گنجور

غزل شمارهٔ ۴۱

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

اگر چه باده فرح بخش و باد گل‌بیز است

به بانگ چنگ مخور می که محتسب تیز است

صراحی ای و حریفی گرت به چنگ افتد

به عقل نوش که ایام فتنه انگیز است

در آستین مرقع پیاله پنهان کن

که همچو چشم صراحی زمانه خون‌ریز است

به آب دیده بشوییم خرقه‌ها از می

که موسم ورع و روزگار پرهیز است

مجوی عیش خوش از دور باژگون سپهر

که صاف این سر خم جمله دردی آمیز است

سپهر برشده پرویزنیست خون افشان

که ریزه‌اش سر کسری و تاج پرویز است

عراق و فارس گرفتی به شعر خوش حافظ

بیا که نوبت بغداد و وقت تبریز است

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

محمدرضا شجریان » مرغ خوش خوان » ساز و آواز (شور)

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ادریس امینی نوشته:

صراحی : ظرف شراب

علیرضا نوشته:

گویند شاه عباس پس از اینکه شهرهای ایران را یکی پس از دیگری گرفت به فکر تصرف تبریز می افتد ..به دیوان حافظ رجوع میکند تا تردید خود را بر طرف سازد که با این بیت روبرو میشود
عراق و فارس گرفتی به شعر خوش حافظ
بیا که نوبت بغداد و وقت تبریز است

دکتر ترابی نوشته:

سپهر بر شده ، پرویزنی است خون پالای
که ریزه اش سر کسری و تاج پرویز است
خون پالای ، چه کار پرویزن پالودن است، ریز از درشت جدا کردن، ( آبکش را درشت پالای نیز می خوانند به درستی)
و اما ، آستین مرقع یاد سعیدی سیرجانی را در دل دوستداران زنده می کند ،

فرهاد نوشته:

درست میفرمایید جناب دکتر ترابی. و چه ریزبین بود زنده یاد سعیدی سیرجانی که از میان اینهمه ترکیبها که در دیوان حافظ و سایر شاعران است “آستین مرقع” را انتخاب کرد.

مرتضی نوشته:

سلام
جمله dardi یا dordi امیز ؟

فرهاد نوشته:

جناب مرتضی‌
dord می‌باشد.

منظور از صاف سر خم شرابِ صافیست که در بالای ‌خم ظاهر میشود، و درد‌ها ته‌نشین میشوند. اما حافظ می‌گوید حتا شراب صاف سر خم نیز با درد آلوده شده است. معنی بیت میشود: از این دنیای نابکار انتظار خوشی‌ نداشته باش، که حتا کوچکترین شادیهای ظاهری آن‌ هم با غم و اندوه آلوده است

میرذبیح الله تاتار نوشته:

سلام
همه ابیات مقطع حافظ زیبا وقابل تامل است :
عراق و فارس گرفتی به شعر خوش حافظ
بیا که نوبت بغداد و وقت تبریز است
حافظ بااشعار خوش و شورانگیزخویش عراق فارس را را مسخر کردی ، حال نوبت بغداد وتبریز فرارسیده است. این شاعربزرگوار درضمیرباطن خود اراده نفوذ در سایربلاد را داشت .
الحمدالله حال که می بنیم درجهان خواننده ومحبانش خیلی زیاد است.

سهیل قاسمی نوشته:

پرویزن یعنی الک (غربال)
می گوید آسمان مثل ِ یک غربال ِ بالا گرفته شده ی خون افشان است که چیزی که از آن می ریزد سر ِ کسرا و تاج ِ پرویز است.
اینجا صفت ِ بر شده برای سپهر، ضرورتی ندارد! چون نمی خواهد در باره ی سپهر توضیح بدهد. ولی «بَر شده پرویزَن» یک طوری حالت ِ پرویزن را نشان می دهد. یعنی الکی که در بالا قرار گرفته.
من «سپهر، بَر شده پرویزنی ست…» می خوانم

سهیل قاسمی نوشته:

بیت ِ دوم: به عقل نوش را «با احتیاط بنوش» معنی می کنم.
بیت ِ پنجم: دور ِ باژگون ِ سپهر بخت ِ برگشته است که چون خُم ِ واژگونه می ماند. که حتا شراب ِ سر ِ خم هم که می بایست صاف (گوارا) باشد، به خاطر ِ واژگونگی، با دُرد آمیخته شده است (بدمزه شده است)

Mahdiyar نوشته:

معنی این شعر رو کسی میتونه لطف کنه و بنویسه؟؟

وحید قاسمی نوشته:

به نظر من “بر شده” می تواند هم صفتی برای سپهر و هم برای پرویزن باشد بسته به محل قرار دادن کاما، ایضا معنی “بر شده” هم به نظر من “بر افراشته شده” و “بالا گرفته شده” می تواند باشد با این حساب می توان گفت:
سپهر برافراشته شده، پرویزنیست… یا
سپهر، پرویزنِ بالا گرفته شده ایست…
که به نظر من معنی اول زیبا تر است چون بیت و شعر در مورد دور گردون و سپهر باژگون است.

کانال رسمی گنجور در تلگرام