گنجور

حاشیه‌ها

 

* درست تره

خس و خاشاک در تاریخ ۸ آبان ۱۳۹۹ ساعت ۴:۰۲ دربارهٔ بخش ۳ - حکایت سلطان تکش و حفظ اسرار


به نظرم در بیت سوم “بر دار” اگر بصورت “بردار” از مصدر برداشتن نوشته بشه با درست تره. با تیغ سرشون رو بردار.

خس و خاشاک در تاریخ ۸ آبان ۱۳۹۹ ساعت ۴:۰۱ دربارهٔ بخش ۳ - حکایت سلطان تکش و حفظ اسرار


به نظر من هم ” و” در مصراع اول بیت چهارم اضافی است.
زندگانی نتوان گفت حیاتی که مراست…

بابک در تاریخ ۸ آبان ۱۳۹۹ ساعت ۰:۴۵ دربارهٔ غزل ۱۷۳


مصرع اول بین بد و است نباید فاصله باشد تا بوده است معنا بدهد

ساناز جهان پور در تاریخ ۸ آبان ۱۳۹۹ ساعت ۰:۰۷ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۵۶۴


درود بر جعفر سرخی با این متن روشنگر و پر محتوا

عمو سعید در تاریخ ۷ آبان ۱۳۹۹ ساعت ۲۳:۰۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۹


گرامی بی نشان
گویا چنین باشد
تا که خدمت نمایی و رامی

ناباور ɹɐʌɐqɐu در تاریخ ۷ آبان ۱۳۹۹ ساعت ۲۲:۰۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۱۵۹


سلام. بیت چهارم «حور و عین» نادرست است و صورت صحیح آن «حورعین» است

ابوالفضل غلامی در تاریخ ۷ آبان ۱۳۹۹ ساعت ۲۱:۲۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۶۷


در اینجا حِرْز یعنی چیزی که در راه یافتن حق مانع گمراه شدن شخص میشود.

محمدحسن در تاریخ ۷ آبان ۱۳۹۹ ساعت ۲۰:۵۸ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۹


امیدوارم که بدون قصد و غرض این همه غلط املایی و تحریف در این گنجور باشه وگرنه بدا به حالتون.

تا دل اهل دلی نامد به درد
هیچ قومی را خدا رسوا نکرد

منصور در تاریخ ۷ آبان ۱۳۹۹ ساعت ۲۰:۴۹ دربارهٔ بخش ۸۸ - شکایت گفتن پیرمردی به طبیب از رنجوریها و جواب گفتن طبیب او را


جسارتا این کمترین هرچه تلاش کرد این مصراع به سمت و سوی معنای صحیحی تصحیح بشه راهی به دهی نبرد از اعزه ی فرهیختگان تقاضامندم راهنمایی بفرمایند :
تا که خدمت نمای و رامی

بی نشان در تاریخ ۷ آبان ۱۳۹۹ ساعت ۲۰:۴۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۱۵۹


مرا گناه خود است …
من و را چه نقش دستوری ای دارد؟

مشتلی در تاریخ ۷ آبان ۱۳۹۹ ساعت ۲۰:۳۶ دربارهٔ غزل ۳۵۰


کان فلان فارغست زین فانی

بی نشان در تاریخ ۷ آبان ۱۳۹۹ ساعت ۲۰:۳۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۱۶۰


در بیت هفتم، به جای “چون” باید “چو” باشد؛ تا همچو جان رفته به هر پیکر آمدی.

میلاد در تاریخ ۷ آبان ۱۳۹۹ ساعت ۲۰:۰۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۶۷


من نمیدانم این داستانهایی که در رابطه با این بیت تعریف میکنند از کجا آمده که کسی به شمع خانقاه فوت کرده و ریشش سوخته!!!
کاملا آشکار است که به آن آیه قرآن اشاره دارد که : یریدون ان یطفئوا نور الله بافواههم… یعنی کافران میخواهند نور الهی را با دهانشان(با سخنان باطل که به باد تشبیه شده) خاموش کنند…

شاهین صفوی در تاریخ ۷ آبان ۱۳۹۹ ساعت ۱۹:۳۷ دربارهٔ تکه ۲۷


بی گمان حافظ یک خیام دو آتشه ولی لفافه گوست . به بیت پایانی بنگرید که شوندی چونان این سروده ( و بسیاری سروده های دیگر ) خیام دارد : این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار …. که آواز دهل شنیدن از دور خوش است .

رامین کشوری در تاریخ ۷ آبان ۱۳۹۹ ساعت ۱۹:۳۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۶۵


در بیت سوم از پایان، «بیطاری اش» درست به جای «بیطارش».. همچنین در همان بیت به نظر می رسد که همان «پهین» درست است به معنای «پِهِن» یا مدفوع دام و لازم نیست به «نهیق» تبدیل شود. هر چند آن نیز درست است اگر نسخه ای از آن باشد

رضا مروارید در تاریخ ۷ آبان ۱۳۹۹ ساعت ۱۷:۵۹ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۷


ابیات کمی از این مناظره در کتاب درسی بود و من برای خواندن ادامه آن آنقدر مشتاق بودم که مقداری از طلا هایم را فروختم و کتاب خمسه نظامی را خریدم .هنوز هم بعد از سالها که این ابیات را میخوانم غرق در لذت میشوم .واقعا عالی و بی نظیر است

علی در تاریخ ۷ آبان ۱۳۹۹ ساعت ۱۷:۵۱ دربارهٔ بخش ۵۷ - مناظره خسرو با فرهاد


پای بر چرخ نهد هر که ز سر می گذرد

رشته چون بی گره افتد ز گهر می گذرد

با درود به کاوش گران راه حقیقت

آرشاک در تاریخ ۷ آبان ۱۳۹۹ ساعت ۱۶:۵۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۳۴۰


عججججججججججججججججب
رباعی هاش آدمو کلافه می کننو داغااااااان

حامد در تاریخ ۷ آبان ۱۳۹۹ ساعت ۱۵:۴۷ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۷۸


یکسره ستایش زیبایی معشوق و دلباختگی دل دین سعدی در ره این آفریده نادر است

سینا رادمنش در تاریخ ۷ آبان ۱۳۹۹ ساعت ۱۵:۲۵ دربارهٔ غزل ۴۶


[۱] [۲] [۳] … [صفحهٔ آخر]