دردسر می دهدم رنج خمار ای ساقی
به سر پیر مغان باده بیار ای ساقی
می مباح است به فردای قیامت گویند
شب غم نیست کم از روز شمار ای ساقی
ته پیمانه مستان به من افشان که سحاب
داد فیضی که به گل داد بخار ای ساقی
بنشین تا ز میان شور طرب بر خیزد
خیز تا غم بنشیند به کنار ای ساقی
می مهاراست و خرد بختی دیوانه بیار
بهر این بختی دیوانه مهار ای ساقی
واعظم بیم کند از سخط بار خدای
به سر رحمت او باده بیار ای ساقی
گردش دور فلک بین و بگردیدن جام
عمر در وجه تعلل مگذار ای ساقی
میکده دجله و می رحمت و تو ابرکرم
میکشان خاربن تشنه ببار ای ساقی
جان یغما همه از حسرت جامی است به لب
چشم در راهش از این بیش مدار ای ساقی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از ساقی درخواست میکند که در میکده بادهای بیاورد تا رنجهای خمار و غمها را فراموش کند. او بهعلاوه به موقت بودن دنیا و عمر اشاره میکند و از ساقی میخواهد تا به او کمک کند تا غم را کنار بزند و از لذتهای زندگی بهرهبرداری کند. شاعر همچنین به رحمت و فیض خداوند اشاره میکند و میخواهد که با بادهداری، از سردی و بیحالی دور شود. در نهایت، او خود را در حسرت یک جام میبیند و از ساقی میخواهد که او را در این انتظار یاری کند.
هوش مصنوعی: ای ساقی، برایم باده بیاور تا با آن دردسرها و رنجهای ناشی از خماری را فراموش کنم. از پیر مغان نیز خواهان باده هستم.
هوش مصنوعی: معنای این بیت این است که نوشیدن شراب در دنیا مجاز است و در روز قیامت به خاطر محدودیتهایی که در زندگی وجود دارد، نباید از شبهای غمناک و دشواریها صحبت کرد. بنابراین، ای ساقی، به جای یادآوری این غمها، باید به خوشیها و لذتها پرداخت.
هوش مصنوعی: پیکنوشی مستانه را برای من بریز و بگذار که بارانی که به گل میرسد، از بخار آسمان روییده، به من هم حیات و فیضی عطا کند. ای ساقی، لطفاً این جام را پر کن.
هوش مصنوعی: بنشین و منتظر بمان تا شادی و سرور از دل بیرون بیاید. سپس حرکت کن تا غم و اندوه از کنارت دور شود، ای ساقی.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به ساقی میگوید که با مهارت و خرد خود، دیوانهوار بختش را مهر و موم کند. او از ساقی میخواهد که برای این بخت دیوانهاش تدبیری بیندیشد و به او کمک کند. به عبارتی، شاعر در پی راهی است تا بختش را تحت کنترل درآورد و آن را به سمت خوبی هدایت کند.
هوش مصنوعی: از ترس خشم خداوند، بزرگترین بیم را دارم. ای ساقی، بادهای از رحمت او بیاور.
هوش مصنوعی: سختیهای زندگی و زمان را ببین و اجازه نده که لحظات عمر به بیهودگی بگذرد، ای ساقی!
هوش مصنوعی: محل شراب و سرور، مانند دجله است و شراب رحمت تو همچون ابری است که باران میبارد. ای ساقی، خارشهای تشنه را سیراب کن.
هوش مصنوعی: زندگی یغما، به خاطر حسرتی که بر دل دارد، سرشار از تمناست. ای ساقی، چشمهایم همیشه در انتظار آن جامی است، پس بیشتر از این انتظار نکش.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا توانی مده از کف به بهار ای ساقی
لب جوی و لب جام و لب یار ای ساقی!
نوبهارست و گل و سبزه و ما عمر عزیز
میگذاریم به غفلت مگذار ای ساقی!
موسم گل نبود توبه عشاق درست
[...]
دردسر می دهدم رنج خمار ای ساقی
پای نه پیش و بزن دست به کار ای ساقی
پی خونم سپه انگیخته گردون به فراز
کردم از ساغر و پیمانه حصار ای ساقی
بزم شد وادی ایمن و گرت آتش طور
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.