گنجور

حاشیه‌ها

 

بیت پنجم
اگر ز” کوی “دلم بوی شوق می آید

امیر در تاریخ ۳ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۲:۰۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۴۲


بیت سوم هیچ اشتباه تایپیه گویا

میثم در تاریخ ۳ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۳۱ دربارهٔ غزل ۲۲۰


شعر خاطره انگیزی برایم است، منو برد به سال ۱۳۷۲

محسن در تاریخ ۳ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۰۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۲۷


شعر خاطره انگیزی برایم هست. منو برد به سال ۱۳۷۲ ممنون از حافظ و همه دوستان

محسن در تاریخ ۳ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۰۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۹۴


میگن وحشی بعد این شعر میمیره.
یه روز این شعر رو به مریمی گفتم که بعد از سالها پاکبازی بهش بجز دروغ و کبر و ریا چیزی نصیبم نشد.
شاید هیچوقت نفهمه بهش چی گفتم.
نتیجه سپیدی موهام و حس تنفرم از همه زنها و تغییر دنیام این شعر بود.
به جایی رسیدم که دیدم خیلی باختم و دل به هر کس دادن غلط است.
وای نفرین به عشق که یک بیماری اختلال روانیه.
و عاشق آن به غایت شکست خورده و معشوق آن جلاد

شهرام نقوی در تاریخ ۳ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۴۴ دربارهٔ گلهٔ یار دل‌آزار


این مدعیان در طلبش بی خبرانند
آن را که خبر شد خبری باز نیامد

مهدی در تاریخ ۳ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۸:۳۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۲۱۱


رو رها کن چاک سینه ، سینه ی ما را شکاف
تا ببینی چون قیامت نور وجه یار من
شمس سمنانی من آن دلبر دلدار من
از بلای عشق او بالا گرفته کار من

امیر در تاریخ ۳ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۷:۱۲ دربارهٔ تک‌بیت شمارهٔ ۴۷۱


بیت پنجم: عاشق بیچاره را به …

امیر در تاریخ ۳ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۶:۵۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۶۰


بیت چهارم : چون تو ندیدم ….

امیر در تاریخ ۳ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۶:۵۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۶۰


دوستان عزیز شاعران میهنمان متعلق به همه مردم هستند نمیتوان اموال شخصى حساب کرد اثارشان را و در برابر استفاده و بهره بردن دیگران موضع گرفت و ایراد کرد هرجور که بتوان این اشعار را به مردم شناساند و اشنا کرد این ارزش دارد ما در مقامى نیستیم که قضاوت کنیم

على در تاریخ ۳ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۵:۱۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۲۸۰


یکی روبهی دید بی دست و پای
فرو ماند در لطف و صنع خدای

من از روز نخست “لطف و صنع” در زبانم نمیچرخید و اینجور میخواندم:

یکی روبهی دید بی دست و پای
فرو ماند در کار و بار خدای

7 در تاریخ ۳ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۳:۱۲ دربارهٔ حکایت درویش با روباه


جناب سامانی،
فاعل فعل بر خواهد رست، سبزه است و نه همه
سبزه ای که امروز تماشاکه من و توست،
فردا همه از خاک من و تو برخواهد رست.

ایران نژاد در تاریخ ۳ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۲:۱۲ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۲۴


من امشب بعد پنج سال عاشقی شکستم
این شعر تنها تسلی منه
این شعر نیست دنیاییه ک اگه بتونی توش وارد شی و بفمی چی میگه تو دنیای واقعی میتونی موفق باشی…
خدایا کمکم کن

عباس در تاریخ ۳ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۲:۱۱ دربارهٔ گلهٔ یار دل‌آزار


