غزل شمارهٔ ۴۷۶
نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی
گذر به کوی فلان کن در آن زمان که تو دانی
تو پیک خلوت رازی و دیده بر سر راهت
به مردمی نه به فرمان چنان بران که تو دانی
بگو که جان عزیزم ز دست رفت خدا را
ز لعل روح فزایش ببخش آن که تو دانی
من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست
تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی
خیال تیغ تو با ما حدیث تشنه و آب است
اسیر خویش گرفتی بکش چنان که تو دانی
امید در کمر زرکشت چگونه ببندم
دقیقهایست نگارا در آن میان که تو دانی
یکیست ترکی و تازی در این معامله حافظ
حدیث عشق بیان کن بدان زبان که تو دانی



با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکیدرج | ارسال به فیسبوک
حاشیهها
تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.
بهمن شریف (مـُرید مولانا) نوشته:
با ادب فراوان
در بیت ۶ غزل ۴۷۶ آمده
امید در کمر زرکشت چگونه ببندم
ولی در نسخه های از قبیل قدسی . خانلری . و نیساری آمده نبندم و
در بیت ۷ در نسخه قزوینی و خانلری آمده بدان زبان و در اینجا آمده بهر زبان واقف به آن هستم که در معنا فرق چندانی نیست .
تمنا دارم راهنمائی فرمائید
—
پاسخ: همچنان که عنایت دارید مشکل در تفاوت نقل نسخههاست، متن حاضر با دو نسخه از دیوان حافظ به تصحیح قزوینی-غنی که در اختیار اینجانب است مطابقت دارد.
بهمن شریف (مـُرید مولانا) نوشته:
و مجدد اضافه میکنم که
در بیت ۳ آمده جان عزیزم ولی در بیشتر نسخه ها هست جان ضعیفم و در بیت ۴ من این دو حرف نوشتم آمده در صورتی که در بسیاری از نسخه ها آمده نبشتم
ظاهرا” در گذشته بیشتر نبشتم معمول بوده !!
باره دیگر نیازمند راهنمائی هستم
تشکر
—
پاسخ: موارد ذکر شده را با نسخ در اختیارم مقایسه کردم و متن آنها مطابق متن حاضر است. در مورد دلیلی که ارائه کردهاید (نبشتن و نوشتن) در گنجور ما اصل را بر آن گذاشتهایم که تا حد ممکن یکدستی اشعار را حفظ کنیم و از ایجاد ملغمهای از تصحیحات مختلف دوری کنیم. از این جهت همان که متن اصلی یک تصحیح معتبر با متن نقل شده در اینجا مطابقت داشته باشد برای ما کافی است. حاشیهها میتوانند جایگاهی برای نقل نسخ بدل و جایگزینهایی باشند که به سلیقهی ادبدوستان بهتر و مناسبترند. از دقت نظر جنابعالی ممنونم.
حمیدرضا نوشته:
مصرع دوم بیت پنجم از آن سعدی است:
«سر از کمند تو سعدی به هیچ روی نتابد
اسیر خویش گرفتی بکش چنان که تو دانی»
رضا حمیدی زاده نوشته:
با سلام و احترام به اقدام ادیبانه شما
در بیت جهارم فکر میکنم که “نداند” به جای “ندانست” وزن مصراع را کاملتر میکند. به اعتقاد اینجانب سکون “ست” در پابان این مصراع سکته را باعث میشود.
بازهم سپاسگزار از خدمت
طوطی شکر خا نوشته:
از اصطلاحات و ریزه کاری های علم کیمیا که در این غزل بکار رفته است، معلوم میشود که خواجۀ رندان بر رموز این علم خفیه کاملا” مسلط بوده است.