گنجور

حاشیه‌ها

 

جناب دکتر درست میفرمایند و حقیر خطا کردم ، اما معمولا کیکاووس را صرفاً با اسم کی خطاب میکنند و اگر اینجا مراد کیخسرو باشد ، من تا حال ندیده ام و یا بخاطر نمی آورم .

شمس الحق در تاریخ ۳ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۹:۰۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۳۱


آخر جناب پرستو ، دوست عزیز حضرتعالی که آثار استاد سخن زبان فارسی را مطالعه میفرمایید ، چگونه میتوانید مرقوم فرمایید : میتونند راهنمایی کنن !! آیا در کل آثار سعدی چنین جمله ای را میتوانید بیابید ؟!

شمس الحق در تاریخ ۳ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۸:۴۳ دربارهٔ غزل ۲۰


با درودهای فراوان

گرامیان دوستان
این ابیات را بهمراه برخی دیگر از رباعیات خیام بزرگ و دانشمند را با آهنگسازی استاد فریدون شهبازیان و دکلمه استاد شاملو و آواز مستی آور و سحرآمیز استاد شجریان گوش نمایید تا کلام ناب خیام عزیز تاثیر و لذتش چند برابر شود

حسین چرخ انداز در تاریخ ۳ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۸:۲۹ دربارهٔ رباعی ۲۲


برخی از دوستان گنجوری مطلعند که حقیر مدتی نسبتاً دراز دور از وطن بوده است و لذا معنی بسیاری از اصطلاحات تازه را که در همۀ زبانها معمول است نمی داند از قبیل خفن و غیره ، خواهش میکنم معنی این ” تو حلقم ” را که جناب محسن آقا مرقوم فرموده اند ، خودشان یا هرکس مطلع است بیان بفرمایند ، ضمناً بنظر دوستان محترم آیا نیکوتر نباشد که از درج جملات یا کلمات محاوره ای در این مکان که مجمع ادیبان و علاقمندان ادبیات فارسی است خوداری فرموده و از جملات فاخر تری استفاده کنند ، بعنوان مثال در همین صفحه کلماتی نوشته شده است که زیبندۀ یک علاقمند به ادبیات کهن فارسی نیست ، ازقبیل : محشره ، بیاد موندنیه ، محشرن ، غزل حافظه ، عاشق بیت آخرشم و … با عرض پوزش .

شمس الحق در تاریخ ۳ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۸:۲۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۱۸


در متون درسی دیگر جای این اشعار خالیست چرا؟

بهمن در تاریخ ۳ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۸:۱۲ دربارهٔ حکایت درویش با روباه


راست است جناب دکتر من هم در جایی خوانده ام که شاعری [ بدون ذکر نام ] پس از شنیدن غزلی از سعدی دیوان خود در آتش افکند و بگفت : ” مگر این حج فروش گذاشت ما شعر بگوییم !] آخر گفته اند شیخ ۱۴ بار به مکه مشرف شده است .

شمس الحق در تاریخ ۳ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۷:۳۸ دربارهٔ غزل ۲۰


مصرع نهادم بر لبت لب را … تو حلقم!

محسن در تاریخ ۳ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۲:۲۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۱۸


دوستان فرهیخته
به نظر شما در بیت پنجم
همه دانند که من سبزه خط دارم دوست
درست تر نیست که “سبزه خطی” باشد
چون اگه به شکل نوشته تلفظ شود ، مصرع سکته دارد که ممکن نیست چنین باشد
نسخۀ مرحوم فروغی را چک کردم که آورده ” سبزۀ خط”
در اینصورت دوستان میتونند راهنمایی کنن که این ترکیب سبزۀ خط چه معنایی دارد ؟
سپاس

پرستو در تاریخ ۳ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۲:۱۷ دربارهٔ غزل ۲۰


منظور خار در بیت اول میتونم بپرسم چیه

محمد در تاریخ ۳ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۰:۳۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۵۳ - غوغا میکنی


خیلی شعر خاصیه

محمد در تاریخ ۳ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۰:۳۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۵۳ - غوغا میکنی


آقا فقط بیت اولش مشکل دارد . پس مصراع های زوج دیگش چی ؟ هم خوانی با قافیه های پایانی بیت اولش ندارد . اگر این یک غزل باشد اشتباه هست چون فقط ردیف داره و قافیه های میانی . قافیه های پایانی ندارد .

حنظله در تاریخ ۲ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۲۲:۲۲ دربارهٔ غزل ۴۳۵


با تن یک اصطلاح زیبا داریم

با تن خویشتن آمد یعنی شخصا آمد ! با تن خویشتن او را دیدی ؟ یعنی شخصا او را دیدی !

امین کیخا در تاریخ ۲ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۲۱:۱۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۸۱


با پوزش از استادان ،از آنجا که در مصراع نخستین به روشنی یاد جم آمده است ، کی به مانای چه کس نادرست و کی با صدای زیر ( چه هنگام ) درست است، و فراموش نکنیم که مراد شاعر از کی واپسین نه کیکاوس که کیخسرو بوده است .

دکتر ترابی در تاریخ ۲ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۲۱:۱۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۳۱


این بیت هم متعلق به این حکایت هست:
آنکه حظ آفرید و روزی داد
یا فضیلت همی دهد یا بخت

خشایار در تاریخ ۲ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۸:۳۸ دربارهٔ بخش ۹۴


یکی از جاهای معدودیه که در غزل حافظ، از صیغه ی مؤنث برای توصیف معشوق استفاده می شه (از کوچه ی “معشوقه” ی ما میگذری) که البته بسیار محتمله که به خاطر رعایت وزن باشه.

مهدی در تاریخ ۲ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۷:۴۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۷۷


کلا این شعر مفهومش این است که
گرمخیر بکنندم به قیامت که چه خواهی
یار ماراوهمه نعمت فردوس شمارا
(سعدی)

محمود خدایاری در تاریخ ۲ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۷:۱۲ دربارهٔ غزل ۴۰۳


مباشرت=همکاری و نظارت؛اقدام به کاری کردن

حامد در تاریخ ۲ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۷:۰۴ دربارهٔ بخش ۱ - زندگی در مرو


متصرفان =دست اندرکاران

حامد در تاریخ ۲ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۷:۰۰ دربارهٔ بخش ۱ - زندگی در مرو


متصرفان دست اندرکاران

حامد در تاریخ ۲ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۶:۵۹ دربارهٔ بخش ۱ - زندگی در مرو


دورد براستاد زنده یاد شهریار

سعید ندرلو در تاریخ ۲ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۶:۵۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۰۳ - تو بمان و دگران


[۱] [۲] [۳] … [صفحهٔ آخر]