گنجور

حاشیه‌ها

 

با ظهور حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ درد و رنج از جهان رخت برمی­بندد و شادی و نشاط جایگزین اندوه و تشویش می­شود. در آن هنگام حیات و زندگی راستین به زمین و اهل زمین باز می­گردد و عالم پیر و فرسوده نیز جوان و تازه خواهد شد.

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد

عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد

ارغوان جام حقیقی به سخن خواهد داد

چشم «نرگس» به «شقایق» نگران خواهد شد

و در اواخر این غزل مطرح می­کند که روزی غم هجران عاشقان حضرت و درد هجر پایان می­پذیرد و عاشقان پس از تحمل اندوه و فراق از شدت رنجی که از بابت دوری محبوب کشیده­اند، بی­اختیار تا بارگاه دوست فغان کنان پیش می­روند.

این تطاول که کشید از غم هجران بلبل

تا سراپرده گل نعره زنان خواهد شد

ماه شعبان منه از دست قدح کاین خورشید

از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد

و مراد از خورشید، حضرت ولی عصر ـ علیه السلام ـ است که روزی ظهور خواهد کرد.

Anonymous در تاریخ ۲ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۴:۵۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۶۴


اگه عرفانی نیست این بیت چیه
ماه شعبان منه از دست قدح کاین خورشید
از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد

Anonymous در تاریخ ۲ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۴:۳۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۶۴


چقدر ممنونم از شما که امکان این را یافتم تا در آن سر دنیا اشعار عرفانی وزیبای نظامی را بخوانم

Anonymous در تاریخ ۱ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۲۳:۵۴ دربارهٔ بخش ۵ - در نعت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم


من یه نسخه داشتم(اگر اشتباه نکنم دیوان کبیر به تصحیح استاد فروزانفر بود) که بجای بی رقیبش دادمی… نوشته بود بر لبانش دادمی…
ضمن اینکه بیت اخر رو هم نداشت.

الهام در تاریخ ۱ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۲۰:۳۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۰۷۰


ای کاش حالی که در خواب داریم در بیداری داشته باشیم البته از لحاظ اگاهی .

بهروز در تاریخ ۱ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۹:۳۷ دربارهٔ بخش ۱۶ - متابعت نصاری وزیر را


با اینکه پدربزرگ بنده هم حتی در شهر به دنیا آمده اند ولی اصالتی روستایی دارم و به همین علت مناطق روستایی زیاد رفتم، با رفتار و اخلاق و شخصیت روستاییان آشنا هستم. راستش اعتقادم بر این بود که همه انسان ها یکسانن و اینکه بخوایم به کسی برچسب روستایی بزنیم که اون رو تحقیر کنیم کار بسیار غیراخلاقی و غیر انسانی میدونستم. هر موقع هم که اشتباه یا رفتار بدی میدیدم از این قشر پای روستایی بودنشون نمیذاشتم. ولی از وقتی باغی در روستای خودمون خریداری کردیم و بیشتر بینشون زندگی کردیم فهمیدم که واقعا روستایی ها خیلی بی فرهنگ هستند و واقعا از انسانیت به دورند. طوری شد که من از روستایی ها متنفر شدم! این موضوع رو وقتی به یکی از کسایی که خیلی قبولشون دارم در میون گذاشتم، این شعرو برام خوندند! چه حق گفته حضرت مولانا…

حیدری در تاریخ ۱ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۵:۵۴ دربارهٔ بخش ۱۵ - روان شدن خواجه به سوی ده


خفی جان…مولانا یا علی مدد نمیگفت پس شماهم مثل او فقط بگو یا الله!

عمر در تاریخ ۱ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۰۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۳۹۳


اقای دکتر ترابی .باعرض ادب و احترام .عجیب میباشد ابشخور فکر و اندیشه شما کجاست .در بیت مذکور مراد از پیر فقط سالخورده بودن جهان میباشد اینکه این جهان هزاران سال پا بر جاست نه انچه مد نظر شماست و ان پیری که مورد قبول و احترام حافظ و همگان میباشد .تمام زیبایی و ظرافت این شعر به همین کلمه میباشد یادمان باشد شعر تصنعی و دستور زبانی نیست بلکه از سر چشمه افتاب دل و عشق بیرون میزند و با متر های شما جور در نمی اید .پس رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنیم …سر حق بر ورق شعبده ملحق نکنیم …قبلا نیز در غزل درخت دوستی بنشان که …نقصان فکر وذوق شما بسیا دیده ازاری و دل ازاری میکرد

