گنجور

حاشیه‌ها

 

سلام.واقعا سعدی مرد سخن است. و آرایه ی تکرار رو خیلی قشنگ به کار برده

فیاض در تاریخ ۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۱۷:۲۴ دربارهٔ غزل ۱۳


بسیار سپاسگذارم آقای سید رسول حسینی… ادب شما از تمام جملاتتان هویداست…دست بوس مادری هستم که شما را تربیت کرده ند….
استاد شهریار هم شاعر معاصر ماست و با اعتقاد به این که “ترک” در شعر شعرای قرون پیشین با مفهوم “زیبارو” بکار رفته است… بنده به شخصه مخالف این قضیه هستم……. قرن ها گذشته و حتما تفسیر کلمات دچار تفاوت شده است… شاید هم استاد برای زیبایی شعرشان “ترک” و “ترک” را کنار هم اورده ند…
نظامی را جزو دروغگویان قرار دادن بی انصافیست …
ایران تنها کشوری نبود که زبان و فرهنگ خود را حفظ کرد خیلی از کشورهای همساییه ما هم موفق شدند…
بلی تلاش فراوان فردوسی در حفظ زبان فارسی را نمیتوان انکار کرد…
موفق و سربلند باشید…

دریا در تاریخ ۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۱۷:۱۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا


رشاخ مایه

Anonymous در تاریخ ۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۱۶:۱۲ دربارهٔ بخش ۱۱ - آغاز داستان


سلام این غزل با کمی اختلاف در کلمات در دیوان حکیم نزاری قهستانی آمده است (صص ۷۸۹-۷۹۰)

رحیم در تاریخ ۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۱۶:۰۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۷


با عرض پوزش، بیت ششم

بهروز بالایی لنگرودی در تاریخ ۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۱۵:۵۵ دربارهٔ غزل ۴۱۴


در بعضی نسخ، در بیت چهارم «پایاب» آماده است.

بهروز بالایی لنگرودی در تاریخ ۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۱۵:۵۴ دربارهٔ غزل ۴۱۴


عالی…

مهران در تاریخ ۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۱۵:۲۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۰۵


سلام عرض میکنم خدمت سرکار خانوم دریا…درود بر شما
حقیر نمیداند که شما ترک هستید یا نه.اما من ترکم و ترکی را بی نهایت دوست میدارم.معنی این بیت از استاد شهریار چیست؟
(برو ای ترک که ترک تو ستمگر کردم/حیف از ان عمر که در پای تو من سر کردم)
و اما در مورد فردوسی این را باید گفت که نباید در مورد راست یا دروغ بودن اشعار شاهنانه بحث کرد زیرا اگر بخواهیم بدین شکل قضاوت کنیم دیگر شاعران هم دروغگو بشمار می آیند.حتی نظامی…
ارزش شاهنامه را با قضاوت بر راستی و دروغی آن نمیتوان در ادب فارسی درک کرد.آن زمانی که اعراب مسلمان برای رواج و گسترش دین مبین اسلام به کشورهای دیگر حمله میکردند.وقتی بر یک کشوری چیره میگشتند ادب و فرهنگ و زبان عرب نیز بر آن کشور چیره میگشت.اما تنها کشوری که توانست ادب و فرهنگ و زبان خود را حفظ کند ایران ما بود.ما این را مدیون فردوسی هستیم.زیرا فرذوسی از جان و مال و وقت خود گذشت تا شاهنامه را سرود.حقیر این را از شما خواهشمند است تا با این تفکر که اشعار فردوسی راست بوده یا دروغ به قضاوت فردوسی منشینید…فردوسی شاه کشور ادب فارسیست.چون شاهنامه از لحاظ ملی برای ما بسی غرور آفرین است

سیذ رسول حسینی در تاریخ ۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۱۴:۴۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا


با صدای زیبای بهمن شریف این شعر بی نظیرست

اذرمیدخت در تاریخ ۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۱۲:۰۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۵۹۱


چرا این شعر این قدر کوتاه و خلاصه است

چرا این شعر اینقدر کوچک شده؟
آبروی ناصر خسرو با این چند بیت از میان می رود
ولی به هر حال بیت اول و آخر به صورت زیر است
روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست
وَاندر طلب طعمه پر و بال بیاراست

چون نیک نظر کرد پر خویش در آن دید
گفتا ز چه نالیم که از ماست که بر ماست

Anonymous در تاریخ ۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۵۸ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۴۴


ملاک قرار دادهایم . این غزل اصلا به پیامبر گرامی مربوط نیست و کسانی که مربوط می کنند اصلا یا منتوجه نیستند یا مطالعه ندارند . ابوالفوارس دائم الخمر کجا و پیامبر بزرگ اسلام . منبع علم پیامبر از مخزن وحی است و منبع علم ابوالفوارس سخنان مثلا ملا قاصی عضد و غیره .

