ز هجرانت چنانم جان بسوزد
که بر جانم دل هجران بسوزد
ز می چون لعل سازی آتشین رنگ
خضر در چشمه حیوان بسوزد
ز جور پاسبانش بیم آن است
که آهم خانه کیوان بسوزد
مده زاهد رهم درکعبه ترسم
ز دود کفر من ایمان بسوزد
ز پیکان تو گفتم دل بسوزم
کنون ترسم ز دل پیکان بسوزد
سبق خوان کتاب عشق جانان
گنه نبود اگر قرآن بسوزد
چو شد یعقوب رخت افکند یغما
الهی کلبه احزان بسوزد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از شدت درد و احساس یادی که از معشوق دارد سخن میگوید. او به نوعی از سوزی که در دلش بهخاطر دوری معشوق وجود دارد اشاره میکند و میگوید که این هجران همچون آتش جانش را میسوزاند. شاعر همچنین به زیبایی و شراب اشاره میکند و میگوید که رنگ آتشین آن چقدر دلفریب است. او از مشکلات و سختیهایی که بهخاطر دوری معشوق و بیمهری میکشد میگوید و نگران است که این درد و غم باعث نابودی ایمان و روحش شود. در پایان، با اشاره به داستان یعقوب و يوسف، شاعر به شدت اندوه و گریهاش میپردازد و از خداوند طلب رحمت میکند. شعر در مجموع به عمق احساسات عاشقانه و درد جدایی پرداخته است.
هوش مصنوعی: از دوری تو چنان به شدت دلم میسوزد که انگار درد دوریات به جان من نفوذ کرده است.
هوش مصنوعی: از شراب مانند لعل، دلی آتشین بساز و رنگ سبز زندگی را در چشمه جوانی بیفروز.
هوش مصنوعی: از ترس ظلم و بیرحمی نگهبانش نگرانم که آه و نالهام ممکن است خانه کیوان را به آتش بکشد.
هوش مصنوعی: ای زاهد، مرا در کعبه راه نده زیرا میترسم که دود کفر و شک من، ایمان را بسوزاند.
هوش مصنوعی: من درباره تیر تو گفتم که دل را بسوزانم، حالا میترسم که دل خود تیر هم بسوزد.
هوش مصنوعی: خواندن کتاب عشق معشوق گناهی ندارد، حتی اگر باعث شود قرآن آتش بگیرد.
هوش مصنوعی: وقتی یعقوب از نظر یوسف بیخبر شد، دلش پر از اندوه گشت و احساس کرد باید تمام ناراحتیها و غمهایش را کنار بگذارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.