گنجور

حاشیه‌ها

 

احسنت! ای پَزیدن
شاباش! ای مَزیدن…

نادر.. در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۱۸:۳۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۹۶۰


کلمه آخر مصرع سوم احتمالا مگداز باشه

عبدالله در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۱۸:۲۳ دربارهٔ شمارهٔ ۵۸


با کمال اعتذار
در اصلاح بیت ۲۶ نقطه های صحیح است

دکتر حسن امین لو در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۱۸:۰۱ دربارهٔ شمارهٔ ۹ - این قصیدهٔ را ارتجالا در مدح شروان شاه منوچهر و صفت شکارگاه او و بنای بند باقلانی سروده است


۳۰/ تیغ او آبستن است از فتح و اینک بنگرش نقطهای چهره بر آبستنی دارد گوا
در مصرع دوم نقطهای باید به صورت نفطه ای اصلاح شود

دکتر حسن امین لو در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۱۷:۵۶ دربارهٔ شمارهٔ ۹ - این قصیدهٔ را ارتجالا در مدح شروان شاه منوچهر و صفت شکارگاه او و بنای بند باقلانی سروده است


۲۴/ گر سما چون میم نام او نبودی از نخست
هم چو سین در هم شکستی تاکنون سقف سما
این بیت معما گونه است بدین ترتیب که حلقه حرف میم که به شکل دایره است اگر بشکند سه دندانه به وجود می آید.و سه دندانه هم جرف سین است
خاقانی در این بیت می گوید کلمه سما یک حرف میم دارد و این حرف میم به مثابه سقف کلمه سما است و از سوی دیگر این میم همان میم حرف اول منوچهر است واین میم غیر قابل شکست است زیرا منوچهر شروانشاه شکست ناپدیر است پس میم او نیز شکست ناپذیر لست . اگر میم سما میم دیگری بود می شکست بدین ترتیب سقف سما می شکست.

دکتر حسن امین لو در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۱۷:۴۱ دربارهٔ شمارهٔ ۹ - این قصیدهٔ را ارتجالا در مدح شروان شاه منوچهر و صفت شکارگاه او و بنای بند باقلانی سروده است


با سلام . بعضی ها میفرمایند گریه صحیح است بعضی ها میفرمایند ناله . هر دو یک معنی را میرساند و ای کاش به معنی و اصل بچسبیم بجای فرع . در این راستا حکایتی وجود دارد از ناله کردن ستونی که تکیه گاه پیامبر بود و با رفتن پیامبر به جایی دیگر ناله کرد در مسجد . حکایت جالبیست بخوانید دوستان . سرچ کنید استن حنانه

مهریار در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۱۳:۲۷ دربارهٔ غزل ۴۵۰


با کمال اعتذار در توضیح بیت ۲۹ کلمه قمارخانه قزمارخانه تایپ شده است

دکتر حسن امین لو در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۱۳:۰۶ دربارهٔ شمارهٔ ۵ - در نعت پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله


درود
تلاش کردم در بخش چه کسی این شعر را خوانده نام بلند استاد شجریان را اضافه کنم که در آلبوم قاصدک زیبایی این غزل را با صدای آسمانی خویش دو چندان نموده اند اما متاسفانه آلبوم قاصدک در سیاهه آثار استاد موجود نبود. چنانچه البوم مزبور با نامی دیگر به غیر از قاصدک منتشر شده و بنده بی اطلاع مانده ام عذر مرا بپذیرید و اگر نه لطف کنید و قاصدک را به اثار استاد شجریان عزیز تر از جانم اضافه بفرمایید.
سپاس بیکران

حسام در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۵۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۰۳۹


این شعر با نام اگه دست علی دست خدا نیست از استاد مهرداد ملکى را گرش کنین حتما

محمد در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۴۲ دربارهٔ دوبیتی شمارهٔ ۱۱۳


یک بیت در بعضی نسخه های چاپ سنگی وجود دارد که از شعر حذف شده است:

وین کارد که تا دسته فرو رفت به مقصود
شیرین تر از این خربزه هرگز نبریدست

مجید در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۲۰ دربارهٔ غزل ۶۲


بیت گردید زدندان تو دندانه….دوبار تکرار شده

سید مجتبی فتاحی در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۸:۵۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۷۴


سلام
خسته نباشید از بابت چنین مجموعه ای که وافعا احسان کرده اید به خوانندگان آثار فارسی
سوالی دارم در مورد مصرع دوم بیت آخر :
و آن این که :
آیا مولانا میدانسته که شمس بصورت پوشیده و پنهانی به تبریز برگشته ؟

ناصر از آنکارا در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۸:۱۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۵۲۹


ایکاش جوانان سعادتمند،پند پیر دانا را عزیز میداشتند و اینچنین بی حرمتی نمیکردند.ایشان درددلی کردند که در لا به لایش نکات مهمی را هم بازگو نمودند ولی متاسفانه متوجه نشدید.کینه را بگذارید کنار.

