گنجور

 
رشیدالدین وطواط
 

نه من از آسمان گردنده

خدمت تو بجان طلب کردست ؟

تا تو اشعار من طلب کردی

روح در قالبم طرب کردست

خاصه ، آن خسروی که چرخ بلند

از معالی او عجب کردست

ملک نیمروز ، کاقبالش

روز بدخواه نیم شب کردست

قصت رمح او کند با خصم

آنچه مهتاب با قصب کردست

باد راحت نصیب تو ، که فلک

قسم بدخواه تو نصب کردست