گنجور

حاشیه‌ها

 

من گوش کردم افتضاح خوندی آقا نخون دیگه

minoo در تاریخ ۸ تیر ۱۳۹۵ ساعت ۲۱:۳۹ دربارهٔ غزل ۲۷۸


نگاه نقد متوجه نویسنده مطلب محمد است
به امید هدایت

مجتبی در تاریخ ۸ تیر ۱۳۹۵ ساعت ۱۸:۲۸ دربارهٔ ز من بر صوفی و ملا سلامی


بسم الله
واقعا چی فکر کردید آقا سعید
یعنی باورتون اومد مقایسه کردید علمای یهود و نصارای را با علمای اسلام
اینهمه تفسیر منطبق بر روایات و آیات و مستند درباره قرآن نوشته شده
دلیل اینکه مردم جهل دارند دو تا بیت لاهوری نیست
یا اینکه مشکلی در روحانیت هست و یا نیست با شعر نمی شه
استناد کرد
علمای اسلام حفظ کردند و قرآن را سینه به سینه منتقل کردند
اگر چیزی در شما هست که به اسلام علاقه مند
نمی شوید دلیل بر اینه
که شما حرف درست رو نمی بینید و دنبال
این هستید که ببینید که فرد چه کاره هست یا نیست
این حدیث است که به گفته نگاه کن نه به اینکه چه کسی این
را گفته
دقت کنید که متنی مستند و عالمانه بنویسید
نه اینکه عدم علاقه و یا حتی علاقه مردم به دین را از یک عده
بدانید که همان دین را از کانال ایشان گرفته اید
حتی آنچه را که به گمانتان درست یا به گمانتان نادرست است
در ضمن حقیقت و واقعیت و انحراف فاصله ای به اندازه
۴ انگشت دارند
به امید هدایت

مجتبی در تاریخ ۸ تیر ۱۳۹۵ ساعت ۱۸:۲۷ دربارهٔ ز من بر صوفی و ملا سلامی


درود …

به روشنی پیداست که در بیت چهارم، باید که سلیمان باشد.

شادباد…

راستین در تاریخ ۸ تیر ۱۳۹۵ ساعت ۱۷:۴۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۲۷


شعر بسیار زیبا با صدای گرم آقای چاوشی بسیار زیبا بود.
اما دوستان عزیز قالب این شعر وحشی که غزله,ولی متن آهنگ آقای چاوشی از سه غزل وحشی برگرفته شده و در اصل قالب شعری مثنوی نیست.

نازنین در تاریخ ۸ تیر ۱۳۹۵ ساعت ۱۴:۴۱ دربارهٔ غزل ۲۹۵


با سلام ، دوستان عزیز وزن شعر همان مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن است وزنی که شما فرموده اید درست نیست برای تشخیص نادرستی آن کافیست هجای اول یک مصراع را با وزن مقایسه کنید ؛ چنان که می بینید هجای اول تمام ابیات یا بلند است یا کشیده که در هر دو حالت وزن باید با هجای بلند آغاز شود درصورتی مفاعلن با هجای کوتاه آغاز می شود .

محسن حیدرزاده در تاریخ ۸ تیر ۱۳۹۵ ساعت ۱۲:۲۱ دربارهٔ غزل ۵۵۲


درود.به نام ادب و ادبیات و با کدام پیشینه بعضی دوستان به صرف امروزی بودن هنری پتک بر سندان شخصیتی میکوبند که شخصیت وزینش در این اشفته بازار موسیقی بر همگان ثابت شده؟؟؟دوستانی که جناب چاوشی را بدون هیچ ملاحظه ای و فقط و فقط به صرف اینکه امروزیست میکوبند و حتا حاضر نیستند نیکی کارش را ببینند خود بفرمایند در مقام خصوصی و عمومی خویشتن آیا باعث شده اند فقط یک جمع ده نفره به بیت شعری گرایش پیدا کنند؟بی انصافی تا کجا؟؟؟ مگر نه اینکه امروز چاوشی بهترین بهترینهاست و تنها کسی ست که باعث پیوند و همراه کردن جوانان امروز با آثار بزرگانی چون مولاناست.چه دوست داشته باشید و چه نه.چه خوشایندتان باشد و چه نه.ایشان امروز بهترین وادی موسیقی ایران است با هواخواهان بیشماری که تعصب روشن و سنجیده ای دارند و باید هزاران بار خدا را شکر کرد که این گنجینه گرایش به آثار وزین بزرگان دارد و کارهای آنان را در قالب کار خویش شنیدنی میکند…خوب بود چنین گنجی مثل هزاران تجربه بی ارزش دیگر رو به عشقبازیهای مسخره و امروزی می آورد؟؟….هدف شما از کوچک شمردن و نادیده گرفتن و هیچ انگاشتن چیست؟؟؟ چرا که هرگز با انداختن سنگریزه به اقیانوس ذره ای از بزرگی اقیانوس کاسته نمیشود….دیگر اینکه مولانا همانقدر به من و شما تعلق دارد که به چاوشی و نامجو و هر کس دیگری.حتا بزرگترین شاعر امروز به واسطه بزرگی و شعرش هم نمیتواند خود را صاحب منظر مطق بداند و فکر کند چون اسم دارد و شعر دارد پس هر چه او میگوید همان است…هنر یعنی جذب کردن دیگران به آفریده یا اندیشه ای که فکر میکنیم بهترین است نه پراکندن مشتاقان….شادزی و مهرافزون

جلال در تاریخ ۸ تیر ۱۳۹۵ ساعت ۱۲:۰۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۲۸۰


به راستی که اثر محسن نامجو با این سروده بی نهایت شنیدنی ست.من که به :گر سنگ فتنه بارد….میرسد به هم میریزم….
شادزی و مهرافزون

جلال در تاریخ ۸ تیر ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۳۳ دربارهٔ غزل ۴۹۵


باز آمده ای کو که به ماگوید راز
هان بر سر این دوراهه از روی نیاز
چیزی نگذاری که نمی آیی باز

امید بهرامی در تاریخ ۸ تیر ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۲۷ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۱۱


با سلام
در مصراع آخر این غزل واژه ی ” وی ” قافیه ی میانی را مختل کرده است. با توجه به اینکه در تمامی ابیات قافیه میانی رعایت شده، ” قدمی نرفته ز کوی آن ” صحیح به نظر می رسد .

ذبیح اله رنجبر در تاریخ ۸ تیر ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۱۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۷۷


دوستان دقیقاً می‌ش «گر نیستی تو ماده زان شاه نر به رقص آ» و «ای شیرجوش دررو» را معنی کنید؟

مریم در تاریخ ۸ تیر ۱۳۹۵ ساعت ۸:۲۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۸۹


«قلماش» واژه‌ای ترکی است و به معنی بیهوده، یاوه، هرزه و نامعقول است.

«تَنگ» به‌معنی بار است و تَنگ شکر درست است؛ اما استاد حسام‌الدین سراج در تصنیف بسیار زیبای خود، به‌اشتباه خواننده‌اند «تُنگ شکر».

سرمۀ سپاهان: بهترین سنگ سرمه، سنگ سرمۀ اصفهان بوده است.

مریم در تاریخ ۸ تیر ۱۳۹۵ ساعت ۷:۵۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۷۹۲


در دو بیت پایانی، جای بزم سلطانی و سرّ ربانی باید عوض شود.

آن‌هم سرّ ربانی است، نه سیر ربانی.

مریم در تاریخ ۸ تیر ۱۳۹۵ ساعت ۷:۴۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۷۹۲


به باور یهودیان و مسیحیان، فرزند قربانی حضرت ابراهیم، اسحاق بوده است.

از صدر اسلام در تعیین نام ذبیح، بین مفسّران اسلامی اختلاف‌نظر وجود داشته است؛ اما این اختلاف‌نظرها از قرن هفتم هجری به بعد، اندک‌اندک فروکاسته و نام اسماعیل به‌عنوان نامزد قربانی در سنّت اسلامی به ثبت رسیده است.

در شعر کهن ما، معمولاً قربانی همان اسحاق است.

مریمی در تاریخ ۸ تیر ۱۳۹۵ ساعت ۷:۳۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۷۹۲


مصراع آخر را چیزی افتاده است.

امیر در تاریخ ۸ تیر ۱۳۹۵ ساعت ۷:۳۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۰۲


روفیای گرامی،
مصدر هشتن ( هلیدن) را هنوز کرمانیان صرف میکنند
همانند بسیاری فعل های کهن دیگر مانند تمباندن ، خراب کردن ، و تمبیدن خراب شدن و واژه ای زیبا و باب دل
شما و دکتر کیخا “” تو تمب ، تو تم “”از درون تمبیدن ،خراب شدن برای “افسردگی های درون زا” . واین نه تنها در درون آدمیان که درون کاریزهای کهن نیز رخ میدهد،
تو تم میکنند واز آب دادن باز می مانند. باری؛
بهل ! بگذار ( بل )، نملم ( نمی هلم ، نمی گذارم)
و کرمانیان البته لر نیستند
و به گمانم شیخ هم در بیتی منسوب به او:
چو ….اندر شکم پیچد فرو هل !!
که باد اندر شکم باری است بر دل .
ببخشایید نقل کفر هم کفر نیست.

گمنام در تاریخ ۸ تیر ۱۳۹۵ ساعت ۶:۳۰ دربارهٔ دوبیتی شمارهٔ ۹۲


سلام
در آوازی از آقای افتخاری در مصراع اول به جای “زهجرانت” “ز بخت بد” اومده

یاسر در تاریخ ۸ تیر ۱۳۹۵ ساعت ۱:۴۴ دربارهٔ دوبیتی شمارهٔ ۱۲۵


۵۳۶۹

کمال در تاریخ ۸ تیر ۱۳۹۵ ساعت ۱:۱۵ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۲۰۸


دو نفر درباره قافیه بیت سوم اشکال وارد کرده‌اند. قضیه ظاهرا بر می‌گردد به آن‌چه ادبای قدیم «ذال معجم» می‌نامیدند. این صفحه ویکی‌پدیا را ببینید:
https://fa.wikipedia.org/wiki/ذال_معجم#cite_note-2

محسن در تاریخ ۸ تیر ۱۳۹۵ ساعت ۱:۰۷ دربارهٔ غزل ۲۷۳


سعدی استاد ایجاز است.در بیت
جانور از نطفه میکند شکر ازنی برگ تر از چوب خشک و چشمه زخارا
حقیقتا زیبا از ایجاز استفاده کرده.درود بر روح بزرگش
از نظرات اقای کیخا و اقا رضا بسیار استفاده کردم. از زحمت کشان گنجور سپاس دارم.

جواد شهرکی گزمه در تاریخ ۸ تیر ۱۳۹۵ ساعت ۰:۲۶ دربارهٔ غزل ۱


[۱] [۲] [۳] … [صفحهٔ آخر]