گنجور

حاشیه‌ها

 

در مصرع اول بیت آخر بنگذاشتند چه معنی دارد؟ البته من نسخه اصلی آن را در اختیار ندارم ولی به نظر بگذاشتند درست باشد.

امین در تاریخ ۲۰ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۸:۳۵ دربارهٔ قطعه شماره ۷


نقل قول ظریف :
من بی می ناب زیستن نتوانم
بی باده کشید بارتن نتوانم
من مرده ام آن دم که ساقی گوید
یک جام دگر بگیر و من نتوانم

آرمان در تاریخ ۱۹ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۲۱ دربارهٔ رباعی شماره ۱۳۲


حافظ دوستان عزیز برای آگاهی بیشتر از اثر پذیری حافظ از خواجو به مقاله ی “حق خواجو بر گردن حافظ”نوشته ی دکتر اصغر دادبه مراجعه کنند.

ره نشین در تاریخ ۱۹ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۰۹ دربارهٔ شماره ۱۸


بعضی گفته اند :خواجو بدشانس ترین شاعر جهان است .زیرا از نظر زمان پس از سعدی وقبل از حافظ است وبه قولی :
چو روشن بود روی خورشید و ماه
ستاره چرا برفرازد کلاه
اما اگر این بیت از حافظ باشد هم تجلیل از خواجوست هم گواه بر معرفت حافظ.

ره نشین در تاریخ ۱۹ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۵۰ دربارهٔ شماره ۱۸


چقدر این غزل حافظانه است اگر اندکی دقیق شویم رهایی از زهد ریایی و رفتن به سوی مکتب عشق کاملا در غزل جلوه گر است .اگر غزل از حافظ هم نباشد و آن را بشنود آرزو می کند ای کاش سراینده من بودم .

ره نشین در تاریخ ۱۹ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۳۳ دربارهٔ شماره ۱۷


حافظ هم می گوید:
ترسم که صرفهء نبرد روز باز خواست
نان حلال شیخ ز آب حرام ما

علی بی ستاره در تاریخ ۱۹ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۵:۱۶ دربارهٔ رباعی شماره ۴


در پاسخ به ف-ش باید بگویم که از نظر خیام در جهان هیچ چیزی عالیتر از خود می نیست:
تا زهره و مه در آسمان گشت پدید
بهتر ز می ناب کسی هیچ ندید
من در عجبم ز می فروشان کا یشان
به زان چه فروشند چه خواهند خرید

علی بی ستاره در تاریخ ۱۹ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۵:۱۵ دربارهٔ رباعی شماره ۴


عشقت رسد به فریاد…
منظور حافظ این است که مسلمانان که میگویند قرآن تنها کتاب آسمانی است که هیچ در آن دست برده نشده؛حافظ چهارده رقم قرآن را از حفظ می دانسته است و چقدر بیش از آن هم وجود داشته است معلوم نیست.و اما خیام از آن تیپ شاعرانی است که هیچ نمی توان به او تهمت زد که منظورش از می قرآن و این چیزها بوده.وقتی خیام می گوید می دقیقاً منظورش می است و نه هیچ چیز دیگر!

علی بی ستاره در تاریخ ۱۹ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۵:۰۶ دربارهٔ رباعی شماره ۳


گفتم که بسی خط و خطا بر تو کشیدند
به
گفتم که بسی خط خطا بر تو کشیدند

درضمن یک بیت بسیار مهم جا افتاده است. لطفا اضافه کنید:

گفتم که قرین بدت افکند بدین روز
گفتا که مرا بخت بد خویش قرین بود

درضمن من این شعر را در یک نسخه چاچی قدیمی حافظ و منسوب به حافظ دیده بودم.