چنگیز گهرویی در تاریخ ۱ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۱۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۵۴


ای پدر ای با دل من همنشین
ای صمیمی، ای بر انگشتر نگین
در صداقت برتر از ایینه ایی
در رفاقت با دل بی کینه ایی
بابا ی عزیزم هنوزم تو رفاقتت حساب میکنم بیا تو خوابم که خیلیییییییی دلتنگتم
روح همه پدرای آسمانی شاد

نجمه در تاریخ ۱ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۰۲ دربارهٔ این قطعه را در تعزیت پدر بزرگوار خود سروده‌ام


لل پارسی است که در عربی رفته و لعل شده است چم و معنای سرخ هم میدهد چنانچه آل هم در پارسی سرخ است .واژگان دیگر به چم و معنای سرخ یکی قرمز و دیگری سوهر یا سهر است .

کمترین در تاریخ ۱ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۲:۴۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۷۰


سلام سیمای نازنین از توجه شما وهمدردی با من بسیار ممنونم فقط یکی از دعاهایت این باشد خدایا وحوش را هم داغدار نکن اینو از بزرگانتون بپرس خواهند گفت باز هم ممنونم عزیزم

حسن در تاریخ ۱ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۰:۵۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۲۱۴


خالق وخلق ومخلوق هرسه فی نفسه هستندمطبوق

مهرداد در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۱۶:۲۷ دربارهٔ مفتاح ابواب الاسرار مصباح ارواح الابرار


خیلی ممنون از سایت خوبتان که بی تعصب خدمت میکنید ما همه اهل سنت و شاعران ما محب راستین اهل بیت و خاندان رسالت محمد رسول (ص) هستیم اینو همه برادران اهل تشیع بدانند.

عمر علی در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۱۶:۱۶ دربارهٔ فی نعت سید المرسلین علیه الصلوة و السلام


با تشکر . مجموعا سایت خوب است و اشکالات باید با نظر اهل فن مرتفع شود . یک احتمال در اختلاف تعداد ابیات و فرم شعر هست . و این احتمال اینست که ممکن است اشعار نوشته شده در گنجور از ناصر خسرو بوده و شاعر دیگری بر تعداد ابیات افزوده است. و این ناممکن نیست. شعرای مختلفی شعر متقدمین را گسترده تر نوشته اند. چیزی شبیه تضمین.

محسن در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۱۴:۲۷ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۴۴


بسیار زیباست

فرزانه در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۱۳:۱۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۰


محمد غافری عزیز، با تشکر از دقت جنابعالی ، می توان گفت : کی آرش و آرش دو نام هستند زیرا ” کی ” لزوما” به معنای پادشاه نیست. بر اساس فرهنگ معین به معنای پاک و خالص هم معنی میدهد یا اینکه به اسم ملحق می شود و صفت می سازد ( به معنای دارنده و صاحب )

مهدی رفیعی در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۹:۴۰ دربارهٔ بخش ۵


گویا لؤ لؤ را ”لل“می نوشته اند

merce در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۹:۳۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۷۰


مصرع اول بیت
چو از شاه بنشنید زال این سخن
ندید ایچ پیدا سرش را ز بن

باید به شکل زیر اصلاح شود
چو از شاه بشنید زال این سخن

مهدی رفیعی در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۹:۲۴ دربارهٔ بخش ۲


مصرع دوم بیت
بگوئیم یکسر نشان قباد
که او را چگونست رستم و نهاد

باید به شکل زیر اصلاح شود

که او را چگونست رسم و نهاد

مهدی رفیعی در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۹:۱۹ دربارهٔ بخش ۵


در تایید فرمایش دکتر ترابی، در نوشتار پهلوی کلمه خرابات و خراباد هردو یک صورت توشتاری دارند. زیرا حرف “ت” و حرف “د” که در آخر کلمه میاید هر دو به یک شکل نوشته میشوند و خواننده باید با توجه به معنای واژه تشخیص دهد چگونه حرف آخر را تلفظ کند.

در پاسخ به جناب شمس الحق، به نظر من دو بیت نخست این غزل، با توجه به تاکید بر روی گرداندن از مسجد به میخانه و از مکه به خانه خمار اینگونه معنی میدهند. و البته شعر حافظ ربظی به شعر مولوی ندارد.

فرهاد در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۷:۵۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۰


[۱] [۲] [۳] … [صفحهٔ آخر]