گنجور

غزل ۱۸

 
وحشی
وحشی » گزیده اشعار » غزلیات
 

ننموده استخوان ز تن ناتوان مرا

پیدا شده فتیلهٔ زخم نهان مرا

تا زد به نام من غم او قرعهٔ جنون

شد پاره پاره قرعه صفت استخوان مرا

عمری به سر سبوی حریفان کشیده‌ام

هرگز ندیده است کسی سرگران مرا

از یک نفس برآر ز من دود شمعسان

نبود اگر به بزم تو ، بند زبان مرا

وحشی ببین که یار به عشرت سرا نشست

بیرون در گذاشت به حال سگان مرا



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

amirhossein نوشته:

در مصراع دوم بیت اول کلمه “پنهان” وزن را بهم ریخته … علی القائده باید “نهان” بوده باشد!

پاسخ: در مصرع مذکور، «پنهان» با «نهان» جایگزین شد.

👆☹

فرهاد نوشته:

باسلام دربیت چهارم مصرع اول خوانده شود. از یک نفس بر آر ز من دود شمعشان. در پناه خدا

👆☹

مبین نوشته:

در پاسخ به آقا فرهاد:
شمعسان درست است و به معنای “به سان شمع” یعنی مانند شمع است.

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.