنین هفت فلک یا هفت اورنگ کنایه از آسمان نیز هست.
در رابطه با دب اصغر و اکبر با رجوع به لغتنامه خواهید دید که برخى، آنان را هفت دختران و هفت برادران خطاب کرده اند و نه “هفت خواهران.”
***
اما در مورد این رباعى،
در حاشیه دیگرى عرض کردم که از هزار و چندصدتا رباعى منسوب به خیام هزار و چندصدش از آن او نیست و الحاقى مى باشند. اینهم نمونه دیگرى از همین رباعى در لغتنامه:
گاویست در آسمان سنامش پروین ۞
یک گاو دگر نهفته در زیر زمین
چشم خردت گشای ای مرد یقین
زیر و زبر دو گاو مشتی خر بین .
***
اگر این رباعى در اینجا از خیام باشد به دلایل ذیل تعبیر شما صحیح نیست،
اگر تعبیر شما را در نظر بگیریم معنى آن مى شود که :
١-خیام نیز به وجود این گاو نهان زیر زمین معتقد بوده، که از دانشمندى چون او چنین چیزى بسیار بعید است.
٢-مشتى خَر بین این دو گاو یعنى از ثرى تا ثریا( از زمین تا پروین) وجود دارند، که غیر منطقى و از خیام بسیار بعید است که فلک را نیز پر از خَر بداند.
٣-اینگونه بیان در مورد مردمان ناآگاه از علم، یا به عبارتى ساده که مردم روى زمین یک مشت خَرند، از دانشمندى چون او بعید است، مگر آنکه او را یک شخص خودبزرگ بین متصور شویم که غیر ممکن نیست ولى باز بسیار بعید است.
٤-در اینصورت هیچ پیچش و چرخشى در رباعى نیست، و این یک بیان خطى و مستقیم مى نماید که فقط براى بیان آن سروده شده که گوید مشتى خَر بر روى زمینند. همانطور که پیشتر عرض شد این دیگر نیاز به سرودن رباعى ندارد!
***در صورتى که معنایى را که در پست پیشین عرض شد نمایانگر آنست که چرا او این دو صورت فلکى و آن باور کهن به گاو زیر زمین را ارجاع داده، که در پیچشى هم آن باور را نفى مى کند و هم آنکه آگاهى او از وجود دیگر ستارگان مانند خورشید را بیان.
—–

بابک در تاریخ ۱۳ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۱:۱۹ دربارهٔ رباعی ۱۵


سلام بیت چهارم میشه گفت قدرت خدا رو هم بیان کرده میشه بیشتر توضیح بدید ممنون میشم

مینا در تاریخ ۱۳ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۱:۰۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۷۶


فالی،درمدح این غزل:
ای صاحب فال،کسی رادوست می داری و
تنهابه اوفکرمی کنی ، اگراوراواقعٱدوست
می داری برتردیدهایتان غلبه کنید،حافظ،
شمارانصیحت می کندکه درپیداکردن ،،،،،،
دوست دقت کنیدوبه آنچه دردست دارید،
اهمیت داده وقدرش رابدانیدوبااهل ،،،،،،،،،
تجربه مشورت کنیدارتباطتان راباخدا،،،،،،،،
بیشترکنید،انشاءالله موفق میشوید.

کمال در تاریخ ۱۲ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۲۲:۱۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۳۶


ماه رویا ! روی خویش از من متاب
و نه روی خوب!!

ادب دوست در تاریخ ۱۲ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۲۱:۴۳ دربارهٔ غزل ۲۷


بابک،
خوشه ، پروین ثریا شش ( و نه هفت ) ستاره اند
بر کوهان گاو
هفت خواهران ،هفت برادران ، هفت اورنگ آنانند که خرس نامیده می شوند ( دو صورت فلکی بزرگ و کوچک دب اکبر و اصغر)

ادب دوست در تاریخ ۱۲ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۲۱:۳۴ دربارهٔ رباعی ۱۵


چه غزل هلویی!
این بیت اولش رو تو ذهنم مونده به صورت آواز
غزل به این خوشمزگی ممکن هست کسی تا کنون به آواز نخونده باشه؟
ماه رویا روی خوب از من متاب
بی خطا کشتن چه می‌بینی صواب
دوش در خوابم در آغوش آمدی
وین نپندارم که بینم جز به خواب
از درون سوزناک و چشم تر
نیمه‌ای در آتشم نیمی در آب
فتنه باشد شاهدی شمعی به دست
سرگران از خواب و سرمست از شراب

بابک در تاریخ ۱۲ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۲۱:۲۵ دربارهٔ غزل ۲۷


روایتی از این رباعی در دست است که میگوید:

گاویست در آسمان و نامش پروین

گاو دگری نهفته در زیر زمین

چشم خردت گشای چون اهل یقین

زیر و زبر دو گاو ، مشتی خر بین!!

از قضا مراد شاعر همان خر ان ( چارپایانی برآ نان کتابی چند ) بوده است.

