گنجور

شمارهٔ ۸

 
رشیدالدین وطواط
رشیدالدین وطواط » غزلیات
 

رفت آن کم بر تو آبی بود

یا سلام مرا جوابی بود

از سر ناز و از سرکشی

هر نفس با منت عتایی بود

در کف من ز دست ساقی وصل

هر زمان ساغر شرابی بود

وعدهای خوشم همی دادی

آن همه وعدها سرابی بود

روزگار وصال جمله گذشت

گوی آن روزگار خوابی بود



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify