گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

می‌دمد صبح و کله بست سحاب

الصبوح الصبوح یا اصحاب

می‌چکد ژاله بر رخ لاله

المدام المدام یا احباب

می‌وزد از چمن نسیم بهشت

هان بنوشید دم به دم می ناب

تخت زمرد زده است گل به چمن

راح چون لعل آتشین دریاب

در میخانه بسته‌اند دگر

افتتح یا مفتح الابواب

لب و دندانت را حقوق نمک

هست بر جان و سینه‌های کباب

این چنین موسمی عجب باشد

که ببندند میکده به شتاب

بر رخ ساقی پری پیکر

همچو حافظ بنوش باده ناب

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

شهرام نوشته:

من حس میکنم در بیت ششم مصراع اول یک ناهماهنگی نسبت به مصراع های دیگر وجود داره. مثلا اگر این بود:
لب و دندانت را حق نمک
فکر میکنم وزنش درست
می بود امکان هم داره من درست نخونم. به هر حال متشکرم

ناشناس نوشته:

اگر “دندانت” را با نون (دوم) ساکن بخوانیم به نظرم وزن مشکلی ندارد.

امین کیخا نوشته:

تکرار کلمات احساس ریختن تکراری ژاله وتکرار گرفتن جام را به یاد می اورد

علی هاشمی زنوز نوشته:

کله بست سحاب: ابر در آسمان گسترده شده و پرده انداخته.
الصبوح: باده صبحگاهی
المدام المدام یا احباب: همیشه و پیوسته باشد ای یاران (این شراب)
افتتح …: بگشا ای گشاینده درها
بیت ۷: میتوان به دو صورت خواند:
… که ببندند میکده به شتاب
یا
… که ببندند میکده بشتاب (عجله کن)

امین کیخا نوشته:

کله بستن خیمه زدن

مهدی نوشته:

درمصراع آخر اون باده ناب یا باده ی ناب

فرنوش نوشته:

ببخشید میشه بگید توی این بیت کجاش تشبیه داره؟

حسین نوشته:

کله بست سحاب: ابر روی خود را نشان داد(دهخدا) پس شما هم ای اصحاب روی خود را نشان دهید که صبح شده(در مصرع بعد)

سپهر نوشته:

جسارتا وزن شعر را اشتباه نوشتید زیرا شروع آن جز در مصرع لب و دندانت را حقوق نمک، در سایر مصرع ها فاعلاتن هستش نه فعالان : می دمد صبح و کله بست سحاب ۰ فاعلاتن مفاعلن فعلن
با سپاس

سپهر نوشته:

فعالان = فعلاتن

سهیل قاسمی نوشته:

@ سپهر:
همونه فرقی نداره. شاعر می تواند در رکن اول بجای فعلاتن، فاعلاتن بیاورد. در بسیاری از شعرهای
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
در برخی مصراع ها فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن می آید. اما بحر شعر همان فعلاتن نوشته می شود. اختیارات شاعری است.

سهیل قاسمی نوشته:

«در میخانه بسته اند دگر» و «لب و دندان ت را حقوق ِ نمک» و «که ببندند میکده به شتاب» با فعلاتن شروع شده اند.

سهیل قاسمی نوشته:

برای من جالب است بارها بنشینم و این سطر را:
لب و دندان ت را حقوق ِ نمک
هست بر جان و سینه های کباب
به شکل های مختلف بخوانم و حال کنم! اول بگویم که اگر لب و دندان ات را در جان و سینه ی ِ من فرو کنی اشکال ندارد چون بر گردن ِ جان ِ من حق ِ نان و نمک داری. بعد فکر کنم که سینه ی مرغ را که کباب می کنی با نمک خیلی خوشمزه می شود. بعد بگویم که دندان ِ معشوق شبیه ِ سنگ ِ نمک بوده و وقتی در سینه ی کباب ِ من فرو می کند بسیار لذت بخش است! و بعد بگویم که با آن لب و دندان نمکینت زدی همه ی جان ها و سینه ها را کباب کردی و از این دست!

ناشناخته نوشته:

آقا سهیل،
توصیه میکنم با همان جوجه کباب حال بفرمایید و گرد شعر و ادبیات خط بکشید، به مصلحتتان است،
از من گفتن بود

کانال رسمی گنجور در تلگرام