ادب دوست در تاریخ ۱۲ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۲۱:۱۷ دربارهٔ رباعی ۱۵


حیف باشد بر چنان تن پیرهن

ظلم باشد بر چنان صورت نقاب

احتمالا در جایی که این غزل را سروده زنان نقاب یا روبند داشته اند به ویژه در شهرها.مانند شیراز و بغداد.تا زمان رضاشاه هم در تهران زنان نقاب داشتند و الان هم در هرمزگان و بوشهر و جاهای دیگر هستند زنانی که نقاب دارند.
برقع

7 در تاریخ ۱۲ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۲۱:۱۳ دربارهٔ غزل ۲۷


درباره مذکر بودن با نبودن معشوق، در سطح معلومات خودم باید بگم که وحشی بافقی در دوره ی صائب بوده، و از از ویژگی های عصر صائب این هست که موضوع شعر عموما سخن دل و برخلاف عصر مولانا و حافظ، بار دیگه خود شاعر و تمنیات او در مرکز توجه قرار می گیره و مضمون هم عموما “عشق و لوازم مربوط به آن است؛ آن هم نه عشق به معبود و معشىق برتر”

حسین در تاریخ ۱۲ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۲۱:۰۳ دربارهٔ شرح پریشانی


سعدیا گر در برش خواهی چو چنگ

گوشمالت خورد باید چون رباب

رباب عربی است ولی چون نام فارسی آن رواوه است احتمالا دگرگون شده و شکل عربی به خود گرفته است

7 در تاریخ ۱۲ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۲۱:۰۲ دربارهٔ غزل ۲۷


خوی به دامان از بناگوشش بگیر

تا بگیرد جامه‌ات بوی گلاب

سعدی و باز بازی با بناگوش و بسی زیبا

خوی در اینجا به معنی عرق میباشد
عرق بناگوش را با دامن جامه ات بگیر تا دامنت بوی گلاب دهد

7 در تاریخ ۱۲ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۲۰:۵۱ دربارهٔ غزل ۲۷


سپاس متقابل از مرتضى عزیز.

بابک در تاریخ ۱۲ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۲۰:۲۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۹۴


بیت هفتم -تو برون در خبر نداری…- مرا به یاد این ابیات از عراقی انداخت:

به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند
که برون در چه کردی؟ که درون خانه آیی؟

در دیر می‌زدم من، که یکی ز در در آمد
که : درآ، درآ، عراقی، که تو خاص از آن مایی

بهروز در تاریخ ۱۲ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۱۸:۲۶ دربارهٔ غزل ۲۹


سلام
چرا در شعر مولوى پخته نماد واستعاره از عارف کامل
و خام نماد و استعاره از انسان هاى سطحى است؟؟

فرهاد در تاریخ ۱۲ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۱۸:۱۰ دربارهٔ بخش ۱ - سر آغاز


هاوار گرامى،
اتفاقاً،
از تفکر خیام بیشتر بعید نمى نماید که مردم ناآگاه روى زمین را با لفظى عامیانه خَر بیان کند؟ اینکه دیگر رباعى سرودن ندارد.
و یاخیام ریاضى دان، ستاره شناس و بوجود آورنده تقویم جلالى که تمامى بر مبناى حرکات صور فلکى محاسبه مى شود، یک رباعى تمام و کمال گوید در وصف خَریت مردمان و آنگاه اشاره داشته باشد به دو صورت فلکى و یک باور در مورد عالَم هستى؟
–گاوى نهفته در زیر زمین اشاره به باورهاى کهن دارد، که زمین و عالَم بر پشت گاوى نشسته.
گاوى قرین اشاره به صورت فلکى (Taurus) ، و خوشه پروین در فارسى، برابر عربى ثریا و یونانى (Pleiades) ، که به هفت ستاره و یا هفت خواهران معروف بوده مى باشد.
مى بینیم که اشاره او مى تواند به ستارگان باشد، و آنکه با چشم حقیقت بین میان زمین و این دو صور فلکى مشتى دیگر خُر یا خُور یا خورشید را ببین، و نه آنگونه که پیشینیان باور بدان گاو نهفته زیر زمین داشته اند که عالم وجود بر پشت او نشسته.
او در اینجا با آگاهى خود از ماهیت حقیقى فلک بین زمین و این ستارگان اشاره به خَریت (نادانى) حاصل از آن باور، گاو نهفته در زیر زمین، نیز مى کند.
مى بینیم دوستمان على ب در اشتباه نبوده اند.

بابک در تاریخ ۱۲ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۱۸:۰۲ دربارهٔ رباعی ۱۵


اصلا” به حافظ چنین اشعار نا پخته ای نمی چسبد

حسین در تاریخ ۱۲ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۱۲:۵۵ دربارهٔ شمارهٔ ۲۰


سلام
عبارت “در نبی شارکهم” به “در بنی شارکهم” اصلاح شود

محمد حسن در تاریخ ۱۲ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۱۱:۰۴ دربارهٔ بخش ۱۲ - عرضه کردن مصطفی علیه‌السلام شهادت را بر مهمان خویش


[۱] [۲] [۳] … [صفحهٔ آخر]