گنجور

حاشیه‌ها

 

سلام بر همه دوستان، همه ما جمله ” مثنوی قرآن فارسی ” را شنیده ایم و به مفسر قرآن بودن حضرت مولانا واقف هستیم پس بقول حضرتش : “تو ز قرآن باز خوان تفسیر بیت” و مسلم اینکه آیات دوستداری اهل بیت در قرآن کم نیست. حال کسی که قرآن را مو به مو اجرا و توصیه میکند غزلی هم مرثیه مانند برای نوهء رسول خدا حضرت حسین بن علی ساخته اند و البته که در مثنوی هم به ما گوشزد میکنند که گریه بر خود کن که آنها وارستگانند.

مجید کراماتیان در تاریخ ۹ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۳۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۷۰۷


به خود پوشــیده پنهانم نهانم را نمیدانم
گره افــــــتاد در کارم، امانم را نمی دانم
زخود همواره میپرسم چرا هر روزه در راهم
به شب آیا رسم جائی که مهمانم، نمی دانم
کدامین نغمه دلکش شود همــراه ساز من
در این آواز تکراری که میــــخوانم نمیدانم
طبیب دیگران بودم ولی هیهات حیرانم
چه دردی این چنین افتاده بر جانم نمی دانم
دریغا درد پنهانی دریغ از آنچه میدانی
کــــــدام حنظل بود داروی درمانم نمیدانم
سر شوریده ام میپرسد از مولای خود حافظ
کدام فالی ز دیوان تو بر خوانم، نمیدانم

تهران آذر ماه ۹۲

جهانگیر در تاریخ ۹ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۷:۴۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۹


فکر می کنی از اینکه گفته ای خاک باران خورده را خواهانی تا در برت گیرد و آرام بخوابی خوابی برای من گذارده ای ای مور؟ حاشا و صد هیهات…
کاش یک ذره م فهمیدی که حرف هایت چه اندازه خواب زدا و حیرت ساز است. کاش زود خوب می شدی. زود.

عرفی در تاریخ ۹ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۳:۵۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۹۰


جناب شمس الحق، سلام، ممنون که هستین. از نظرات شما (و دو سه دوست عزیز دیگه از جمله جناب کیخا) نهایت لذت و استفاده رو میبرم. خواستم اینجا یه تشکر ویژه کرده باشم.

در رابطه با ماه کنعانی، میدونم که منظور حضرت یوسفه، اما پرسشم این بود که آیا منظور حافظ از ماه کنعانی، “دل” حافظه که حالا مسند مصر (جایگاهی شایسته در قلب معشوق) از آنش شد و باید از زندان (غم و غصه، و حبس شدنش در قفسه سینه) در بیاد؟

در رابطه با اون مصرع عنبر سارا چوگان، هنوز معنیش برای من مشخص نیست حقیقتا. که در این مصرع حافظ چه چیز رو به عنبر سارا تشبیه کرده؟
حدسم اینه که مه، همون صورت معشوق باشه اما در باقیش موندم

بازم ممنون

آمیز در تاریخ ۹ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۳:۳۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۹


ریا به پارسی چند لغت زیبا دارد . یکی نامکامی یعنی برای نام در آوردن کام و آرزو داشتن . دیگر پارسانمایی و سوم همین لغت سپیدکاری که انوری به کار برده است

امین کیخا در تاریخ ۹ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۳:۱۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۱


تدبیر به معنای چاره است ولی از چاره جند لغت زیبا داریم

چاره مند / resourceful
کارچار / اقدام

امین کیخا در تاریخ ۹ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۳:۰۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۰


عقل به معنی بستن است و خرد نیز با ریشه یابی های جدید پیوسته به لغتی است که ریشه ی hard به انگلیسی به شمار می آید .

امین کیخا در تاریخ ۹ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۳:۰۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۰


دوستانه به کنار دوستگانی و دوستگانه را هم داریم یعنی toast , به یاد کسی باده خوردن و با نام کسی جامگیر شدن .

امین کیخا در تاریخ ۹ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۳:۰۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۹


اندوه به پارسی فَرَم را هم دارد که فرمرست به معنی کسی که از اندوه لاغر شده است واژه ی زیبنده ای از آن است به کردی هم فرمیسک به معنای اشک شاید همریشه ی این واژه باشد . شاید برای کاشکسی فرمرست برابر خوبی باشد

امین کیخا در تاریخ ۹ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۳:۰۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۸


گناه ریشه ی لغت جناح در عربی است در پهلوی خودش ویناه بوده است .بتازگی اناهیدن را برای violation ساخته اند .

