حلقه بر در زند ار شیخ بگو بارت نیست
شب آدینه برو ورد بخوان کارت نیست
صد رهم توبه ز می دادی و بشکستم باز
دهیم توبه عجب پر نفسی عارت نیست
حرفی ای عشق ندیدم ز تو در هیچ کتاب
تا چه علمی که کسی راوی اخبارت نیست
در حقیقت توئی ای کعبه خرابات مغان
کز مقیمان همه یک عاقل و هشیارت نیست
هیچ شد و هم خرد ای دهن دوست بگوی
تا چه سری که کسی آگه از اسرارت نیست
به امیدی که گرو شد به می ای شیخ ترا
دوست دارم به سر امروز که دستارت نیست
گر به خود نام خدائی نهی ای کعبه حسن
سجده آریم و نگوئیم سزاوارت نیست
من جهان دیده ام ای میکده در زیر فلک
سایه ای امن تر از سایه دیوارت نیست
به جز از خواجه بی مهر تو یغما زن و مرد
کس نبینم که درین شهر خریدارت نیست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تفسیر عشق و عرفان میپردازد و از کلیشهها و تعصبات مذهبی فاصله میگیرد. او به چالش مفهوم توبه و دعای مذهبی میپردازد و میگوید که در عشق واقعی، نیازی به قواعد سختگیرانه نیست. عشق را به عنوان کعبهای معرفی میکند که در آن عاقلان و هشیاران کمتر یافت میشوند و اشاره میکند که حقیقت عشق را نمیتوان در کتابها جستجو کرد. شاعر با اشاره به کعبهی خرابات و میکده، به نوعی بهرهمندی از عشق و میپردازد و بیان میکند که در این شهر، تنها عشق حقیقی و دوستدار اوست که ارزشمند است. در نهایت، او احساس کمبود را در جهان و جستجوی حقیقت در عشق و عرفان مطرح میکند.
هوش مصنوعی: اگر شیخ در را بکوبد، به او بگو که امشب شب جمعه است و کار تو خواندن ورد و دعاست، نه آمدن به نزد ما.
هوش مصنوعی: من صد بار از شراب نوشیدن توبه کردم و هر بار دوباره به سمت آن برگشتم. چقدر عجیب است که در این کار هیچ شرم و عذاب وجدانی احساس نمیکنم.
هوش مصنوعی: من از تو هیچ سخنی در هیچ کتابی ندیدم، زیرا هیچکس نیست که داستانهایت را روایت کند و به گوش دیگران برساند.
هوش مصنوعی: در واقع تو هستی ای کعبهی بینظیر مخوف، که در میان ساکنانش هیچ فرد عاقل و هوشیاری وجود ندارد.
هوش مصنوعی: هیچ چیز نیست و همه چیز در نظر میرسد، ای دهان عزیزم، بگو چه رازی در دل داری که کسی از اسرارت باخبر نیست.
هوش مصنوعی: به امیدی که به میخانه رفتم و آنجا به تو فکر میکنم، ای شیخ! امروز تو را دوست دارم حتی اگر بر روی سرت عمامه نباشد.
هوش مصنوعی: اگر خود را خدایی بنامی، ای کعبهی زیبایی، ما به تو سجده میکنیم و نمیگوییم که شایستهی این نیستی.
هوش مصنوعی: من در این دنیا سفر کرده و تجربههای زیادی کسب کردهام، اما هیچ جای امنتری از سایه دیوارهای میکده تو پیدا نکردهام.
هوش مصنوعی: به غیر از تو که هیچ توجهی به من نداری، در این شهر برای خریداری کردن هیچ زنی و مردی نمیبینم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.