به زندان قفس مرغ دلم چون شاد میگردد
مگر روزی که از این بند غم آزاد میگردد
ز آزادی جهان آباد و چرخ کشور دارا
پساز مشروطه با افزار استبداد میگردد
تپیدنهای دلها ناله شد آهستهآهسته
رساتر گر شود این نالهها فریاد میگردد
شدم چون چرخ سرگردان که چرخ کجروش تا کی
به کام این جفاجو با همه بیداد میگردد
ز اشک و آه مردم بوی خون آید که آهن را
دهی گر آب و آتش دشنهٔ فولاد میگردد
دلم از این خرابیها بود خوش زانکه میدانم
خرابی چونکه از حد بگذرد آباد میگردد
ز بیداد فزون آهنگری گمنام و زحمتکش
علمدار و علم چون کاوهٔ حداد میگردد
علم شد در جهان فرهاد در جانبازی شیرین
نه هرکس کوهکن شد در جهان فرهاد میگردد
دلم از این عروسی سخت میلرزد که قاسم هم
چو جنگ نینوا نزدیک شد داماد میگردد
به ویرانی این اوضاع هستم مطمئن زآنرو
که بنیان جفا و جور بیبنیاد میگردد
ز شاگردی نمودن فرخی استاد ماهر شد
بلی هر کس که شاگردی نمود استاد میگردد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به مضامینی چون امید به آزادی و تغییرات اجتماعی اشاره دارد. شاعر از وضعیت ناگوار زندانی بودن دلش میگوید و آرزوی آزادی از غم و درد را در قلبش دارد. او به تاثیرات مشروطه و استبداد اشاره میکند و بیانگر نالههای دل مردم است که به فریادی برای عدالت و آزادی تبدیل میشود. شاعر به ناامیدی و بیعدالتی اجتماعی اشاره کرده و از آثاری چون علم و هنر که میتواند به نجات جامعه کمک کند، یاد میکند. همچنین به ویرانی وضعیت موجود و احتمال بهبود اوضاع در آینده امیدوار است. در نهایت، یادآوری میکند که هر کس از مشکلات و سختیها درس بگیرد، میتواند به استادی و کمال برسد.
هوش مصنوعی: مرغ دل من در قفس زندانیاش با وجود غمها باز هم شاد میشود، فقط امید دارم روزی از این بند و غمها رهایی یابد.
هوش مصنوعی: پس از اینکه مشروطه به پیروزی رسید، با استفاده از ابزارهای استبداد، جهان به آزادی و پیشرفت میرسد و کشور به حالت بهتری خواهد رسید.
هوش مصنوعی: دلها به آرامی و تند تند میتپند و این تپشها به ناله تبدیل میشود. اگر این نالهها شدت بگیرد، به فریاد تبدیل خواهد شد.
هوش مصنوعی: من مانند چرخ گردان و سرگردانی هستم که نمیدانم تا کی به خواستههای این ظالم پاسخ میدهد و با همه ظلم و بیعدالتیاش، همچنان به دور خود میچرخد.
هوش مصنوعی: از گریه و ناله مردم بوی خون به مشام میرسد، چون اگر آهن را با آب و آتش مواجه کنی، دشنهٔ فولادی شکل میگیرد.
هوش مصنوعی: دل من از این ویرانیها ناراحت نیست، زیرا میدانم که وقتی ویرانی از حد بگذرد، دوباره به آبادانی میرسد.
هوش مصنوعی: از ظلم و بیعدالتی، آهنگری ناشناخته و زحمتکش، مانند کاوه آهنگر، به کارش ادامه میدهد و علم و هنر را در دست میگیرد.
هوش مصنوعی: علم و دانش در جهان مانند عشق فرهاد به شیرین است. در این دنیا هر کسی که مثل فرهاد به دنبال تلاش و کوشش در مسیری دشوار برود، به یاد او خواهد ماند.
هوش مصنوعی: دل من به شدت نگران و مضطرب است از این عروسی، زیرا یادآور کارزار نینوا است و به نظر میرسد قاسم نیز به سرعت به دامادی نزدیک میشود.
هوش مصنوعی: من از ویرانی اوضاع مطمئن هستم، زیرا پایههای ظلم و ستم بدون اعتبار و بنا در حال نابودی است.
هوش مصنوعی: فرخی به عنوان شاگرد یاد میگیرد و به یک استاد ماهر تبدیل میشود. در واقع، هر کسی که به یادگیری و شاگردی بپردازد، میتواند در آینده به مقام استاد برسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مگر بازم دل از زخم جفایی شاد میگردد
که مرگم گرد جان بهر مبارک باد میگردد
به فتراک محبت من همان صید گرفتارم
که بسمل گشته و گرد سر صیاد میگردد
به جای باده خون در ساغرست امروز خسرورا
[...]
ز شیرینکاری من، بیستون آباد میگردد
قلم در پنجهٔ من تیشه فرهاد میگردد
صبا بفرست، اگر مکتوب و قاصد نیست رسم تو
به بوی التفاتی خاطر ما شاد میگردد
هوا را گر چنین میپرورد نفس هوش پیشه
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.