به هنگامِ سیهروزی عَلَم کن قَدِّ مردی را
ز خونِ سرخفامِ خود بشوی این رنگِ زردی را
نصیبِ مردمِ دانا به جز خونِ جگر نَبوَد
در آن کشور که خلقش کرده عادت هرزهگردی را
ز لیدرهای جمعیت ندیدم غیر خودخواهی
از آن با جبر کردم اختیار اقدامِ فردی را
کنون تازم چنان بر این مبارزهای نالایق
که تا بیرون کنند از سر هوای همنبردی را
شبی کز سوزِ دل شد برقِ آهم آسمانپیما
چو بختِ خود سیه کردم، سپهرِ لاجوردی را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات و افکار شاعر درباره وضعیت نامناسبی که در آن قرار دارد میپردازد. شاعر به یادآوری از سختیها و رنجهایی که متحمل شده، میپردازد و از اینکه این مشکلات به نوعی طبیعی برای مردم تبدیل شدهاند، ابراز تاسف میکند. او همچنین به خودخواهی رهبران جمعیت و بیعملی آنها اشاره کرده و از تصمیم به اقدام فردی در مقابل این مشکلات سخن میگوید. در نهایت، شاعر به شدت بر مبارزه علیه این نالایقیها تأکید کرده و به ناامیدی از سرنوشت خود در دنیای ناامن اشاره میکند.
هوش مصنوعی: زمانی که در روزگار سختی و ناامیدی هستی، باید علم و پرچم خود را برافراشته کنی و با خون خود، نماد مردانگی و شجاعت را زنده نگهداری تا رنگ زردی که نشاندهنده ضعف و پژمردگی است، از بین برود.
هوش مصنوعی: در کشوری که مردمش به بیخودگردی عادت کردهاند، سهم افراد دانا چیزی جز رنج و زحمت نخواهد بود.
هوش مصنوعی: از رهبرهای جمعیت هیچ غیر خودخواهی ندیدم و به همین دلیل، با وجود فشار و اجبار، تصمیم به اقدام فردی گرفتم.
هوش مصنوعی: اکنون با تمام قوا به مبارزه با این دشمنان ناتوان میروم تا آنها را وادار کنم که آرزوی نبرد با من را از سر بیرون کنند.
هوش مصنوعی: شبی که به خاطر دلسوزیام آهم به حدی بلند شد که مثل یک آتشبازی به آسمان رفت، سرنوشت خود را تیره و تار کردم، و آسمان آبی را هم تحت تأثیر قرار دادم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.