گنجور

 
یغمای جندقی

اوفتد یوسف دیگر ز تو در چاه دگر

در هراسم ز دم گرگ تو ای خیره سحر

ز این دم گرگ بر آهوی حرم یوز متاز

هان و هان این دم شیر است ببازی مشمر

از دم گرگ تو شیران خدا رو به صید

از دم گرگ تو سگ های هوا شیر شکر

هم هژبران جدل را دم گرگت دم شیر

هم غزالان حرم را دم شیرت سر خر

شرمی ای چرخ و به بنگاه فنا گاه گزین

رحمی ای مهر و به چه سار عدم راه سپر

باش و تا شام ابد بر قدمی پیش منه

رو و تا روز قیامت نظری پس منگر

سهم بدخواه بس ای چرخ نهان ساز کمان

نیزه خصم بس ای مهر بینداز سپر

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
کسایی

از خضاب من و از موی سیه کردن من

گر همی رنج خوری، بیش مخور، رنج مبر!

غرضم زو نه جوانی است؛ بترسم که زِ من

خردِ پیران جویند و نیابند مگر!

فرخی سیستانی

رمضان رفت و رهی دور گرفت اندر بر

خنک آن کو رمضان را بسزا برد بسر

بس گرامی بود این ماه ولیکن چکنم

رفتنی رفته به و روی نهاده بسفر

سبکی کرد و بهنگام سفر کرد و برفت

[...]

مشاهدهٔ بیش از ۶۷ مورد هم آهنگ دیگر از فرخی سیستانی
ازرقی هروی

عید شاداب درختیست که تا سال دگر

از گل و میوۀ او بوی همی یابی و بر

بوی آن گل بترازد چو خرد کار دماغ

بر آن میوه بتازد چو خرد سوی جگر

زین گل و میوه همان به که یکی گیرد بار

[...]

مشاهدهٔ بیش از ۶۱ مورد هم آهنگ دیگر از ازرقی هروی
منوچهری

دسته‌ها بسته به شادی بر ما آمده‌ای؟

تا نشان آری ما را ز دل افروز بهار؟

مشاهدهٔ ۱۱ مورد هم آهنگ دیگر از منوچهری
قطران تبریزی

ای دلارام و دل آشوب و دلاویز پسر

عهد کرده بوفا با من و نابرده بسر

غم عشق تو روانم بلب آورده بلب

درد هجر تو توانم بسر آورده بسر

شمنان چون تو ندیدند و نبینند صنم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه