گنجور

غزل شمارهٔ ۶۵

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست

ساقی کجاست گو سبب انتظار چیست

هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار

کس را وقوف نیست که انجام کار چیست

پیوند عمر بسته به موییست هوش دار

غمخوار خویش باش غم روزگار چیست

معنی آب زندگی و روضه ارم

جز طرف جویبار و می خوشگوار چیست

مستور و مست هر دو چو از یک قبیله‌اند

ما دل به عشوه که دهیم اختیار چیست

راز درون پرده چه داند فلک خموش

ای مدعی نزاع تو با پرده دار چیست

سهو و خطای بنده گرش اعتبار نیست

معنی عفو و رحمت آمرزگار چیست

زاهد شراب کوثر و حافظ پیاله خواست

تا در میانه خواسته کردگار چیست

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

همایون شجریان » مستور و مست » مستور و مست

محمد معتمدی » گاهی سه گاهی » ساز و آواز

علیرضا افتخاری » پادشاه فصل ها » پیوند عمر

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

مستوران برابر پردگیان است انانکه در پرده مانده اند حالا ذات وگوهرهای مینویی باشند یا انانکه خویش پنهان میکنند از چشم مردمیان

جمشید پیمان نوشته:

از خون پُـر است دفترِ تاریخِ این دیار

جمشید پیمان

گُل سر کشیده هر طَـرَف امّا بهار نیست
در شعله زارِ خفته ردی از شرار نیست

از بس که لاله ها به سحر سر بریده اند
نقشی دگر به خاطری از لاله زار نیست

دارم امید رویش شادی به جان، چه سود
زین غمسرای کهنه به قلبم قرار نیست

می جوشد از گلوی تمنّای من عطش
آبی،نمی، دگر به لب چشمه سار نیست

این جا درخت واحدِ جنگل نمی شود
مفهوم هر درخت بجز شرحِ دار نیست

می خواهم عاشقی کنم،امّا کدام عشق
باروت اگر چه هست،سرِ انفجار نیست

در جست و جوی صبح چه شب ها به من گذشت
جز رنگ مبهمی ز سحر در غبار نیست

کو وقت خوش رفیق که گویم غنیمت است*
دانی که غیر دَرد درین رهگذار نیست

از خون پُـر است دفتر تاریخِ این دیار
هنگامه ی ورود به شعر و شعار نیست

دریا دلی، ز هیبتِ این صخره ها مترس
اکنون درنگ پاسخِ این انتظار نیست

بنشسته ای کنار و به میدان نمی شوی
سر داده ای شعار که اینجا سوار نیست.

اکنون نمان به بسترِ نرمِ خیال خویش
عزم تو هست و چاره ی دیگر به کار نیست

*حافظ گفته است:
هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار

چنگیز گهرویی نوشته:

بیت هفتم این غزل .سهو و خطای بنده گرش اعتبار نیست .معنی عفو و رحمت امرزگار چیست در اینجا بدین صورت میباشد در معنی مصرع اول دقت فر مایید اگر سهو و خطای بنده اعتباری ندارد .معنی عفو و رحمت خدای چیست مسلم است که تکمیل کننده هم نیستند توجه کنید که مصرع اول مضمون جایز الخطا بودن انسان را دارد.به نظر و با توجه به رجوع اینجانب به تصحیح های دیگر صحیح بیت به صورت ذیل میباشد ..( سهو و خطای بنده گرش هست اعتبار . معنی عفو و رحمت امر زگار چیست .

چنگیز گهرویی نوشته:

در بیت هفتم مصرع اول ایهام بسیار زیبای بنده قابل ذکر میباشد ۱/بنده به معنی من (اول شخص مفرد )۲/ بنده به معنی عبد .افریده و مخلوق و ادم و انسان . به نظر اینجانب معنی نزدیکتر و صحیح تر معنی دومی میباشد و مراد شاعر نیز دومی میباشد

فرشید نوشته:

باصدای همایون شجریان

بهمن نوشته:

در نسخه ستیشگر بیت هفتم به صورت:
سهو و خطاى بنده گرش هست اعتبار
معنى…..
آمده است، به نظر در “گرش اعتبار نیست” با توجه به مصرع بعدى ناقض معنى کلى بیت است!!

سیدمحمدحسین ممجد نوشته:

خوش ترزعیش وصحبت وباغ وبهار چیست
ساقی کجاست گو سبب انتظار چیست
عیش=طرب وخوشی حقیقی/بودن باحق
اندیشه عیش بی حضورش
ترسم که بدو رسد نخواهم
صحبت=مصاحبت/هم نشینی/گفتگوی خوش/سخن حضرت حق
باغ:گلستانی از گلهای معنوی.به این معنا قرآن باغ است.اشعار حافظ باغ است.کنج خلوت شما اگر بایاد حق قرین شد باغ است.
بهار:عمری که بایاد دوست بگذرد
“بهار عمر خواه ایدل وگرنه این چمن هرسال
چونسرین صد گل آردباروچون بلبل هزارآرد”
ساقی:کسی که شراب معرفت وعشق برایمان به ارمغان می آورد
“صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن
دورفلک درنگ ندارد شتاب کن”
“ساقیا درگردش ساغرتعلل تابچند
دور چون باعاشقان افتد تسلسل بایدش”

خداوندگار آواز: سیاوش نوشته:

این غزل روحانی رو با صدای ملکوتی حضرت استاد شجریان همراه با زخمه های مردانه زنده نام لطفی در ابوعطا بشنوید و ببینید که با ابوعطای عشق داند تفاوت از زمین تا آسمان است.

میلاد نوشته:

جناب ممجد متاسفم که این شعر با طرز تفکر شما مطابقت نداره ولی لطفا تصورات خودتون رو به شعر حافظ بزرگ نسبت ندید
تک تک ابیات و کل ابیات این غزل در کنار هم معنای حقیقی غزل رو کاملا روشن بیان میکنه و به هیچ وجه مطالب و تفاسیر شما ربطی به مفهوم و معنای این غزل حافظ بزرگ نداره

سهیل قاسمی نوشته:

بیت پنج: مستور و مست هر دو چو از یک قبیله اند. شاید جناس بودن مستور و مست را از یک قبیله دانسته.
بیت هفتم: گرش اعتبار نیست. یعنی اگر این که «بنده ممکن است سهو و خطا کند» را به رسمیت نمی شناسید و برای این موضوع اعتباری قایل نیستید، پس این که خدا آمرزنده و بخشنده و رحیم است را چه طوری معنی می کنید؟ یعنی اگر بطور کلی «سهو و خطا» برای بنده، قابل پذیرش نیست؛ پس نیازی نیست که خدا چیزی را ببخشد! پس مجالی برای سهو و خطا گذاشته شده تا آمرزگار آن را ببخشد.

محمد تقی زاده نوشته:

درود.
در بیت هفتم میخواهد بخشنده بودن خداوند را بگوید و میگوید که اگر انسان خطا کار است و بار ها میکند، پس چرا آمرزگار (خداوند) هر بار او را میبخشد؟!!!!
و در ژرفای معنی میگوید که خداوند برایش مهم نیست که بنده چکار میکند و در عین حال و بدون هیچ چشم داشتی او را میبخشد…

کانال رسمی گنجور در تلگرام