ای شمر شرمی از خدا خنجر مکش خنجر مکش
آزرمی از روز جزا خنجر مکش خنجر مکش
نخل بلندش سرنگون زین سمندش واژگون
سر خاک ره تن غرق خون خنجر مکش خنجر مکش
آخر چه خیزد روسیه از کشتن این بی گنه
مفکن سرش بر خاک ره خنجر مکش خنجر مکش
مژگان نمناکش نگر رخسار پر خاکش نگر
اندام صد چاکش نگر خنجر مکش خنجر مکش
زخم تنش زانجم فزون وز چرخش اختر سرنگون
کارش به کام چرخ دون خنجر مکش خنجر مکش
شد سر به سر ربع و دمن از خون او وزاشک من
بحر نجف کان یمن خنجر مکش خنجر مکش
رخشش ز پویه سست پی میدان هستی کرده طی
تن چاک چاک از تیر ونی خنجر مکش خنجر مکش
مطلوب اگر سیم است وزر مقصود اگر جان است و سر
مالم هبا خونم هدر خنجر مکش خنجر مکش
گیتی به کینش تاخته چرخش به خاک انداخته
ایام کارش ساخته خنجر مکش خنجر مکش
لب خشک و مژگان پرنمش عطشان به لب بر خاتمش
وز زندگی آخر دمش خنجر مکش خنجر مکش



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به طور مستقیم به مظلومیت و ظلمی که به امام حسین در واقعه عاشورا روا داشته میشود، میپردازد. شاعر از شمر درخواست میکند که از کشتن حسین و خشونت علیه او خودداری کند و او را به رحمت خدا و روز جزا یادآوری میکند. توصیفاتی از حال و احوال حسین، از جمله زخمها و تشنگیاش، به تصویر کشیده میشود و شاعر با بیان احساسات خود، بر درد و رنج حسین تأکید دارد. در پایان، عشق و ایثار حسین به اوج میرسد و شاعر با تأکید بر بیگناهی او، او را مورد ستایش قرار میدهد.
هوش مصنوعی: ای شمر، از خدا شرم کن و خنجر را نکش. به یاد روز جزا باش و باز هم خنجر را نکش.
هوش مصنوعی: نخل بلندش به پایین افتاده و سمندش به زمین خورده است. بدن او در خاک غوطهور است و دریاچهای از خون در اطرافش ایجاد شده. خنجر را نکش، خنجر را نکش.
هوش مصنوعی: در پایان چه نتیجهای برای روسیه از کشتن این بیگناه حاصل میشود؟ سرش را بر زمین بگذار و خنجر را نکش، خنجر را نکش.
هوش مصنوعی: به چشمهای نمناک او نگاه کن، به صورت پُر خاک او بنگرد، به اندام خوشتراشش دقت کن، اما خنجر را از آغوش بازدار.
هوش مصنوعی: زخمهای او از زخمهای گذشته بیشتر است و به خاطر چرخش ستارهها، کارش به بدی افتاده است. اما تو خنجر را نکش!
هوش مصنوعی: تمام دمنوش و صحنهی رو به رو تحت تاثیر اشک من و خون اوست. به گونهای که بحر نجف را مانند یمن پر از لطافت و زیبایی میسازد. از کسی خواسته میشود که خنجر را نکشد، به این معنا که به جنگ و درگیری نپردازد.
هوش مصنوعی: چهرهاش از حرکت و جنبش در میدان زندگی ملتهب و آشفته است. او با بدن رنجور و زخمی، به دنبال نیامدی و حمله از جانب من نیست.
هوش مصنوعی: اگر خواستهات پول و ثروت است، یا اگر هدف تو جان و امنیت من است، پس چرا مرا با خنجر میزنی و خونم را به هدر میدهی؟ خنجر خود را برنیار.
هوش مصنوعی: جهان بر اثر کینهاش به چرخش افتاده و روزگار، آن را به خاک انداخته است. این روزگار کار خود را انجام داده، پس خنجر را نکش.
هوش مصنوعی: لبهای خشک و مژههای پرنمش به شدت تشنهاند و بر لب او مینگرند. از زندگی، در آخرین لحظهاش، خنجر را از او دور نکن.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.