امین کیخا در تاریخ ۹ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۲:۵۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۷


درود بر شما .سپاس از همخوانی هایتان

امین کیخا در تاریخ ۹ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۲:۵۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۶


ایا در این دنیای مادی ومادی پرستی یافتن چنین انیسی واقعا درحد رویا وخیال است که گاهی فکر کردن به ان هم احمقانه مینماید ایا نشستن برکرسی مجنون یا یوسف یا خسرو وامق و غیره خیالی خام وحتی احمقانه جلوه میکند وای بر ما که از اصل افتاده ایم نه از اسب

غدیر زرگریان در تاریخ ۹ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱:۲۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۶۸۹


این کلمه قشیب به معنای سپید و نو باشد اما به نظر بنده شاعر از کلمه قصب به معنای کتان ، واژه ی قصیب را ساخته و معنای بیت به گمان بنده چنین است باران می بارد و برف را که مثل جامه کتان بر تن زمین است از تن آن بیرون می آورد.الله و اعلم

مژده.ح در تاریخ ۸ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۲۲:۴۴ دربارهٔ شمارهٔ ۱۰


سلام دوستان
به نظرتون در بیت نهم کلمه ی (این) نباید (ان) باشد؟
تا بشود اه از ان راه که دران خطری نیست که نیست
زیرا (این) اشاره به راه عشق میکند که دشوار و پرخطر است انگونه که خود حضرت در مصرع قبل گفته (شیر در بادیه عشق تو روباه شود)
حال اگر این راه بیخطر باشد ایا میتواند شیر را روباه کند؟

شهاب در تاریخ ۸ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۲۲:۳۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۷۳


با عرضسلام مجدد در کتاب پیام نور رشته ی زبان و ادبیات فارسی بخش ۱ نظم ۱ بیت مذکور بدین صورت آمده است:باران مشکبوی ببارید نو به نو/ وز برف برکشید یکی حله ی قصیب در توضیحات آمده :چون واژه ی معنای قصیب در این بیت معنای مناسبی ندارد شاید

مژده.ح در تاریخ ۸ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۲۲:۳۷ دربارهٔ شمارهٔ ۱۰


نظر همه محترم و اشتباه است.
باید اینطور باشد:
پدرم روضه ی رضوان به دو گندم بفروخت______من موفق نشدم قطعه زمینی بخرم
dowlatkhah75@gmail.com

ارسلان در تاریخ ۸ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۲۱:۴۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۴۰


بیت پنجم
به تصحیح فروزانفر
چون تو ز ره بمانی جانت روانه گردد
وانگه چه رحمت آید از جان و از روانش

رضا خرم در تاریخ ۸ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۲۰:۴۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۲۶۶


جانا سخن از زبان ما می گویی!! سیاوش گرامی
پنجره ای تازه بر فهم رباعات خیام گشودید خیام ریاضی دان استاد جبر و مقابله . نکند اهل کرمانید؟
همشهری کیومرس منشی زاده کو شعرهای ریاضی میگفت؟!
باری اهل هر کجا که باشید ایرانی می اندیشید و به قرار پیرو آیین آیرانی اید زندگی تان دراز. واپسین بخش بسیار بردلم نشست « نغمه ایست که خیام با سازهای مختلف مینوازد گوش نواز است بشنوید و لذت ببرید»
و هم چشم خرد میگشاید.

دکتر ترابی در تاریخ ۸ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۲۰:۳۷ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۲۲


وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون مقصور)
رکن آخر این وزن که «فعلن» یا «فعلان» است که نام زحافش در پرانتز ذکر نشده است.

یوسف خوش‌نظر در تاریخ ۸ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۲۰:۲۹ دربارهٔ شمارهٔ ۲۰


یکیست ترکی و تازی در این معامله کورش

جمعی به در پیر خرابات خرابند قومی به بر شیخ مناجات مریدند

…کای بی خبران راه نه آنست و نه این

در ادامه نکات دوست عزیزمون، به نظر میاد شاعر هم به عرفانهای شرق نظری داشته و هم تا حدی با جبریون یک نظر بوده

هست در تاریخ ۸ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۹:۱۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۲۶


[۱] [۲] [۳] … [صفحهٔ آخر]