گنجور

حاشیه‌ها

 

مرضیه خانم “اینه صبوح” یعنی جام شرابی که صبحگاه می نوشیدند که مثل اینه درخشان و تابناک بود. ترجمه شبانه صبوح میشه دبوق. دبوق مقابل صبوح بود و شرابی بود که وقت شب می نوشیدند.
شاعر در مصراع اول از “اب حیات عشق” میگه و چون اب حیات طبق افسانه ها در ظلمات بوده اما مثل نور می درخشیده، واس همون اون رو به اینه دبوق تشبیه میکنه و در حقیقت میگه اب حیات همون جام شرابه.

فرزاد اقبال در تاریخ ۳۰ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۲۲:۴۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۸۲۱


درود
همیشه از گنجور بهره میگیرم و آن را بسیار مفید وکارامد میدانم
کربلا در مفهوم رنج وسختی سفر به کار برده شده است
سپاس از همگان

روناک در تاریخ ۳۰ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۲۲:۳۹ دربارهٔ بخش ۲ - قصهٔ خورندگان پیل‌بچه از حرص و ترک نصیحت ناصح


منظور از شراب خوریهای بی حساب، تفکر و زیاد دانستن وزیاد مطالعه کردن است و به طبع ان، در جمعیهای که اطلاعات همه کم است ، تقریبا مشکل بتوان اظهار نظر کرد و لب به سخن گشود و این کفاره زیاد دانستن میباشد که فرد از ان رنج خواهد برد

مهدی موسوی در تاریخ ۳۰ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۲۲:۱۸ دربارهٔ تک‌بیت شمارهٔ ۳۸۰


بادرود
در جواب دوست عزیزمان منوچهر که نوشته اند:

دل چنین سخت نباشد که یکی برسرراه
تشنه می میرد و (شخص ) آب زلالی دارد
گمان میرود بجای شخص ( خود ) باید باشد
یعنی تشنه می میرد و خود اب زلالی دارد

باید عرض کنم نه دوست عزیز همان (شخص)درست میباشد چرا که با معنی کردن بیت که میگوید:

دل که اینقدرسخت و سنگ نمیشودکه روی سخنش با معشوق هست که میخواهد بگوید این سنگدلی ازتو عجیب هست و مانند این هست که کسی درراه دارد ازتشنگی جان میسپارد و طرف مقابلش بااینکه در دستش ظرف آبی دارد حتی قطره ای از آن اب گوارا را به آن تشنه نمیدهد که آن (شخص) در مصراع طرف مقابل یا همان معشوق میباشد
درحالی که (خود) به تشنه بر میگردد که دراین صورت اشتباه هست.

امیرابوالفضل عباسیان اقدم در تاریخ ۳۰ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۲۰:۴۵ دربارهٔ غزل ۱۷۳


نُهاجُ اِلی صوتِ الاَغانی لطیبها
هیجان زده میشویم وقتی آوای ترانه های دلکش را میشنویم
و انتَ مُغنٍّ اِنْ سَکتَّ نطیبُ
و تو آوازخوانی هستی همانا ساکت که شوی خرسند میشویم
امید که درست باشد

7 در تاریخ ۳۰ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۲۰:۱۲ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۲۰


سلام
معنی شعر پادشاهی اردشیر شیروی در سایت زیر آمده است
https://parshistory.com/اردشیر-سوم-ساسانی/

J.H در تاریخ ۳۰ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۱۹:۲۷ دربارهٔ بخش ۱


رباعی خوانی علیرضا افتخاری در آلبوم نیلوفرانه دو هم بی نظیره

سینا در تاریخ ۳۰ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۱۹:۲۲ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۵


بسیار زیباست

کسرا در تاریخ ۳۰ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۱۷:۰۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۱


سلام وسپاس از استادانم در شرح وابراز نظر همانگونه که می دانیم خداوند دارای دو معنی است۱_ پروردگار۲_ صاحب . به نظر حقیر واژه ی خداوند اینجا درست است سعدی می فرماید ای صاحب سخن آگاه باش سخن دارای شروع واتمام است پس تا به اتمام نرسیده در سخنِ کسی وارد نشو… هیچ خردمندی در سخن کسی وارد نمی گردد اما کسانی که ادعای سخنوری دارند از این خطا مبرا نیستند… اگر عزیزی منبعی دارد که در آن خردمند جای خداوند آمده به دیده ی منت پذیرا هستم_ فرشید فلاحی /کارشناس ارشد ادبیات

فرشید فلاحی در تاریخ ۳۰ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۱۶:۵۷ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۷


صبح وجود را به جز این آفتاب نیست
“بر ذره ذره وحدت حسنش مقرریست”
اما بدان سبب که به هر شام و هر صبوح
اشکال نو نماید، گویی که دیگریست..

