گنجور

غزل شمارهٔ ۳۴

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

رواق منظر چشم من آشیانه توست

کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست

به لطف خال و خط از عارفان ربودی دل

لطیفه‌های عجب زیر دام و دانه توست

دلت به وصل گل ای بلبل صبا خوش باد

که در چمن همه گلبانگ عاشقانه توست

علاج ضعف دل ما به لب حوالت کن

که این مفرح یاقوت در خزانه توست

به تن مقصرم از دولت ملازمتت

ولی خلاصه جان خاک آستانه توست

من آن نیم که دهم نقد دل به هر شوخی

در خزانه به مهر تو و نشانه توست

تو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرین کار

که توسنی چو فلک رام تازیانه توست

چه جای من که بلغزد سپهر شعبده باز

از این حیل که در انبانه بهانه توست

سرود مجلست اکنون فلک به رقص آرد

که شعر حافظ شیرین سخن ترانه توست

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مهمان‌نوازی حافظ نوشته:

[…] از خود حافظ چاره‌جویی کنند. به دیوان حافظ تفأل زدند، این بیت […]

نصرت الله حلمی نوشته:

با آن که متن این غزل با نسخه علامه قزوینی و دکتر غنی مطابق است ولی اعتقاد دارم در مصرع اول بیت نخست اشتباهی وجود دارد و کلمه آشیانه غلط است و باید آستانه باشد زیرا کلمات رواق ، منظر و آستانه اصطلاحات معماری در ساختن بناهای مسکونی قدیم بوده است . در مصرع دوم کلمه فرود آ بمعنای وارد شدن به خانه است . اگر بیت اول را به همین صورت که هست بخوانیم مثل این است که حافظ معشوق و منظور خود را بصورت پرنده ای در آسمان تصور کرده و به او خطاب میکند که چشم من آشیانه ای برای تواست و از آسمان برای نشستن در این آشیانه پائین بیا که معنائی بسیار سخیف و دور از تعابیر والای حافظ است . در ادبیات کهن فارسی به سرای فرود آمدن بمعنای واردشدن در خانه بکار میرفته است . عبید زاکانی با اشاره و زبان طنز میگوید(…غلام خواجه را گفت که خاتون به سرای فرود آمد و خواجه گفت ای کاش خانه بر خاتون فرود می آمد …)

زینب نوشته:

من آن نیم که دهم نقد دل به هر شوخی
تو این مصراع کلمه های نقد و شوخ به چه معنایی هستن؟ اگه ممکنه معنی این مصراعو می خواستم بدونم

قاسم ف نوشته:

در جواب زینب:شوخ در ادبیات قدیم به معنی چرک،گستاخ وعشوه گر می باشد بدین ترتیب خواجه میگوید من به هر عشوه گر فریبکار ویا آلوده (به ریا)دل نمی بندم ومصرع دوم دلم در گرو مهرف توست

مسعود نوشته:

https://www.youtube.com/watch?v=lmGZopJvz28
نشانی یوتیوب غزل با صدای دلنشین استاد شجریان

ناشناس نوشته:

رواق منظر چشم من آشیانه توست
کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست
به لطف خال و خط از عارفان ربودی دل
لطیفه‌های عجب زیر دام و دانه توست
دلت به وصل گل ای بلبل صبا خوش باد
که در چمن همه گلبانگ عاشقانه توست
علاج ضعف دل ما به لب حوالت کن
که این مفرح یاقوت در خزانه توست
به تن مقصرم از دولت ملازمتت
ولی خلاصه جان خاک آستانه توست
من آن نیم که دهم نقد دل به هر شوخی
در خزانه به مهر تو و نشانه توست
تو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرین کار
که توسنی چو فلک رام تازیانه توست
چه جای من که بلغزد سپهر شعبده باز
از این حیل که در انبانه بهانه توست
سرود مجلست اکنون فلک به رقص آرد
که شعر حافظ شیرین سخن ترانه توست

ناشناس نوشته:

با بوزش برخی مواقع که می خواهیم نوشته را حذف یا تغییر دهیم چکار باید کنیم؟؟

محدث نوشته:

نمی دانم در ابتدای دیوان فرصت شیرازی یا در جایی دیگر خوانده ام که فرصت تصمیم داشت در کنار حافظ دفن شود. روزی به همین نیت در کنار گور پر نور حافظ به دیوانش تفال زد و این غزل آمد. فرصت هم به گریه افتاد و… قبرش هم نزدیک مزار حافظ عزیز است.

میرذبیح الله تاتار نوشته:

سلام
این غزل دقیقا درزمان شاه شجاع سروده شده است گویند زمانیکه شاه بدور از شیراز بوده نامه ای را به حافظ میفرستت و ایشان را نزد خویش می خواند ،حافظ در پاسخ دعوت شاه این غزل را سروده مودبانه عذرمسافرت را می خواهد.
شاه شجاع خود اهل شعروادب بود ومجالس شبانه اش پیوسته از شعراوسخنوران زینت می یافت .
حضرت حافظ دربیت اول دیدار شاه را در شیراز می خواهد می گوید تو درخانه خود برگرد .
دربیت دوم و سوم میگه بالطف کلام و رفتار نیکت امثال مرا مسحور خویش ساخته ای هرجاباشی خوش باشی.
در بیت چهارم و پنجم میگه : هرچند من قادر به سفروفیض حضور شما نیستم ،آرزو دارم شما مرا در شیراز به دیدارت منور سازی.
دربیت ششم اظهاروفاداری می کند
دربیت هشتم : میفرماید توچنان آدم زرنگ وماهرهستی که بااین زبان چرب ونرمت نه من ساده لوح را بلکه فلک را هم فریفته ای.
دربیت نهم به شاه میگوید : باارسال این غزل شرین که من سروده ام در مجلس تو توسط مطربان خوانده میشود یقینا زهره را در آسمان به رقص خواهی کشاند.

سهیل قاسمی نوشته:

بیت ششم شوخ به معنی ناپاک است
بیت آخر دو حالت می تواند تعبیر شود:
۱- مضمون شعر حافظ هستی
۲- ترانه ای که با موسیقی ات می خوانی سروده ی حافظ است
که هنگام گفتن اولی را گفتم اما دومی بهتر است!

گمنام-۱ نوشته:

جناب قاسمی،
گمان میبرم شوخ درین بیت به مانای زیبا، فریبا و دلرباست و نه ناپاک ، 

کانال رسمی گنجور در تلگرام