گنجور

حاشیه‌ها

 

سلام و درود
به نظر من اوج این شعر در این بیت است:

عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی/عشق داند که در این دایره سرگردانند

محمدامین احمدی فقیه در تاریخ ۵ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۸:۵۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۹۳


سلام بر شما دوست عزیز و جوان من
خواهش میکنم حقیر را از بابت این تأخیر ببخشید ، مدتی طول کشید تا دانستم مخاطب جنابعالی با آنهمه القاب و عناوین و تعارفات که مرسوم ما ایرانیان است ، بندۀ کمترین هستم . شما دوست عزیز کاری نکردید و چیزی نفرمودید که نیاز به عذرخواهی باشد . شما با این جوانی و در حالیکه همسالانتان به تفریح و بازیگوشی که اقتضای نو جوانی است مشغولند ، از عرفان میگویید و شعر بزرگانی چون عطار و مولوی دغدغه و اشتغالتان است ، موجب افتخار منست که حقیر را برای تبادل نظر برگزیده اید و امیدوارم درخور این مرحمت شما باشم . از خودتان و محل زندگیتان و میزان تحصیلات خود فرمودید که قطعاً مطالعات خارج از دروس تحصیلی هم دارید و در خصوص شعر عطار سؤال فرمودید که باید عرض کنم اگرچه حقیر تخصصی در آن مورد ندارد ، اما خوشحال میشوم در آن خصوص مذاکره کنیم ، لیکن چنانکه مستحضرید بحث کردن در آن مورد اینجا خلاف مقررات این سایت است و بهتر است شعر مورد تظر را در مجموعه آثار عطار بیابید و در حاشیه آن شعر خاص به گفتگو بپردازیم . یاداشت شما این بار نسبت به دفعات قبل پیشرفت قابل ملاحظه ای داشت و بجز یک مورد فاقد اشتباه بود ، اگر متن نوشته خود را بازخوانی کنید یقیناً آن اشتباه املایی را خواهید یافت ، مجدداً عرض میکنم که از آشنایی و ارتباط ادبی با جوان رعنا و دانشمندی چون جنابعالی بسیار خرسند و مفتخرم ، به امید تداوم این رابطه در پناه حق باشید .

شمس الحق در تاریخ ۵ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۸:۲۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۸۷


خربنده ظاهراً چیزی در ردیف یا مایه‌های خرمقدس است

vafa در تاریخ ۵ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۸:۰۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳


دوست گرامی آنجا هم همان را که شما می فرمایید نوشته است ، شاید میان واو و جود باید فاصله ای میگذاشت تا وجود خوانده نشود :
… دانش و جود …

شمس الحق در تاریخ ۵ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۵:۲۲ دربارهٔ سر آغاز


دوست گرامی بگمانم از مصدر خلق کردن باشد و خلاقیت ، اما صد در صد مطمئن نیستم ، الله اعلم !

شمس الحق در تاریخ ۵ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۵:۱۱ دربارهٔ بخش ۳۴ - جواب


Salam
Here is his Wikipedia page, it says he is born in Tabriz, raised in Isfahan.

Ermiya در تاریخ ۵ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۵:۰۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱


استاد شجریان چه کرده با اجرای این غزل
از پیش درآمد حیرت آور و ساز شگفت انگیز زنده یاد استاد لطفی تا آواز بی نظیر استاد شجریان
حیرت آوره حیرت آور

امیر در تاریخ ۵ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۳:۴۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۱۸


خدمت دو بزرگوار عرض کنم که بنده در مقامی نیستم که بخوام از کسی طرفداری کنم.نیازی هم به این کار نیست.لااقل نظر شخصی بنده درباره محسن نامجو را از این بابت پذیرا باشید که کسی هستم که موسیقی سنتی ایرانی را به خوبی شنیده و شناخته.و از هر نوع موسیقی بهره ای جسته.
اتفاقآ اصلآ اینگونه نیست که می فرمایید
“حساب موسیقی ایرانی را با کارهای هر مدعی نوآوری در نیامیزید”
متاسفانه ما در برابر تغییر همیشه مقاومت داریم و همیشه در برابر پدیده نو و سبکی جدید گارد دفاعی داریم.
شما اگر تحمل بفرمایید و دوست داشتید باشید کارهای محسن نامجو را با درک وی از شعر و هنر بشنوید و عینک پیش داور و قضاوت را کنار گذراید و صرفآ بعنوان یک شنونده گوش کنید مطمئنآ به نتایج متفاوتی از آنچه اکنون رسیده اید خواهید رسید.

