گنجور

حاشیه‌ها

 

در بیت یکی مانده به آخر، نگارش درست چنین است: «داور داراشکوه‌، ای آن که تاج آفتاب».
(Daavar’e Daaraa-shokouh, ey aank’e taaj’e aaftaab)

سیاوش مرتضوی در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۱۷:۳۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۳۳


سعدی غزلی با این مطلع:
خوشتر از ایام عشق ایام نیست
بامداد عاشقان را شام نیست

علی خراسانی در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۱۴:۲۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۸


In the beginning, everything was alive. The smallest objects were endowed with beating hearts. The passage of time, i.e. the cycle of life and death, is just the manifestation of one possible permutation of all the things that can happen to people. What it means to be a human being or what it means to be alive; are really very boring topics per se. What remains interesting is the capability to remember things that will somehow connect with things that other people have experienced.

منصور پویان در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۱۴:۲۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۰۸۱


جناب نا شناس ، با سلام ! :
لطفا بنده و دیگران را از مطالب معنوی و عرفانی یاد شده در این غزل آگاه کنید .

ایام به کام .

حسین در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۱۳:۰۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۰۹


چیزی که بر یک جا قرار نگیرد. (آنندراج ). هر چه بر یک حال نماند: دل هرجایی . طبع هرجایی . هر کس یا هر چیزی که تلون حال دارد و هر دم به سویی روی آورد

جناب شمس الحق معانی متفاوت یک کلمه باعث میشود در هر بیتی که استفاده میشود معنی منحصر به فرد خود را بگیرد

اگر منظور شما از هر جایی فاحشه با روسپی می باشد پیشنهاد میکنم دوباره شهر را با دقت بیشتری بخوانید

م.ر.الف در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۱۱:۳۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۹۳


با سلام
جناب شمس الحق میتوانم معنی شاهد هرجایی را از دیدگاه شما جویا باشم؟
اگر مراد هرجایی باشد چرا حضرت صائب می فرماید :
این که هر طایفه ای قبله خاصی دارند… نیست بیجا سببش جلوه ی هر جایی توست
در ضمن استفاده از کلمه حافظ بیجا کرده !در حد و اندازه شما نیست و نه برازنده حضرت حافظ ،پیشنهاد میکنم به جای ابراز وجود کمی مطالعه بفرمایید استاد فلسفه در آمریکا

م.ر.الف در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۱۱:۱۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۹۳


با عرض درود بر شما ؛
در بیت دوم مصراع دوم فکر کنم قافیه مشکل دارد ؛
(تو به خون کشتگان ماخوذ باش)
فکر نکنم ماخوذ با خوشنود , سود , زود متحد الوزن باشد.
سبز و شادمان باشید.

پرویز شاه محمدی در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۸:۲۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۸۸


این غزل مولانا بسیار پر بار است آنجا که میگوید (دربیت ششم)اگر نمود به ظاهر ……..معنایش این است که دراین دنیا فرض است که بعد از خلق انسان عشق پدیدار شد ولی اصل چیز دیگری است معبود از برای دوست داشتن عابد و نیاز او (انسان)پرستیدنش عشق را خلق کرد دربیت سوم هم میبینیم که مولانا دلش نمی خواست فرشته باشد بلکه می خواست عاشق باشد (دید ملک عشق نداشت از غیرت بر آدم زد )حافظ

حمید رضا درانی بخش در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۷:۴۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۲۰


منظور مولانا از بامداد سعادت صبح ازل است که روح میثاقی جاودانه با جانان خود دارد که ابدیست ودر این دنیا جز فراق او چیزی در دست ندارد (باد در دست ) وآنگاه آرام میگیرد که وصال است و بخاک فتادن دل در پیش جانان (بیت سوم) فتاده دیدم دل را………

حمید رضا درانی بخش در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۷:۳۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۲۰


این غزل از لحاظ محتوایی به نظر من از قوی ترین سروده های حضرت مولانا هست.
کلی لذت بردم از این غزل

عبدالله نظری گنجه لو در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۰:۰۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۴۸۳


بیت: ز ملک تا ملکوت…
این حجاب ها حجاب نوری است همان که در مناجات شعبانیه آمده است:
إلهی هَب لی کمال الانقطاع إلیک ، وأنر أبصار قلوبنا بضیاء نظرها إلیک حتى تخرق أبصار القلوب حُجُب النور ، فتصل إلى معدن العظمة ، وتصیر أرواحنا مُعلقة بعزّ قدسک .
جام جهان نما در حکمت خسورانی رمزی برای عرفان الحق است. نیز از زاویه جذبه و ولهی که دارد رمز جام می به آن داده می شود. همچنین انگشتر سلیمانی یا نگین خسروانی از زواویه غنای مطلقی که دارد به آن اطلاق شده است.

