گنجور

غزل شمارهٔ ۱۶۵

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد

قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد

رقیب آزارها فرمود و جای آشتی نگذاشت

مگر آه سحرخیزان سوی گردون نخواهد شد

مرا روز ازل کاری به جز رندی نفرمودند

هر آن قسمت که آن جا رفت از آن افزون نخواهد شد

خدا را محتسب ما را به فریاد دف و نی بخش

که ساز شرع از این افسانه بی‌قانون نخواهد شد

مجال من همین باشد که پنهان عشق او ورزم

کنار و بوس و آغوشش چه گویم چون نخواهد شد

شراب لعل و جای امن و یار مهربان ساقی

دلا کی به شود کارت اگر اکنون نخواهد شد

مشوی ای دیده نقش غم ز لوح سینه حافظ

که زخم تیغ دلدار است و رنگ خون نخواهد شد

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

حسام الدین سراج » عشق و مستی » تیغ دلدار

رشید رضایی » تک آهنگ های رشید رضایی » عشق پنهان

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ملیحه رجایی نوشته:

قضای آسمان = فرمان قضا و قدر، سرنوشت ازلی، دستور روزگار
رقیب = حریف ، دشمن
آزار = جفا
آه سحر خیزان = دود دل عاشقان
سوی گردون = به آسمان، به گوش فلک
ازل = آغاز ، ابتدا
نفرمودند = امر نکردند، دستور ندادند
قسمت = نصیب، بهره
مُحتَسِب = مامور شرع
ساز شرع = نظام دین
دف = دایره زنگی
قانون = نوعی ساز، نظم و قاعده
چون نخواهد شد = به سبب آنکه مهیا نخواهد شد.
لوح سینه = پهنه سینه
دلدار= محبوب
رنگ خون نخواهد شد = رنگ خون از آن بیرون نمی رود.
معنی بیت ۲: دشمن برمن ستم رواداشته است و راه سازش و صلح را بسته. آیا دود دل عاشقان شب زنده دار به گوش فلک نمی رسد؟
معنی بیت ۷: ای چشم اشک آلود مدال عشق را از پهنه سینه حافظ پاک مکن زیرا این اثر از ضربه تیغ محبوب است و رنگ آن شستنی و پاک کردنی نیست.

کرم قلاوند نوشته:

رقیب در ادبیات عامه به معنای حریف ، دشمن و یا کسی که پا به پای کسی برای دستیابی به یک خواسته می کوشند و هر لحظه بدان می اندیشند که از یکدیگر پس نیفتند . اما در ادبیات کلاسیک ایران و به ویژه در غزلیات خواجه ، رقیب به معنای پاسبان است .

امین کیخا نوشته:

جناب قلاوند به پهلوی رقیب می شود همال که به لری همچنین به کار می اید ، به قول جناب حمید رضا گوهری چابک رقیب هم به معنی بازیکن عروسک گردانی می باشد ، با درود

علیرضا رنجبر نوشته:

با سلام بر خوانندگان گرامی شاعر در این غزل اشاره بر قضا وقدر نیز دارند خوب است به اصل مطالب نیز اشاره شود و تنها در خصوص معنی لغات اظهار نظر نگردد در ابیات پایانی به مواارد دیگر که به بیت اول نیز تاحدی مربوط است اشاره میکند درد و زخم خواجه شیراز ناشی از چیست

دکتر ترابی نوشته:

درد عشق است و جگر سوز دوایی دارد!

این که چه و کدام و…… با خواننده است

هرکسی از ظن خودشد یارمن……

شرح سرخی بر حافظ نوشته:

این غزل در هنگام تصرف شهر شیراز توسط امیر مبارزالدین سروده شده است و جا دارد نگاهی کوتاه به چگونگی تصرف شیراز به روایت مطلع السعدین بیندازیم :
امیرمبارزالدین دیگر از پیمان شکنی های پی در پی ابو اسحاق خسته و از حملات مکررش به محدوده ی حکومتی اش دل آزرده شده بود ،قصد حمله به شیراز را برای یکسره کردن کار ابو اسحاق نمود . و در اول محرم سال ۷۵۴ به سمت شیراز حرکت کرد . چون خبر حمله ی امیر مبارزالدین به گوش ابو اسحاق رسید ، طی جلسه ای مولانا قاضی عضد اینجی که از دانشمندان بزرگ عهد ابواسحاق بود شاه را تشویق به صلح کرد و ابواسحاق پذیرفت و خود او را مامور تهیه ی تدارکات این صلح نمود . قاضی عضد پذیرفت و در در سیرجان به خدمت امیر مبارزالدین که از یزد آمده بود رسید . امیر مبارزالدین که خود احترام زیادی به قاضی عضد داشت نسبت به او احترام فراوانی به جای آورد و پنجاه هزار سکه برای رفع حوایجش پرداخت و نیز ده هزار دینار نیز به همراهانش بخشید ولی به او گفت که دیگر هیچ اعتمادی به سخن ابواسحاق ندارد وگره ی این کار جز به نیروی شمشیر باز نخواهد شد و اشاره ای کرد که ابواسحاق هشت بار عهد شکنی کرده است . در مدت زمانی که قاضی عضد در اردوی امیر بود فرزند ش شاه شجاع از علم و فضایل قاضی عضد بهره ی فراوانی برد و از آن جایی که از هوش بسیار سرشاری برخوردار بود و در هشت سالگی قرآن را حفظ بود و این هوش وافر او باعث شده بود از معاشرت با چنین افرادی نهایت استفاده را ببرد و با این که جنگ های متعدد پدرش اجازه نداده بود که از دروس مدرسه به طور مرتب استفاده کند ولی سرآمد زمان خود بود تا آن جایی که حافظ در مورد او می فرماید :
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت به غمزه مسله آمــــــــوز صد مدرس شد
به هر حال قاضی عضد نتوانست امیر را قانع نماید و امیر مبارزالدین که به پیروزی خود اطمینان داشت در اواسط صفر سال ۷۵۴ به فارس رسید و شیراز را در محاصره آورد و هفت ماه این محاصره به طول انجامید و در طی آن فرزند بزرگ امیر شاه مظفر در گذشت و جنازه اش را به میبد فرستادند . از شاه مظفر دو دختر و چهار پسر به جای ماند .پسران او به ترتیب :
شاه یحیی – شاه منصور – شاه حسین – شاه علی بودند که در طول دیوان حافظ ما مکرر با اسامی شاه یحیی و شاه منصور بر خورد می نماییم .
با وجود تمام این ناراحتی ها امیر مبارزالدین ناامید نشد و دست از محاصره ی شیراز برنداشت و از طرفی ابواسحاق به جای چاره اندیشی به میگساری روی آورد و بد تر از آن به بهانه های مختلف مردم شیراز را آزرد و چند تن از سادات شیراز از حمله امیر سید حاجی ضراب که از اجله ی سادات شیراز بود کشت و قصد جان رئیس ناصرالدین عمر رئیس محله موردستان را کرد که وی از قصد ابواسحاق باخبر شد و دروازه ی بیضا که باغشاه امروز است و در اختیار او و زیر دستانش بود گشود و به این ترتیب در سوم شوال ۷۵۴ امیر مبارزالدین وارد شیراز گردید و ابواسحاق به تنهایی از شیراز گریخت .

ابراهیم نوشته:

هیچوقت از خاطرم پاک نمی شود روزی که با این مصرع مهر حافظ در دلم نشست ..(مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد )
کمتر شاعری مانند حافظ سراغ دارم که اینگونه مقام چــشــم را در شعر ارج نهاده باشد ..

ستاره نوشته:

مجال من همین باشد که پنهان عشق او ورزم
کنار و بوس و آغوشش چه گویم چون نخواهد شد
تمام افسانه‌ها و ماجراهای عاشقانه همین یک بیته.

میرزا نوشته:

بسیار عالی …

فقط، حس کردم تو بیتِ
خدا را محتسب ما را به فریاد دف و نی بخش
که ساز شرع از این افسانه بی‌قانون نخواهد شد
با تغییر «از این افسانه» به «زین افسانه» ، وزن شعر بهتر رعایت میشه.
ممنون میشم نظر بدید.
شاد باشید.

کمال نوشته:

فالی درمدح این غزل:
ای صاحب فال،به نظرمیرسددرفکریک
تغییراساسی هستیدکه این تغییرتنهابا،،
یک تحول اساسی به وقوع می پیونددو
بابرنامه ریزی میسرمی شود.زندگی های،
معمولی محکوم به تحمل شرایط،،،،،،،،،،،،،،
بیرونی هستند،چنانچه قانون الهی و،،،،،،،
سنت های اورابشناسیدمیتوانیدتحولی
عمیق ایجادکنیدوگرنه به آنچه دارید،،،،،
قانع باشیدکه قسمت وتقدیرمقدرشده،،
است.

دواجی نوشته:

رقیب ، مدعی ، دشمن از دیدگاه حضرت حافظ همان شیطان است که بارها وبارها مترصد فرصت است تا با لطایف الحیل انسان را به زانو در آورد وزمینگیرش سازد.

سالک نوشته:

در نسخه ای که که بنده دارم این بیت هم دیده میشود.
شبی مجنون به لیلی گفت کای محبوب بی همتا ،،،، ترا عاشق شود پیدا ولی مجنون نخواهد شد

کمال داودوند نوشته:

ایول،بنده این غزل رابادوستان به اشتراک گذاردم.

میلادی رومی نوشته:

سلام و عرض ادب خدمت جناب سالک
من کتاب حافظ از دکتر خرم شاهی رو مطالعه کردم ایشون تو کتابشون گفتن که تو منبع معتبری این بیت اشاره نشده بهش ولی بسیار حافظانه ست…
من خودم به خاطر علاقه زیادم به بیتش یه بار دگ این بیت رو مینویسم
“شبی مجنون به لیلی گفت کای محبوب بی همتا
تو را عاشق شود پیدا ولی مجنون نخواهد شد”
از دیگر اساتید هم تقاضا میکنم اگر اطالاعاتی دارند ما رو در مستفیض کنند.!
با عرض ارادت به تمام علاقه مندان به ادب پارسی

کیا نوشته:

سلام ؛)
میرزای گرامی…
هیچ گونه تفاوتی در خوانش این بیت
چه با “از این” چه با “زین” بوجود نمی آید.
چرا که همزه در این جا حذف میشود و به صورت
” شَر عَ زین ” خوانده میشود.
موفق باشید..

کانال رسمی گنجور در تلگرام