گنجور

غزل شمارهٔ ۱۴

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب

گفت در دنبال دل ره گم کند مسکین غریب

گفتمش مگذر زمانی گفت معذورم بدار

خانه پروردی چه تاب آرد غم چندین غریب

خفته بر سنجاب شاهی نازنینی را چه غم

گر ز خار و خاره سازد بستر و بالین غریب

ای که در زنجیر زلفت جای چندین آشناست

خوش فتاد آن خال مشکین بر رخ رنگین غریب

می‌نماید عکس می در رنگ روی مه وشت

همچو برگ ارغوان بر صفحه نسرین غریب

بس غریب افتاده است آن مور خط گرد رخت

گر چه نبود در نگارستان خط مشکین غریب

گفتم ای شام غریبان طره شبرنگ تو

در سحرگاهان حذر کن چون بنالد این غریب

گفت حافظ آشنایان در مقام حیرتند

دور نبود گر نشیند خسته و مسکین غریب

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۰ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

نیما نوشته:

فال برای مریم:

شما به موفقیت و سعادت رسیده ای و باز هم خدا به شما لطف می کند و خدا با شماست. آنچه را که می جویی به کمک خدا می یابی, مسافرت برای شما شانس می اورد. در ازدواج با فرد مورد علاقه ات درنگ مکن.

امین کیخا نوشته:

عکس به معنی بازتاب می باشد ، اولین دوربین وعکاسی در ایران ١٨٤٠ عکس می گرفت در حالیکه در فرانسه تنها یک سال پیش تر عکس گرفته بود ، یعنی ١٨٣٩، دلیل ان اهمیت نقاشی در ایران و نیز نرمشپذیری فقیه هان ایرانی بوده است زیرا هنوز بعضی از فقیهان کشورهای مسلمان عکس گرفتن را درست نمی دانند.

ناشناس نوشته:

رخشان می گوید حافظ نام و آوازه ای بزرگ بر جای گذاشته است

روفیا نوشته:

یعنی عکس معنای وارونه نداره ؟
فکر کردم شاید اولین تصاویری که انسانها از اشیائ دیدند مثلا ان سوی عدسی محدب و وارونه بوده و به همین دلیل اسمشو عکس گذاشتند .

شمس الحق نوشته:

نظر دلپذیری است دکتر کیخا ، معکوس و عکس .

شمس الحق نوشته:

ناشناس جان جناب رخشان که باشند ؟

مریم نوشته:

در ازدواج با دختر یا زن مورد علاقه ات درنگ مکن

س ،م نوشته:

اشکالی کوچک
کلمه ی مسکین در آخر بیت اول و بیت آخر تکرار شده
و این با نظم متداول غزل همخوانی ندارد
گفت حافظ آشنایان در مقام حیرتند
دور نبود گر نشیند خسته و مسکین غریب
آیا بهتر نبود جای مسکین غمگین می نوشت
گفت حافظ آشنایان در مقام حیرتند
دور نبود گر نشیند خسته و غمگین غریب

س ، م نوشته:

خسته به معنای امروزی زبان ما نیست ، ما ، خسته را به معنای« مانده » بکار می بریم
خسته یعنی زخمی
امروز در افغانستان میگویند « مانده شدی » به جای خسته شدی ِ ما ایرانیان
درمابده ، وامانده ، ….

میرذبیح الله تاتار نوشته:

سلام
گفت حافظ آشنایان در مقام حیرتند
دور نبود گر نشیند خسته و مسکین غریب

گفت حافظ آنهایکه باما آشناهستند دچار حیرت و سرگردانی اند؛ عجیب نیست اگر غریبی مثل تو رنجور وخسته وپریشان باشد

کانال رسمی گنجور در تلگرام