کریم در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۶:۱۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۵۴۹


شاهین،
از قضا خسبیدن نا متعارف است ، خسبیدن از برای دام ها و خفتن از برای ادمیان به کار می رفته است
و خوابیدن همان است که امروز خواب دیدن می گوییم.

۸ در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۵:۴۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۰۷


هلالی شدن تن (
طغرای ابرو (
مه (
طاق آسمان (
ابرو (

کریم در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۴:۲۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۱۲


من همیشه به این فکر میکردم که بهترین بیتی که تا بحال شنیده یا خوانده ام کدام است که بیتی زیباتر از این بیت را نیافتم:
هلالی شد تنم زین غم
که با طغرای ابرویش
که باشد مه
که بنماید
ز طاق آسمان
ابرو

کریم در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۴:۲۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۱۲


درود برشما
فکر کنم که در خط شعر اشتباه نوشتاری رخ داده و جای تخم، تخت نوشته شده

پند گفتن با جهول خوابناک
تخم افکندن بود در شوره خاک

بهزاد در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۳:۲۰ دربارهٔ بخش ۸۶ - قصهٔ آن مرغ گرفته کی وصیت کرد کی بر گذشته پشیمانی مخور تدارک وقت اندیش و روزگار مبر در پشیمانی


انسان از خاک آفریده شده است و آب دیده باعث میشود این خاک تبدیل به گل شود و با گل میتوانید ویرانی دلتان را تعمیر کنید.یعنی اگر میخواهید گناهانتان بخشیده شود چاره اش گریه کردن در درگاه خداوند است.
خیره آن دیده که آبش نبرد گریه عشق
تیره آن دل که در او شمع محبت نبود
حافظ توصیه میکنه به اینکه با چشمی گریان به درگاه خداوند برویم و از او طلب آمرزش بکنیم.

کریم در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۳:۱۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۷۱


بعدالتحریر:
در جایی دیدم که چنین آمده:
تکیه بر اختر بدعهد مکن…
اینهم بد نیست چرا که از قدیم الایام پیمان بستن با ستارگان یا آسمان شب در فرهنگ ما وجود داشته چنانکه هم اینک نیز و من خود شخصا حداقل یک مورد آن را دیده ام که فردی برای قول دادن موضوعی به خود به آسمان شب سوگند یاد کرد.
در این غزل هم قابل توجیه است به عنوان عهدی که با اختر به عنوان نماینده دوران یا روزگار میبندی و او بدعهدی میکند همانگونه که در مورد کیخسرو یا کاووس این بیوفایی را نشان داد.
گرچه شخصا هنوز شبگرد را ترجیح میدهم به قرینه ربودن که در مصرع دیگر آمده است.

شاهین در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۲:۱۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۰۷


تشکر فراوان می کنم از حاشیه مفصل و مفید جناب جاوید مدرس (رافض)،
همچنین از جناب فضل الله شهیدی.
به دوستانی که به مطالب عرفانی علاقه دارند توصیه می کنم این دو حاشیه را مطالعه کنند.
طبق برداشت شخصی حقیر، ظاهرا این غزل هم بعد عرفانی دارد و هم تاریخی.
از همه سروران حاشیه نویس تقاضا میکنم بجای نفی دیگران، نظر مستقل خودشان را عنوان کنند.
چه اشکال دارد اگر کسی مطلبی نوشته که از نظر شما کاملا اشتباه است، شما بدون عنوان کردن اینکه فلانی اشتباه می گوید، مطلب خودتان را بنویسید.
درجواب سوال سرور عزیزم جناب رضا ساقی که فرموده بودند:
“مگرمعشوق ازلی همیشه درهمه جا حاضروناظرنیست؟ مگرغیبتی داشته وجایی رفته بوده که سحرگاهان بازگشته باشد؟؟”
عرض می کنم خیر این عاشق است که غایب می شود نه معشوق.
حضوری گر همی خواهی از او غایب مشو حافظ

مهدی در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۲:۱۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۷۶


[۱] [۲] [۳] … [صفحهٔ آخر]