اوفتد یوسف دیگر ز تو در چاه دگر
در هراسم ز دم گرگ تو ای خیره سحر
ز این دم گرگ بر آهوی حرم یوز متاز
هان و هان این دم شیر است ببازی مشمر
از دم گرگ تو شیران خدا رو به صید
از دم گرگ تو سگ های هوا شیر شکر
هم هژبران جدل را دم گرگت دم شیر
هم غزالان حرم را دم شیرت سر خر
شرمی ای چرخ و به بنگاه فنا گاه گزین
رحمی ای مهر و به چه سار عدم راه سپر
باش و تا شام ابد بر قدمی پیش منه
رو و تا روز قیامت نظری پس منگر
سهم بدخواه بس ای چرخ نهان ساز کمان
نیزه خصم بس ای مهر بینداز سپر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احساس ترس و ناامنی خود اشاره میکند. او نگران است که مبادا دوباره یوسفش در چاهی بیفتد و خطراتی که در اطراف او وجود دارد، او را تهدید کند. شاعر به شبیهسازی بین گرگ و شیر و سایر موجودات میپردازد و از خطراتی که میتوانند به او یا کسانش آسیب بزنند، ابراز نگرانی میکند. در نهایت، او از زمان و سرنوشت میخواهد که لطف و رحم کند و تا روز قیامت به جلو روند و به او نگاه نکند، و در برابر دشمنان خود دفاع کند.
هوش مصنوعی: دیگر یوسف (نماد محبوب) تو به قهری جدید در چاهی دیگر خواهد افتاد و من از صدای گرگ تو که در کمین است، به شدت نگرانم ای صبح زود.
هوش مصنوعی: از این لحظه بر هوشیاری خود بیفزای، زیرا خطر در کمین است. اینجا فرصتی برای سهلانگاری نیست، زیرا ممکن است که شیر وحشی به شکار نزدیک شود و نباید این را دست کم بگیری.
هوش مصنوعی: از خطرات و چالشهایی که در زندگی وجود دارد، میتوان به فرصتهای بزرگ و دستاوردهای ارزشمند رسید. در عین حال، برخی افراد نیز ممکن است به دنبال بدیها و منافع خود باشند، در حالی که دیگران در جستجوی خوبیها و نیکیها هستند.
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به ویژگیهای متفاوت و گوناگونی است که در انسانها یا موجودات دیده میشود. به نوعی افرادی که در هنگام بروز چالشها و مشکلات، هوش و قوت خود را نشان میدهند، و همچنین کسانی که در دسترسی به نعمتها و زیباییها میتوانند از صفات مثبت خود بهرهبرداری کنند. این تضادها نشاندهنده تنوع و زیبایی زندگی و شخصیتهاست.
هوش مصنوعی: ای آسمان، کمی شرم کن و بر این دنیای فانی دلسوزی نشان بده. ای خورشید، چرا در این راه بیپناهان نگاه نمیکنی؟
هوش مصنوعی: باش و هرگز به عقب نگاه نکن، چه تا پایان روزگار و چه تا روز قیامت. فقط به جلو حرکت کن و از گذشته نگران نباش.
هوش مصنوعی: ای گردونهی روزگار، سهم دشمنان را پنهان کن، و ای مهر، سپر خصم را به دور بیفکن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از خضاب من و از موی سیه کردن من
گر همی رنج خوری، بیش مخور، رنج مبر!
غرضم زو نه جوانی است؛ بترسم که زِ من
خردِ پیران جویند و نیابند مگر!
رمضان رفت و رهی دور گرفت اندر بر
خنک آن کو رمضان را بسزا برد بسر
بس گرامی بود این ماه ولیکن چکنم
رفتنی رفته به و روی نهاده بسفر
سبکی کرد و بهنگام سفر کرد و برفت
[...]
عید شاداب درختیست که تا سال دگر
از گل و میوۀ او بوی همی یابی و بر
بوی آن گل بترازد چو خرد کار دماغ
بر آن میوه بتازد چو خرد سوی جگر
زین گل و میوه همان به که یکی گیرد بار
[...]
دستهها بسته به شادی بر ما آمدهای؟
تا نشان آری ما را ز دل افروز بهار؟
ای دلارام و دل آشوب و دلاویز پسر
عهد کرده بوفا با من و نابرده بسر
غم عشق تو روانم بلب آورده بلب
درد هجر تو توانم بسر آورده بسر
شمنان چون تو ندیدند و نبینند صنم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.