گنجور

شمارهٔ ۸۱ - در مدح پادشاه

 
رشیدالدین وطواط
رشیدالدین وطواط » مقطعات
 

خدایگانا ، آنی که دشمنان ترا

دریده نیزه و تیر تو سینه و حدقه

نجاح تو بمعالی هزار چون جراح

رباح تو ببزرگی هزار چون صدقه

منم ، که رقت احوال من بدان درجه است

که مانده ام متحیر در انده نفقه

طمع بریده ام از جامگی ، از آن امروز

مرا نکایت دشمن فگند ازان طبقه

تبارک الله ! از جامگی چو در گذری

نه عادت صله ماند و نه سنت صدقه

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام