پی خدنگ جگر گون به خون مردم کرد
بهانه ساخت که شنجرف بوده پی گم کرد
تبسمی ز لب دلفریب او دیدم
که هر چه با دل من کرد آن تبسم کرد
چنان شدم ز غم و غصهٔ جدایی دوست
که دید دشمن اگر حال من، ترحم کرد
ز سنگ تفرقه ایمن نشست صاف دلی
که رفت و تکیه به دیوار دیر چون خم کرد
نگفت یار که داد از که میزند وحشی
اگر چه بر درِ او عمرها تظلم کرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد جدایی و غم ناشی از آن سخن میگوید. او به زیبایی و جذابیت چهره محبوبش اشاره میکند و تأثیر تبسم او را بر دل خود بازگو میکند. جدایی از دوست او را به شدت اندوهگین کرده و در این حال، حتی دشمنانش نیز نسبت به حال او ترحم نشان میدهند. شاعر احساس میکند که دلی صاف و بیآلایش داشته، اما جدایی او را به شدت آزرده کرده است. در پایان، او از یار میپرسد که کدامین ظلم باعث چنین وضعیتی شده است.
هوش مصنوعی: او (معشوق) با تیرهایی که از جگرش به خون مردم میزند، بهانهای برای کشتن میسازد و میگوید که اینها به خاطر غم و اندوهش بوده است.
هوش مصنوعی: از لبهای دلربای محبوب یک لبخند دیدم که نشان میدهد هر چه با دل من کرد، در واقع همان لبخند بود.
هوش مصنوعی: از شدت غم و اندوه جدایی از دوست، به حالتی رسیدهام که حتی دشمن نیز وقتی حال مرا میبیند، به من رحم میکند.
هوش مصنوعی: از صخرهٔ جدایی، دل صیقلی و بیآلایش قرار گرفته است، اما کسی که از عشق دور شده، همچون درختی که به دیوار قدیمی تکیه داده و خم شده، دیگر نتوانسته خود را راست و استوار نگهدارد.
هوش مصنوعی: یار (محبوب) به وحشی نمیگوید که از چه کسی میزند و او را آزار میدهد، با اینکه او سالها در درگاه یار فریاد و شکایت کرده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
پدر به جای پسر هرگز این کرم نکند
که دست جود تو با خاندان آدم کرد
خدای خواست که بر عالمی ببخشاید
تو را به رحمت خود پادشاه عالم کرد
دلم ز هجر رخت رو به کلبه غم کرد
پلاس کلبه غم را لباس ماتم کرد
ز تندباد حوادث چه غم چنین که مرا
نهال عشق تو در سینه بیخ محکم کرد
ملک زحسن تو در آب و خاک سری دید
[...]
ز خط چو حلقه ی حیرت به گوش مردم کرد
ز جلوه اش نگهم دست و پای خود گم کرد
گرفت موج هوا جلوه ی رگ یاقوت
چو غنچه تا به چمن لعل او تبسم کرد
از آن عقیق لب آبدار دست شوی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.