حسین در تاریخ ۲۹ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۲۳:۰۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۸۷


علم پرهیزگار کور مشعل دارد

سامان در تاریخ ۲۹ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۲۱:۲۹ دربارهٔ بخش ۱


باسلام خیلی ممنونم امیدوارم همیشه موفق باشید و..

Mahsa Abolfazli در تاریخ ۲۹ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۱۸:۳۴ دربارهٔ بخش ۹ - در نصیحت فرزند خود محمد نظامی


عالی بود واقعا ممنونم خیلی به امتحان ادبیاتی که فردا دارم کمک می کنه امید وارم همیشه موفق باشین و…

Mahsa Abolfazli در تاریخ ۲۹ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۱۸:۳۲ دربارهٔ بخش ۹ - در نصیحت فرزند خود محمد نظامی


در پاسخ به دوست گرامی جناب داده به بایدگفت که رعایت کسره پس از خم نشین به دو جهت ضروری است.اول وزن شعر دوم آنکه افلاطون… شراب، یک ترکیب اضافی تشبیهی است. ممنون

محمدرضا جباری هرسینی در تاریخ ۲۹ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۱۶:۳۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۶۲


در پاسخ به دوست گرامی جناب داده باشد بگویی که رعایت کسره پس از خم نشین به دو جهت ضروری است.اول وزن شعر دوم آنکه افلاطون… شراب، یک ترکیب اضافی تشبیهی است. ممنون

محمدرضا جباری هرسینی در تاریخ ۲۹ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۱۶:۲۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۶۲


دوستان عزیزی که درباره نفت سوال کردید، بله در زمان مولوی و حتی سالیان دراز پیش از او، مردم نفت را می شناختند و از آن استفاده های مختصری می کردند، اما این استفاده ها محدود بود تا اینکه دارسی امتیاز نفت ایران را گرفت و اولین میدان نفتی خاورمیانه در مسجد سلیمان کشف شد.
منظور از کشف نفت، کشف میدان نفتی است وگرنه خود نفت را مردم در ایران قرن ها پیش می شناختند.
برای کسب اطلاعات بیشتر مراجعه کنید به کتاب خواب آَشفته نفت اثر دکتر محمدعلی موحد

شیرزادی در تاریخ ۲۹ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۱۵:۴۶ دربارهٔ بخش ۲ - عاشق شدن پادشاه بر کنیزک رنجور و تدبیر کردن در صحت او


بنظر من همان جوز بوده که از نظر ردیف هم مطابقت دارد واین یک غلط سهوی یا عمدی میباشد. چون سعدی بزرگ کلمات عربی بسیار بکار برده است . نمیشه فکر کرد چون معرب گردو میشود جوز ایشان گوز. ثبت کرده . هرچند سعدی هجویات زیاددارد ولی در جای. خودش بکار برده است وهیچ گونه سانسر یاجای. گزینی استفاده نکرده است ۲۹/۱/۹۴

Anonymous در تاریخ ۲۹ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۱۵:۲۵ دربارهٔ غزل ۳۱۳


فقط عرض کنم که اخیرا کتابی در باره کسروی خواندم به نام ادعای کسروی بر حافظ که از این افراط کاری ها به دور است. پیشنهاد خواندن آت را می دهم بخصوص در ایران چاپ خورده خیلی جالب است

احمد پور حیدری در تاریخ ۲۹ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۱۲:۲۹ دربارهٔ شمارهٔ ۲۵۸ - در هجو سید احمد کسروی


این اقا مثل اینکه کارش کشیدن تریاک و هجو کردن دیگران بوده!!!!!!
هجو:۱ میرزاده عشقی
۲-هجو محمد علی فروغی
۳-هجو محمد خیابانی
۴- هجو کسروی
و و و …..

در ترکیه عثمانی رسم بر این بود که شاعر هجو گو را باید گردن زد.
بهر حال اسم کسروی تا به ابد زنده است در بین آزادگان.

حاتم پت در تاریخ ۲۹ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۱۰:۲۹ دربارهٔ شمارهٔ ۲۵۸ - در هجو سید احمد کسروی


[۱] [۲] [۳] … [صفحهٔ آخر]