عباس مشرف رضوی در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۰۳ دربارهٔ غزل شماره ۲۰۵


* بعد بمحض اینکه چنین شد، در سینه ام یادآوری می شود…. و الخ

عباس مشرف رضوی در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۵۵ دربارهٔ غزل ۲۶۸


یادآوری برخی دگرگونیها در ضبط:
ای ساربان آهسته رو کآرام جانم می‌رود
به
ای ساربان آهسته ران کآرام جانم می‌رود

من مانده‌ام مهجور از او بیچاره و رنجور از او
به
من مانده‌ام مهجور از او درمانده و رنجور از او

برگشت یار سرکشم بگذاشت عیش ناخوشم
به
برگشت یار سرکشم بگذاشت عیش سرخوشم
(توضیح پیشنهادی: بگذاشتن به معنی از سرگذاشتن - از سر بیرون کردن؛ چنانکه فرموده: بنده سرخواهد نهاد وانگه ز سر سودای تو - نه به معنی باقی گذاشتن؛ که مستلزم معنی مثبت “سرخوش” است و نه منفی “ناخوش”؛ بعلاوه “عیش ناخوش” متناقض می نماید)
در سینه دارم یاد او یا بر زبانم می‌رود
به
در سینه دارم یاد او تا بر زبانم می‌رود
(هرچندصورت اول درستتر می نماید؛ مگر آنکه “تا” بمعنی تکرار و نهایت باشد؛ یعنی “تاجاییکه” و نه به معنی “هنگامیکه” یا “بمحض اینکه”؛ چون درصورت اخیر یعنی، اول برزبانم می رود، و بعد بمحض آن چنین شد، در سینه ام یادآوری می شود؛ که به این معنی درست نمی نماید)
بازآی و بر چشم نشین ای دلستان نازنین
به
بازآی و بر چشمم نشین ای دلفریب نازنین

عباس مشرف رضوی در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۵۰ دربارهٔ غزل ۲۶۸


صورت دیگر:
“نه قتلم خوش همی‌آید که دست و پنجه قاتل”
به اینصورت:
“که قتلم خوش همی آید ز دست و پنجه قاتل”

عباس مشرف رضوی در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۲۸ دربارهٔ غزل ۳۴۵


سلام…
به نظر من این شعرو چند شعر مشابه در این سایت که با سر تیتر غزل اورده شده از قصاید جناب خواجه ی راز ه …
چون هم موضوع با غزل متفاوته و هم تعداد ابیات…ممنون میشم اگه درسته مرحمت بفرماینن اصلاح کنید یا اگه اشتباه می کنم منو از لغو خارج کنید!

محمد مهدی ظاهرنسب در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۴۴ دربارهٔ غزل شماره ۴۵۲


غزل شمارهَ ١٢٣ جا افتاده

منصور محمدزاده در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۲:۵۸ دربارهٔ غزل شماره ۱۲۲


با درود و سپاس از کارهای ماندگارتان
بنگریم که در ادبیات پارسی، واژة “بنده” را برای “من” بکار نبرده اند، زیرا نه در شعر زیبا می نشیند و نه رواست. اینک این مصرع را با مصرع درست ” خواهم ببرم شبی تو بی ترس آیی” بسنجیم. خواهیم دید که مصرع : خواهم که به پیش بنده بی ترس آیی” نا دلنشین، اما”خواهم ببرم شبی تو بی ترس آیی: بسی دلنشین تر است. نیز بنگریم که شاعر هیچگاه واژة بنده را بجای من بکار نبرده است

غلامحسین مراقبی در تاریخ ۱۷ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۴۳ دربارهٔ رباعی شماره ۷۱۴


اصطلاح “گرگ باران دیده” که در این شعر آمده، مورد بحث است٠ عده ای میگویند این اصطلاح معنی ندارد بلکه در اصل “گرگ بالان دیده” بوده ( بالان به معنی تله و دام است و طبعاَ گرگی که قبلاَ به دام افتاده باشد تجربهَ بیشتری دارد).

منصور محمدزاده در تاریخ ۱۷ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۲۰ دربارهٔ غزل شماره ۳۶


مصرع “آب دریا در مذاق ماهی دریا خوش است” یک ضرب المثل مشهور پارسی است٠

منصور محمدزاده در تاریخ ۱۷ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۸:۵۰ دربارهٔ غزل شماره ۳۰


bebakhshed manzuram mesraje awale beide akhir

mareshtani در تاریخ ۱۶ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۵۳ دربارهٔ غزل شماره ۱۰


mesraje awale akhir asdelojan

mareshtani در تاریخ ۱۶ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۵۱ دربارهٔ غزل شماره ۱۰


خیلی شهر زیبایی بود اما عکستان قشنگ نبود

ریحانه . م در تاریخ ۱۶ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۵۳ دربارهٔ (۶) حکایت بهلول


[۱] [۲] [۳] … [صفحهٔ آخر]