گنجور

پروین اعتصامی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲

 

کار مده نفس تبه کار رادر صف گل جا مده این خار را
کشته نکودار که موش هویخورده بسی خوشه و خروار را
چرخ و زمین بندهٔ تدبیر تستبنده مشو درهم و دینار را
همسر پرهیز نگردد طمعبا هنر انباز مکن عار را
ای که شدی تاجر بازار وقتبنگر و بشناس خریدار را
چرخ بدانست که کار تو چیستدید چو […]


متن کامل شعر را ببینید ...

پروین اعتصامی
 

پروین اعتصامی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۸

 

ای عجب! این راه نه راه خداستزانکه در آن اهرمنی رهنماست
قافله بس رفت از این راه، لیککس نشد آگاه که مقصد کجاست
راهروانی که درین معبرندفکرتشان یکسره آز و هواست
ای رمه، این دره چراگاه نیستای بره، این گرگ بسی ناشتاست
تا تو ز بیغوله گذر میکنیرهزن طرار تو را در قفاست
دیده ببندی و درافتی بچاهاین گنه تست، […]


متن کامل شعر را ببینید ...

پروین اعتصامی
 

پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » بلبل و مور

 

بلبلی از جلوهٔ گل بی قرارگشت طربناک بفصل بهار
در چمن آمد غزلی نغز خواندرقص کنان بال و پری برفشاند
بیخود از این سوی بدانسو پریدتا که بشاخ گل سرخ آرمید
پهلوی جانان چو بیفکند رختمورچه‌ای دید بپای درخت
با همه هیچی، همه تدبیر و کاربا همه خردی، قدمش استوار
ز انده ایام نگردد زبونرایت سعیش نشود واژگون
قصه نراند ز […]


متن کامل شعر را ببینید ...

پروین اعتصامی
 

پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » زاهد خودبین

 

آن نشنیدید که در شیروانبود یکی زاهد روشن روان
زنده‌دلی، عالم و فرخ ضمیرمهر صفت، شهرتش آفاق گیر
نام نکویش علم افراختهتوسن زهدش همه جا تاخته
همقدم تاجوران زمینهمنفس حضرت روح‌الامین
مسئلت آموز دبیران خاکنیتش آرایش مینوی پاک
پیش نشین همه آزادگانپشت و پناه همه افتادگان
مرد رهی، خوش روش و حق پرستروز و شبش، سبحهٔ طاعت بدست
جایگهش، کوه و بیابان […]


متن کامل شعر را ببینید ...

پروین اعتصامی
 

پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شوق برابری

 

نارونی بود به هندوستانزاغچه‌ای داشت در آن آشیان
خاطرش از بندگی آزاد بودجایگهش ایمن و آباد بود
نه غم آب و نه غم دانه داشتبود گدا، دولت شاهانه داشت
نه گله‌ایش از فلک نیلفامنه غم صیاد و نه پروای دام
از همه بیگانه و از خویش نهدر دل خردش، غم و تشویش نه
عاقبت، آن مرغک عزلت گزینگشت بسی خسته […]


متن کامل شعر را ببینید ...

پروین اعتصامی
 

پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » صاعقهٔ ما، ستم اغنیاست

 

برزگری پند به فرزند دادکای پسر، این پیشه پس از من تراست
مدت ما جمله به محنت گذشتنوبت خون خوردن و رنج شماست
کشت کن آنجا که نسیم و نمی استخرمی مزرعه، ز آب و هواست
دانه، چو طفلی است در آغوش خاکروز و شب، این طفل به نشو و نماست
میوه دهد شاخ، چو گردد درختاین هنر دایهٔ […]


متن کامل شعر را ببینید ...

پروین اعتصامی
 

پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » کارآگاه

 

گربهٔ پیری، ز شکار اوفتادزار بنالید و نزار اوفتاد
ناخنش از سنگ حوادث شکستدزد قضا و قدرش راه بست
از طمع و حمله و پیکار ماندکارگر از کار شد و کار ماند
کودک دهقان، بسرش کوفت مشتمطبخیش هیمه زد و سوخت پشت
گربهٔ همسایه، دمش را گزیداز سگ بازار، جفاها کشید
بسکه دمی خاک و دمی آب ریختاز تنش، آن […]


متن کامل شعر را ببینید ...

پروین اعتصامی
 

پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » گوهر اشک

 

آن نشنیدید که یک قطره اشکصبحدم از چشم یتیمی چکید
برد بسی رنج نشیب و فرازگاه در افتاد و زمانی دوید
گاه درخشید و گهی تیره ماندگاه نهان گشت و گهی شد پدید
عاقبت افتاد بدامان خاکسرخ نگینی بسر راه دید
گفت، که ای، پیشه و نام تو چیستگفت مرا با تو چه گفت و شنید
من گهر ناب و […]


متن کامل شعر را ببینید ...

پروین اعتصامی
 

پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » بیت

 

دور جهان، خونی خونخوارهاستمحکمهٔ نیک و بد کارهاست


متن کامل شعر را ببینید ...

پروین اعتصامی