گنجور

حاشیه‌ها

 

مستی و مستوری صفت چشم سیاه یار است صفت
گیسوان یار اما، آشفته، بی قرار ، تابدار سلسله و ……است
با پوزش.

دکتر ترابی در تاریخ ۲۹ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۶:۱۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۹۳


هژیر مهر افروز در آلبوم جدیدش بنام من خانه نمی دانم این غزل را بزیبایی هر چه تمامتر خوانده

ناز بانو در تاریخ ۲۹ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۴۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۴۶۵


یاد بیتی از حافظ افتادم

لطف خدا بیشتر از جرم ماست .. نکته سر بسته چه دانی خموش

مرتضی عبداله زاده در تاریخ ۲۹ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۲۳ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱


وااااااااااای

محسن در تاریخ ۲۹ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۹:۰۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۴۹۸


با سلام به نظر این حقیر چهار بیت آخر نجوا و درد دل عاشقانه ایست که جناب حافظ عزیز با قطب عالم امکان حضرت بقیة الله ارواحنافداه می کنند اشاره به کلماتی همچون نرگس و مستور میتوانند این مطلب را در ذهن تداعی کند و این که تمام اسرار عالم هستی نزد ایشان است و از ایشان باید طلبید والله أعلم

امیر مسگرانی در تاریخ ۲۹ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۵:۵۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۳۵


این غزل نه محذوف است نه مقصور بلکه اصلم مسبغ است با فتح سین و ب مشدد مفتوح ک
محذوف آن است که حذفی انجام گیرد مانند فاعلاتن شود فاعلن و مقصور آن است که ن در آخر کوتاه شود مانند فعلاتن شود فعلات اما گاه فاعلاتن می شود فع لان یعنی ت حذف می شود و عین ساکن می شود اصلم مسبغ که البته بحث فنی است .

شرح سرخی بر حافظ در تاریخ ۲۹ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۰:۰۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۸۵


سراینده این رباعی بسیار عمیق و فوق العاده به حقیقت واقف بوده ، ولی میدانیم که مولانا رهرو شمس بوده یعنی اینکه بواسطه شمس سرخطی از حقیقت را درک کرده بود. با احترام به جناب داور پناه ،چون شناخت کافی از بابا افضل کاشی ندارم بیش از این اظهار نظرنمیکنم.

farid در تاریخ ۲۸ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۲۱:۳۴ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۷۵۹


یشیمان بمعنی چیه؟

احمد در تاریخ ۲۸ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۲۱:۱۱ دربارهٔ دوبیتی شمارهٔ ۱۷۹


فکر کنم یالان درست باشه بمعنی دروغ

احمد در تاریخ ۲۸ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۲۱:۰۶ دربارهٔ دوبیتی شمارهٔ ۱۷۶


فکر کنم یالان باشه بمعنی دروغ.

احمد در تاریخ ۲۸ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۲۱:۰۵ دربارهٔ دوبیتی شمارهٔ ۱۷۶


ما چندتا دانشجوی فوق لیسانس در دانشگاه تهران بودیم و همه مون رویای پذیرش گرفتن از یه دانشگاه خوب در آمریکا رو داشتیم.
خیلی دوست داشتیم در این ایرانی که ویرانه ای از آن نمونده بمونیم و کار و خدمت کنیم. ولی چه فایده. نمی شد. موندن به معنی هدر دادن همه ی توانایی هامون بود.

توی آزمایشگاهمون بخش هایی از این غزل بسیار پرمعنای حضرت حافظ رو قاب کرده و به دیوار زده بودیم.
به عنوان یک رویا همیشه بهش فکر می کردیمو استعاره های زیادی مطابق با احوالاتمون ازش استخراج کرده بودیم.

خرم آنروز کزین منزل ویران بروم
راحت جان طلبم وز پی جانان بروم
دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت
رخت بر بندم و تا ملک سلیمان بروم
نذر کردم گر ازین غم به در آیم روزی
تا در میکده شادان و غزلخوان بروم

منزل ویران استعاره از داشگاه تهران
زندان سکندر استعاره از ایران
ملک سلیمان استعاره از آمریکا
میکده استعاره از یکی از دانشگاههای آمریکا
رخت استعاره از رزومه ی قوی برای پذیرش گرفتن از آمریکا

این نگاه ما به این غزل از حافظ یه جورایی تداعی کننده ی شعر معروف حضرت مولاناست که می گه
هر کسی از ظن خود شد یار من

سکوت فریاد در تاریخ ۲۸ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۳:۱۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۵۹


مقت الحیاه فقدکم

خدایار در تاریخ ۲۸ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۵۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۶۱


سلام، جناب حمید گوهری عزیز، حضرت مولانا در نظر دارد که بالانشینی نکند و در هر کجا سخنی مهمی می گوید، آدرس دیگری را می دهد و از انتصاب به خود حذر می کند که مبادا حمل بر تکبر باشد. عزیز دل من، منظور از شمس شما عزیزان هستید که بخوانید و بازگو کنید همانند خورشید که بر همه می تابد. حضرت مولانا درست است که خورشید را نشان می دهد اما شما لازم نیست دست او را نگاه کنید، خورشید را بنگرید، با نور آن خود را گرم کنید. پس هر کس برای دیگرا گرمابخش است، همانا شمس است

حمید گیوه چی در تاریخ ۲۸ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۳۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۳۹۳


بیت دوم مصرع دوم بانگ رباب صحیح است که به اشتباه بانک درج شده

پوریا در تاریخ ۲۸ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۲۵ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۳ - در مدح جلال‌الدین شاه شجاع مظفری و فتح اصفهان


این پروانه ی دوم به معنی پروا نداشته باش است
نظر شما در این خصوص چیست؟

جمشید رضایی در تاریخ ۲۸ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۰۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۱۳۱


احساس میکنم پروانه دوم به معنی پروا نداشته باش است
نظر شما را دوست دارم بدونم چیه

جمشید رضایی در تاریخ ۲۸ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۵۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۱۳۱


این غزل را آقای علیرضا قربانی در مایه ابوعطا خوانده اند .

عباس شکرالهی در تاریخ ۲۸ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۳۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۵۱


“ملامتم نکند هیچکس در این سودا”
بیت هفت به این صورت هم آمده است

محمدرضا ذاکری در تاریخ ۲۸ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۱۳ دربارهٔ غزل ۳۶۲


گویا اشتباهی صورت گرفته در نسخه ای که من دارم نوشته خضر از لب چشمه حیوان جان یافت
ولی در نسخه بالا که دقت میکنم نوشته است خضر ار ز لب
که در اینجا “ار ز” با “از” در نسخه اینجانب متفوت است ،‌لذا بابت نوشته قبلی در مورد حذف همزه ژوزش می خواهم ، اگر به صورت ار ز لب باشد چش مه ی صحیح است.

هادی در تاریخ ۲۸ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۸:۱۹ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۲


همزه ای که روی چشمه مصرع سوم است اضافه بوده ،‌و یاعث میشود ایم مصرع یک هجا اضافه تر داشته باشد،
چشمه در این مصرع به صورت : چش + مه
ولی در مصرع چهارم بصورت چش + مه +ی خوانده می شود .

هادی در تاریخ ۲۸ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۸:۱۳ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۲


[۱] [۲] [۳] … [صفحهٔ آخر]