شرح سرخی بر حافظ در تاریخ ۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۲:۰۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۶۷


درود بر دوستان عزیز :
این که پیامبر اکرم مقامش بالاست حرفی نیست ولی این که به مکتب نرفته و خط ننوشته توهین بسیار بزرگی بر پیامبر عظیم ما است . خداوند می فرماید ما به او وحی می کنین و خداوند به او می فرماید بخوان یا محمد( ص) و… و ما انسان های قشری فریاد می زنین او بی سواد بوده است و معلم ندیده و خط ننوشته است . ؟؟؟؟!!!! زهی جای بی شرمی معلم او خدای بزرگ و سرچشمه ی علمش وحی خداوند و حالا ما آ»ده ایم سخن یک عده زاه%D

شرح سرخی بر حافظ در تاریخ ۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۱:۵۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۶۷


کسی که روی تو دیدست حال من داند

علیرضا در تاریخ ۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۰:۴۷ دربارهٔ غزل ۲۱۹


درود بر شما .
در بیت دوم ” می دهدم” صحیح می باشد,لطفا تصحیح بفرمایید :
زیر لب می‌دَهَدَم وعده، که کامت بدهم
غالب آن است که ما را به زبان می‌دارد

سیما.م در تاریخ ۳ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۲۱:۳۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۱۱


خانم فرانک عذر میخوام .شما چقدر از ادبیات فارسی و اشعار شاعرانش رو خوندی؟اطمینان داری از حرفی که گفتی؟؟؟؟؟؟بهتر بگم چندتا شعر درباره امام علی خوندی که اینقدر با اطمینان فتوی میدی؟

پارسا در تاریخ ۳ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۲۱:۰۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲ - مناجات


آقای بابک عنایت مینویسند:

عیب اهل هنر نگه دارید / پیش طاوس نام پا مبرید

بنطرم درست تر است

valy در تاریخ ۳ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۲۰:۴۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۶۰۶


درود برشما:
درباره حضرت حافظ باید، صاحب نظران، اظهارنظر فرمایند،
گر وجه خداوند شودت منظرنظر … بی شک صاحب نظرشوی،
غزل شماره ۳ حضرت لسان الغیب خواجه حافظ شیرازی،
بی شک بی نظیرترین غزل تاریخ بشریت می باشد!
دقیقا شعرای گذشته ومعاصر دست روی ابیات وغزلی گذاشتند واز خواجه گلایه کردند که نقطه قوت آن عالیجناب می باشد و باعث سرخوردگی آنان ونشان از عارف نبودنشان خواهد شد!
انشاالله مایل شدید،این بنده کمترین بر محضرتان عرض خواهم کرد،
حافظ تو این سخن زکه آموختی که مهریار/
تعویذ کرد شعرترا و بزر گرفت/

گفتی از حافظ ما بوی مهریار آید/
آفرین برنفست باد که خوش بردی بوی/.

مهریارساسانیان در تاریخ ۳ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۱۹:۴۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳


ناشناس جان این تصنیف رو افتخاری خونده نه شجریان

Anonymous در تاریخ ۳ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۱۹:۲۶ دربارهٔ غزل ۲۰۵


نیست در بنیاد آتش خانهٔ نیرنگ دهر
آنقدر خاکستری کایینه‌ای گیرد جلا

علی کریمی در تاریخ ۳ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۱۸:۴۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴


مرتضی جان خدا خیرت بده برادر. عجب حرفی زدی به خدا
واقعا برای خودمون متاسفم با این فرهنگ و ادب غنی و شورانگیز ببین الان کجائیم!!!

علی در تاریخ ۳ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۱۸:۰۲ دربارهٔ دوبیتی شمارهٔ ۳۶۰


[۱] [۲] [۳] … [صفحهٔ آخر]