دوست حقیر تر از ضعیفم که یا خود مدیری یا از مدیران درخواست کردی که بخاطر کم اوردنت منو بلاک کنن من ادعای ادبی و ادبیاتی ندارم که بخوام به سبک شما بنویسم ولی حداقل میدونم قدیم الایام چجوری نوشته میشه یا چنانچه رو کجا باید بجای چنانکه به کار برد و مغلطه هم نمیکنم
حداقل ادعای کاذب نداشته باش..از انسان بی ادبی چون شما انتظار متشکرم نیست..چاره ای بر نوشتار به قول خودت مغشوشت داشته باش و به قول حقیرت جواب چرندیات منو با برافروختگی نده.کم اوردن شما پیشکش..ازونجاییکه اینجا دستی بر آتش مدیریت دارین بنده مظلوم ترم از لحاظ بلاک شدن و غیره..و از اونجا که فرمودین جوابی نمیدین خواهش میکنم روی حرف خودتون باشین تا از این ضایع تر نشدین
بدرود

علی در تاریخ ۳ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱:۴۰ دربارهٔ غزل ۴۱۲


مصرع چهارم “گنگی و کری و بیهوشی بود” صحیح است.

ولگرد در تاریخ ۳ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱:۳۹ دربارهٔ بیان وادی فقر


بسیاری از اشعار مندرج در گنجور دچار اشکالهای املایی هستند
در مصراع دوم بیت اول کز صحیح است نه کاز
کز مخفف که از است
استفاده از علامت سؤال در شعر مناسب و جایز نیست و اضافه است
سؤالی نیست که احتیاج به جواب داشته باشد، جمله (مصراع) ادراکی است

حمید سامانی در تاریخ ۳ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱:۲۸ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۳۳


بلاک؟

علی در تاریخ ۳ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱:۲۸ دربارهٔ غزل ۴۱۲


چون ابر به نوروز رخ لاله بشست
برخیز و بجام باده کن عزم درست
کاین سبزه که امروز تماشاگه توست
فردا همه از خاک تو برخواهد رست

در بیت اول مصراع دوم، املای بجام غلط است، به جام صحیح است
و در آخرین مصراع خواهد مفرد است و و با (همه) سازگار نیست و میبایست به شکل جمع نوشته شود، خواهند صحیح است

حمید سامانی در تاریخ ۳ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱:۱۳ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۲۴


علی جان قاعده استفاده از یای مکسور به شکلی که شما به آن اعتقاد پیدا کرده اید صحیح نیست

تنها کلماتی که به الف و ه ختم میشود زمان ارتباط با کلمه ماقبل خود به خود “ی” میگیرند که در اصل جایگزین کسره است چون تلفظ این کلمات با استفاده از کسره به تنهایی دشوار است و به همین دلیل حرف “ی” به شکل مستقل نوشته میشود
استفاده از حرکت (ء) روی حرف (ه) درست است که نشان یای مکسور روی حرف (ه) است و متأسفانه عده کثیری فکر میکنند که علامت فوق همزه است که روی حرف (ه) آمده و برای همین از (ی) به شکل مستقل
استفاده میکنند که کاملاً اشتباه است

کتاب من
دشت پهناور
خانه من
کوچه بن بست
صدای بلند
صفای یار

چنانچه میتوانید بخوانید، کسره زیر حرف (ب) در کتاب و زیر حرف (ت) در دشت می آید ولی در خانه و کوچه که به (ه) ختم میشوند روی حرف (ه) در این دو مثال علامت یای مکسور می نشیند، متأسفانه در نرم افزاری که برای نوشتن فارسی استفاده میکنم این حرکت را نمیتوانم روی حرف (ه) قرار دهم که پوزش میطلبم
در دو مثال آخر مشهود است که نمیتوان کسره را زیر حرف الف در صدا و صفا قرار داد، بنا بر این چنین کلماتی که به الف ختم میشوند به جای کسره برای سهولت تلفظ به خود (ی) میگیرند

پاینده باشد

حمید سامانی در تاریخ ۳ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۰:۵۹ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۹


جناب سامانی،

“هر کس سخنی از سر سودا گفتند”

از نظر دستوری درست است، چه هر به مانای کل، همه . تمام آمده و افاده معنی عموم میکند،.

بگفتند هرگونه ای هر کسی …همانا پسندش نیامد بسی
برفتند هر مهتری با نثار…. به بهرام گفتند کای نامدار

شواهد از حکیم توس است

ایران نژاد در تاریخ ۳ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۰:۵۴ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۴


[۱] [۲] [۳] … [صفحهٔ آخر]