امیر در تاریخ ۵ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۳:۳۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۲۵


مبیناد … بفتح میم در محل نفرین است

شکیبا در تاریخ ۵ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۰:۴۳ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۲


الله رحمت السون روحی شاد چوخ خوش شعر دیپ

یوسف در تاریخ ۵ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۰:۱۰ دربارهٔ تورکون دیلی


به نام خالق بی همتا
با سلام خدمت استاد گران سنگ و گران قدر
اگر بی حرمتی از این بنده ی حقیر رخ داده است از حضورتان عذر خواهی میکنم.
بنده دانش آموز پایه ی چهارم دبیرستان در رشته ی انسانی هستم که شما این حقیر را دانشجو خطاب کرده بودید
بنده بسیار مشتاق شنیدن نظرات شما هستم و اگراین حقیر را راهنمایی کنید بسیار سپاس گزارتان خواهم بود
بنده در شهرستان ماکو زندگی میکنم و دراین منطقه ی محروم در حد فکر خودمان نظر میدهیم و نظر بنده با فرمایش حضرت عالی طبعا متفاوت خواهد بود و اگر نظراتم اشتباه هست شما تصحیح فرموده واین حقیر را مستفیذ گردانید
اگر بی ادبی نباشد میخواستم در مورد شعر عطار که میفرمایند:

منم آن گبر دیرینه که بتخانه بنا کردم
شدم بر بام بتخانه دگر باره ندا کردم

صلای کفر در دادم شمارا ایمسلمانان
که من این کهنه بت هارا دگرباره جلا کردم

به علت طولانی بودن شعر از آوردن بقیه ابیات خود داری میکنم
اگر مقدور باشد نظرتان را راجع به این شعر جویا شوم
در پایان دوباره از حضورتان عذر خواهی میکنم…

شهاب حسن نژاد در تاریخ ۴ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۲۰:۰۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۸۷


فکر میکنم در مصرع اول از بیت دوم “جود” درست باشد نه ” وجود” …
جود به معنای جوانمردی و بخشش با موضوع شعر ارتباط معنایی بیشتری دارد.

کاوه در تاریخ ۴ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۹:۰۱ دربارهٔ سر آغاز


جناب امیر ،حساب موسیقی ایرانی را با کارهای هر مدعی نوآوری در نیامیزید
موسیقی ایرانی بخشی از هویت ملی ماست
سرگذشت شادیها و اندهان تاریخیمان است
و پاسداری از آن وظیفه همه از جمله نوابغ زنده

دکتر ترابی در تاریخ ۴ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۸:۴۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۲۵


به نظر من هم بیت چهارم اشتباه ضبط شده. البته الان منبعی دم دست ندارم. ولی… خونم بتا بر گردنت / فردا بگیرد دامنت…

شادی در تاریخ ۴ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۵:۴۹ دربارهٔ تکه ۲۳


دو دیگر این که در مصرع بعدی

آهن و سنگ ستم بر هم نزن درسته ( رجوع شود ب نسخه ی اصلی رینولد نیکسون) نشر طلوع

مهدی در تاریخ ۴ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۳:۱۴ دربارهٔ بخش ۴۰ - عتاب کردن آتش را آن پادشاه جهود


دوست گرامی در پاره ی یک اُم

سنگ بر آهن زنی آتش جهد درسته ….

مهدی در تاریخ ۴ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۳:۰۷ دربارهٔ بخش ۴۰ - عتاب کردن آتش را آن پادشاه جهود


من مصرع دوم بیت دوم رو به این شکل هم دیدم:
تو را گریه و سوز و زاری چراست؟

نادر در تاریخ ۴ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۱۰ دربارهٔ مخاطبه شمع و پروانه


خلقیت یعنی چی؟

حمید در تاریخ ۴ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۵۶ دربارهٔ بخش ۳۴ - جواب


باز حقیر را وا داشتید که با این چشمان کم سو نسخه پاره شده چاپ سنگی نیکلسون را بجویم که اینگونه درج شده است :
نردبان خلق این ما و منیست / عاقبت زین نردبان افتادنیست
هرکه بالاتر رود ابله ترست / کاستخوان او بتر خواهد شکست

شمس الحق در تاریخ ۴ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۱۲ دربارهٔ بخش ۱۰۶ - تزییف سخن هامان علیه‌اللعنه


دردا و دریغا که نازنین کتاب خطی تذکرة الاولیاء مرا دوستی گرفت و باز پس نداد ، اما حقیر نادیده بر صحت نظر دوست ناشناسمان مهر تأیید مینهم که به وسعت دانش حضرتش ایمان یافته ام ، ایشان براستی کم میگویند و گزیده چون دُر !

شمس الحق در تاریخ ۴ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۹:۵۹ دربارهٔ ذکر ابوسلیمان دارائی قدس الله روحه


[۱] [۲] [۳] … [صفحهٔ آخر]