بخش ۱۰ - رجوع به تمامی آنکه سخن سه مرتبه دارد و خموشی بالای نطق است ولیکن نه هر خموشیی زیرا که جماد و حیوان و مردم جاهل سخن نمیگویند دلیل نکند که خموشی ایشان بهتر از نطق است
لیک این هم بدان و فهمی کن
کاین کسی را بود که او ز سخن
جاهلان را کند به حق دانا
عالمان را برد بر اوج سما
ابر جودش دهد به بَر بُرها
چونکه در بحر شد شود دُرها
سخنش مرده را کند زنده
چند روزه نه بلکه پاینده
عقلها، مایه برده از سخنش
روح تازه ز علم من لدنش
خمشی چنین کس است عظیم
کاو بود در جهان مثال کلیم
نی کسی کاو بود ز نادانی
خمش از غایت گرانجانی
مایهی علم نی درون دلش
بیعنایت بمانده آب و گلش
آدم است آنکه در تن چو گلش
تابد انوار حق ز جان و دلش
گر بِلیسَش ز نقص بیند گِل
زان بود کاو ز حق ندارد دِل
لیک گر این خرانِ بیمقدار
که ز نادانیاند ناقص و خوار
عقلشان بود از ازل ناقص
لاجرم هستشان عمل ناقص
گفتشان ناقص و کژ و مردود
شد بر ایشان ره خدا مسدود
اینچنین کس اگر بود خامش
چون جماد است از او مجوی تو هُش
گفت و خاموشیش همه ابتر
حرکاتش ز همدگر بدتر
چون حدث هر طرف که او گردد
دمبهدم زشت و نحستر گردد
همچو عثمان نما خموش کجاست ؟
که برش گفتگوی بانگ صداست
تا دهد خلق را وی از خمشی
حکمت و علم و ذوق و هوش و خوشی
این مثل گفتهاند قوم قدیم
مرد کاو هست در زمانه عظیم
گفتِ او سیم دان خموشی زر
چون خموشی و گفتِ پیغمبر
حالت وحی او خموش بدی
چون گذشتی از آن به گفت شدی
سر زدی وحیاش از لباس حروف
آب بحرش درآمدی به ظروف
پس ز قرآن سقای خلق شدی
وان حدیثش شفای خلق بدی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن دربارهی افرادی است که از علم و دانش واقعی بهرهمند هستند و میتوانند بر دیگران تأثیر مثبت بگذارند. آنان با سخنان خردمندانه خود، جاهلان را به سوی حقیقت هدایت و عالمان را به اوج کمال میرسانند. سبحانهوتعالی همچون ابر رحمت بر زمین جاری کرده و کلام آنان قادر به زنده کردن دلها است.
نویسنده به تضاد بین انسانهای با دانش و کسانی که در نادانی باقی ماندهاند، اشاره میکند. افرادی که به علم دست نیافتهاند، به دلیل نداشتن شعور و درک مناسب، اعمال و گفتارشان ناقص و ناکام است. در مقابل، کسانی که به درک عمیقتری از حقیقت رسیدهاند، میتوانند در همین دنیا به دیگران علم و حکمت بیاموزند و خود را به کمال برسانند.
متن همچنین بر این نکته تأکید میکند که سکوت و خموشی در مواقع لازم میتواند به بهتر شدن اوضاع و انتقال معانی عمیق کمک کند، به ویژه زمانی که آن خموشی نتیجهی فکر و تأمل عمیق باشد. در نهایت، نویسنده تأکید میکند که گفتار حکیمانه و خموشانه در حقیقت میتواند شفای جانها و دلها باشد.
هوش مصنوعی: اما این را هم بدان و درک کن که کسی وجود دارد که از کلامش میتوان فهمید.
هوش مصنوعی: نادانان را به علم و حکمت، مایه دانایی میبخشد و دانایان را به درجات بالای معرفت و ظرفیت روحی میرساند.
هوش مصنوعی: ابر رحمتش، به زمین عطاء میکند و وقتی دریا پر شود، مرواریدها هم به وجود میآیند.
هوش مصنوعی: سخن او میتواند حتی فردی را که از دنیا رفته زنده کند، نه فقط برای چند روز، بلکه برای همیشه.
هوش مصنوعی: انسانها از کلام او بهرهمند میشوند و از علم و دانایی او تازگی و انرژی میگیرند.
هوش مصنوعی: این جمله به شخصیتی اشاره دارد که سکوت و آرامشش در جهان، نمونهای قابل توجه و بیهمتا است. این فرد به نوعی شبیه به حضرت کلیم (موسى) است که در زمان خود، ویژگیهای خاصی داشته و برتر از دیگران به شمار میرفته است.
هوش مصنوعی: هیچ کس که از شدت نادانی، فرسوده و خاموش شده باشد، نمیتواند از بار سنگین زندگی رهایی یابد.
هوش مصنوعی: علم و دانش در دل او وجود ندارد و فقط در جسمش، که از خاک و آب ساخته شده، باقی مانده است.
هوش مصنوعی: انسان واقعی کسی است که نور خداوند از درون و جانش در وجودش میتابد و همچون گل ابراز زیبایی و لطافت میکند.
هوش مصنوعی: اگر کسی نقص و عیبهایی را در خود ببیند، آن به این دلیل است که او از حقیقت دور است و دلش به خداوند متوجه نیست.
هوش مصنوعی: اما اگر این افرادی که هیچ ارزشی ندارند و به سبب نادانیشان ناچیز و حقیر به نظر میرسند، در نظر گرفته شوند، واقعیت چیز دیگری است.
هوش مصنوعی: از ابتدا عقل آنها ناقص بود، بنابراین اعمالشان نیز ناقص است.
هوش مصنوعی: به آنها گفتند که سخنانشان نادرست و نامناسب است و به همین خاطر، راه رسیدن به خدا برایشان بسته شد.
هوش مصنوعی: اگر کسی چنین باشد، باید مانند یک ماده بیجان ساکت باشد، از او هیچ انتظاری نداشته باش.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که صحبت کردن و سکوت او نتیجهای بیفایده دارد و رفتارهایش به گونهای است که بدتر از همدیگر به نظر میرسند. در واقع، نه گفتنش و نه اعمالش تأثیر مثبتی ندارند و ممکن است به مشکلات بیشتری دامن بزنند.
هوش مصنوعی: هر جا که او برود، هر لحظه اوضاع بدتر و ناپسندتر میشود.
هوش مصنوعی: مثل عثمان، ساکت و خاموش باش، کجا که تنها صدا و گفتگو وجود دارد؟
هوش مصنوعی: برای اینکه مردم را از طریق حرکتی نرم و لطیف به درک حکمت، دانش، ذوق، هوش و شادمانی برساند.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که مردم قدیم به کسی اشاره کردهاند که در زمانهای بزرگ و مهم زندگی میکند. این شخص، به عنوان معیاری از شجاعت یا تواناییهای انسانی در نظر گرفته شده است.
هوش مصنوعی: او گفت که در سکوت مانند نقره است و این سکوت مانند سخنان پیامبر است.
هوش مصنوعی: وقتی به حالت وحی او گوش فرادی و سکوت کردی، پس از عبور از آن حالت، به گفتوگو درمیآیی.
هوش مصنوعی: پیام الهی به گونهای از قالب کلمات خارج شد و مانند آبی زلال به ظرفهایی سرایت کرد.
هوش مصنوعی: پس از قرآن، تو سرچشمه نوشیدن جانها شدی و آن آموزهات، درمانی برای انسانها گردید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.