گنجور

حاشیه‌ها

 

شعر با مضامین بالای عرفانی و بسیار سنگین
بعضیا تو چنتا کلمش موندن
بلاتشبیه مثل قرانی که اعراب میخونن و کفار اجرا میکنن.ما هم چسبیدیم به چنتا حرف و کلمه ی درست یا اشتباه.
اجرای زیبای استاد مرحوم ایرج بسطامی بسیار تاثیر گذار و دلنشین گوش کنید حتما .به نظر من از شجریان هم زیباتر اجرا شده

محمد در تاریخ ۲۹ شهریور ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۰۵ دربارهٔ غزل ۴۱۴


طزلق = تزلق = تزلب = ترلب

توعی چاشنی غذا بوده است که روی آش می ریخته‌اند. گفته شده است که از دنبهٔ سرخ شده بوده است. که معمولا سیر سرخ شده هم روی آن می ریخته اند.
اصل ان فارسی است که به زبان های عربی و ترکی رفته است و دگرگون شده است.

رسته در تاریخ ۲۹ شهریور ۱۳۹۳ ساعت ۶:۴۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۴۱۷


ط

Anonymous در تاریخ ۲۹ شهریور ۱۳۹۳ ساعت ۱:۳۳ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۱۶۷


مصراع اوّل بیت ششم:
چون دُرّ دو رسته‌ی دهانت

مهدی در تاریخ ۲۹ شهریور ۱۳۹۳ ساعت ۰:۳۹ دربارهٔ غزل ۳۸۲


درست میفرمایید سرگران است و شاهد آن

ای دریغا گر شبی در بر خرابت دیدمی سرگران از خواب و سرمست از شرابت دیدمی …… از شیخ شیراز
در مصراع دوم از بیت چهارم: میبایست ، ناگه خیال شاهدی از گوشه ای سر برکند بوده باشد و به شاهی.
و سرانجام آخرین مصرع ، به گمانم بدین گونه درستتر می نماید:

کو مرد صاحب راز، تا دریوزه ای زین در کند

دکتر ترابی در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۹۳ ساعت ۲۳:۵۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۸۹


با درود و تشکر فراوان. آنگونه که از واژه ی “چشمت” در مصرع چهارم بر می آید به نظر می رسد در مصرع سوم نیز فعل “ندارد” می بایست با فعل “نداری” جایگزین گردد. بدین صورت که:

وگر یاری نداری لاله رخسار
بود یکسان به چشمت لاله و خار

حمیدرضا در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۹۳ ساعت ۲۳:۵۵ دربارهٔ بهار عشق


این شعر مربوط میشه به زمانی که استاد دختر خانمی که عاشقش بوده رو بچه به بغل بعدا ظهر سیزده بدر در باغی میبینم و این غزل با دل سوختش میگه.منکه عروق این غزل م با صد ای محسن چاوشی گوش میدم اشکم درمیاد. واقعا عاشق بوده.

حامد در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۹۳ ساعت ۲۲:۰۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۸۳ - گوهرفروش


بسم الله الرحمن الرحیم
هر وقت به شلمچه می روم این غزل را زمزمه می کنم.
جانها ز دام زلف چو بر خاک می فشاند
بر آن غریب ما چه گذشت ای صبا بگو

عنایت الله قربانی در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۹۳ ساعت ۲۱:۲۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۱۵


الله شهریاری رحمت السین الله آنا ایرانی ساخلاسین یاشا ایرانیمیزین تورپاقی

سیاوش در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۹۳ ساعت ۲۰:۳۳ دربارهٔ ایمان مشتریسی


با سلام و ادب خدمت دست اندرکاران پرتلاش و گرانقدر گنجور
بنظر میرسد واژهٔ «سرگردان» در مصرع اول بیت پنجم اشتباه تایپیست و باید «سرگران» باشد، زیرا بنا به وزن شعر «سرگردان» ثقیل مینماید ….همچنین بگمانم مصرع آخر «کو مرد صاحب راز تا، در یوزه زین در کند» هم یک چیزی کم دارد و درستش باید اینطور باشد که: «کو مرد صاحب راز تا، در یوزه را زین در کند» یا «کو مرد صاحب راز تا، در یوزه زین در در کند» یا شاید از لحاظ وزن و همچنین معنی بیت اینطور درست تر باشد که: «کو مرد صاحب راز تا، در یوزگی زین در کند»؟
امیدوارم اساتید بزرگوارم بررسی و توضیح دهند تا بهره ای ببرم.

سعید کاشانی در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۹۳ ساعت ۱۷:۴۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۸۹


با سلام. وتشکر از زحمات دوستان.

در بیت شانزدهم (مصراع دوم) کلمه طزلق در هیچ جا ترریشه یابی و معنی نشده. لطفا معنای این واژه را توضیح دهید.
با تشکر فراوان.

الیاس در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۹۳ ساعت ۱۵:۱۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۴۱۷


سرانجام در نیافتیم که این سروده از کسایی مروزی است با از انوری:
http://ganjoor.net/kesayee/divank/sh29/
یا
http://ganjoor.net/anvari/divan-anvari/ghetea/sh315/

فرهود در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۹۳ ساعت ۱۵:۰۰ دربارهٔ طلب ِ جام


سرانجام در نیافتیم که این سروده از کسایی مروزی است با از انوری:
http://ganjoor.net/kesayee/divank/sh29/
یا
http://ganjoor.net/anvari/divan-anvari/ghetea/sh315/

فرهود در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۹۳ ساعت ۱۵:۰۰ دربارهٔ شمارهٔ ۳۱۵ - شراب خواهد


روحش شاد

واقعا زیبیا گفته …

ساده دل من که ….
به خدا کافر آگر بود …

متین در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۹۳ ساعت ۱۴:۰۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۷۷ - نالهٔ ناکامی


لعبت شیرین اگر ترش ننشیند
مدعیانش طمع کنند به حلوا
چه قدر سعدی این بیت رو زیبا توصیف کرده

behzad در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۹۳ ساعت ۱۳:۰۳ دربارهٔ غزل ۳


زیبا بود

behzad در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۹۳ ساعت ۱۲:۵۲ دربارهٔ غزل ۱


به این میگن وحدت ملی؟ کجاست اون حرفایی که دم از وحدت میزدید خداوند به آدمی عقل داده تا مقابل دشمنان اسلام بایستیم به الله قسم که اینایی که این ور و اون ور شنیدید حرفای دشمنان اسلامه ما همه مسلمانیم.
جاهلین این حرفهای من رو مسخره خواهند کرد. باشد که الله تعالی آنها را به راه راست هدایت کند.
آمین یا رب العالمین

Anonymous در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۹۳ ساعت ۱۲:۲۵ دربارهٔ بخش ۷ - گفتار اندر ستایش پیغمبر


در مصراع دوم بیت پنجم “برآوردم” ایهام دارد. برآوردم به عنوان فعل گذشته ساده اول شخص مفرد = من برآوردم. و یا فعل امری که دم مفعول آن است برآوردم = دم برآور. در تعبیر اخیر یعنی به من اجازه نفس کشیدن هم نمی دهی.

مرتضی در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۵۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۱۸


بس که چشم گل ترسیده است از غارتگران

پای بلبل را گمان بر دست گل چین میبرد

سیدمحمد تقی بطحائی در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۹۳ ساعت ۷:۱۲ دربارهٔ تک‌بیت شمارهٔ ۷۹۵


باسلام نکته ی دیگه ای که باید خدمت دوستانی که میگن شعر از زبان زلیخاس عرض کنم اینه که اگر ما بخوایم اینطوری فرض کنیم معنی خیلی از ابیات گنگ میمونه که برای مثال یک مصرع اینه:
چند کس از تو و یاران تو آزرده شوند و…
البته باید گفت که این شعر حقیقتن آینه ای است بی زنگار برای تماشای روح و جان…
یا حق

بهروز یغما ئیان در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۹۳ ساعت ۵:۱۲ دربارهٔ شرح پریشانی


[۱] [۲] [۳] … [صفحهٔ آخر]