نادر.. در تاریخ ۳۰ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۱۶:۱۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۵۸


تا نباید گشتنم گرد در کس چون کلید
بر در دل زآرزو قفل شکیبایی زدم
گشتم شعر را از وزن می اندازد

کیانوش پدرود در تاریخ ۳۰ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۱۶:۰۳ دربارهٔ غزل ۴۱


هیچ کی نمیتونه مث من شعر بگه

امیرخسرو دهلوی در تاریخ ۳۰ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۵۸ دربارهٔ شمارهٔ ۱


آقای فلانی خدا را سپاس که جنابعالی راه الله عزّوجّل را یافته اید لازم نیست مارا به راست هدایت کنید… شادمان باشید که حتما تاکنون جناب مولوی هم پاداش این اشعار سراسر حق وحقیقت را دریافت کرده اند! شما در دنیا و آخرت پیرو مولانا و یزید باشید و ماهم دست از سید الشهدا و عزاداری عاشورا برنمیداریم دیر نباشد که هر کدام از ما در محضر خداوند حاضر شویم وببینیم امام برحق کیست.
والسلام علی اهله

آصف خراسانی در تاریخ ۳۰ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۱۴:۰۳ دربارهٔ بخش ۲۳ - تشبیه مغفلی کی عمر ضایع کند و وقت مرگ در آن تنگاتنگ توبه و استغفار کردن گیرد به تعزیت داشتن شیعهٔ اهل حلب هر سالی در ایام عاشورا به دروازهٔ انطاکیه و رسیدن غریب شاعر از سفر و پرسیدن کی این غریو چه تعزیه است


بلی نادر جان
تو گویی مجرد نه تنها ترکیب نمی پذیرد بلکه قابل تجزیه نیز نیست!
مجموعه موتلفه است.

روفیا در تاریخ ۳۰ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۹:۴۹ دربارهٔ بخش ۶۱ - اشارت به ترسایی و دیر


مایینه یا آیینه بین یا پیشگو هست که اگر پشگو بگویید که قصد جان من را کرده باشد بازم جان را برای دوستم میدهم

امیرعباس در تاریخ ۳۰ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۹:۳۰ دربارهٔ غزل ۸۳


بیت پنجم مصراع اول
گر مرا چشمه کند آبی هم
باید
گر مرا چشمه کند آبی دهم
باشد

ساعد در تاریخ ۳۰ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۸:۳۶ دربارهٔ بخش ۶۹ - بیان آنک مخلوقی کر ترا ازو ظلمی رسد به حقیقت او هم‌چون آلتیست عارف آن بود کی بحق رجوع کند نه به آلت و اگر به آلت رجوع کند به ظاهر نه از جهل کند بلک برای مصلحتی چنانک ابایزید قدس الله سره گفت کی چندین سالست کی من با مخلوق سخن نگفته‌ام و از مخلوق سخن نشنیده‌ام ولیکن خلق چنین پندارند کی با ایشان سخن می‌گویم و ازیشان می‌شنوم زیرا ایشان مخاطب اکبر را نمی‌بینند کی ایشان چون صدااند او را نسبت به حال من التفات مستمع عاقل به صدا نباشد چنانک مثل است معروف قال الجدار للوتد لم تشقنی قال الوتد انظر الی من یدقنی


درود روفیا جان
بیانی دیگر:
“مجرد” در اصل همان “مجموع” است..

نادر.. در تاریخ ۳۰ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۸:۱۲ دربارهٔ بخش ۶۱ - اشارت به ترسایی و دیر


درود بی پایان بر سعدی فرزانه، حکیم٬ جامعه شناس٬ مهربان ، کارگردان٬ سناریونویس و هنرپیشه .ایکاش که ما ایرانیان سخنان سعدی را دستور و راهنمای زندگی خود قرار دهیم٬ او راست میگوید که: اگر راست خواهی ز سعدی شنو ۰۰۰

داود اشکانی در تاریخ ۳۰ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۷:۳۶ دربارهٔ شمارهٔ ۲۴


سعدیا با یار عشق آسان بود
عشق باز اکنون که یار از دست رفت
به نظرم مصرع دوم اشکال دارد،عشق بازی پس از رفتن یار!

7 در تاریخ ۳۰ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۲:۲۷ دربارهٔ غزل ۱۳۸


https://www.youtube.com/watchv=egA_vZGueU
یار از دست رفت . شجریان . مشکاتیان

7 در تاریخ ۳۰ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۲:۱۴ دربارهٔ غزل ۱۳۸


[۱] [۲] [۳] … [صفحهٔ آخر]