غزل شمارهٔ ۱۲
ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما
آب روی خوبی از چاه زنخدان شما
عزم دیدار تو دارد جان بر لب آمده
بازگردد یا برآید چیست فرمان شما
کس به دور نرگست طرفی نبست از عافیت
به که نفروشند مستوری به مستان شما
بخت خواب آلود ما بیدار خواهد شد مگر
زان که زد بر دیده آبی روی رخشان شما
با صبا همراه بفرست از رخت گلدستهای
بو که بویی بشنویم از خاک بستان شما
عمرتان باد و مراد ای ساقیان بزم جم
گر چه جام ما نشد پرمی به دوران شما
دل خرابی میکند دلدار را آگه کنید
زینهار ای دوستان جان من و جان شما
کی دهد دست این غرض یا رب که همدستان شوند
خاطر مجموع ما زلف پریشان شما
دور دار از خاک و خون دامن چو بر ما بگذری
کاندر این ره کشته بسیارند قربان شما
ای صبا با ساکنان شهر یزد از ما بگو
کای سر حق ناشناسان گوی چوگان شما
گر چه دوریم از بساط قرب همت دور نیست
بنده شاه شماییم و ثناخوان شما
ای شهنشاه بلنداختر خدا را همتی
تا ببوسم همچو اختر خاک ایوان شما
میکند حافظ دعایی بشنو آمینی بگو
روزی ما باد لعل شکرافشان شما



با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکیدرج | ارسال به فیسبوک
حاشیهها
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.
حمیدرضا نوشته:
ای فروغ حسن ماه یا ای فروغ ماه حسن؟؟؟؟
رسته نوشته:
ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما.
پرسیدهاند که کدامیک درست است: ماه حسن؟ یا حسن ماه؟
در نسخه های علامه قزوینی و افشار٬ماه حسن٬ آمده است ، در نسخه ی کتابخانه ی ایاصوفیه در ترکیه که به سال ۸۱۲ تا ۸۱۷ هجری قمری کتابت شده و نسخه ی موزه ی ملی دهلی که به سال ۸۲۴ قمری کتابت شده هم چنین است ولی در تمام چاپ های تصحیح شده ی دیوان حافظ، تا آنجا که بنده میدانم ٬ حسن ماه٬ آمده است.
آیا این اختلافها از روی تصادف و اتفاق است؟
به نظر بنده این گرایش به تصحیح متن از روی قواعد ادبی است. حسنِ ماه رابطه ی صفت و موصوفی دارد و در سنت ادبی امروزی ایرانی ملموس و مقبول است در حالی که ترکیب ( ماهِ حسن) تا اندازهای سوءهاضم آور است، تا آنجا که باید دوباره و سه باره بیت را بخوانی تا خیال آن را در ذهن خود جا بیندازی و آخر سر هم با شک و شبه از آن بگذری و یا نگذری.
ولی اگر از منظر دیگری به قضیه بنگریم موضوع را میتوان روشنتر کرد. دیوان حافظ متی از ادبیات ایران است . ولی این فقط بخشی از واقعیت است. واقعیت این است که این دیوان نه تنها متن ادبی فارسی دری است بلکه سندی مغانی است. سنت مغان در ایران زمین را میتوان تا شش هزار و هفت هزار سال پیگیری کرد.
یکی از سنتهای مغان در ایران زمین دیدن موجودی بوده است که نام های مختلف از آن نقل شده است:
به دیوان شمس نگاه کنید
http://ganjoor.net/moulavi/shams/ghazalsh/sh1247/
دی منجم گفت دیدم طالعی داری تو سعد
گفتم آری، لیک از ماه روز افزون خویش
مه چه باشد با مه من، کز جمال و طالعش
نحس اکبر سعد اکبر گشت در گردون خویش
در دیوان شمس و مثنوی معنوی میتوان توصیف های فراوانی از ماه درون به دست آورد. همین موضوع را میتوان در آثار عارفان مغانی دیگر به فراوانی به دست آورد. سنایی و عطار و نظامی توصیف های روشنی از آن به دست داده اند.
به دیوان حافظ نگاه کنید:
http://ganjoor.net/hafez/ghazal/sh406/
گفتا برون شدی به تماشای ماه نو
از ماه ابروان منت شرم باد، رو
کل غزل را به دقت بخوانید تا وصف ماه درون به دستتان بیاید.
حافظ دیدار های تکان دهنده ای از این ماه درون به دست داده است . ماهی که از خورشید هم پر فروغ تر است:
http://ganjoor.net/hafez/ghazal/sh220/
خورشید خاوری کند از رشک جامه چاک
گر ماه مهر پرور من در قبا رود
http://ganjoor.net/hafez/ghazal/sh146/
فروغ ماه میدیدم ز بام قصر او روشن
که رو از شرم آن خورشید در دیوار میآورد
نتیجه آنکه : ادیبانی که مطابق قواعد ادبی، صفت و موصوف، تشبیه، استعاره، مجاز … متن را تصحیح کردهاند گفتهاند ٬ حسن ماه٬ . که اغلب چنین است. ولی دانشمندانی مثل علامه قزوینی به متن قدیم وفادار مانده اند.
آنچه حافظ میدیده است صفتی از ماه آسمان نبوده است، تشبهی از ماه آسمان به دست نداده است بلکه ٬ ماه حسن٬ در نظر او از خورشید روشنتر بوده است. عارفان مغانی ماه درون و یا ماه حسن را به صورت موجودی باالذات می نگرند در حالی که ادیبان آن را با صفت و اوصاف در خیال تصویر می کنند. اختلاف از اینجا است.
شادان کیوان نوشته:
با اجازهُ جناب رسته که توضیحات زیبایی در زمینهُ ترتیب کلمات ماه و حسن داده اند، مختصری را که بنظرم میرسد را ارائه میدهم.
بنظر من در این مصرع کلمهُ حسن با حای مضموم و سین ساکن را باید حسن با حا و سین مفتوح بمعنای زیبا و صاحب حسن تعبیر و تفسیر کرد و تبدیل این حسن(فتحه فتحه)به حسن (ضمه ساکن) را اولا بواسطهُ ضرورت شعری دانست و در عین حال بواسطهُ آنچه که من آنرا به مکیدن شکلات سویسی ای تشبیه میکنم که شما آنرا با لذت از گوشه ای به گوشهُ دیکر دهان میگردانید و میلغزانید و با این کار شیرینی و حلاوت بیشتری از آن میگیرید و بامیل و رغبت میبلعید.
اگر قرار بود که شعر را ای فروغ حسن ماه از روی رخشان شما بخوانیم، میشد یک شعر مدرسه ای و کلاسیک در حالیکه این هنر خواجه است که با این پیچ و تابهای ناب شاعرانه خود ما را به تفکر و تجسم و تصور وادارد و طنین شعرش را تا مدتی در گوش هوش ما حفظ نماید.
تعبیر دیگری که میتوان بکار برد اینستکه در این بیت خواجه ماه را که خود مظهر زیبایی است در مقابل زیبایی یار کافی نمیبیند و لذا با افزودن حسن، اطلاق دومی بر مطلق اولی میاقزاید تا تأکید ی بر موُکد کرده باشد و بقول امروز دو قبضه اش کند پس ترکیب ” ماه حسن” را آفریده است.