گنجور

شمارهٔ ۷۷

 
ظهیر فاریابی
ظهیر فاریابی » قطعات
 

بزرگوارا من در میان اهل عراق

به نعمت تو که محسود همگنان بودم

هموم و وحشت غربت بر آن تنعم و ناز

که داشتم به وطن اختیار فرمودم

چو طبع میل بدین خطه کرد و بود خطا

صواب دیدم و با او خلاف ننمودم

خرد نصیحت من کرد و من نکردم گوش

زمانه پند همی داد و من بنشنودم

دو سال خدمت این قوم کردم و امروز

ز بخت شاکر و از روزگار خشنودم

به جام هیچ بزرگی شبی نبردم دست

به نان هیچ کریمی دهن بنگشودم

خمار باده پارین هنوز در سرمست

که لب به جرعه ای از جام کس نیالودم

چو مدتی بکشیدم عنا بدانستم

که خاک خوردم چون مار و باد پیمودم

به ترک گفتم و رفتم چو اندرین دولت

چو دنب خر ز گزی هیچ می نیفرودم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام