بستهٔ زنجیر بودن هست کارِ شیر و من
خونِ دل خوردن بُوَد از جوهرِ شمشیر و من
راستی گر نیستم با شیر از یک سلسله
پس چرا در بند زنجیریم دائم شیر و من
با دلِ سوراخ شب تا صبح گرمِ نالهایم
ماندهایم از بس به زندانِ جفا زنجیر و من
بر درِ دیرِ مغان و خاک ما چون بگذری
با ادب همّت طلب کن ای جوان از پیر و من
یک سرِ مو وا نشد هرگز گره از کارِ دل
با هزاران جِدّ و جَهد ناخنِ تدبیر و من
مشکلِ دل فرخی آسان نشد چون قاصِریم
در بیانِ این حقیقت قوهٔ تقریر و من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان احساسات و مشکلات خود میپردازد. او از زنجیر و بندهایی صحبت میکند که به نوعی نماد احساس فشار و مشکلات زندگیاش هستند. او با تاثیر از نیرویی چون شیر که نماد قدرت است، در مواجهه با درد و رنجهای دل خود میتواند مقایسهای انجام دهد. شاعر از عشق و آرزوهای خود مینالد و نشان میدهد که باوجود تلاش و کوشش، همچنان درگیر مشکلات عاطفی است. به طور کلی، این شعر به نوعی جستجوی حقیقت و آرزوی آزادی از قید و بندهای زندگی و دل اشاره دارد.
هوش مصنوعی: من گرفتار زنجیر هستم، در حالی که کار شیر شجاعت و قدرت است. اما من در دل غم و اندوه میسوزم و رنج میبرم، چون از ذات و طبیعت شمشیر، فقط درد و خونریزی نصیبم شده است.
هوش مصنوعی: اگر من از یک نوع نیستم و شیر نیز بخشی از آن است، پس چرا همواره در بند زنجیریم، من و شیر؟
هوش مصنوعی: ما با دل شکسته تا صبح در حال نالهایم و از شدت رنج و سختی، در قفسِ ظلم و بیرحمی گرفتار شدهایم.
هوش مصنوعی: وقتی از مقابل در خانقاه و محل مجاور میگذری، با احترام و ادب از کسانی که تجربه بیشتری دارند، تلاش و هدفی طلب کن، ای جوان.
هوش مصنوعی: با تمام تلاش و کوشش هایم، نتوانستم هیچ مشکلی از درد و دل خود را حل کنم و گرهی از کارهایم باز کنم.
هوش مصنوعی: مشکلات قلبی فرخی سختتر از آن است که به آسانی بتوانم آن را بیان کنم، زیرا قدرت بیان من کافی نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.